یکی از دغدغههای من برای وب فارسی کمک به آن بوده و همواره سعی کردهام تا جایی که میتوانم به این جامعهی مجازی و به خصوص وبلاگستان فارسی کمک کنم. برای همین فارغ از هر دیدگاهی به هر کسی که توانستهام کمک کردهام.
اما این دیدگاه من متعلق به چند ماه پیش بوده است و از این پس به آن عقیدهی چندانی ندارم! چون از نظر من مدیران برخی از وبسایتهای ایرانی تا زمانی کارشان با آدم گیر باشد هر روز و هر ساعت ایمیل میزنند و زمانی که خرشان از پل بگذرد، دیگر نه سراغی میگیرند و نه زیر بار مسئولیتی که قبول کردهاند میروند. از همین جهت از نگاه من مدیران برخی از وبسایتهای وب فارسی مدیرانی بیمسئولیت هستند که رفتاری مانند آنچه در جامعهی ایران در حال رواج یافتن است را میکنند: خودخواهی!
برای همین از نگاه من سرمایهگذاری در وب فارسی کاری کاملا بیهوده است چون برخی از افراد فعال در آن کمترین اصول اخلاقی را رعایت نمیکنند و در زمان نیاز به فکر آدمی هستند و در زمانی که خرشان از پل میگذرد، همه چیز را فراموش میکنند. و شاید به همین دلیل است که باید به شرکتهای بزرگ حق داد که در وب فارسی سرمایهگذاری نکنند، چون برخی از فعالان این عرصه که در برخی موارد اکثریت هستند، مسئولیتپذیر نیستند و تنها به فکر خود هستند.
پینوشت:
- در وب فارسی اقلیتی هم هستند که مسئولیتپذیرند و به شخصه به کار آنها اعتقاد دارم.
- نظر »
دیروز که واکنش وب فارسی به تشکیل شورای عالی فضای مجازی را منتشر کردم، به این فکر کردم که این شورا قرار است با وب فارسی چه کند و آیا تاثیری بر روی وضعیت کنونی وب فارسی و به خصوص وبلاگستان فارسی میگذارد یا نه؟
نتیجهی این فکر مطلبی شد که امروز در مردمک با عنوان «تشکیل «شورای عالی فضای مجازی» با وب فارسی چه میکند؟» منتشر شده است و در آن به ابعاد مختلف تشکیل این شورا و تاثیر آن بر روی وب فارسی پرداختهام.
در روز چهارشنبه، ۱۷ اسفند ماه آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در حکمی خواستار تشکیل «شورای عالی فضای مجازی» شد. براساس این حکم وظیفهی این شورا ایجاد مرکزی با نام «مرکز ملی فضای مجازی» است تا به کمک آن ایران بتواند اشراف کامل و به روزی بر روی فضای مجازی داخل و خارج از کشور داشته باشد.
انتشار این خبر واکنشهای مختلف را در فضای وب فارسی با خود به همراه داشت به طوری که میتوان این واکنشهای را به دو دستهی کلی تقسیم کرد: مخالفین و موافقین حکومت ایران. مخالفین حکومت ایران این حکم را قدم دیگری از سوی ایران برای محدود کردن بیشتر کاربران ایرانی و فضای اینترنت دانستهاند و موافقین حکومت ایران که این اقدام را قدمی در بهتر شدن فضای وب و مشخصتر شدن سیاستهای کلی ایران در مورد فضای اینترنت دانستهاند.
اما اگر بخواهید فارغ از هر گونه دیدگاه سیاسی به تشکیل شورای عالی فضای مجازی نگاه کنیم، باید گفت که این شورا با توجه به شرایط کنونی اینترنت در ایران و فیلترینگ گسترده وبسایتهای مختلف که این روزها دامن بسیاری از وبسایتهای اصولگرا مانند «تریبون مستضعفین» را گرفته است، میتواند قدمی هر چند مثبت در جهت روشن شدن سیاستهای ایران در قبال اینترنت دانست. سیاستهایی که در طی سالهای اخیر از سوی هر سازمان و مسئولی که دستی در اینترنت دارد به صورت سلیقهای اعمال میشود. ادامه مطلب…
- نظر »
ماجرای انتشار عکس نیمه برهنهی گلشیفته فراهانی در نشریه لفیگارو و دستگیری چند روزنامهنگار و فعال اجتماعی در ایران یکی از ماجراهایی است که از نظر من بار دیگر میتوان حقیقت وب فارسی و البته جامعهی ایران را دید.
قبلا در مطلبی با عنوان «ما، وب فارسی و جامعه ایران» در مورد بخشی از وب فارسی صحبت کرده بودم:
… آنچه در فضای وب فارسی در حال رخ دادن است، با آنچه در بطن جامعهی ایران در حال رخ دادن است از زمین تا آسمان فرق دارد و در خوشبینانهترین حالت میتوان فیسبوک را تنها نشاندهندهی بخش بسیار بسیار کوچکی از جامعهی ایران دانست، دقت کنید که در خوشبینانهترین حالت!
و حالا ماجرای میزان واکنش به عکس نیمه برهنهی گلشیفته فراهانی و دستگیری چند روزنامهنگار و فعال اجتماعی نیز نمونهای دیگر از گفتهی بالاست. نمونهای که چه بخواهیم و چه نخواهیم، بار دیگر نشان میدهد وب فارسی با آنچه که من و شما میبینیم بسیار متفاوت است. وب فارسی را اکثریتی تشکیل میدهند که دغدغهی آنها دستگیری چند روزنامهنگار و یا اعدام یک انسان نیست؛ دغدغهی این بخش وب فارسی تفریح و لذت بردن از زندگی است، تفریحهایی مثل دنبال کردن برنامهی آکادمی گوگوش و… و شاید همین دغدغه باعث شده است که شبکهی تلویزیونیای مانند من و تو با عمری حدود یک سال و نیم اینگونه پرطرفدار باشد.
البته این را هم نباید فراموش کرد که به طور کلی علاقه به خبرهایی مانند عکس نیمه برهنهی یک هنرمند و… در هر جای دنیا بسیار پرطرفدار است، مثلا در بریتانیا پرفروشترین روزنامهی این کشور روزنامهی The Sun است که در مورد شایعههای موجود در مورد افراد معروف و… است. برای همین گفتن اینکه مردم ایران به دلیل آنکه به یک عکس نیمه برهنه، بیشتر از دستگیری چند روزنامهنگار و فعال اجتماعی توجه میکنند پس عقب ماندهاند حرفی اشتباه است زیرا در این مورد همهی مردم دنیا مانند یکدیگر هستند.
یک نظر »
آرش کمانگیر در مطلبی تحت عنوان «چرا ما مهم نیستیم و چرا این اتفاق مهمی است» در مورد بخشی از وب فارسی صحبت میکند که به اعتقاد وی هم اکنون جریان وب فارسی در دست آنهاست و میگوید:
شاید بشود بازکردن راهی را به «ما» نسبت داد. شاید. خیلی هم مهم نیست که راه چطور باز شد. مهم این است که سیل راه افتادهاست. اینکه این جربان بهکجا میرسد را من نمیدانم. چیزی که من میدانم این است که فرمان ِ موج دیگر دست «ما» نیست، و «آنها» که موج را جلو میبرند هم بیشتر از دغدغهی هدایت ِ این قطار، تشنهی شکستن آن سد هستند. (منبع)
با خواندن این مطلبِ آرش ناگهان به یاد ماجرای اخیر حذف شدن یکی از کاندیداهای آکادمی گوگوش افتادم که با غوغایی در صفحهی فیسبوک آکادمی موسیقی گوگوش و همچنین ایجاد صفحههای بسیاری در فیسبوک در حمایت از آن کاندیدا همراه شد که نمونههایی از آن را میتوانید در اینجا مشاهده کنید. ماجرایی که نشان داد دغدغهی بخش بزرگی از وب فارسی که شاید من وبلاگنویس آن را اصلا ندیده باشم، چیز دیگری است و با آنچه من فکر میکنم فرسنگها فاصله دارد.
قبلا هم در مورد اینکه وب فارسی نمایندهی تمام جامعهی ایران نیست صحبت کردهام. به عنوان مثال با نگاهی به گوگل ریدر قبل تغییرات اخیرش، میتوان این تفاوت را تا حدودی مشاهده کرد. گوگل ریدر فضایی بود که در آن اعدام منفور و متلک انداختن به دخترها بیفرهنگی بود و دهها مورد دیگر که فرسنگها با آنچه در بطن جامعه میگذشت متفاوت بود.
برای همین با تایید نوشتهی آرش باید بگوییم که آنچه در فضای وب فارسی در حال رخ دادن است، با آنچه در بطن جامعهی ایران در حال رخ دادن است از زمین تا آسمان فرق دارد و در خوشبینانهترین حالت میتوان فیسبوک را تنها نشاندهندهی بخش بسیار بسیار کوچکی از جامعهی ایران دانست، دقت کنید که در خوشبینانهترین حالت!
یک نظر »