یادداشتهای دایی

روز استقلال آمریکا
احترام به ملل و مردم عادی از اصول بنیادی میباشد. در سال ۱۹۹۴ به مدت دو ماه برای تحقیق به دانشگاه Delaware آمریکا رفته بودم. در روز استقلال آمریکا که در ۴ جولای میباشد در حال گشت در خیابانها و محلههای آن شهر بودم و عشق و علاقهی مردم به پرچم آمریکا را وقتی آن را در مقابل خانههایشان برافراشته بودند دیدم. آن روز فهمیدم که اهانت به پرچم آمریکا، سوزاندن و لگدمال کردن آن باعث اعتراض به دولتمردان آمریکا نمیشود، بلکه به غرور و عشق مردم عادی آمریکا خدشه وارد میکند و این دقیقا خواست جناح جنگطلب برای زمینهسازی ساخت دشمنان واهی برای اجرای نقشههای شوم جنگطلبانهیشان میباشد. مردم آمریکا به صورت عموم، مردمی مهربان، خون گرم و انسان دوست میباشند که در پیشرفت علم سهم بسزایی داشتهاند و متاسفانه عموم این مردم خود نیز تحت سیطره سیستم حاکم بر آنها میباشند. انجام اعمالی که منجر به رنج آنان گردد دور از مروت و بر خلاف مصالح ملی ایران است. امید نگارنده این است که از این پس در تظاهرات خیابانی شاهد سوزاندن و لگدمال کردن پرچم آمریکا نباشم و از شعار مرگ بر آمریکا که شمولیت مردم آمریکا نیز میشود استفاده نگردد.
مشاهده ادامه مطلب »
یک نظر »
از این پس نویسندهی جدیدی در این وبلاگ خواهد نوشت و آن هم دایی من است. در این سری نوشتهها که توسط من و وی منتشر خواهد شد، وی به بررسی وضعیت انرژی و نتایج آن میپردازد.
بخش اول: تولید نفت

شکل (۱)- ماریون کینگ هابرت (۱۹۸۹-۱۹۰۳)
زمینشناس آمریکایی، ماریون کینگ هابرت (۱۹۸۹-۱۹۰۳) کارمند بخش تحقیقات کمپانی شل (Shell) در هوستون تگزاس بود. تحقیقات او در زمینهی علوم زمینشناسی، ژئوفیزیک، زمینشناسی نفتی و از همه مهمتر منحنی Hubbert و تئوری قلهی Hubbert بود که تاثیرات قابل توجهی در عرصهی سیاسی باقی گذاشت.
قلهی تولید نفت زمانیست که حداکثر نرخ استخراج نفت در جهان اتفاق میافتد و بعد از آن نرخ تولید نفت شروع به کاهش نموده و به سمت اتمام حرکت میکند. این پدیده در هر یک از چاههای نفت و همچنین مجموع چاههای نفت یک منطقه مشاهده گردیده است. نرخ رشد مجموع چاههای نفت یک منطقه معمولا به صورت نمایی (Exponentially) رشد میکند تا آنکه به قلهی تولید برسد و سپس شروع به کاهش مینماید- گاهی با سرعت شدید- تا اینکه منبع نفت تمام میگردد. این پدیده از منحنی Hubbert پیروی مینماید و این الگو نه تنها برای یک چاه نفت و یک منطقه نفتی صادق است، بلکه تولید جهانی نفت نیز از این پدیده پیروی میکند. قله تولید نفت گاهی با افت تولید نفت به اشتباه گرفته میشود. قلهی تولید نفت نقطهی حداکثر تولید نفت است در حالی که افت تولید نفت مربوط به بازهی زمانی کاهش منابع نفتی و تولید آن میباشد.
ماریون کینگ هابرت، مدل ریاضی خود برای قلهی تولید نفت منابع آمریکا را در سال ۱۹۵۶ ارائه نمود. او به صورت درستی پپشبینی نمود که تولید نفت ایالات متحدهی آمریکا در سالهای بین ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ اتفاق خواهد افتاد (در واقع قلهی تولید نفت آمریکا در سال ۱۹۷۰ اتفاق افتاد). مدل منطقی او که به تئوری قلهی تولید Hubbert معروف گشت، با دقت نسبتا دقیقی زمان وقوع قلهی تولید نفت و کاهش تولید از چاههای نفت، مناطق نفتی و کشورها را تخمین میزند.
این تئوری در زمینههای دیگر تولید با منابع محدود نیز کاربرد دارد.

شکل (۲)- منحنی زنگولهای شکل تولید نفت کل جهان به طوری که توسط هابرت در سال ۱۹۵۶ ارائه شد.
بر طبق مدل Hubbert، نرخ تولید منابع محدود تقریبا یک منحنی زنگولهای متقارن میباشد (شکل بالا) که براساس محدودیتهای استحصال منبع و فشار بازار طی میشود. گونههای اصلاح شدهی دیگری از این مدل براساس توابع پیچیدهتری که عوامل واقعی جهان در آن دخیل میباشند، ابداع گردیده است. اگرچه هر یک از این مدلها برای یک محصول خاصی کاربرد دارند، اما منطق اصلی منحنی Hubbert که رشد تولید در نقطهای متوقف و سپس شروع به کاهش نموده، در همهی مدلها یکسان میباشد.
ادامه دارد…
یک نظر »