منتظر تغییر باشید؛ تغییری از جنس یک شهروند عادی

صدای سال جدید خورشیدی و پایان دهه‌ی ۸۰ هر روز بلندتر می‌شود، دهه‌ای که ابتدایش با موجی از وبلاگ‌نویسی شروع شد و انتهاش با موجی از شبکه‌های اجتماعی در حال به پایان رسیدن است و براساس همین دو موج از دید من این دهه، دهه‌ی خیلی خوبی بوده است چون با اوج شروع شد و با اوج در حال رسیدن به خط پایان است.

دو خط بالا را گفتم که بگویم در فکر تغییر هستم، در فکر تغییر در ساختار این وبلاگ، در نمای این وبلاگ و محتوای این وبلاگ! حدود دو سالی است که در این وبلاگ بیشتر تمرکزم را بر روی وبلاگستان فارسی، شبکه‌های اجتماعی و فیلترینگ در ایران گذاشته‌ام و همین سه مورد باعث شد که این وبلاگ به مذاق آقایان خوش نیاید و فیلتر شود! فیلتری که با اجرای بی‌بند و بار آن، ابهت‌اش در دیدگان ایرانیان شکسته شده به صورتی که در این روزها کودکان دبستانی هم می‌دانند VPN، اولتراسرف و یا فری‌گیت چیست!

همانگونه که گفتم، به فکر تغییر هستم، اما تغییری از جنس یک شهروند عادی نه یک سیاستمدار که تنها برای گرفتن رای من و تو شعار تغییر، برابری و عدالت می‌دهد؛ به فکر متنوع کردن محتوای این وبلاگ و تولید پادکست و ویدئوکست هستم. پادکست‌هایی کوتاه که دستکم هفته‌ای یک بار بدون هیچ ویرایش و دستکاری منتشر شوند و آنچه که با کیبورد و کلمات قابل گفتن نیست را با شما در میان بگذارم. ویدئوکست‌هایی که ممکن است در مورد زندگی، تکنولوژی یا یکی از خیابان‌های لندن یا هر شهر دیگری باشد.

این‌ها را گفتم که بگویم منتظر تغییر باشید، تغییر در محتوای این وبلاگ که کارش این روزها نقد اشتباهات رسانه‌ای و بزرگنمایی‌های بچه‌گانه است!

شاید این تغییر با آغاز دهه‌ی ۹۰ خورشیدی شروع شود…

نوشتن دیدگاه

تظاهرات ضد دولتی خوره‌های کامپیوتری در بحرین

شنبه، ۱۴ اسفند ماه گروهی از متخصصین آی‌تی در بحرین تظاهرات ضد دولتی برگزار کردند که بنرها و شعارهای استفاده شده در این تظاهرات بسیار دیدی بود.

در این تظاهرات، متخصصین آی‌تی که به نوعی می‌توان آنها را Geek یا خور‌ه‌های کامپیوتری نامید اعتراض خود را به صورت زیر نشان دادند:

هر چند که تصاویر بسیار گویا هستند اما به راستی که پایان کار دیکتاتورها به راحتی فشار دادن سه دکمه‌ی Alt، Ctrl و Delete است، هر چند در برخی موارد فشار دادن این سه دکمه به صورت همزمان مشکل است اما در نهایت این سه دکمه فشار داده می‌شوند. ادامه‌ی تصاویر را نیز می‌توانید در اینجا مشاهده کنید.

نوشتن دیدگاه

آمار کاربران اینترنت در ایران- ۲۸ یا ۳۲ میلیون نفر؟

پرده‌ی اول: شرکت مخابرات ایران آمار رسمی کاربران اینترنت در ایران را ۲۸ میلیون نفر اعلام کرده است.

پرده‌ی دوم: وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در مراسم افتتاحیه‌ی دوازدهمین اجلاس شورای رگولاتوری جنوب آسیا آمار کاربران اینترنت در ایران را ۳۲ میلیون نفر اعلام می‌کند.

سوال: چگونه امکان دارد که در طی دو هفته تعداد کاربران اینترنت در ایران رشدی ۴ میلیونی داشته باشند؟

نوشتن دیدگاه

گروه آشیانه و تحریم‌های اتحادیه‌ی اروپا

دو روز پیش (۷ اسفند) وب‌سایت خبری Pilitico خبر از تحریم‌های جدید اتحادیه‌ی اروپا بر علیه‌ی ۸۰ نفر از مقامات و مسئولین ایران داد که لیست کامل این افراد را می‌توانید در اینجا مشاهده کنید.

با مروری بر این لیست که اکثریت آن را مقامات سیاسی و امنیتی تشکیل داده‌اند، به نکته‌ی جالبی در آن برخورد کردم و آن آخرین نام در این لیست بود: «بهروز کمالیان».

بهروز کمالیان مدیر گروه امنیتی آشیانه است، گروهی که همواره متهم به همکاری با ارتش سایبری ایران بوده است به صورتی که برخی گروه آشیانه را همان ارتش سایبری ایران می‌دانند و بر همین اساس نیز نام بهروز کمالیان در لیست تحریم‌های احتمالی از سوی اتحادیه‌ی اروپا قرار گرفته است:

بهروز کمالیان
مدیر گروه سایبری آشیانه- مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

حال آنکه این اتهام در حالی به گروه آشیانه نسبت داده شده که آقای کمالیان در مصاحبه‌ای که با دویچه‌وله فارسی انجام داده است، داشتن هر گونه رابطه با ارتش سایبری را تکذیب و فعالیت این گروه را کاملا مستقل اعلام کرده است.

نوشتن دیدگاه

به یاد دوستان…

دنیای اینترنت دنیایی است که به شخصه بسیار مدیون آن هستم. دنیایی است که درک کردن مخالف و کنار آمدن با عقاید وی را به من یاد داد. به من یاد داد که نباید چشمانم کور شود و تنها و تنها به دلیل اعتقاداتم به مخالفم فحش بدهم. به من یاد داد که خودم را همه کاره و دیگران را هیچ کاره ندانم. به من یاد داد که خودبزرگ‌بین نباشم و بدون مدرک کسی را متهم نکنم.

در این دنیای مجازی دوستانی پیدا کردم که بسیار وفادارتر و بامعرفت‌تر از دوستانی هستند که در دنیای واقعی دارم و بر همین اساس وظیفه‌ی خود می‌دانم که یادی کنم از دوستانی که هم اکنون در اتاقی تاریک و تنها نشسته‌اند. دوستانی که شاید خیلی‌ها از آنها یاد نکنند، اما من از آنها یاد می‌کنم. از آنانی که بخشی از آنچه من دارم را مدیون هم صحبتی با آنها هستم. دوستانی که شاید نامی از آنها برده نشده است، اما در عین بی‌نامی کاملا نامدار هستند.

این مطلب را به این دلیل نوشتم تا ادای دینی باشد به آنها… به کسانی که شاید اگر جور دیگری فکر می‌کردند هم اکنون هزاران کمپین و طومار و… برای‌شان جمع‌آوری و منتشر شده بود.

و در اینجاست که می‌توان فهمید سیاست چگونه چشمان آدمی را کور می‌کند به گونه‌ای که بدی را به دلایلی خوب و خوبی را به دلایلی بد ببیند. چگونه گوش آدمی را کر می‌کند تا آنچه را که باید بشنود نشنود و چگونه قلب آدمی را تیره می‌کند که شرم و حیا را کنار بگذارد و دروغ بگوید.

به یاد دوستانی در جایی که من و تو می‌دانیم کجاست…

نوشتن دیدگاه