حمله‌ی نظامی به ایران- صدای طبل جنگ‌سالاران به گوش می‌رسد

منبع: Street Journalist

در چند روز اخیر دو خبر مهم بر روی خروجی‌های خبرگزاری‌های جهان قرار گرفت که نشان از آماده‌باش جنگ‌سالاران برای حمله‌ی نظامی به ایران است:

طبق یک نظرسنجی که روز پنج‌شنبه منتشر شد، بسیاری از مردم کشورهای غربی و برخی کشورهای مسلمان از حمله نظامی به ایران برای جلوگیری از گسترش تسلیحات هسته‌ای دفاع کرده‌اند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، نتایج نظرسنجی موسسه پیو، در ۲۲ کشور جهان نشان می‌دهد که اکثریت جامعه در ۱۶ کشور برامکان مداخله نظامی صحه گذاشته‌اند. بنا به این پژوهش، گزینه حمله نظامی با هدف جلوگیری از مسلح شدن ایران به سلاح هسته‌ای، در میان مردم آمریکا با ۶۶ درصد رای موافق، طرفدار بیشتری دارد. ین آمار همچنین نشان می‌دهد که ایران در میان ۸۶ درصد از مردم آلمان، ۸۱ درصد از مردم فرانسه و ۷۵ درصد از مردم ژاپن از محبوبیت برخوردار نیست. در فرانسه اکثریت ۵۹ درصدی گزینه حمله نظامی را برگزیده‌اند. گزینه حمله نظامی همچنین در میان مردم آلمان ۵۱ درصد، بریتانیا ۴۸ درصد و اسپانیا ۵۰ درصد طرفدار دارد. (منبع)

آقای گیتس گفته است که یکی از یافته های اطلاعاتی که به اتخاذ تصمیم برای ایجاد این شبکه منجر شد «آگاهی از این بود که اگر ایران در صدد حمله موشکی به اروپا برآید، به پرتاب یک یا دو موشک اکتفا نخواهد کرد بلکه موشک های متعددی را به کار خواهد برد.» وزیر دفاع آمریکا در توضیح جزئیات چنین حمله‌ای افزود که انتظار می رود که ایران در حمله موشکی احتمالی خود، متحدان اروپایی ایالات متحده را با پرتاب دهها و حتی صدها فروند موشک، «زیر آتش» بگیرد و در عین حال ابراز اطمینان کرد که بهینه سازی شبکه دفاع ضد موشکی به آمریکا توانایی آن را خواهد داد تا از نفرات، پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی و همچنین متحدان خود در اروپا به گونه‌ای موثر حمایت کند. (منبع)

این دو خبر من را یاد اخباری انداخت که قبل از حمله‌ی نظامی آمریکا به عراق منتشر می‌شد. اخباری که در آن ادعا می‌شد عراق و صدام دارای سلاح‌های کشتار جمعی هستند، سلاح‌هایی که قدرت تخریب بالایی دارد، اما بعد از حمله‌ی نظامی هیچگاه این ادعا ثابت نشد!

سناریوی انتشار این دو خبر بسیار جالب است؛ ابتدا افکار جهانی و به خصوص مردم آمریکا از حمله‌ی نظامی به ایران با اکثریت ۶۶ درصدی حمایت می‌کنند. این مردم همان‌هایی هستند که از باراک اوباما درخواست خارج کردن نیروهای آمریکایی از عراق را قبل از انتخاب شدن وی کرده بودند، اما حالا همین مردم از حمله‌ی نظامی دیگری از سوی آمریکا حمایت می‌کنند! این یعنی آنکه پروپاگاندای خبری در آمریکا کار خودش را به خوبی برای جنگ‌سالاران آمریکایی انجام داده است. سپس وزیر دفاع آمریکا از توانایی بالای موشکی ایران سخن می‌گوید، توانایی که در آن از پرتاب صدها موشک صحبت می‌شود! این مقدار نامشخص «صدها موشک»، مقدار حساسی است، به این دلیل که بار روانی سنگی برای شنونده‌ی آمریکایی و اروپایی دارد و به صورت ناخودآگاهی در وی ترسی کاذب ایجاد می‌کند.

در نتیجه باید گفت: جنگ‌سالاران دو طرف ماجرا (ایرانی و آمریکایی) از هرگونه درگیری نظامی بین این دو کشور با اشتیاق زیادی استقبال می‌کنند. باید مراقب بود… صدای طبل‌های آغاز جنگ، از دور دست‌ها در حال شنیده شدن است.

منبع: South Bay Mobilization
نوشتن دیدگاه

تناقض- مبارزه با بدحجابی و خواست عمومی

منبع: عصر ایران

دو خبر زیر را می‌خوانم:

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد سعیدی، امام جمعه قم: حجاب یکی از مسائلی مورد تاکید دین مبین اسلام است و این مسئله جنبه حزبی و سیاسی ندارد. وی با بیان اینکه مردم مسلمان خواهان توجه به این مهم در سراسر جامعه هستند، یادآور شد: مردم ما در جنگ تحمیلی برای دفاع از حکومت اسلامی ۲۰۰ هزار شهید داده‌اند تا احکام اسلامی در کشور اجرا شده و فضای کشور اسلامی باشد. وی برخورد قاطعانه با پدیده زشت بدحجابی را یک خواست عمومی عنوان کرد و افزود: برخورد با بدحجابی باید از ادارات و دستگاه‌های دولتی شروع شود و باید بدانیم که منکر، همیشه منکر است و باید با آن برخورد شود. (منبع)

دکتر محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه زنده‌ی خبری: ما اینگونه برخوردها (با بدحجابی) را توهین می‌دانیم که زن و مردی در خیابان راه بروند و کسی بیاید بگوید نسبت شما چیست؟ هیچ کسی حق ندارد در این خصوص سوالی بپرسد. به اعتقاد بنده روش موجود روش درستی نیست، البته این به این معنا نیست که ما نابسامانی‌های اجتماعی را نمی‌بینیم و یا نباید اصلاح کنیم. دولت این‌گونه رفتارها را قبول ندارد و تا آنجایی که بتواند برخورد و کنترل خواهد کرد. (منبع)

حال آنکه آمار منتشر شده توسط سازمان ملی جوانان را به همراه صحبت‌های اخیر دکتر محمود احمدی‌نژاد، با سخنان امروز امام جمعه‌ی قم مقایسه می‌کنم و این نتاقض‌ها را می‌بینم:

۱- در اینکه حجاب مسئله‌ای حزبی و سیاسی نیست شکی نیست، اما براساس تصاویر منتشر شده از کشورهای مسلمانی مانند لبنان، مردم مسلمان در تمامی کشورها خواهان توجه به حجاب در سراسر جامعه نیستند و هر کسی با آزادی خودش حجاب را انتخاب می‌کند. برای اثبات این حرف، عکس بالا شاهد خوبی است.

۲- براساس آمار منتشر شده توسط سازمان ملی جوانان بیش از نیمی از جامعه حجاب را امری شخصی می‌دانند، حال آنکه امام جمعه‌ی قم در سخنان امروز خود برخورد با بدحجابی را یک خواست عمومی اعلام کرده است. براساس منطق ریاضی، خواست عمومی یعنی ۵۰ درصد جامعه به اضافه‌ی یک نفر که نظرسنجی سازمان ملی جوانان این نکته را رد می‌کند.

۳- براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رئیس دولت مسئول کلیه‌ی اموری است که در ادارات دولتی اجرا می‌شود، حال آنکه امام جمعه‌ی قم خواستار برخورد با بدحجابی در ادارات و دستگاه‌های دولتی شده است، در صورتی که رئیس دولت (دکتر محمود احمدی‌نژاد) این مسئله را خارج از دولت خودش اعلام کرده و  از رد اینگونه برخوردها سخن گفته است.

نوشتن دیدگاه

نامه وارده: بازی وبلاگی- ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ خاطره‌ای تلخ است

در ادامه‌ی بازی وبلاگی- ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، لاله‌ی عزیز خاطره‌ی خودش را از آن روز نوشته است. شما هم اگر علاقه دارید در این بازیِ وبلاگی شرکت کنید، می‌توانید خاطره‌ی خودتان را در وبلاگ‌تان منتشر کنید و لینک آن را برای من بفرستید و یا آنکه آن را برای من ایمیل کنید.

واضح است، مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش می‌شوند و لزوما بازتاب دهنده‌ی دیدگاه‌های من نیز نمی‌باشند.

نزدیک ظهر بود که با امید برای دادن رای از خانه بیرون رفتیم. از شدت هیجان پاهایم می‌لرزید، انگار قرار بود به مسابقه‌ای برویم که من در آن رقیب‌های زیادی داشتم. محل رای‌گیری مدرسه‌ای نزدیک خانه‌یمان بود و محله‌ی ما هم یکی از محله‌هایی بود که احتمال بیشتری داشت که راستی‌ها در آن رای بیاورند. با این حال خوش‌باورانه رای‌مان را درون صندوق انداختیم و برگشتیم تا از تلویزیون میزان استقبال مردم را پیش‌بینی کنیم.

تا وقت تمام شدن مهلت رای‌گیری به همه دوستانی که می‌شناختم زنگ زدم یا به تلفن‌هایشان جواب دادم و به این ترتیب هیجان رو به فزون ما بیشتر و بیشتر می‌شد. ساعت ۱۲ شب، دیگر تلویزیون را رها کرده بودیم و هر دوتایی چسبیده بودیم به اینترنت و آمارها را نگاه می‌کردیم. به شدت گیج بودیم. سایت ایرنا خبر می‌داد که احمدی‌نژاد برنده‌ی قطعی انتخابات است و ما نمی‌دانستیم چطور این اتفاق افتاده، درحالی که هنوز شمارش آرا تمام نشده بود. سایت «الف» و فارس هم متعاقبا این خبر را تایید می‌کردند. سایت میرحسین عملا روی هوا بود و ما هر چه سعی می‌کردیم واردش بشویم، امکان نداشت و همین بر اضطراب ما می‌افزود. هرچه از ساعات شب بیشتر می‌گذشت هیجان ما نیز کم‌تر می‌شد و جایش را به ترس می‌داد.

امید ماشین حساب برداشته بود و براساس همین آمارهای غلط مرتب حساب می‌کرد که چقدر شانس باقی مانده است. هر دقیقه این ساعت‌ها به اندازه‌ی یک سال برای ما گذشت. مثل منتظر ماندن پشت درب اتاق عمل در حالی که مریض بدحالی داخل اتاق عمل باشد. من دیگر نمی‌توانستم بیشتر سعی کنم؛ بعد از آخرین تماس تلفنی‌ام در ساعت ۲٫۳۰ صبح به امید اینکه کابوس آن عددهای لعنتی تمام شود رفتم و خوابیدم. کاری که همیشه موقع یاس می‌کنم. صبح ساعت هفت بیدار شدم و دیدم که امید همانجا پای کامپیوتر خوابش برده. صدایش زدم و نتیجه را پرسیدم. همان طور گیج خواب بلند شد و گفت هیچی. گفتم چی؟ گفت تمام شد، باختیم و بعد رفت روی زمین دراز کشید. من هم رفتم و کنارش دراز کشیدم. فکر نمی‌کنم در عمرم این همه خوابیده باشم. از ساعت ده شب تا ساعت چهار بعدازظهر. از ساعت نه شب تا دو بعدازظهر. از ساعت یازده شب تا پنج بعدازظهر. این کاری بود که من و امید در طول ده روز انجام دادیم. هر روز امید ما بیشتر می‌شد، خواب ما کمتر بود و هر روزی ناامیدتر می‌شدیم بیشتر در لاک خودمان فرو می‌رفتیم. خاطره‌ی تلخی بود که حتا گریه هم بارش را سبک نمی‌کرد.

نوشتن دیدگاه

زندان کهریزک، نمونه‌ای واقعی از آزمایش زندان استنفورد

آزمایش زندان استنفورد، آزمایش روانشناسی است که توسط دکتر فلیپ زیمباردو در سال ۱۹۷۱ در بخش روانشناسی دانشگاه استنفورد انجام شده است. در این آزمایش، دکتر زیمباردو و تیمش، ۲۴ دانشجوی مقطع کارشناسی که از نظر روحی و جسمی کاملا سالم بودند را به صورت اتفاقی به دو گروه زندانی و زندان‌بان تقسیم کرد و سپس با ضبط کلیه‌ی وقایع و رخدادهایی که در زندان ساخته شده در زیرزمین بخش روانشناسی دانشگاه استنفورد صورت می‌گرفت، نتایج شگفت‌آوری بدست آورد. نتایجی که بعد از حدود ۳۰ سال، نمونه‌ی واقعی آن در زندان ابوغریب عراق رخ داد.

نتایج این آزمایش به این دلیل شگفت‌آور بود که بعد از شش روز از شروع آزمایش، رفتار تمامی زندان‌بان‌ها به نوعی سادیسمی و در برخی موارد به آزارهای جنسی نیز ختم شده بود و زندانی‌ها هم به شدت افسرده و در برخی موارد دچار اختلالات عاطفی و روحی شده بودند. این تغییرات در حالی رخ داد که تمامی زندان‌بان‌ها و زندانیان قبل از شروع آزمایش از نظر روحی و جسمی کاملا سالم بودند.

به این دلیل این چند خط را به صورت فشرده از آزمایش زندان استنفورد نوشتم تا این جمله‌ی کمانگیر را یکبار دیگر تکرار کنم که:

مساله‌ی اساسی این است که در حال حاضر بازجو نمی‌تواند خودش را جای متهم بگذارد. آخرین باری که بازجو جای متهم بوده است، نظام سلطنتی بر ایران مسلط بوده است، و بازجو توسط «طاغوت» شکنجه شده است. به این دلیل به نظر من این اساسا انتظار بی‌جایی است که از بازجو بخواهیم خودش را بتواند جای متهم بگذارد. (منبع)

این یعنی آنکه یک انسان خوب و مومن می‌تواند در شرایط یک زندان‌بان به یک متجاوز بی‌دین تبدیل شود!

نوشتن دیدگاه

نامه وارده: بازی وبلاگی- ۲۲ خرداد ۱۳۸۸

یکی از خوانندگان، مطلب زیر را به عنوان بازی وبلاگی- ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ برای من فرستاده است و از من درخواست کرده است که آن را بدون نام منتشر کنم. اگر شما هم علاقه دارید در این بازی وبلاگی شرکت کنید و به هر دلیلی نمی‌خواهید خاطره‌ی خود را از روز ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در وبلاگتان (یا به صورت ناشناس) منتشر کنید، می‌توانید آن را برای من بفرستید.

واضح است، مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش می‌شوند و لزوما بازتاب دهنده‌ی دیدگاه‌های من نیز نمی‌باشند.

همان صبح که از خواب پا شدم، متوجه شدم اس‌ام‌اس ها قطع شده‌اند. ساعت ۹ بود که با پدربزرگم برای رای دادن به حوزه‌ی رای‌گیری رفتیم. اسم میرحسین را بر روی برگه‌ نوشتم و در صندوق رای‌گیری انداختم (برای پدربزرگم نیز همین کار را کردم). البته ناظر خیلی اصرار داشت که با خودکار آنها بنویسم.

زمانی که به خانه برگشتم، یکی از دوستان صمیمی‌ام زنگ زد و گفت که در منطقه‌ی آنها، همه به میرحسین موسوی رای داده‌اند. سپس با گوشی‌ام کمی وبگردی کردم. حدود ساعت ۵ بود، یکی دیگر از دوستانم گفت که مستاجرشان از دست اندرکاران انتخابات بود، پرسیده وضع چگونه است؟ او هم گفته که رای میرحسین موسوی خیلی بالاست و باید فکری کنند! من دیگر خیلی خوشحال شدم و مطمئن شدم که برده‌ایم.

ساعت حدود ۸ بود که پدرم به مسجد رفت. زمانی که برگشت، گفت که بسیجی‌های مسجد داشته‌اند برای برد احمدی‌نژاد شیرینی می‌داده‌اند و می‌گفته‌اند رای احمدی‌نژاد ۲۴ میلیون شده است. خیلی عصبی شدم، اما خودم را بی‌خیال گرفتم تا اینکه ساعت ۱۲ شد که دوست خواهرم زنگ زد و گفت رای‌ها را اعلام کرده‌اند. من و خواهرم تلویزیون را روشن کردیم و باورمان نمی‌شد؛ احمدی‌نژاد ۱۰ میلیون رای آورده بود. من آن شب اصلا نتوانستم بخوابم.

فردا صبح به دانشگاه رفتم و از آنجا نتایج نهایی را چک کردم و مطمئن شدم آنچه دیشب دیدم، خواب نبوده. کلی به هم ریختم. حدود ساعت‌های ۱۰ یا ۱۱ صبح بود که در گوگل ریدر خواندم که در تهران درگیری‌هایی صورت گرفته است و تا ساعت ۲ مشغول خواندن آخرین اخبار مربوط به درگیری‌های تهران بودم… سرانجام مانند یک مُرده به خانه برگشتم.

نوشتن دیدگاه