به یاد دوستان…

دنیای اینترنت دنیایی است که به شخصه بسیار مدیون آن هستم. دنیایی است که درک کردن مخالف و کنار آمدن با عقاید وی را به من یاد داد. به من یاد داد که نباید چشمانم کور شود و تنها و تنها به دلیل اعتقاداتم به مخالفم فحش بدهم. به من یاد داد که خودم را همه کاره و دیگران را هیچ کاره ندانم. به من یاد داد که خودبزرگ‌بین نباشم و بدون مدرک کسی را متهم نکنم.

در این دنیای مجازی دوستانی پیدا کردم که بسیار وفادارتر و بامعرفت‌تر از دوستانی هستند که در دنیای واقعی دارم و بر همین اساس وظیفه‌ی خود می‌دانم که یادی کنم از دوستانی که هم اکنون در اتاقی تاریک و تنها نشسته‌اند. دوستانی که شاید خیلی‌ها از آنها یاد نکنند، اما من از آنها یاد می‌کنم. از آنانی که بخشی از آنچه من دارم را مدیون هم صحبتی با آنها هستم. دوستانی که شاید نامی از آنها برده نشده است، اما در عین بی‌نامی کاملا نامدار هستند.

این مطلب را به این دلیل نوشتم تا ادای دینی باشد به آنها… به کسانی که شاید اگر جور دیگری فکر می‌کردند هم اکنون هزاران کمپین و طومار و… برای‌شان جمع‌آوری و منتشر شده بود.

و در اینجاست که می‌توان فهمید سیاست چگونه چشمان آدمی را کور می‌کند به گونه‌ای که بدی را به دلایلی خوب و خوبی را به دلایلی بد ببیند. چگونه گوش آدمی را کر می‌کند تا آنچه را که باید بشنود نشنود و چگونه قلب آدمی را تیره می‌کند که شرم و حیا را کنار بگذارد و دروغ بگوید.

به یاد دوستانی در جایی که من و تو می‌دانیم کجاست…