اگر توییتهای چند هفتهی اخیر من را دنبال کرده باشید، متوجه فعالیت یک گروه هکر که در دو ماه اخیر سر و صدای زیادی به پا کرده است، شدهاید. گروهی به نام لولز سک (LulzSec) که در پادکست پیششمارهی ۹ رسانههای خُرد به صورت مفصل در مورد آن صحبت کردهام و همچنین در مورد آن مقالهای را در مردمک منتشر کردهام که هر آنچه را که باید در مورد آنها بدانید را با خواندن این مقاله متوجه خواهید شد.
اما در ادامهی سر و صداهای به پا شده توسط این گروه، یک سری تصاویر در حمایت از این گروه و با شعار «انقلاب ضد امنیت- Anti- Security Revolution» در سواحل شهر سانتیاگو سن دییگو توسط افرادی ناشناس کشیده شده است. نکتهی جالب در مورد این تصاویر آن است که این تصاویر در حالی کشیده شدهاند که گروه لولز سک در اعلامیهای از آغاز عملیات ضد امنیت بر علیه دولتها خبر داده است و همواره از کشتی لولز سخن گفته که بیرابطه با مکان این تصاویر نیست.
برای اطلاعات بیشتر به شما پیشنهاد میکنم که این ویدیو را مشاهده کنید تا به صورت کامل در جریان ماجرای تصاویر کشیده شده در سواحل سانتیاگو قرار بگیرید.
اگر شما جز آن دسته از افرادی هستید که نمیدانید سونامی چیست، امواج سونامی در زلزلهی اخیر ژاپن چگونه حرکت کردهاند و مشکل راکتورهای اتمی نیروگاه فوکوشیما چیست، دیدن سه ویدئوی زیر را به شما توصیه میکنم. در این سه ویدئو پاسخ سه سوال فوق را به صورت تصویری خواهید یافت.
ماجرای قتل یک انسان در میدان کاج تهران، یکی از خبرهایی بود که در هفتههای اخیر در مورد آن بسیار صحبت شده است. از اینکه چرا در میان آن جمعیت تماشا کننده یک نفر برای نجات آن جوان قدم برنداشته، یا آنکه چرا پلیس برای کنترل اوضاع و نجات قربانی کاری انجام نداده است.
علاوه بر این، پس از ظهور پدیدهای به نام شهروند- روزنامهنگار، این سوال پیش آمده است که مردم برای انتشار تصاویر حوادثی مانند قتل میدان کاج تا چه حد میتوانند مشغول ضبط کردن تصاویر برای انتشار در خبرگزاریها و یا شبکههای اجتماعی باشند و تا چه حد باید به فکر نجات جان انسان درگیر در آن حادثه باشند؟
این سوالات که در روزنامهنگاری از آن به عنوان «اخلاق روزنامهنگاری» یاد میشود، باعث شده است که سوال بزرگتری مطرح شود: «در حادثهای که جان یک یا چند انسان در خطر است، به چه میزان خبرنگار یا روزنامهنگار باید به گزارش آن حادثه بپردازد و به چه میزان باید تلاشی برای نجات جان آنها بکند؟
پاسخ به این سوال آسان نیست، زیرا نیاز به پارامترهای زیادی است که اساتید این زمینه باید در این مورد نظر بدهند، اما از دیدگاه من ویدئوی زیر تا حدودی میتواند پاسخ به این سوال را بدهد، ویدئویی با نام «یک صدم ثانیه»:
پردهی اول:یک پایگاه خبری از بازی کردن لیلا اوتادی در نقش ندا آقا سطان خبر میدهد؛ تنها چند ساعت بعد از انتشار این خبر فحشهایی نیست که به این بازیگر داده نشود. فحشهایی که من و توی وبلاگنویس با شنیدن آنها عرق شرم بر پیشانیمان نقش میبندد! فحشهایی که تنها و تنها به دلیل آنکه یک بازیگر مخالف آنچه من و تو فکر میکنیم، انجام داده است (هر چند بعدا این خبر تکذیب شد)، نثار او میشود.
نتیجهگیری: من و تو همچنان یاد نگرفتهایم که از مخالف و دشمنمان با متانت و ادب انتقاد کنیم و تنها روش انتقاد از مخالف را در دادن فحشهای رکیک میدانیم، فحشهایی که از هر دیدگاه و مسلکی مورد پذیرش نیست.
چند روز پیش برای بار دوم ویدئویی را بر روی یوتیوب دیدم که در آن فردی گاز هلیوم را با دهان خود میمکید و وقتی که حرف میزد، صدایش بسیار نازک میشد. بعد از دیدن این ویدئو، برایم این سوال پیش آمد که علت این اتفاق چیست؟
علت این تغییر صدا، سبک بودن گاز هلیوم نسبت به هوا است که باعث میشود، حرکت مولکولهایی که از تارهای صوتی ایجاد و از دهان خارج شدهاند، به یکباره کاهش پیدا کند و در نتیجه صدا به صورت نازکی شنیده شود.
برای درک بهتر، اینگونه میتوان توضیح داد که اگر در یک بزرگراه ماشینها با سرعت حرکت کنند و ناگهان با یک ترافیک سنگین روبرو شوند، همهی ماشینها سرعت حرکتشان را کاهش میدهند. این اتفاق دقیقا برای مولکولهای هلیوم میافتد که باعث میشود به صورت ناگهانی مولکولهای هلیوم سرعتشان کاهش پیدا کند و در نتیجه صدا به صورت نازک شنیده شود.
در عین حال اگر گازی سنگینتر از هوا توسط فردی مکیده شود و سپس حرف بزند، صدایش کلفت شنیده خواهد شد. البته در مورد گازهای سنگینتر از هوا خطر خفگی وجود دارد و آزمایش آن به هیچ عنوان پیشنهاد نمیشود!
اگر دوست دارید در این مورد بیشتر بدانید، به اینجا مراجعه کنید.