اگر نامرئی بودم!

مدتی قبل صادق جم من را به بازی دعوت کرد که به دلیل مهاجرت به وردپرس نتوانستم در آن زمان در این بازی شرکت کنم. اما براساس قولی که داده بودم امروز در این بازی با تاخیر بسیار زیاد شرکت می‌کنم.

اگر من نامرئی بودم:

– پول افرادی را که به صورت نامشروع (مانند دزدی، آدم‌ربایی و…) بدست آورده بودند را می‌دزدیدم به فقرا کمک می‌کردم.

– مچ افرادی را در جامعه خود را خدا دوست و پاک نشان می‌دهند را می‌گرفتم تا…

– از خودسانسوری شدیدی که این روزها گلوی من را می‌فشارد، دست برمی‌داشتم.

– دورغگویان را رسوا می‌کردم.

اما از همه این‌ها بگذرم، این نکته را هیچگاه فراموش نمی‌کنم که اگر زمانی نیروی مافوق بشری بدست آوردم، آن را بر ضد بشر استفاده نکنم.

نوشتن دیدگاه

از رفتن قطبی خوشحالم چون…

زمانی که خبر استعفای افشین قطبی از پرسپولیس را شنیدم خیلی خوشحال شدم، چون خیالم راحت شد که قطبی ایرانیزه نشده است و هنوز توانسته است در طوفان اخلاقیات ناپسند ایرانی خودش را تا حدودی حفظ کند.

قطبی مردی بود که چه بخواهیم و چه نخواهیم فرهنگ جدیدی از نظر گفتار را نه تنها به جامعه فوتبال، بلکه به جامعه‌ ایران آورد. قطبی مردی بود که با مهربانی توانست جواب منتقدین خودش را به بهترین شکل بدهد و به بسیاری از ایرانیان مانند خودم این را یاد بدهد که اخلاقیات مهمترین اصل در هر پُست و مقامی است. اما در عوض ما چه کردیم؟ ما به وی لقب دادیم و تا زمانی که نتایج خوبی می‌گرفت او را دوست داشتیم، اما زمانی که ورق برگشت و نتایج خوبی بدست نیاورد، همه به یکباره کارشناس شدیم و در مورد این بازیکن و آن بازیکن نظر دادیم! مانند حوادث رانندگی که در خیابان رخ می‌دهد همه کارشناس پلیس راهنمایی و رانندگی می‌شوند!

به همین دلیل من بسیار خوشحالم که افشین قطبی از ایران رفت و امیدوارم که وی تا زمانی که فرهنگ مردم ایران درست نشود به ایران بازنگردد. فرهنگی که همانگونه در پژواک گفته‌ام، فرهنگی است که در آن جای هنجارها با ناهنجارها عوض شده است. در فرهنگ کنونی ایران زمانی که کسی کلاهبرداری می‌کند از وی به عنوان یک آدم زرنگ و باهوش یاد می‌کنند، اما زمانی که کسی چیزی را از دست می‌دهد از او به عنوان یک آدم بی‌عرضه یاد می‌کنند.

پس بیاید و برای رفتن افشین قطبی غمگین نباشیم، بلکه برای رفتن وی خوشحال باشیم که وی آنقدر وجدان داشت که بدی‌ها را با پول عوض نکرد و شرفش را به پول نفروخت. کاری که امروز در جامعه ایران زیاد اتفاق می‌افتد.

نوشتن دیدگاه

تولد دوباره وبلاگ ندای امروز

تفاوت انسان با دیگر موجودات روی زمین در یک چیز است و آن تغییرپذیری آدمی است. پدیده‌ای که باعث می‌شود یک انسان به مهربانی نلسون ماندلا برسد و یا به قصاوت آدولف هیتلر برسد. به همین دلیل من هم براساس تجربیات و گذر زمان تغییر کرده‌ام. این تغییرات در بسیاری از زمینه‌ها به وجود آمده است که یکی از مهمترین آنها تغییر در افکار و دیدگاه‌هایم است. تغییراتی که شما با خواندن اینجا به مرور زمان به آن پی خواهید برد و به همین دلیل در مورد آن بیشتر از این صحبت نمی‌کنم!

حال اگر از تغییرات شخصیتی و فکری که در من به وجود آمده بگذریم، اینجا نیز تغییر کرده است و آن مهاجرت من از سیستم مدیریت محتوای موویبل تایپ به وردپرس است. مهاجرتی که دلایل زیادی دارد، دلایلی مانند کم حجم بودن سیستم مدیریت محتوای وردپرس نسبت به موویبل تایپ و وجود افزونه‌های بسیار زیاد برای وردپرس.

اما شاید از خودتان بپرسید که بایگانی مطالب گذشته چه شده است؟ در جواب این پرسش باید بگویم که این بایگانی را شاید روزی و در یک تاریخ خاص همراه با چند مورد دیگر منتشر کنم هر چند که هنوز تصمیم قطعی در این زمینه نگرفته‌ام.

در نهایت این را نیز باید بگویم که تایپ کردن در ویرایشگر وردپرس لذتی دارد که تا به حال در هیچ ویرایشگری این لذت را حس نکرده‌ام. به همین دلیل اگر دیدید که اینجا زود به زود به روز می‌شود، علت آن را بدانید که تنها و تنها خون تازه‌ای است که این سیستم مدیریت محتوا در رگ‌های ندای امروز تزریق کرده است.

نوشتن دیدگاه