سه روز از شورشهای خیابانی در لندن میگذرد و یکی از بحثهایی که در رسانههای مختلف مورد توجه قرار گرفته است، نقش ابزارهایی مانند فیسبوک، توییتر و گوشیهای بلکبری در این شورشها بوده است و در این زمینه وبسایت Gigaom مقالهی خوبی نوشته است. خلاصهی این مقاله آن است که ابزارهایی مانند شبکههای اجتماعی و یا موبایلها مانند چاقویی دو لبه هستند که هم میتوان با آنها میوهای را پوست کند یا هم آدمی را کشت!
این جمله بدان معناست که همانگونه که شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر میتوانند در مصر و تونس به مخالفان کمک کنند تا تظاهرات خود را برنامهریزی و دولت را به زمین بزنند، این ابزارها میتوانند به کمک شورشیان و گنگسترهایی بیایند که برنامهای جز دزدی از فروشگاهها و آتش زدن خانه و کاشانهی مردم ندارد. علاوه بر آن بسیاری مانند جارد کوهن از Google Idea با نظریهی انقلابهایی از نوع توییتری و فیسبوکی مخالف هستند و به اعتقاد آنها این ابزارها تنها میتوانند نقش شتابدهنده یا کاتالیزور را بازی کنند نه شروع کننده.
به عنوان مثال کشته شدن فردی با نام «خالد سعید» در مصر باعث آغاز تظاهرات بر علیه حکومت حسنی مبارک شد و در لندن نیز کشته شدن «مارک دوگان» توسط پلیس باعث آغاز شورشهای خیابانی شد و در هیچ کدام از آنها آغاز کننده، ابزارهایی مانند توییتر، فیسبوک و بلکبری نبودهاند.
به همین دلیل مانند گذشته باز هم به این نکته تاکید میکنم که شبکههای اجتماعی ابزارهایی برای تغییر نیستند.
در نهایت نیز خواندن کامل مقالهی Gigaom را شدیدا توصیه میکنم.
- نظر »
پوشش یکی از مسائلی است که نسل من (چه دختر و چه پسر) با آن درگیر بوده و همواره حکومت ایران بر روی این مسئله انگشت میگذاشته و میگذارد. نمونهی بارز بحث پوشش در ایران را میتوان با طرح ارتقای امنیت اجتماعی که در تابستان سال گذشته به اجرا درآمد، به یاد آورد. اما پوشش تنها در ایران یک مشکل نیست و در کشورهایی مانند ترکیه و فرانسه نیز پوشش یک مشکل است، به گونهای که براساس قوانین ترکیه، زنان مسلمان نمیتوانند با پوشش اسلامی وارد مکانهای دولتی شوند و در فرانسه هم استفاده از هرگونه نشانههای مذهبی (مانند حجاب اسلامی) در مدارس، ممنوع شده است.
اما برعکس مثالهای بالا، لندن شهری است که میتوان در آن با تمام وجود آزادی پوشش را دید. به طور مثال میتوان در خیابان آکسفورد، بانویی را دید که با روبند و حجاب کامل در خیابان قدم میزند و در عین حال بانویی دیگر را دید که در کنار وی با دامنی کوتاه و پیراهنی یقهباز راه میرود. این دو بدون هیچ مشکلی از سوی هیچ کس و یا نگاه ویرانکنندهی فردی راه میروند و به کارهای روزانهی خود میرسند. و یا در دانشگاهی که درس میخوانم، در یکی از کلاسهایم، یک دختر آفریقاییتبار است که با پوشش کامل اسلامی در سر کلاسهای حاضر میشود و در عین حال به راحتی با دیگران گفتگو میکند، بدون اینکه کسی با وی برخوردی ناشایست و یا بدی بکند.
به همین دلیل، به نظر من، لندن شهری است که میتوان به خوبی آزادی پوشش و مذهب را در آن دید.
۱۱ نظر »
«
تهران انار ندارد» نام فیلمی از مسعود بخشی است که چهارشنبهی گذشته در سالن New Theater دانشگاه LSE به نمایش درآمد. این فیلم که در مورد تاریخ ۲۰۰ سالهی تهران است، در عین حالی که به بررسی تاریخی تهران میپردازد، چاشنی طنز را با خود دارد و در برخی قسمتها وجههی طنز فیلم بر وجههی تاریخی آن میچربد.
نکتهی جالبی که این فیلم برای من داشت، نکات تاریخی بود که در مورد تهران گفته شد، مانند اینکه تهران در ابتدا یک دهات بوده که کار اغلب مردم آنجا چوپانی بوده است! و دهها نکتهی دیگر که میتوانید با تماشای آن، از آنها اطلاع پیدا کنید.
اما از حاشیههای نمایش این فیلم میتوانم به این نکات اشاره کنم:
- صدور ویزای مسعود بخشی در کمتر از ۴۸ ساعت! و زمانی که این نکته را مجری برنامه گفت، تمام تماشاگران خندیدند و مسعود بخشی هم در واکنش به این حرکت تماشاگران، شگفتی خودش را از اهمیت گرفتن ویزا در کمتر از ۴۸ ساعت نشان داد.
- مسعود بهنود، عنایت فانی و حمیدرضا صدر (کارشناس فوتبال) در این نمایش حاضر شده بودند.
- تعداد تماشاگران بسیار زیاد بود به گونهای که عدهای پشت درهای بسته ماندند و نتوانستند این فیلم را تماشا کنند.
در نهایت این نکته را به ایرانیانی که در لندن و یا حومه ساکن هستند، یادآوری میکنم که سلسله برنامههایی تحت عنوان Transit Tehran: Art and Documentary in Iran در دانشگاه LSE برگزار میشود که نمایش فیلم «تهران انار ندارد» از همین سری برنامهها است. برنامههای دیگری که در پیش است عبارتند از:
- دوشنبه، ۱۹ اکتبر: سخنرانی با موضوع «ایران جوان: تصاویر، سیاستها و داستانها» در Wolfson Theater
- چهارشنبه، ۲۱ اکتبر: نمایش دو فیلم مستند به نامهای «آیتالله آنلاین» و «شمارش معکوس» در New Theater
این برنامهها تماما رایگان هستند و تنها شرط حضور در آنها داشتن صندلی برای نشستن است. به همین دلیل کمی زودتر در محل برنامهها حاضر شوید و صندلی بگیرید تا مشکلی برای شرکت شما پیش نیاید.
- نظر »
دو روز پیش، سرانجام بعد از مدتها فکر کردن و این دست و اون دست کردن، یک عدد گوشی iPhone 3GS را از فروشگاه اپل خریدم (باید در یک مطلب جدا در مورد فروشگاههای اپل کمی توضیح بدهم) و به جمع هزاران آیفوندار پیوستم. فارغ از همهی تعریفها و تمجیدهایی که از آیفون شده است و میتوانید با یک جستجو در گوگل هزاران صفحه در این مورد پیدا کنید، من میخواهم در این مطلب تجربهی این چند روزم را بگویم.
همان روزی که iPhone را با پسر داییام خریدیم، شدیدا گرسنه بودیم و به دنبال یکی از شعبههای KFC میگشتیم تا مرغ کنتاکی بخوریم و همین گرسنگیمان، نقطهی شروعی شد برای استفادهی ما از آیفون در اولین دقایق بعد از خرید! و در همان لحظه براساس مکانیاب و قطبنمایی که بر روی نسل سوم آیفونها نصب شده است، نزدیکترین فروشگاه KFC را پیدا کردیم و خودمان را از گرسنگی نجات دادیم!
اما مزیت دیگر آیفون برای من، نصب کردن برنامهی دیکشنری است که از سایت Dictionary.com به صورت رایگان دانلود کردم و هر وقت که معنی کلمهای را در کلاسهای درس متوجه نمیشوم، به سرعت معنی آن را پیدا میکنم!
و آخرین امکانی که این روزها شدیدا به کار من میآید، گوش دادن به ترانههای مورد علاقهام به صورت آنلاین است که باعث شده از گوش دادن به ترانههای تکراری رهایی پیدا کنم.
البته به همهی اینها، امکانات عادیای مانند توییت کردن، فرندفید رفتن و چک کردن ایمیلهایم را هم باید اضافه کرد. خلاصهی کلام آنکه آیفون برای من حکم دنیایی را دارد که در دستانم است و به من کمک میکند تا در لندن به راحتی مکانهای مورد نیازم را پیدا کنم و یا از وضعیت خطوط مترو با خبر شوم.
۸ نظر »
ناسا عکسهایی را منتشر کرده است که شهرهای جهان را در شب نشان میدهد؛ من هم بهترینشان را انتخاب کردم که در زیر میتوانید آنها را مشاهده کنید، اما اگر تمایل داشتید تمام عکسها را ببینید به لینک منبع مراجعه کنید:

مشاهده ادامه مطلب »
- نظر »