پیش‌درآمد مانیفست

یادداشت‌های دایی

روز استقلال آمریکا

احترام به ملل و مردم عادی از اصول بنیادی می‌باشد. در سال ۱۹۹۴ به مدت دو ماه برای تحقیق به دانشگاه Delaware آمریکا رفته بودم. در روز استقلال آمریکا که در ۴ جولای می‌باشد در حال گشت در خیابان‌ها و محله‌های آن شهر بودم و عشق و علاقه‌ی مردم به پرچم آمریکا را وقتی آن را در مقابل خانه‌هایشان برافراشته بودند دیدم. آن روز فهمیدم که اهانت به پرچم آمریکا، سوزاندن و لگدمال کردن آن باعث اعتراض به دولتمردان آمریکا نمی‌شود، بلکه به غرور و عشق مردم عادی آمریکا خدشه وارد می‌کند و این دقیقا خواست جناح جنگ‌طلب برای زمینه‌سازی ساخت دشمنان واهی برای اجرای نقشه‌های شوم جنگ‌طلبانه‌یشان می‌باشد. مردم آمریکا به صورت عموم، مردمی مهربان، خون گرم و انسان دوست می‌باشند که در پیشرفت علم سهم بسزایی داشته‌اند و متاسفانه عموم این مردم خود نیز تحت سیطره سیستم حاکم بر آنها می‌باشند. انجام اعمالی که منجر به رنج آنان گردد دور از مروت و بر خلاف مصالح ملی ایران است. امید نگارنده این است که از این پس در تظاهرات خیابانی شاهد سوزاندن و لگدمال کردن پرچم آمریکا نباشم و از شعار مرگ بر آمریکا که شمولیت مردم آمریکا نیز می‌شود استفاده نگردد.

نیمه‌ی دوم منحنی هابرت

نفت تولید شده در نیمه‌ی اول منحنی هابرت دارای خصوصیات زیر بوده است:

– مخازن در سرزمین یا در نزدیک سواحل بوده‌اند

– در مخازن بزرگ یا ابر مخازن قرار داشتند

– در محیط‌های دوستانه و امن قرار داشتند

– سبک و شیرین بوده‌اند

– انرژی مورد نیاز جهت تولید آنها پایین بوده است

اما نیمه‌ی باقی‌مانده‌ی منحنی هابرت دارای این خصوصیات می‌باشد:

– مخازن دور از سواحل و در اعماق کف دریاها قرار دارند

– مخازن به صورت پراکنده در نقاطی که دسترسی به آنها سخت است واقع شده‌اند و حجم آنها کوچک هستند

– مخازن در مکان‌های غیردوستانه و از نظر سیاسی ناآرام و خطرناک و یا در موقعیت‌های خطر جانی واقع شده‌اند

– نفت آنها سنگین و شور هستند و در نتیجه‌ی هزینه‌ی انرژی تصفیه آنها بالاتر است

– انرژی مورد نیاز جهت استخراج آنها بالاست (به دلیل افت فشار، مخازن نیاز به تزریق گاز یا آب دارند)

بعلاوه کشورهای واردکننده‌ی نفت با مشکل دیگری نیز روبرو می‌باشند. کشورهای واردکننده‌ی نفت فقط قادر به وارد کردن نفتی هستند که کشورهای صادرکننده‌ی نفت، خود آن را مصرف نمی‌کنند. اما به دلیل پرداخت یارانه‌ی نفت توسط کشورهای تولید کننده به مردم خود، انگیزه‌ی صرفه‌جویی در این کشورها پایین آمده است. در نتیجه مصرف داخلی رو به افزایش است و میزان کمتری از تولید برای صادرات برای سایر جهان باقی می‌ماند. جفری براون و فوشه نیاز نفت کشورهای واردکننده و افزایش مصرف داخلی نفت کشورهای تولید کننده در آینده را تخمین زده‌اند. این دو نشان داده‌اند در حالی که نفت کمتر و کمتری برای صادرات باقی خواهد ماند، کشورهای واردکننده‌ی نفت از قبیل آمریکا دسترسی به نفت برای واردات بسیار زودتر از اتمام نفت جهان را از دست خواهند داد. در واقع اگر روند افزایش مصرف نفت داخلی در حد فعلی باقی بماند، بزرگترین کشورهای صادرکننده‌ی نفت یعنی عربستان سعودی، ایران، روسیه، امارات و نروژ نفتی برای صادرات بعد از سال ۲۰۳۲ نخواهند داشت. خط آبی در شکل (۱) افزایش مصرف داخلی کشورهای تولیدکننده‌ی نفت را نشان می‌دهد و خط قرمز تولید نفت جهانی پس از قله‌ی نفت را نشان می‌دهد. در محل برخورد این دو خط،  کشورهای تولیدکننده‌ی نفت فقط قادر به پاسخ به تقاضای داخلی خود خواهند بود و نفتی برای صادرات نخواهند داشت. پر واضح است که این اتفاق نخواهد افتاد.

شکل (۱)- منحنی نفت باقیمانده جهت صادرات

خط سفید در شکل (۲) کاهش تولید نفت برای کشورهای واردکننده را نشان می‌دهد چنانچه رشد مصرف در کشورهای تولیدکننده به روال جاری ادامه یابد.

شکل (۲)- منابع قابل دسترس نفت و گاز برای کشورهای واردکننده در نیمه‌ی دوم منحنی هابرت

رابرت هرش (Robert Hirsch) در گزارش سال ۲۰۰۵ خود گفته است که سه سناریو برای انرژی جهان محتمل بوده است:

سناریو ۳- اگر تمهیدات لازم برای مواجه با قله‌ی نفت ۲۰ سال زودتر (نگارنده: دوران کارتر ایده‌آل بوده است) از رسیدن به قله اتخاذ گردد، مشکلی به وجود نخواهد آمد.

سناریو ۲- اگر تمهیدات لازم برای مواجه با قله‌ی نفت ۱۰ سال زودتر از رسیدن به قله اتخاذ گردد، مشکلات جدی به وجود می‌آید.

سناریو ۱- اگر هیچ اقدامی تا رسیدن به قله‌ی نفت صورت نگیرد وضعیت بسیار بحرانی و خارج از کنترل خواهد بود.

چهار سال بعد از این گزارش در سال ۲۰۰۹ هرش گفت: «دیگر گزینه‌ی سناریوهای ۱۰ یا ۲۰ سال وجود ندارد».

جهت مطمئن شدن خوانندگان در رابطه با زمان وقوع قله‌ی نفت، پیش‌بینی شش نفر از متخصص‌ترین افراد در این زمینه در جدول (۱) ذکر گردیده است.

جدول (۱)- پیش‌بینی وقوع قله‌ی نفت جهان توسط متخصصین نفت

قله‌ی نفت از هر موضوع روز دیگر از قبیل مراقبت‌های پزشکی، کسری بودجه‌ی دولتی و غیره با اهمیت‌تر است. ما درباره‌ی چیزی صحبت می‌کنیم که اگر راه میانه را انتخاب کنیم- یعنی نه روز محشر بعضی‌ها و نه خوش‌خیالی بعضی دیگر- با شرایط فوق‌العاده دشواری در اقتصاد جهانی برای مدت بسیار طولانی روبرو خواهیم بود. هیچ راه حل فوری وجود ندارد.

چرا به یک مانیفست مدیریت جهانی انرژی نیازمندیم؟

قله‌ی نفت متداول در اوایل دهه‌ی اول قرن ۲۱ام و قله‌ی نفت و میعان گازی در اواخر دهه‌ی نخست قرن ۲۱ام اتفاق افتاده است. یک چنین قله‌ای بازتاب تغییرناپذیر فیزیک مخازن و نرخ اکتشاف نفت در گذشته می‌باشد و تاثیرپذیر از توسعه‌ی اقتصادی و تکنولوژی ندارد. هر چند توسعه‌ی اقتصادی و تکنولوژی ممکن است در نرخ کاهش تولید در دوران پس از قله‌ی نفت موثر باشند و انرژی تجدیدپذیر و انرژی هسته‌ای وارد چرخه‌ی تولید گردند. توزیع ناهمگون تولید و نقاضای نفت در آینده زمینه‌ی نزاع بین مصرف‌کننده‌ها با یکدیگر برای دسترسی به تولید، به ویژه در خاورمیانه را باعث می‌گردد.

کاهش عرضه انرژی وابسته به نفت ارزان تاثیر غیرقابل اجتناب و گسترده‌ای بر رونق اقتصادی جهان، به ویژه در ارتباط با تجارت و عرضه‌ی مواد غذایی وارد می‌آورد. از طرف دیگر این احتمالا تاثیر‌ی مثبتی بر روی محیط زیست به طور کل دارد. برای مثال، نگرانی‌ها در رابطه با تغییرات آب و هوایی به دلیل کاهش آلاینده‌ها و جبران موجودی ماهی‌ها به دلیل جایگزین نمودن روش صید صنعتی توسط کشتی‌های بزرگ با روش سنتی توری که کمتر انرژی‌بر است، برطرف می‌گردد.

گزینه‌ها

دنیا سه انتخاب اصلی جهت مواجه با این مسئله دارد. دو راه حل کوتاه مدت با نتایج منفی، اما در دراز مدت هر سه راه حل به یکدیگر پیوسته و منعکس‌کننده‌ی کاهش تولید نفت، که فراتر از کنترل بشریت است و توسط طبیعت اعمال گردیده می‌باشد. این گزینه‌ها عبارتند از:

۱- سودجویی ملی

تحت این انتخاب، منابع نفت تحت حوزه‌ی کشورهای تولیدکننده قرار دارد، و به آنها اجازه می‌دهد که سود سرشاری از کمیابی نفت در حالی که کمبود جهانی نفت به صورت جدی از سال ۲۰۱۰ به بعد اتفاق می‌افتد، بدست آورند. خطر آن است که چنین سودجویی منجر به افزایش شدید هزینه‌های نظامی، یا سرمایه‌گذاری در صنایع کشورهای خارجی منجر به انتقال دارایی‌ها در مقیاس بزرگ گردد و این خود باعث تنش قابل پیش‌بینی می‌گردد. بعلاوه سودجویی احتمالا منجر به رکود جهانی که به طور غیر مستقیم بازدارنده‌ی سودجویی‌ است می‌شود. سودجویان ملی در دراز مدت چنانچه از سرمایه‌ی بدست آمده جهت توسعه‌ی منابع تجدیدپذیر انرژی استفاده نکنند، صدمه خواهند خورد زیرا آنها برای مواجه با نتایج غیر قابل اجتناب اتمام منابع طبیعی خود آمادگی ندارند.

۲- سوداگران جنگ

تحت این انتخاب، یکی یا بیشتر از کشورهای مصرف‌کننده‌ی نفت از قدرت نظامی جهت به کنترل گرفتن تولید نفت، هر کجا که باشد، استفاده می‌کنند. این انتخاب با نگرش به سوداگری از طریق کنترل مستقیم بر روی فروش نفت فتح شده و به طور غیر مستقیم توسط به حرکت درآوردن اقتصاد کشورشان با انرژی ارزان اتفاق می‌افتد. اگر تولید جهانی کالاها تحت این روش افزایش یابد، شدت کاهش نفت سریع‌تر خواهد بود و وضعیت بد به بدتر تبدیل می‌گردد. اگرچه این ممکن است یک مزایای کوتاه مدت به همراه آورد، فاتحین آمادگی کمتری جهت مقابله با کاهش غیر قابل اجتناب تحمیل شده در تولید نفت توسط طبیعت را دارند که با شیب بیشتری در نتیجه‌ی افزایش کوتاه مدت برای فاتحین نفت بوجود می‌آید.

۳- همبستگی جهانی

انتخاب سوم ایجاد یک پروتکل جهانی انرژی توسط تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان نفت می‌باشد. مصرف نفت می‌بایست محدود گردد تا عرضه و تقاضای آن به تعادل رسد و قیمت جهانی نفت در یک حد معقول قابل تحمل برای همه برسد که در قیمت آن می‌بایست قیمت رو به افزایش تولید را در نظر داشت. این به کشورهای فقیر نیز کمک می‌کند تا نیازهای اساسی خود را تا حد ممکن برآورده نمایند. پر واضع است که زندگی به روال سابق (Business as usual) به انتها رسیده است.

جزئیات اجرایی این پروتکل در مانیفست در حال تهیه اعلام خواهد گردید.

جمع‌بندی

تاریخ نفت تاریخی پر از بحران‌های بی‌انتها، نزاع و جنگ بوده است. از زمان شروع جنگ جهانی اول، نفت مرکز محاسبات استراتژیکی قدرت‌های بزرگ بوده است. در جستجوی نفت برخی از خونین‌ترین نبردهای جنگ دوم جهانی اتفاق افتاده است. بعد از ۱۹۴۵ نبرد برای کنترل نفت کمتر خونین، اما به روش خودش بسیار شدید بوده است در حالی که ملل مختلف از ابزارهای دیپلماسی، اقتصادی و نظامی جهت دسترسی، دورنگاه داشتن رقیبان و یا منحرف نمودن توجه‌ آنهایی که سعی در تسلط بر منابع محلی خودشان را داشته‌اند، کرده‌اند. نفت و نزاع برای یک قرن درهم تنیده‌اند. در این نوشتار سعی شده است که نشان داده شود که نفت به صورت فزاینده‌ای در طی سال‌های آینده نزاع‌آفرین خواهد بود.

نفت در اقتصادها و جوامع مدرن عنصری اساسی است که بدون آن، و حتی با کمبود آن، این جوامع و اقتصادها نمی‌توانند وظایف معمول خود را انجام دهند. نتیجه‌ی این کمبود افزایش سریع در قیمت و کاهش تدریجی در فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی می‌باشد. این کاهش در تمام سطوح جوامع مدرن تاثیر خواهد گذاشت، از زندگی شخصی تا بنگاه‌های بزرگ، از مزارع تا کارخانجات تا کشتی‌ها و هواپیماها. این منجر به کاهش تدریجی سطح زندگی و کاهش در تولید جهانی مواد غذایی می‌گردد. کمبود مواد غذایی تبعات شومی برای بسیاری از مردم به ویژه در کشورهای در حال توسعه خواهد داشت. ناوگان حمل و نقل در دریاها، در آسمان و در جاده‌ها کاملا وابسته به نفت می‌باشند، بدون آن سیستم تجارت جهانی به سرعت نزول خواهد نمود و احتمالا فرو خواهد پاشید. از نقطه نظر ژئوپلتیک، نفت برای قدرت‌های نظامی و در نتیجه قدرت ملی حیاتی است. لشکرها، ناوگان‌ها و نیروهای هوایی دنیای پیشرفته می‌بایست نفت داشته باشند تا برتری تکنولوژی بر علیه متخاصمان‌شان را حفظ نمایند. این مصارف، در قلب ترتیبات اجتماعی، اقتصادی و ژئوپلتیک تاکیدی بر اهمیت نفت به عنوان یک کالای استراتژیک می‌باشد. این بدان معناست که کشورها تلاش می‌نمایند تا عرضه‌ی نفت را تضمین نمایند- این به معنی طرح‌ریزی، تهدید و شروع نزاع  اگر آن را لازم بدانند می‌باشد. همچنان که تاریخ نفت و نزاع نشان داده است، این الزام اغلب در گذشته اتفاق افتاده است.

مراجع:

[۱] Bakhtiari, A.M.S. “World Oil Production Capacity Model Suggests Output Peak by 2006-07.” OGJ. April 26, 2004.
[۲] Simmons, M.R. ASPO Workshop. May 26, 2003.
[۳] Skrebowski, C. “Oil Field Mega Projects – 2004.” Petroleum Review. January 2004.
[۴] Deffeyes, K.S. Hubbert’s Peak-The Impending World Oil Shortage. Princeton University Press. 2003.
[۵] Goodstein, D. Out of Gas – The End of the Age of Oil. W.W. Norton. 2004
[۶] Campbell, C.J. “Industry Urged to Watch for Regular Oil Production Peaks, Depletion Signals.” OGJ. July 14, 2003.