نمایشگاه کتاب یا نمایشگاه حجاب؟!

پرده‌ی اول: در بخش «درباره‌ی ما» وب‌سایت نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در مورد این نمایشگاه اینگونه توضیح داده شده است:

نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با ۲۳ دوره برگزاری یکی از معتبر‌ترین نمایشگاه‌های بین المللی در سراسر جهان است. حضور بیش از ۲ هزار ناشر داخلی و ۱۷۰۰ ناشر خارجی و بازدید بیش از ۴ میلیون نفر از این نمایشگاه، اعتبار فوق العاده‌ای به آن بخشیده است.

موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران به عنوان بازوی اجرایی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، نمایشگاه‌های کتاب استانی و نمایشگاه‌های کتاب خارج از کشور در تلاش است تا در بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بیش از پیش در جهت اعتلای فرهنگ کتاب و کتابخوانی و رضایت مردم فرهنگ دوست کشورمان گام بردارد.

پرده‌ی دوم: بهمن دری، رئیس نمایشگاه کتاب تهران در سخنانی مهمترین اولویت وزارت ارشاد در نمایشگاه سال جاری (۱۳۹۰) را مسئله‌ی حجاب عنوان کرده است:

امسال مسئله حجاب از اولویت‌های ما است و در آیین‌نامه انضباطی ناشران نیز بعنوان یک شاخص مطرح شده و قطعا نظارت و برنامه‌های حمایتی معاونت از ناشران بر این مبنا نیز خواهد بود. ما موظفیم مطالبات مراجع و روحانیون را که مبتنی بر آموزه‌های دینی خود ما نیز هست در این زمینه بر آورده سازیم.

سوال: براساس تعریف نمایشگاه کتاب تهران، مگر نباید مهمترین اولویت این نمایشگاه کتاب باشد نه حجاب؟!

نوشتن دیدگاه

هر آنچه باید در مورد زلزله و سونامی ژاپن بدانیم…

اگر شما جز آن دسته از افرادی هستید که نمی‌دانید سونامی چیست، امواج سونامی در زلزله‌ی اخیر ژاپن چگونه حرکت کرده‌اند و مشکل راکتورهای اتمی نیروگاه فوکوشیما چیست، دیدن سه ویدئوی زیر را به شما توصیه می‌کنم. در این سه ویدئو پاسخ سه سوال فوق را به صورت تصویری خواهید یافت.

سونامی چیست؟

لینک مستقیم ویدئو

ادامه خواندن “هر آنچه باید در مورد زلزله و سونامی ژاپن بدانیم…”

نوشتن دیدگاه

گاف خبری- وقتی مشرق اینترنت را در ژاپن فیلتر شده اعلام می‌کند!

برای دیدن تصویر بزرگتر برای روی عکس کلیک کنید

وب‌سایت خبری- تحلیلی مشرق یکی از وب‌سایت‌هایی است که کارکنان آن حقایق را به راحتی تغییر می‌دهند و به نوعی بسته به منافعی که دارند، خبرنویسی می‌کنند. در این وبلاگ تاکنون چندین مورد از گاف‌های خبری مشرق را نوشته‌ام، که این مطلب را می‌توان آخرین نمونه‌ی گاف خبری مشرق در سال ۱۳۸۹ دانست.

مشرق در ۲۵ اسفند ماه ۱۳۸۹ خبری را با عنوان «آمریکا یوتیوب و گوگل ویدیو را در ژاپن مسدود کرد» را منتشر کرد:

فرماندهی سایبری آمریکا سرویس یوتیوب، گوگل ویدیو و آمازون را در محدوده ژاپن و همسایگانش (آسیاپاسیفیک) مسدود کرده است.

به گزارش مشرق؛ شبکه خبری راشا تودی از قطع سرویس یوتیوب توسط فرماندهی سایبری آمریکا در محدوده‌ی ژاپن و همسایگانش خبر داد.

این فیلترینگ، محدوده‌ی آسیا پاسیفیک که شامل بخش عمده آسیای شرقی، جنوب شرق آسیا و اقیانوسیه می‌شود را در بر می‌گیرد.

راشاتودی گزارش داد: ارتش آمریکا اعلام کرده است که به دلیل تقاضاهای بیش‌از حد کاربران اینترنت برای یافتن اطلاعات در خصوص حادثه‌ی زمین‌لرزه و سونامی ژاپن، ترجیح داده است تا سایت‌هایی را که فایل‌های تصویری را به اشتراک می‌گذارند کاملا ببندد.

این توجیه، قانع کننده به نظر نمی‌رسد.

این منبع افزود: دفتر ستاد سایبری آمریکا تمامی دسترسی‌های موجود به سایت‌های ویدیویی، از جمله یوتیوپ، گوگل ویدیو و آمازون را مسدود کرد. این دفتر بیان کرده است که تقاضای دریافت و مشاهده گزارشات تصویری از ژاپن بیش از حد می‌باشد و این امر سبب شده است تا پهنای باند اینترنت کاملا مصرف شود و شبکه اینترنت پنتاگون دچار اختلال گردد.

ارتش آمریکا، مدعی است که محدودیت‌های جدید، به هیچ وجه به دلیل خودِ سایت‌ها و یا محتوای آن‌ها نمی‌باشد، بلکه این کار بنا به درخواست ستاد پاسیفیک ارتش آمریکا می‌باشد تا بهتر بتواند نیازهای ارتش را بر آورده سازد. (منبع)

با خواندن این خبر به درست بودن آن شک کردم و به دنبال منبع انگلیسی‌زبان و معتبری گشتم که این جستجو نتیجه داد و این خبر را در خبرگزاری سی‌ان‌ان پیدا کردم. با مقایسه‌ی متن خبر منتشر شده در سی‌ان‌ان با مشرق شک من به یقین تبدیل شد و مشخص شد که بار دیگر مشرق یک خبری کاملا انسان‌دوستانه را به خبری از نوع سانسور اینترنتی تبدیل کرده است. اما ماجرا از چه قرار است؟

براساس خبری که سی‌ان‌ان منتشر کرده است، کارکنان ارتش آمریکا درخواست‌های زیادی را برای مشاهده‌ی تصاویر مربوط به سونامی و زلزله‌ی ژاپن از طریق وب‌سایت‌هایی مانند یوتیوب و گوگل ویدئو داده بودند که این امر باعث شده بود تا پهنای باند ارتش آمریکا با مشکلاتی مواجه شود، به همین دلیل ارتش آمریکا با توجه به اینکه در حال انجام عملیات کمک در ژاپن بوده است، وب‌سایت‌هایی مانند یوتیوب را به صورت موقتی مسدود می‌کند تا پهنای باند کافی برای کمک به ژاپن را در اختیار داشته باشد.

حال شما این خبر را با داستان مشرق مقایسه کنید که در آن خبر از مسدود شدن وب‌سایت‌هایی مانند یوتیوب در ژاپن داده است! علاوه بر آن نکته‌ی مهمی که مشرق هیچ حرفی از آن نزده است آن است که این فیلترینگ تنها در رایانه‌های وزارت دفاع و ارتش آمریکا اعمال شده و شهروندان معمولی (چه آمریکایی، چه ژاپنی) هیچ محدودیتی در این زمینه نداشته‌اند!

به همین دلیل باز هم مانند گذشته باید بگویم که آقا یا خانمی که این خبر را در مشرق منتشر کرده‌ای، اگر فیلترینگ بد است، چرا اینترنت در ایران فیلتر است؟ و اگر خوب است چرا شما قانع نشده‌اید؟ در ضمن مگر یوتیوب در ایران در دسترس کاربران است؟ و باز هم می‌گویم که دوستان عزیز در مشرق، بی‌زحمت خبر دروغ منتشر نکنید!

نوشتن دیدگاه

شبکه‌های اجتماعی ابزار تغییر نیستند!

مدتی قبل مطلبی با عنوان «وقتی کاربران ایرانی از فیس‌بوک می‌خواهند سبز شود!» را منتشر کردم که با بازتاب‌هایی در گوگل ریدر مواجه شد و عده‌ای این مطلب را نوعی شنا کردن در خلاف جهت جریان آب نامیدند و اقداماتی مانند درخواست سبز شدن از فیس‌بوک را حرکتی در جهت سرشماری حامیان جنبش سبز دانستند.

امروز در بین لینک‌هایی که برای خواندن ذخیره کرده بودم، به ترجمه‌ی مصاحبه‌ای از NPR برخوردم  که در خبرگزاری فارس منتشر شده بود. در این مصاحبه جیمز لویس، مدیر بخش تکنولوژی و سیاست‌گذاری عمومی در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل آمریکا، شبکه‌های اجتماعی را ابزاری ضروری برای سیاست خارجی آمریکا خوانده است. اما آنچه که باعث شد تا من به این مصاحبه علاقه‌مند شوم، چند نکته‌ی مهم در سخنان آقای لویس بود که به نوعی سخنان من در مطلب گذشته‌ام را تایید می‌کند:

…من معتقدم که وزارت امور خارجه [آمریکا] بیشتر شبیه به یک مشوق است. آنها بر این باورند که فیس‌بوک یا توییتر بسیار عالی هستند و گاهی اوقات آن‌ها را به انجام اقداماتی تشویق می‌کنند. اما این ابزار‌ها [شبکه‌های اجتماعی] به خودی خود به نوعی خنثی هستند و کارایی آن‌ها به خواسته‌ی مردمی که قرار است از آن استفاده کنند، بستگی دارد. این ابزار‌ها راهی هستند برای تقویت صدای مخالفین و حمایت از حرکت ایشان، اما به هیچ وجه قادر نیستند یک جنبش مخالفت‌آمیز خلق کنند و ابزاری نیستند که با استفاده از آن بتوان در امور سیاسی یک بازیگر دخالت کرد.

…تا به اینجا که خوش‎ شانس بوده [آمریکا] و بیشتر شرکت‌هایی که در این عرصه فعالیت می‌کنند، شرکت‌های آمریکایی هستند و از ارزش‌هایی مشابه پیروی می‌کنند. چندی است که شاهد مخالفت‌هایی از سوی رژیم‌هایی چون چین و ایران هستیم. آن‌ها این فرایند را نمی‌پسندند. آن‌ها گمان می‌کنند که فیس‌بوک یا توییتر ابزاری آمریکایی برای ایجاد اختلال در حکومت‌های ایشان هستند. چرا که تأثیر این ابزار، به نحوی بی‌ثباتی به همراه دارد. آنچه صحت ندارد، این است که آمریکا به عمد درصدد ایجاد چنین تأثیراتی است.

…من گمان نمی‌کنم که توییتر یا فیس‌بوک یا گوگل یا هیچ یک از عواملی از این دست دستور کار سیاسی داشته باشند. البته آن‌ها ممکن است کم و بیش تلاش کنند که با ارزش‌های دموکراتیکی که در آمریکا می‌بینیم، خود را هماهنگ کنند، اما به هیچ وجه از یک دستور کار سیاسی پیروی نمی‌کنند. (منبع)

این سه پاراگراف بخش‌های مهم مصاحبه‌ی آقای لویس است که قسمت‌های مهم‌تر آن را پرنگ کرده‌ام و از نظر من این سه پاراگراف چنان روشن است که نیاز به هیچ توضیح دیگری نیست. با این حال باید گفت تنها چیزی که در کل این مصاحبه از نظر من بسیار مهم است آن است که:

«شبکه‌های اجتماعی هیچ قدرتی برای ایجاد یک جنبش و تغییرات سیاسی بزرگ مانند تغییر یک حکومت را ندارد.»

این یعنی آنکه من و توی کاربر اینترنت نباید فکر کنیم که لایک‌ها و کامنت‌ها و اینگونه کارها، یک فعالیت بزرگ سیاسی است که به تغییری بزرگ منجر خواهد شد!

نوشتن دیدگاه

صدای من را از ایران می‌شنوید!

به روز شده: امروز اول آوریل است و این مطلب دروغ اول آوریل بود! هر چند که جدای از بخش حضور من در تهران، به تک تک کلمات این مطلب اعتقاد کامل دارم.

در روز ۲۵ تیر ماه ۱۳۸۸ در ساعت ۸ بامداد به وقت ایران، تهران را به مقصد لندن با هدف ادامه‌ی تحصیل ترک کردم. در این مدت تجربه‌های زیادی کسب کردم که به جرات می‌توانم بگویم که اگر در ایران بودم، هرگز آنها را بدست نمی‌آوردم. تجربه‌هایی مانند غم غربت، دوری از خانواده، زندگی در بین انسان‌هایی که فرهنگ و زبان آنها برایم بسیار غریب بود و هزاران مورد دیگر…

حال آنکه امروز بعد از گذشت بیش از ۱٫۵ سال از زندگی در غربت به ایران برگشته‌ام. به کشوری که در آن این وبلاگ فیلتر است، فیلترینگ اینترنت بی‌داد می‌کند، نهایت سرعت اینترنت در آن برای منِ کاربر خانگی ۱۲۸ کیلوبیت در ثانیه است و هزاران مورد دیگر که در مورد آنها حرف خواهم زد. اما با تمام این‌ها، هم اکنون که این مطلب را برای شما می‌نویسم، در وطن هستم، وطنی به نام ایران و شهری به نام تهران! شهری که چند روزی در آن خواهم بود و سپس به مکانی که در آن ۲۳ سال زندگی کرده‌ام یعنی زاهدان خواهم رفت.

به همین دلیل باید بگویم: «صدای من را از ایران می‌شنوید، کشوری که وطن هر ایرانی است و خواهد بود.»

نوشتن دیدگاه