یادداشتهای دایی
هفتهی آینده امتحان فیزیک دارم. از هفتهی قبل تا به حال نیمی از مطلب را دوره نمودهام. مطمئنا تا هفتهی آینده نیمهی دوم را به موقع دوره خواهم نمود.
کیسهی برنجی برای مصرف یک ماه خریدهام. در نیمهی ماه نصف کیسه مصرف شده است و با خیال راحت میدانم که تا انتهای ماه برنج به اندازهی کافی موجود است.
باک ماشین را پر از بنزین میکنیم و از تهران به سمت اصفهان حرکت میکنیم. در نیمهی راه درجهی بنزین به نصف رسیده است و اطمینان داریم با نیمهی باقیماندهی بنزین مابقی مسافت را بدون دردسر طی خواهیم نمود.
اینها چند مثال از بسیاری از نمونههایی است که ما به صورت روزمره با آن برخورد میکنیم. در همهی این مثالها رابطهای خطی بین دو متغیر، مثلا بین مصرف بنزین و مسافت طی شده وجود دارد. ذهن ما به وجود رابطهی خطی بین متغیرها عادت نموده است و در اولین برخورد با هر پدیدهای رابطهای خطی بین متغیرها در نظر میگیریم.
در این مقاله مواردی که رابطهی خطی بین متغیرها صادق نمیباشد و نگاه خطی منجر به استنتاجهای بسیار نادرست میگردد، بررسی میشود. اهمیت این موضوع در برآورد مصرف انرژی و پیامدهای اجتماعی بحران انرژی پیشرو میباشد.
مشاهده ادامه مطلب »
یک نظر »
یادداشتهای دایی

روز استقلال آمریکا
احترام به ملل و مردم عادی از اصول بنیادی میباشد. در سال ۱۹۹۴ به مدت دو ماه برای تحقیق به دانشگاه Delaware آمریکا رفته بودم. در روز استقلال آمریکا که در ۴ جولای میباشد در حال گشت در خیابانها و محلههای آن شهر بودم و عشق و علاقهی مردم به پرچم آمریکا را وقتی آن را در مقابل خانههایشان برافراشته بودند دیدم. آن روز فهمیدم که اهانت به پرچم آمریکا، سوزاندن و لگدمال کردن آن باعث اعتراض به دولتمردان آمریکا نمیشود، بلکه به غرور و عشق مردم عادی آمریکا خدشه وارد میکند و این دقیقا خواست جناح جنگطلب برای زمینهسازی ساخت دشمنان واهی برای اجرای نقشههای شوم جنگطلبانهیشان میباشد. مردم آمریکا به صورت عموم، مردمی مهربان، خون گرم و انسان دوست میباشند که در پیشرفت علم سهم بسزایی داشتهاند و متاسفانه عموم این مردم خود نیز تحت سیطره سیستم حاکم بر آنها میباشند. انجام اعمالی که منجر به رنج آنان گردد دور از مروت و بر خلاف مصالح ملی ایران است. امید نگارنده این است که از این پس در تظاهرات خیابانی شاهد سوزاندن و لگدمال کردن پرچم آمریکا نباشم و از شعار مرگ بر آمریکا که شمولیت مردم آمریکا نیز میشود استفاده نگردد.
مشاهده ادامه مطلب »
یک نظر »
یادداشتهای دایی
… ادامه
جهت روشنتر شدن اهمیت موضوع انرژی مایلم چند قول را ذکر نمایم:
هیچ موضوعی به اندازهی انرژی آیندهی ما اساسی نمیباشد.
پرزیدنت باراک اوباما، ۲۶ ژانویه ۲۰۰۹
نفت کالایی بیمانند است بدین معنی که طبیعتی استراتژیک دارد… انرژی به واقع پایهی اقتصاد جهان میباشد. نفت پایه و بنیان اقتصاد جهان است و از هر کالای دیگری متمایز میباشد.
دیک چنی، ۴۶مین معاون اول ریاست جمهوری ایالات متحدهی آمریکا (این سخن در زمانی که وی مدیر عامل شرکت نفتی هالیبرتون بود، ایراد شده است)
زنگهای خطر را در نوامبر سال ۲۰۰۷ به صدا درآوردیم و نوامبر امسال (یعنی ۲۰۰۸) با ارائهی گزارش «آیندهی انرژی جهان» زنگها با صدای بلندتری به صدا درآمدند… این بر عهدهی دولتهاست. ما خطر را به آنها گوشزد کردهایم.
Fatih Birol، رئیس اقتصادی مرکز انرژی جهانی (IEA)، آوریل ۲۰۰۹ چاپ شده در مجلهی شورای روابط خارجی آلمان
سازمان انرژی جهانی (IEA) به تازگی گزارش نموده است که تعداد پروژههای جدید تولید نفت ظرف ۵ تا ۶ سال آینده جهت ایجاد ظرفیتهای جدید تولید کافی نمیباشند تا از افت تولید نفت جهانی جلوگیری نمایند.
ساداد الحسینی، قائم مقام اکتشاف و تولید Saudi Aramco (شرکت ملی نفت عربستان، تولیدکنندهی یک هشتم نفت جهان بوده است)
در دههی ۸۰ برای افراد مطلع مشخص گردیده بود که نرخ رشد جمعیت، فقر، لطمات محیط زیستی و کمبود منابع با چنان سرعتی رو به افزایش است که امکان ادامهی آن میسر نمیباشد. مهمترین تحقیق در این زمینه (Meadow, et al. 1972) تحت عنوان «محدودیت رشد» (Limits to Growth) به چاپ رسید که با مخالفتها یا تمجیدهای فراوانی همراه گشت. گروه مخالفین شامل سنتیها بودند که به مفید بودن رشد اعتقاد داشتند. عجلهی آنها در رد نظریهی «محدودیت رشد» سریع و فوری بود. احتمالا انگیزهی آنها بر این اعتقاد راسخ بود که پیام «محدودیت» خیلی ترسناک است که واقعیت داشته باشد (برای مثال Cole, et al. 1973). شاید به عنوان یک تلاش جهت انحراف یا تقلیل اثر پیام «محدودیت» کلمهی «پایداری» (Sustainable) به عنوان یک صفت جایگزین شروع به استفادهی عام گردید. استفاده از عنوان جدید «پایداری» خاطرآسودگی و اطمینان برای آنهایی به وجود آورد که حتی به طور موقت تمایل داشتند فکر کنند که «محدودیت رشد» ممکن نیست.
مشاهده ادامه مطلب »
۵ نظر »