آقای حسین شریعتمداری تغییر تا چه اندازه؟ السلام‌علیکم- بخش آخر

پرزیدنت باراک اوباما و سناتور جان کری

یادداشت‌های دایی

…ادامه

بحران انرژی از سال ۲۰۰۷ آغاز گردیده است و ریشه‌ی رکود اقتصادی جهان برخلاف هیاهوی مطبوعاتی، ورشکستگی بنگاه‌های مالی و بانکی نمی‌باشد که این خود معلول ریشه‌ی اصلی بحران، کمبود انرژی جهت ادامه‌ی کار بنگاه‌های خدماتی و صنایع می‌باشد. برخلاف رکودهای پیشین اقتصادی، با گذشت زمان از شدت بحران جاری کاسته نخواهد شد، بلکه بر حدت و شتاب آن به مرور کاهش منابع انرژی افزوده خواهد گردید.

با توجه به تبعات وحشتناک تشدید بحران انرژی در آینده‌ی بسیار نزدیک، آغاز مذاکرات سازنده با آمریکا از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و برخورد منفی با درخواست دیدار سناتور جان کری که در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۴ از طرف دموکرات‌ها در مقابل جورج بوش کاندیدا بود در جهت منافع مردم ایران نبوده است و کسانی که باعث لغو سفر کری به ایران شدند برخلاف مصالح مردم عمل نمودند.

گشودن درهای مذاکره حتی اگر به نتایج فوری منتهی نگردد، کمک زیادی به تنش‌زدایی بین ایران و آمریکا خواهد نمود.

در بخش آخر سخنرانی پرزیدنت اوباما در قاهره، به بحث او درباره‌ی مردم سالاری، آزادی مذاهب، حقوق زنان و توسعه‌ی اقتصادی می‌پردازیم:

چهارمین مسئله‌ای که به آن می‌پردازیم مردم‌سالاری است.

من آگاهم که در مورد توسعه‌ی مردم‌سالاری در سال‌های اخیر مناقشه بوده است و بیشتر این مناقشه در ارتباط با جنگ عراق می‌باشد. بنابراین اجازه دهید صریح باشم: هیچ سیستم حکومتی نمی‌تواند و نباید بر یک ملت توسط ملت دیگری تحمیل گردد.

اما این تعهد من به حکومت‌هایی که منعکس‌کننده‌ی خواست مردمشان هستند را کاهش نمی‌دهد. هر ملتی به روش خودش به این اصل (منظور مردم سالاری) حیات می‌بخشد، که ریشه در سنت‌های آن ملت دارد. آمریکا دخالت در اینکه چه چیزی بهترین برای همه است نمی‌کند، همچنان که ما دخالتی در گزینش نتایج یک انتخابات آرام نمی‌کنیم. اما من یک اعتقاد راسخی دارم که همه‌ی مردم مشتاق بعضی چیزها هستند: توانایی ابراز عقایدشان، حق اینکه که چطور بر آنها حکومت می‌شود، اعتماد بر حکومت قانون، مساوات در برابر قانون، حکومتی که شفاف باشد و از مردم دزدی نکند، و آزادی روش زندگی به انتخاب خودشان. این‌ها فقط آرمان‌های آمریکایی نیست، این‌ها حقوق بشرند و این دلیلی است که ما از آنها در هر جایی حمایت می‌کنیم.

هیچ مسیر واحدی جهت برآورده نمودن این وعده‌ها وجود ندارد اما همین قدر مشخص است: حکومت‌هایی که از این حقوق حمایت می‌کنند در نهایت پایدارتر، موفق‌تر و استوارترند. ایده‌های سرکوبگری هرگز موفق نخواهد شد که این حقوق فراموش گردند. آمریکا به حق همه‌ی فریادهای صلح‌آمیز و قانونی جهت شنیده شدن در اکناف عالم احترام می‌گذارد، حتی اگر ما با آنها موافق نباشیم. و ما از همه‌ی حکومت‌های منتخب صلح‌جو استقبال می‌کنیم- به شرط آنکه آنها با احترام بر مردم‌شان حکومت نمایند.

این آخرین نکته مهم است زیرا بعضی‌ها هستند که فقط وقتی که دور از قدرتند حامی مردم سالاری‌اند، و همین که به قدرت می‌رسند، نسبت به سرکوب حقوق دیگران ظالمانه عمل می‌کنند. بدون توجه به اینکه حکومت در کجا تشکیل شود، حکومت مردمی و برخواسته از مردم برای همه‌ی کسانی که در قدرتند یک استاندارد قرار می‌دهد: شما می‌بایست قدرتتان را با رضایت مردم نگاه دارید، نه با تحمیل و اجبار، شما می‌بایست حقوق اقلیت‌ها را پاس دارید، و با یک روحیه‌ی تحمل و مصالحه رفتار نمایید، شما می‌بایست منافع مردمتان و عملکرد مشروع پروسه‌ی سیاسی را بالاتر از حزب‌تان قرار دهید. بدون این عناصر، تنها انجام انتخابات یک مردم‌سالاری حقیقی به بار نمی‌آورد.

پنجمین موضوعی که می‌بایست با یکدیگر چاره‌جویی کنیم آزادی مذهبی است.

اسلام یک سنت والا در سعه‌ی صدر دارد. ما این را در تاریخ آندولس و قرطبه (Cordoba) در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا دیده‌ایم. و من به عنوان یک کودک به صورت ملموس آن را در اندونزی دیده‌ام. جایی که مسیحیان مذهبی آزادانه در یک کشور با اکثریت بالای مسلمان به عبادت خودشان می‌پردازند. این روحیه‌ای است که ما امروز نیاز داریم. مردم هر کشوری می‌بایست آزاد باشند که دین خود را براساس اعتقاد فکری، قلبی و روحیشان انتخاب و پیروی کنند. این سعه‌ی صدر برای رونق مذهبی اساسی می‌باشد، اما این از طرق مختلف به چالش کشیده شده است.

در برخی از مسلمانان تمایل نگران کننده‌ای جهت بیان میزان اعتقادشان توسط انکار اعتقاد دیگران وجود دارد. پذیرش تنوع مذهبی می‌بایست تقویت گردد- چه برای مسلمانان در لبنان یا یعقوبی‌ها (Copt) در مصر. و خط گسل بین مسلمانان نیز می‌بایست بسته شود، مانند دسته‌بندی مابین سنی و شیعه که منتهی به خشونت فجیع به ویژه در عراق گشته است.

آزادی مذهب کانونی است تا مردم قادر باشند در کنار یکدیگر زندگی نمایند. ما همواره می‌بایست راه‌های محافظت از آن را مورد مداقه قرار دهیم. برای مثال در ایالات متحده قوانین بر هدیه دادن باعث گردیده که برای مسلمانان برآورده کردن واجبات مذهبی سخت‌تر گردد. این دلیلی است که من متعهد شدم که با مسلمانان آمریکا همکاری نمایم تا مطمئن شوم آنها بتوانند ذکات خود را برآورده نمایند.

به همین طریق، برای کشورهای غربی مهم است که از سد نمودن انجام فرایض مذهبی شهروندان مسلمان، آنچنان که آنها مناسب می‌دانند، اجتناب کنند- برای مثال، اجباری کردن اینکه یک زن مسلمان چه لباسی می‌بایست بپوشد. ما نمی‌توانیم خشونت نسبت به هیچ مذهبی را در پشت تظاهر به لیبرالیسم پنهان نماییم.

در واقع ایمان می‌بایست ما را به یکدیگر نزدیک کند. این دلیلی است که ما طرح‌های خدماتی را در آمریکا ایجاد می‌کنیم که مسیحیان، مسلمانان و یهودیان را دور هم آورد. این دلیلی است که ما از تلاش‌های ملک عبدالله پادشاه سعودی در گفتگوی بین‌المذاهب و رهبران ترکیه در اتحاد تمدن‌ها استقبال می‌کنیم. در اطراف دنیا، ما می‌توانیم گفتگو را به خدمات بین ادیان تبدیل نماییم، به طوری که پل ایجاد شده میان مردم منتهی به عمل گردد- چه در مبارزه با مالاریا در آفریقا، یا کمک رسانی بعد از یک فاجعه‌ی طبیعی.

ششمین مسئله که من می‌خواهم بحث کنم، حقوق زنان است.

من می‌دانم درباره‌ی این مسئله مناقشه می‌باشد. من نظر برخی در غرب را که زنی که انتخاب می‌کند مویش را بپوشاند به گونه‌ای کمتر برابر است رد می‌کنم. اما من اعتقاد دارم زنی که از تحصیل محروم شده، از برابری محروم شده است و این تصادقی نیست که در کشورهایی که زنان تحصیلات خوبی دارند خیلی محتمل‌تر است که موفق‌تر باشند.

حال بگذارید که شفاف باشم: مسئله‌ی برابری زنان به هیچ وجه مسئله‌ی اسلام نیست. در ترکیه، پاکستان، بنگلادش و اندونزی، کشورهای با اکثریت مسلمان، یک زن رهبر است. در عین حال، تلاش برای برابری زنان در ابعاد گوناگون در زندگی آمریکایی و همه‌ی کشورهای دیگر اطراف دنیا ادامه دارد.

دختران ما می‌توانند به همان اندازه‌ی پسران ما به جامعه کمک کنند و شکوفایی همه‌ی ما می‌تواند با فراهم نمودن امکانات برای همه‌ی انسان‌ها- چه مرد و چه زن- جهت رسیدن به حداکثر توانشان توسعه یابد. من اعتقاد ندارم که زنان می‌بایست همان انتخاب‌های مردان را بنمایند تا برابر باشند، و به آن زنانی که زندگی در نقش سنتی را انتخاب می‌کنند، احترام می‌گذارم. اما این می‌بایست انتخاب آنها باشد. این دلیلی است که ایالات متحده به هر کشور با اکثریت مسلمان جهت گسترش سواد دخترانشان کمک می‌نماید، و با سرمایه‌های کوچک به زنان جوان جهت دنبال نمودن کار یاری می‌نماید. این کمک می‌کند تا مردم به آرزوهایشان جامه‌ی عمل بپوشانند.

در آخر، من می‌خواهم در مورد توسعه‌ی اقتصادی و فرصت‌ها بحث نمایم.

من می‌دانم برای بسیاری، ظاهر جهانی‌سازی متناقض است. اینترنت و تلویزیون می‌توانند اطلاعات و دانش انتقال دهند، اما همینطور مسائل کریه جنسی و خشونت دیوانه‌وار را.

تجارت قادر است ثروت و فرصت‌های جدید به بار آرد، اما همچنین اختلال و تغییرات ژرف در جامعه. در همه‌ی ملل- شامل ملت خود من- این تغییرات قادر است ترس ایجاد کند. ترسی که به خاطر تجدد، ما کنترل بر روی اقتصادمان، سیاست‌مان، و از همه مهمتر هویت‌مان را از دست بدهیم. آن چیزهایی که ما بیش از همه برای جامعه‌یمان، فامیلمان، سنت‌هایمان و دین‌مان گرامی می‌داریم.

اما من همچنین آگاهم که انسان را از پیشرفت نمی‌توان بازداشت. نیازی به تناقض بین توسعه و سنت وجود ندارد. کشورهایی مانند ژاپن و کره‌ جنوبی اقتصادشان را در حالی که فرهنگ متمایز خود را حفظ نمودند، توسعه دادند. این همچنین برای توسعه‌ی اعجاب‌آور در کشورهای با اکثریت مسلمان از کوالالامپور تا دوبی درست می‌باشد. در دوران باستان و در حال حاضر، جوامع مسلمان در صف مقدم ابداعات و تحصیلات بوده‌اند.

تالار سخنرانی دانشگاه قاهره

این مهم است زیرا هیچ استراتژی توسعه‌ای نمی‌تواند بر پایه‌ی آن چیزی که حادث می‌شود باشد، و نه می‌تواند پایدار باشد در حالی که جوانان بیکارند. بسیاری از کشورهای خلیج (فارس) از ثروت فراوان به دست آمده از نفت بهره برده‌اند، و برخی شروع به تمرکز این ثروت بر توسعه‌ی وسیع‌تر نموده‌اند. اما همه‌ی ما می‌بایست تشخیص دهیم که تحصیل و ابداع، پول رایج قرن بیست و یکم است، و در بسیاری از جوامع مسلمان در این زمینه‌ها کم سرمایه‌گذاری شده است. من بر چنین سرمایه‌گذاری در کشورم تاکید می‌کنم. و در حالی که آمریکا در گذشته بر روی نفت و گاز در این بخش از دنیا متمرکز بوده است، ما حالا به دنبال یک مشغولیت وسیع‌تری می‌باشیم.

در آموزش، ما برنامه‌های مبادله‌ای خود را توسعه خواهیم داد، و بورسیه‌ها را افزایش می‌دهیم، شبیه آنچه پدر مرا به آمریکا آورد، در حالی که آمریکایی‌های بیشتری را تشویق به تحصیل در جوامع مسلمان می‌کنیم. و ما به دانشجویان مسلمان مستعد، کارآموزی در آمریکا ارائه می‌کنیم. بر روی تحصیل مجازی برای معلمان و بچه‌ها در اطراف دنیا سرمایه‌گذاری می‌نماییم، و یک شبکه‌ی ارتباطی جدید به وجود می‌آوریم به طوری که یک نوجوان در کانزاس در هر لحظه بتواند با یک نوجوان در مصر ارتباط برقرار نماید.

در توسعه‌ی اقتصادی، ما یک گروه تجاری که داوطلب مشارکت با همتایان خود در کشورهای با اکثریت مسلمان باشند را تشکیل می‌دهیم. و من امسال مهماندار یک گردهمایی برای کارآفرینان خواهم بود تا تعیین نماییم که ما چطور می‌توانیم روابط بین رهبران تجاری، بنیادها و انجمن‌های کارآفرین در ایالات متحده و جوامع مسلمان در اطراف دنیا را تقویت نماییم.

در علوم و تکنولوژی، ما یک سرمایه جدیدی را عرضه می‌کنیم تا از توسعه‌ی تکنولوژی در کشورهای با اکثریت مسلمان پیشتیبانی کنیم، و به انتقال ایده‌ها به بازار کمک نماییم تا این ایده‌ها تولید کار نمایند. ما مراکز علمی نمونه در آفریقا، خاورمیانه و آسیای جنوب شرقی افتتاح می‌کنیم، و نمایندگان علمی را منصوب می‌نماییم تا در برنامه‌هایی که به توسعه‌ی منابع جدید انرژی، ایجاد مشاغل سبز، ثبت دیجیتالی، آب بهداشتی و کاشت محصولات جدید کشاورزی همکاری نمایند. و امروز من یک تلاش جهانی با سازمان کنفرانس اسلامی جهت ریشه‌کنی فلج اطفال را اعلام می‌دارم. و ما همچنین مشارکت خود را با جوامع اسلامی جهت توسعه‌ی سلامت کودکان و مادران گسترش می‌دهیم.

همه‌ی این چیزها می‌بایست با مشارکت انجام داده شود. آمریکا آماده است که به مردم و دولت‌ها، سازمان‌های محلی، رهبران مذهبی، و تجار در جوامع اسلامی در اطراف دنیا برای کمک به مردم جهت دنبال نمودن زندگی بهتر بپیوندد.

(جمع‌بندی سخنرانی)

رسیدن به مسائلی که من توضیح دادم آسان نخواهد بود. اما ما مسئولیت داریم که به یکدیگر به نیابت از دنیایی که به دنبال آن هستیم- دنیایی که افراط‌گرایی دیگر مردم ما را تهدید نکند، و بازگشت نیروهای آمریکایی به خانه، و دنیایی که اسرائیلیان و فلسطینیان هر یک در کشور خود در امنیت باشند، و انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح‌آمیز استفاده گردد، دنیایی که حکومت‌ها در خدمت مردمشان باشند، و حقوق همه‌ی فرزندان خدا محترم باشد، بپیوندیم. این‌ها منافع مشترکند. این دنیایی است که ما جستجو می‌کنیم. اما ما آن را فقط می‌توانیم با یکدیگر بدست آوریم.

من می‌دانم بسیاری از افراد- مسلمان و غیر مسلمان- می‌پرسند که آیا ما می‌توانیم این شروع جدید را به هم آوریم. بعضی‌ها مشتاقند تا بر آتش تفرقه سوخت بپاشند، و در مقابل پیشرفت بایستند. بعضی‌ها توصیه می‌کنند که تلاش بی‌ثمر است- که تقدیر ما بر عدم توافق است، و برخورد تمدن‌ها از ازل مقرر شده است. تعداد بیشتری حقیقتا مرددند که تغییرات واقعی بتواند اتفاق افتد. ترس زیاد و عدم اعتماد زیادی وجود دارد. اما اگر ما محدودیت‌های گذشته را انتخاب نماییم، ما هرگز به جلو حرکت نخواهیم نمود. و من می‌خواهم این را به ویژه به مردمان جوان از هر دینی، در هر کشوری بگویم- شما، بیشتر از هر کس دیگری، توان شکل‌دهی مجدد این دنیا را دارید.

همه‌ی ما در این دنیا برای لحظه‌ی کوتاهی از زمان شریکیم. سوال این است که آیا ما این وقتمان را صرف این می‌کنیم که ما را از یکدیگر دور سازد، یا اینکه ما خود را ملتزم به کوششی می‌نماییم- یک کوشش مداوم- برای یافتن زمینه‌های مشترک، تمرکز بر آینده‌ای که ما برای بچه‌هایمان می‌طلبیم و احترام به شأن همه‌ی انسان‌ها.

شروع جنگ‌ها آسان‌تر از ختم آنهاست. دیگران را مقصر دانستن آسان‌تر است تا به خود نگاه نمودن، به دنبال تفاوت با دیگران بودن به جای چیزهایی که مشترکند. اما ما می‌بایست مسیر صحیح را انتخاب کنیم نه راه ساده را. همچنین یک قاعده وجود دارد که در قلب هر مذهبی نهفته است- آنچه به دیگران روا می‌داریم همان باشد که به خود روا می‌داریم. این حقایق، ملل و مردمان را برتر می‌کنند- اعتقادی که تازه نیست، که سیاه یا سفید یا قهوه‌ای نیست، که مسیحی، یا اسلامی یا یهودی نیست. عقیده‌ای است که در گهواره‌ی تمدن‌ها تپیده است، و هنوز در قلب میلیاردها نفر می‌تپد. این ایمان داشتن به مردم دیگر است و آن چیزی است که مرا امروز به اینجا آورده است.

ما قدرت ساختن دنیایی که به دنبال آنیم داریم، اما فقط اگر ما شجاعت آن را داشته باشیم که یک شروع جدید را آغاز کنیم، و آنچه نوشته شده را در اندیشه نگاه داریم:

قرآن مقدس به ما می‌گوید: «ای انسان! ما شما را مرد و زن آفریدیم، و ما شما را به ملل و قبایل تقسیم نمودیم تا شما یکدیگر را بشناسید»

تلمود (مجموعه قوانین شرعی و عرفی یهود) به ما می‌گوید: «تمام تورات برای هدف پیشبرد صلح می‌باشد»

انجیل مقدس به ما می‌گوید: «مصلحین آمرزنده هستند بدین دلیل آنها فرزندان خدا نامیده می‌شوند»

مردم جهان می‌توانند در صلح با یکدیگر زندگی کنند. ما می‌دانیم که این بصیرت خداست. حال این می‌بایست وظیفه‌ی ما بر روی زمین باشد. متشکرم. و دست خدا به همراه شما باد.

پی‌نوشت دایی:

از صمیم قلب مترجم آرزومند برآورده شدن ایده‌های پرزیدنت باراک اوباما که در این سخنرانی عنوان نموده است، می‌باشد. اما گذشت زمان نشان خواهد داد که آیا اوباما به این وعده‌های انسانی جامه‌ی عمل خواهد پوشاند یا خیر.