یادگیری زبان انگلیسی مضر است یا مفید؟!

پرده‌ی اول: آموزش زبان‌های خارجی یکی از ویژگی‌های مبلغان دینی است و با استقبال شدید غربی‌ها به سمت اسلام و همچنین افول اسلام‌ستیزی، باید سرمایه‌گذاری حوزه‌ی علمیه را بیشتر به سمت مجازی و فعالیت در بخش‌های خارجی معطوف کرد و با انعکاس اخبار، مقالات و دل‌نوشته‌های خود، مخاطبان را به سمت اسلام معطوف کنند. (حجت الاسلام مصطفی اسماعیلی، مدیر رسانه معاونت تبلیغ مرکز مدیریت حوزه‌های‌ علمیه تهران- منبع)

پرده‌ی دوم: هجمه‌ی زبان انگلیسی در ایران آثار مخربی دارد؛ تحقیر زبان فارسی، تحقیر ایرانیان است و با سوق دادن تمامی کلاس‌ها در دانشگاه‌ها و لزوم تدریس و فراگیری زبان انگلیسی، زبان فارسی تحقیر می‌شود. (غلامعلی حداد عادل، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی- منبع)

یک سوال: یادگیری زبان انگلیسی مضر است یا مفید؟!

نوشتن دیدگاه

وبلاگ، «ضرورتی برای هر شیعه»

وبلاگ و وبلاگ‌نویسی یکی از پدیده‌های بوده است که بدون شک بر روی فضای اجتماعی و سیاسی ایران تاثیر بسیاری داشته است. برای اثبات این حرف نیز می‌توان به آمار وبلاگ‌های فیلتر شده توسط دولت ایران اشاره کرد. اما بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، وبلاگ‌نویسی در کنار جنگ نرم، به یکی از بحث‌های مورد علاقه‌ی مسئولین ایران تبدیل شد به گونه‌ای که یکی از مسئولین در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، وبلاگ‌نویسی را یک وظیفه و تکلیف شرعی هر شیعه اعلام کرد! در مطلبی با عنوان «وبلاگ، ضرورتی برای هر شیعه» که مدتی قبل در آزاد سایبر منتشر شده است، به بررسی این سخنان پرداخته‌ام.

بحث‌های مانند «ضرورت تسخیر فضای مجازی توسط نیروهای ارزشی»، تشکیلاتی نظیر «ارتش سایبری» و مفاهیمی همچون «جنگ نرم» پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته به یک‌باره‌ با فشاری محسوس وارد عرصه سیاسی در ایران شدند، ورد زبان مقامات جمهوری اسلامی شدند و در کانون توجه مسئولان قرار گرفتند.

پی‌آمد این اتفاق تنها ایجاد ارتشی به نام «ارتش سایبری ایران» نبود؛ در فضای وبلاگستان فارسی هم اثرات این نگرش کاملا محسوس و ملموس است و می‌توان وبلاگ‌های بسیاری را مشاهده کرد که زمان زیادی از تولدشان نگذشته، اما به کپی کردن مطالب وب‌سایت‌های حامی دولت و جنبش سبز می‌پردازند.

در آخرین نمونه‌ از سخنان مسئولان ایران، می‌توان به دیدگاه معاون رسانه مجازی سازمان صدا و سیما، لطف‌الله سیاهکلی اشاره کرد که داشتن وبلاگ برای هر شیعه را ضروری دانسته است. وی در سخنانی که توسط خبرگزاری فارس منتشر شده، به نکات بسیار مهمی اشاره کرده است که توجه به آنها می‌تواند برخی از حقایق وب فارسی و همچنین جنگ نرم را روشن کند. ادامه مطلب…

نوشتن دیدگاه

دانشنامه‌ها: ابزارهای تازه جنگ نرم

حدود یک ماه پیش خبری مبنی بر افتتاح دانشنامه‌ی جنگ نرم بر روی خبرگزاری‌های مختلف قرار گرفت. خبری که در آن هیچ لینکی از این دانشنامه وجود نداشت و تمامی خبرگزاری‌ها این خبر را از یک منبع مشخص کپی کرده بودند. براساس همین خبر، در همان زمان مقاله‌ای را برای مردمک تحت عنوان «دانشنامه‌ها: ابزارهای تازه جنگ نرم» نوشتم و در آن به بررسی این دانشنامه پرداختم:

واژه‌ «جنگ نرم» با به وجود آمدن مرکز بررسی جرائم سازمان یافته (گرداب) که یکی از مراکز وابسته به فرماندهی پدافند سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، به ادبیات سیاسی ایران راه پیدا کرد.

واژه‌ای که معادل دقیق انگلیسی برای آن وجود ندارد و می‌توان آن را واژه‌ای ساخته شده توسط مسئولین ایران دانست؛ زیرا آنچه در شبکه‌ جهانی اینترنت توسط جهانیان برای تاثیرگذاری بر روی دیگر کشور استفاده می‌شود، استفاده‌ رسانه‌ای از اینترنت است که از آن با عنوان Soft Power یاد می‌شود نه یک جنگ از نوع نرم؛ به همین دلیل می‌توان جنگ نرم را واژه‌ای نادرست دانست که این روزها مورد به میزان بسیار زیادی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

با این مقدمه به بررسی وب‌سایت جدیدی با نام «دانشنامه آزاد جنگ نرم» که توسط محمود احمدی‌نژاد در روز ۳ آبان از آن پرده‌برداری شد، می‌رویم. ادامه مطلب…

دانشنامه‌ها: ابزارهای تازه جنگ نرم

نوشتن دیدگاه

یک صدم ثانیه، زمان برای تصمیم‌گیری من و تو

ماجرای قتل یک انسان در میدان کاج تهران، یکی از خبرهایی بود که در هفته‌های اخیر در مورد آن بسیار صحبت شده است. از اینکه چرا در میان آن جمعیت تماشا کننده یک نفر برای نجات آن جوان قدم برنداشته، یا آنکه چرا پلیس برای کنترل اوضاع و نجات قربانی کاری انجام نداده است.

علاوه بر این، پس از ظهور پدیده‌ای به نام شهروند- روزنامه‌نگار، این سوال پیش آمده است که مردم برای انتشار تصاویر حوادثی مانند قتل میدان کاج تا چه حد می‌توانند مشغول ضبط کردن تصاویر برای انتشار در خبرگزاری‌ها و یا شبکه‌های اجتماعی باشند و تا چه حد باید به فکر نجات جان انسان درگیر در آن حادثه باشند؟

این سوالات که در روزنامه‌نگاری از آن به عنوان «اخلاق روزنامه‌نگاری» یاد می‌شود، باعث شده است که سوال بزرگ‌تری مطرح شود: «در حادثه‌ای که جان یک یا چند انسان در خطر است، به چه میزان خبرنگار یا روزنامه‌نگار باید به گزارش آن حادثه بپردازد و به چه میزان باید تلاشی برای نجات جان آنها بکند؟

پاسخ به این سوال آسان نیست، زیرا نیاز به پارامترهای زیادی است که اساتید این زمینه باید در این مورد نظر بدهند، اما از دیدگاه من ویدئوی زیر تا حدودی می‌تواند پاسخ به این سوال را بدهد، ویدئویی با نام «یک صدم ثانیه»:

لینک مستقیم ویدئو

نوشتن دیدگاه

دو پرده از روش‌های انتقاد از مخالفان و دشمنان!

پرده‌ی اول: یک پایگاه خبری از بازی کردن لیلا اوتادی در نقش ندا آقا سطان خبر می‌دهد؛ تنها چند ساعت بعد از انتشار این خبر فحش‌هایی نیست که به این بازیگر داده نشود. فحش‌هایی که من و توی وبلاگ‌نویس با شنیدن آنها عرق شرم بر پیشانی‌مان نقش می‌بندد! فحش‌هایی که تنها و تنها به دلیل آنکه یک بازیگر مخالف آنچه من و تو فکر می‌کنیم، انجام داده است (هر چند بعدا این خبر تکذیب شد)، نثار او می‌شود.

پرده‌ی دوم: ویدئوی فحاشی دو بیننده‌ی برنامه‌ی نوبت شما در تلویزیون بی‌بی‌سی را می‌بینم؛ می‌بینم که چگونه دو بیننده فحش‌هایی رکیک از دهانشان خارج می‌شود، فحش‌هایی که گفتن آنها در خفا هم شرم‌آور است! فحش‌هایی که تنها دلیلش انتقاد از مخالف من و تو است!

لینک مستقیم ویدئو

نتیجه‌گیری: من و تو همچنان یاد نگرفته‌ایم که از مخالف و دشمن‌مان با متانت و ادب انتقاد کنیم و تنها روش انتقاد از مخالف را در دادن فحش‌های رکیک می‌دانیم، فحش‌هایی که از هر دیدگاه و مسلکی مورد پذیرش نیست.

نوشتن دیدگاه