وبلاگ‌ها؛ پیاده نظام ارتش سایبری- قسمت دوم

در مهر ماه سال جاری مقاله‌ای را در وب‌سایت مردمک در مورد وضعیت تولید محتوای بخشی از وبلاگستان فارسی که شامل موافقان و مخالفان حکومت ایران می‌شدند را منتشر کردم. در بخش دوم و آخر این مقاله به بررسی آماری این وبلاگ‌ها از نظر میزان تولید محتوا و کپی کردن اخبار از دیگر منابع پرداخته‌ام:

بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ وبلاگ‌های زیادی در سرویس‌های وبلاگ نویسی فارسی ایجاد شد که بخش زیادی از آن با حمایت دولتی همراه بود. این گزارش به بررسی آماری این پدیده پرداخته است و وبلاگ‌های سه سرویس وبلاگ‌نویسی پلاکفا، پرشین بلاگ و بلاگفا مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

در قسمت اول مقاله‌ی پیاده‌ نظام ارتش سایبری در مورد کلیات این پدیده در وبلاگستان فارسی صحبت و به این نکته اشاره شد که این بخش از فضای مجازی وب فارسی مانند پیاده نظام‌های ارتش‌های حقیقی، خیلی زود از صحنه‌ی نبرد یا‌ همان جنگ نرم حذف می‌شوند. ادامه مطلب…

وقتی وبلاگ‌نویسی در ایران قبل از اختراع واژه‌ی وبلاگ شروع می‌شود!

برای دیدن تصویر بزرگ کلیک کنید.

پرده‌ی اول: علی گرانمایه‌پور که از وی با عنوان کارشناس ارتباطات و مدرس دانشگاه یاد شده است در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایسنا بر آموزش فرهنگ وبلاگ‌نویسی تاکید می‌کند:

علی گرانمایه‌پور- کارشناس ارتباطات- در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس وبلاگ‌های خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به شکل‌گیری موج وبلاگ‌نویسی در کشور از سال ۷۳ و جدی شدن آن از سال ۸۲ اظهار کرد: دغدغه بسیاری از کارشناسان انعکاس نوع محتوای وبلا‌گ‌های شکل گرفته و فعال، است.

پرده‌ی دوم: براساس اطلاعات منتشر شده در ویکی‌پدیا واژه‌ی «وبلاگ» در ۲۳ آذر ۱۳۷۶ توسط یورن بارگر ابداع شده است.

سوال: چگونه امکان دارد که موج وبلاگ‌نویسی در ایران از سال ۱۳۷۳ شروع شده باشد در حالی که این واژه در سال ۱۳۷۶ ابداع شده باشد؟!

وبلاگ، «ضرورتی برای هر شیعه»

وبلاگ و وبلاگ‌نویسی یکی از پدیده‌های بوده است که بدون شک بر روی فضای اجتماعی و سیاسی ایران تاثیر بسیاری داشته است. برای اثبات این حرف نیز می‌توان به آمار وبلاگ‌های فیلتر شده توسط دولت ایران اشاره کرد. اما بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، وبلاگ‌نویسی در کنار جنگ نرم، به یکی از بحث‌های مورد علاقه‌ی مسئولین ایران تبدیل شد به گونه‌ای که یکی از مسئولین در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، وبلاگ‌نویسی را یک وظیفه و تکلیف شرعی هر شیعه اعلام کرد! در مطلبی با عنوان «وبلاگ، ضرورتی برای هر شیعه» که مدتی قبل در آزاد سایبر منتشر شده است، به بررسی این سخنان پرداخته‌ام.

بحث‌های مانند «ضرورت تسخیر فضای مجازی توسط نیروهای ارزشی»، تشکیلاتی نظیر «ارتش سایبری» و مفاهیمی همچون «جنگ نرم» پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته به یک‌باره‌ با فشاری محسوس وارد عرصه سیاسی در ایران شدند، ورد زبان مقامات جمهوری اسلامی شدند و در کانون توجه مسئولان قرار گرفتند.

پی‌آمد این اتفاق تنها ایجاد ارتشی به نام «ارتش سایبری ایران» نبود؛ در فضای وبلاگستان فارسی هم اثرات این نگرش کاملا محسوس و ملموس است و می‌توان وبلاگ‌های بسیاری را مشاهده کرد که زمان زیادی از تولدشان نگذشته، اما به کپی کردن مطالب وب‌سایت‌های حامی دولت و جنبش سبز می‌پردازند.

در آخرین نمونه‌ از سخنان مسئولان ایران، می‌توان به دیدگاه معاون رسانه مجازی سازمان صدا و سیما، لطف‌الله سیاهکلی اشاره کرد که داشتن وبلاگ برای هر شیعه را ضروری دانسته است. وی در سخنانی که توسط خبرگزاری فارس منتشر شده، به نکات بسیار مهمی اشاره کرده است که توجه به آنها می‌تواند برخی از حقایق وب فارسی و همچنین جنگ نرم را روشن کند. ادامه مطلب…

آیا با شبکه‌های اجتماعی می‌توان امنیت یک کشور را تهدید کرد؟

مدتی قبل با مطلبی تحت عنوان «چگونه یک وبلاگ‌نویس می‌تواند امنیت آمریکا را به چالش بکشد؟» مواجه شدم که در آن روش به خطر انداختن امنیت ملی آمریکا (!) توضیح داده شده است (متن زیر به دلیل غلط‌های املایی زیاد توسط من ویرایش شده است):

سایت‌های اجتماعی مانند فرندفید، فیس‌بوک، توییتر و… تنها به دلیل کسب اطلاعات لحظه‌ای توسط دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا ساخته شده‌اند.

با توجه به هتک حرمت قرآن مجید در این کشور یک روش انتشار اطلاعات غلط و چالش امنیتی و اطلاعاتی را به شما وبلاگ‌نویس ارزشی عزیز عرض می‌نماییم. این روش توسط منافقین در سایت‌های فوق در جریان اغتشاشات انتخابات به کار گرفته شد و موفقیت‌آمیز هم بود.

ابتدا در سایت‌های فوق یوزری از کشور آمریکا ساخته و اقدام به اد نمودن و دوستی با یوزرهایی که مشخص است از کشور آمریکا هستند، بنمایید. این کار بسیار قابل اهمیت است چون هر قدر میزان ادهای شما از آمریکایی‌ها بیشتر باشد مطلب شما بیشتر پخش خواهد شد. این روش را در اتاق‌های چت آمریکایی یاهو نیز می‌توانید انجام دهید.

سپس جملاتی که به نظر شما اذهان عمومی را جذب و درگیر می‌کند انتخاب کنید، مانند:

ساعت ۲۳ انفجار بخش جنوبی ساختمان پنتاگون

هم اکنون انفجار متروی واشنگتن

ساعت ۲۲ انفجار سفارت آمریکا در انگلستان

سفارت کشورمان (آمریکا) در لبنان تسخیر شد

سفارت کشورمان (آمریکا) در کشور X تسخیر شد

انفجار سفارت آمریکا در اسرائیل

نیروهای حزب الله از مرز جنوبی وارد کشور شدند

این نوع جملات را به زبان انگلیسی ترجمه نموده و به خصوص در سایت فرندفید بارها ارسال کنید. فکر نکنید این جملات منتشر نمی‌شوند، اگر در لیست ادهای خود افراد زیادی داشته باشید این روش موفقیت‌آمیز خواهد بود.

در حوادث پس از انتخابات این نوع روش به خوبی جواب داد و متاسفانه نیروهای حزب اللهی اسیر این روش شدند؛ به عنوان مثال عنوان می‌شد فلان ساختمان توسط حرامیان زنازاده‌ی حامی موسوی منافق تسخیر شد. جمعیت زیادی از نیروهای حزب الله به آن منطقه می‌رفتند اما خبری نبود و خبر اصلی در منطقه دیگر بود.

این روش‌ها بسیار ساده به نظر می‌رسد اما از هر سلاح و تجمعی کارآمدتر خواهد بود. این سایت‌ها با هدف این نوع حملات بوجود آمده‌اند، باور کنید می‌توانید از سلاح آنها بر ضد خودشان استفاده کنید. یک بار فقط امتحان کنید. (منبع)

با خواندن این مطلب اولین نکته‌ای که به ذهنم رسید آن است که نویسنده‌ی این مطلب مانند برخی از رسانه‌ها اشتباه فاحشی کرده و آن بزرگ‌نمایی بدون دلیل قدرت سرویس‌های اجتماعی‌ای مانند فرندفید و توییتر است. سرویس‌هایی که در جو احساسی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته از آنها با عنوان‌هایی مانند «انقلاب توییتری» نام برده شد، در صورتی که مانند پروژه‌ای به نام «هیستک» یک بزرگنمایی و توهم بود.

دومین نکته این است که با بهترین ابزارهای اینترنتی نمی‌توان یک حکومت را از بین برد. اینکه بتوان با ابزارهایی وب ۲٫۰ مانند توییتر و فیس‌بوک حکومتی را عوض کرد، دیدگاه کسانی است که فکر می‌کنند این ابزارها هم مانند توپ و تانک کار می‌کنند! در ضمن کسانی که از طریق این ابزارها مطالبی را منتشر می‌کنند در حقیقت در خانه نشسته‌اند و تنها کاری که می‌کنند چند ضربه بر روی صفحه کلید رایانه است، حال چگونه می‌توانند امنیت ملی یک کشور را به خطر بیاندازند جای سوال است! البته نباید فراموش کرد که اطلاع‌رسانی نقش بسزایی در تغییر و اصلاح یک جامعه دارد و هر چه سطح اطلاعات مردم بالاتر برود، حکومت در مقابل جامعه با بازخواست‌های بیشتری مواجه می‌شود.

سومین نکته لحن بی‌ادب و نامناسب متن است که اوج آن را می‌توان در عبارت «حرامیان زنازاده‌ی حامی موسوی منافق» دید که به صورت کاملا مستقیم به ۱۳ میلیون رای‌دهنده به موسوی توهین می‌کند! توهینی به ۱۳ میلیون ایرانی که تنها به دلیل حمایت از یک کاندیدا باید «زنازاده» خوانده شوند!

و آخرین نکته آن است که اینترنت ابزاری برای ارتقا آگاهی و اطلاعات مردم است نه ابزاری برای براندازی و تعویض یک حکومت؛ بیایید اینترنت را نه دشمن و نه دوست خود بدانیم، بلکه آن را ابزاری برای گسترش ایده‌ها و دامنه‌های اطلاعاتمان قرار دهیم.

پیاده نظام ارتش سایبری- قسمت اول

بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران، فضای وب فارسی دچار تحولات زیادی شد که یکی از مهمترین آنها ایجاد وبلاگ‌هایی در حمایت از هر یک از طیف‌های سیاسی در ایران است. این وبلاگ‌ها که از آنها می‌توان به عنوان «پیاده نظام ارتش سایبری» نام برد، این روزها به میزان بسیار زیادی در وبلاگستان فارسی دیده می‌شوند. در مطلبی که مدتی قبل برای مردمک نوشته‌ام، در مورد این پدیده صحبت کرده‌ام. البته این قسمت اول این سری گزارش است و در قسمت دوم که به زودی منتشر می‌شود، به بررسی آماری این بخش از فضای وب فارسی پرداخته خواهد شد.

وب فارسی، پدیده است که از ابتدای دهه‌ هشتاد به صورت گسترده‌ای مورد توجه عموم مردم قرار گرفت و در طول عمر ۱۰ ساله خود دو نقطه عطف داشته است؛ «وبلاگ‌نویسی» و «انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸».

در مورد تاثیر انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بر روی فضای وب و پدیده‌هایی مانند شهروند- روزنامه‌نگار در طی یک سال اخیر بسیار صحبت شده است و من نیز در مقاله‌ای با نام «وبلاگستان؛ قبل و بعد از انتخابات ۸۸» تا حدودی به کلیات این تاثیر پرداخته‌ام. اما هدف از نوشتن این مقاله حاضر و آنچه در هفته‌های آینده خواهم نوشت، آن است که به بررسی کلی پدیده‌ای به نام «پیاده نظام‌های ارتش سایبری» پرداخته شود. پدیده‌ای که از ابتدای سال ۱۳۸۹ به صورت قارچ‌گونه شروع به رشد کرده‌اند.

پیاده نظام‌های ارتش سایبری چه کسانی هستند؟

دولت ایران در فضای وب دارای دو بازوی اجرایی است که از طریق آن سعی در کنترل فضای وب فارسی براساس منافع خود دارد. فضایی که کنترل آن با توجه به ساختار و ماهیت اینترنت کار بسیاری دشواری است و تا کنون هیچ یک از دولت‌های جهان نتوانسته آن را به صورت کامل کنترل کنند. این دو بازوی اجرای عبارتند از «فیلترینگ» و «ارتش سایبری.» دو ابزاری که در مورد هر یک بسیار سخن گفته شده است و با کمی جستجوی می‌توان اطلاعات بسیاری در موردشان کسب کرد.

حال آنکه برخلاف تصور، ارتش سایبری تنها شامل گروهی هکر از هر دو طیف (حامیان دولت و جنبش سبز) نیست، بلکه با آغاز سال ۱۳۸۹ دسته‌ای دیگر به این ارتش پیوسته‌اند که می‌توان از آنها با عنوان پیاده نظام‌های ارتش سایبری نام برد. پیاده نظام‌هایی که تنها به دلیل حمایت از دو طیف اصلی در وبلاگستان فارسی ظهور پیدا کرده‌اند. ادامه مطلب…