چگونه برنامه‌های آیفون خود را به اشتراک بگذارید؟

AppsFireتا به حال با خودتان فکر کرده‌اید که دوستتان چه برنامه‌هایی را بر روی آیفون خود نصب کرده است یا اینکه تا به حال دوست داشته‌اید، برنامه‌هایی را که بر روی آیفون‌تان نصب کرده‌اید را با دیگران به اشتراک بگذارید؟

شما می‌توانید به کمک وب‌سایت AppsFire این کار را بکنید و در عرض کمتر از ۵ دقیقه، تمام برنامه‌هایی را که بر روی آیفون خود نصب کرده‌اید را با دیگران به اشتراک بگذارید!

برای این کار ابتدا اینجا کلیک و نرم‌افزار AppsFire‌ را دانلود کنید. سپس آن را اجرا و بر روی گزینه‌ی Sync کلیک کنید. بعد از مدتی که عملیات Sync انجام شود، گزینه‌ای با نام Go to my Appsfire page فعال می‌شود که شما با کلیک بر روی آن به صفحه‌ی اختصاصی خود وارد می‌شوید و در آن می‌توانید برنامه‌هایی را که بر روی آیفون خود نصب کرده‌اید را مشاهده کنید.

در نهایت می‌توانید لینک این صفحه را در شبکه‌هایی اجتماعی مانند توییتر و یا فیس‌بوک منتشر کنید.

راستی، این هم لیست برنامه‌هایی که من بر روی آیفونم نصب کرده‌ام.

نوشتن دیدگاه

Blog Action Day

همانگونه که قبلا گفته بودم، ۲۳ مهر قرار بود که عده‌ای از بلاگرهای سراسر دنیا در مورد «تغییرات آب و هوایی» بنویسند و امروز همان روز است! امروز روزی است که حدود ۱۰ هزار بلاگر در سراسر دنیا در مورد تغییرات آب و هوایی و تاثیر آن بر زندگی بشر مطالبی را نوشتند که متاسفانه من به دلیل مشغله‌ی درسی، نتوانستم مطلبی جدید در این مورد بنویسند؛ اما برای اینکه به وعده‌ای که داده‌ام عمل کنم، شما را به خواندن بایگانی «محیط زیست» دعوت می‌کنم که می‌توانید مطالب خوبی در مورد محیط زیست و روش‌های مقابله با گرمایش زمین در آن پیدا کنید.

نوشتن دیدگاه

ایرانی‌ها، عجوبه‌هایی از نظر اروپایی‌ها!

تجربه‌ی این سه ماهی که در لندن بوده‌ام یک نکته را به من ثابت کرده است و آن این است که درس‌خوان‌تر و پر مطالعه‌تر از ایرانی‌ها در اروپا نمی‌توان پیدا کرد!

شاید از خودتان بپرسید که چطور ممکن است که در مدت سه ماه زندگی در لندن، به این نتیجه رسیده باشم و چطور ممکن است که بدون سفر به کشورهای دیگر اروپایی اینگونه نتیجه‌گیری کرده‌ام؟! برای پاسخ به این سوالات، تنها به گفتن یک خاطره از کلاس زبانی که در ماه سپتامبر می‌رفتم، اشاره می‌کنم و نتیجه‌گیری را بر عهده‌ی خودتان می‌گذارم:

یک روز در کلاس زبانی که همکلاسی‌هایی از کشورهای یونان، اسپانیا، عربستان، سوریه و چین داشتم و هیچ کدام از آنها در رشته‌های مهندسی درس نخوانده بودند و اکثرشان در اقتصاد و حقوق مدرکی داشتند، بحث بر سر مطالعه و درس‌خواندن شد که یکباره استاد کلاس برگشت و از من پرسید: «چرا ایران‌ها اینقدر درس‌خوان هستند؟» من که از این سوال شکه شده بودم، بعد از چند دقیقه برایش توضیح دادم که فرهنگ ایران، فرهنگ درس‌خواندن است و مهم خواندن درس است آن هم در رشته‌های مهندسی و پزشکی! در این بین به یکباره یکی از همکلاسی‌هایم که از یونان بود گفت: «من تمام ایرانی‌هایی را که می‌شناسم، شدیدا درس‌خوان هستند و دائم مطالعه می‌کنند و مثل اینکه ایرانی‌ها یک ژن (مرض) خواندن دارند!»

علاوه بر این خاطره این نکته را هم باید بگویم که برای جوانان بریتانیا دو چیز بسیار مهم است: ۱) فوتبال ۲) کلوب شبانه. و بیشتر وقتشان را با این دو پر می‌کنند و برایشان چیزهای دیگر، اهمیت کمتری دارد. به همین دلیل ای ملتی که در ایران هستید، خودتان را دستکم نگیرید، چون واقعا جایگاه علمی ایران در جهان، جایگاه فوق‌العاده‌ای است.

نوشتن دیدگاه

برگر پیکس، فوتوبلاگی چند ملیتی!

برگر پیکس، فتوبلاگی چند ملیتیمدتی بود که در فکر راه‌اندازی یک فوتوبلاگ چند ملیتی و فارغ از هرگونه مرز و عقیده بودم. فوتوبلاگی که برای ورود به آن هیچ شرطی نباشد جز اینکه عکس‌های منتشر شده، متعلق به ناشر عکس باشد. فوتوبلاگی که بتوان، عکس‌های گرفته شده با دوربین‌های چند میلیون تومانی تا عکس‌های گرفته شده با موبایل‌های چند ده هزار تومانی را در آن منتشر کرد؛ و سرانجام بعد از مدت‌ها تفکر و با کمک نیما که در انتخاب نام دومین نقشی اساسی داشت، به این هدف رسیدم که نتیجه‌ی آن «برگر پیکس (Burgerpix)» شد.

تا کنون در برگر پیکس ۵ نفر مشغول انتشار عکس‌های خود هستند که یکی از این دوستان از کشور افغانستان است و امیدوارم بر تعداد عکاسان غیر ایرانی این فوتوبلاگ افزوده شود. به همین دلیل از هر یک از دوستانی که علاقه به انتشار عکس‌هایش در این فوتوبلاگ دارد، دعوت می‌کنم که به جمع عکاسان برگر پیکس بپیوندد.

اما شاید از خودتان بپرسید که چه شرایطی برای پیوستن به برگر پیکس وجود دارد؟

تنها شرط پیوستن به برگر پیکس این است که شما باید عکس‌هایی را منتشر کنید که خودتان آنها را گرفته‌اید و به عبارتی تمامی حقوق آن متعلق به خودتان است. در ضمن هیچ اهمیتی ندارد که شما عکس‌ها را با موبایل‌تان می‌گیرد یا با یک دوربین حرفه‌ای! تنها نکته‌ی مهم همان موردی است که گفته شد!

حالا اگر دوست دارید که به جمع برگر پیکسی‌ها بپیوندید، می‌توانید در قسمت نظرات آمادگی خودتان را اعلام کنید و یا اینکه از طریق فرم تماس در برگر پیکس، با من تماس بگیرید.

نوشتن دیدگاه

وقتی آیفون‌دار می‌شوم!

iPhone 3GSدو روز پیش، سرانجام بعد از مدت‌ها فکر کردن و این دست و اون دست کردن، یک عدد گوشی iPhone 3GS را از فروشگاه اپل خریدم (باید در یک مطلب جدا در مورد فروشگاه‌های اپل کمی توضیح بدهم) و به جمع هزاران آیفون‌دار پیوستم. فارغ از همه‌ی تعریف‌ها و تمجیدهایی که از آیفون شده است و می‌توانید با یک جستجو در گوگل هزاران صفحه در این مورد پیدا کنید، من می‌خواهم در این مطلب تجربه‌ی این چند روزم را بگویم.

همان روزی که iPhone را با پسر دایی‌ام خریدیم، شدیدا گرسنه بودیم و به دنبال یکی از شعبه‌های KFC می‌گشتیم تا مرغ کنتاکی بخوریم و همین گرسنگی‌مان، نقطه‌ی شروعی شد برای استفاده‌ی ما از آیفون در اولین دقایق بعد از خرید! و در همان لحظه براساس مکان‌یاب و قطب‌نمایی که بر روی نسل سوم آیفون‌ها نصب شده است، نزدیک‌ترین فروشگاه KFC را پیدا کردیم و خودمان را از گرسنگی نجات دادیم!

اما مزیت دیگر آیفون برای من، نصب کردن برنامه‌ی دیکشنری است که از سایت Dictionary.com به صورت رایگان دانلود کردم و هر وقت که معنی کلمه‌ای را در کلاس‌های درس متوجه نمی‌شوم، به سرعت معنی آن را پیدا می‌کنم!

و آخرین امکانی که این روزها شدیدا به کار من می‌آید، گوش دادن به ترانه‌های مورد علاقه‌ام به صورت آنلاین است که باعث شده از گوش دادن به ترانه‌های تکراری رهایی پیدا کنم.

البته به همه‌ی این‌ها، امکانات عادی‌ای مانند توییت کردن، فرندفید رفتن و چک کردن ایمیل‌هایم را هم باید اضافه کرد. خلاصه‌ی کلام آنکه آیفون برای من حکم دنیایی را دارد که در دستانم است و به من کمک می‌کند تا در لندن به راحتی مکان‌های مورد نیازم را پیدا کنم و یا از وضعیت خطوط مترو با خبر شوم.

نوشتن دیدگاه