آموزش دور زدن فیلترینگ توسط سربازان جنگ نرم!

قبلا گفته بودم که فیلترینگ و سانسور، سیاست‌هایی هستند که در نهایت شکست می‌خورند و شاید اعتراض حامیان سابق فیلترینگ اینترنت در ایران نسبت به فیلترینگ گسترده‌ی اینترنت در ایران را بتوان شاهدی دیگر بر این ادعا دانست.

در ادامه‌ی همین ادعا، چند روز پیش با مطلبی جالب در وب‌سایت افسران دات آی آر مواجه شدم که شاهدی دیگر بر ناکارآمدی فیلترینگ اینترنت در ایران است به طوری که سربازان جنگ نرمی که هدف خود را مبارزه با جنگ نرم دشمن می‌دانند، به صورت رسمی روش‌های دور زدن فیلترینگ برای دسترسی به فیس‌بوک و توییتر را آموزش می‌دهند! این مطلب که با عنوان «ورود به سایت فیس‌بوک و twitter بدون محدودیت» در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ توسط کاربری به نام «مسعود مسعودی» منتشر و در ۲ اردیبهشت به عنوان مطلب برگزیده‌ی وب‌سایت افسران انتخاب شده است، به صورت مرحله به مرحله دور زدن فیلترینگ وب‌سایت‌های فیس‌بوک و توییتر را آموزش می‌دهد:

با مشاهده‌ی این مطلب و انتخاب شدن آن به عنوان مطلب برگزیده توسط کاربران افسران، آنچه به نظر من جالب آمد، آن است که حامیان و کسانی که سخن از جنگ نرم و… می‌زنند، خود به ساختار فیلترینگ در ایران اعتقاد ندارند و سعی در دور زدن آن دارند! دور زدنی که به صورت کاملا شفاف از ناکارآمدی و میزان نارضایتی از وضعیت فیلترینگ اینترنت در ایران خبر می‌دهد.

۲۰۱۱؛ سال حملات سایبری و شبکه‌های اجتماعی

سال ۲۰۱۱ آخرین روزهای خودش را طی می‌کند و تا چند روز آینده این سال نیز مانند سال‌های گذشته به دفترچه‌ی بزرگ تاریخ خواهد پیوست. با به پایان رسیدن سال ۲۰۱۱ نگاهی کوتاه و گذرا به رخدادهای فضای اینترنت و سایبر خالی از لطف نیست و بر همین اساس در مطلبی که برای مردمک نوشته‌ام، نگاهی کلی به آنچه در سال ۲۰۱۱ در فضای وب گذشته است انداخته‌ام که خواندن آن خالی از لطف نیست؛ مطلبی با عنوان «۲۰۱۱؛ سال حملات سایبری و شبکه‌های اجتماعی»:

سال ۲۰۱۱ را می‌توان سال اوج حملات سایبری و شکوفایی شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک در زندگی روزمرهٔ مردم کرهٔ زمین دانست که همین دو مورد به خوبی میزان رشد و نفوذ روز افزون اینترنت به بخش‌های مختلف جامعه در هر جای این کرهٔ خاکی را نشان می‌دهد.

سال افزایش حملات سایبری
با نگاهی به سال ۲۰۱۱ و مرور اخبار امنیت در فضای سایبر می‌توان به این نکته پی برد که سال ۲۰۱۱ سالی بوده است که حملات سایبری با رشدی خیره کننده همراه بوده است و ظهور گروه‌های هکری مانند «لولز سک»- که قبلا در مورد آن در مردمک مطلبی منتشر شده است- را می‌توان نمونه‌ای از این رشد دانست. ادامه مطلب…

ما، وب فارسی و جامعه ایران

آرش کمانگیر در مطلبی تحت عنوان «چرا ما مهم نیستیم و چرا این اتفاق مهمی است» در مورد بخشی از وب فارسی صحبت می‌کند که به اعتقاد وی هم اکنون جریان وب فارسی در دست آنهاست و می‌گوید:

شاید بشود بازکردن راهی را به «ما» نسبت داد. شاید. خیلی هم مهم نیست که راه چطور باز شد. مهم این است که سیل راه افتاده‌است. این‌که این جربان به‌کجا می‌رسد را من نمی‌دانم. چیزی که من می‌دانم این است که فرمان ِ موج دیگر دست «ما» نیست، و «آنها» که موج را جلو می‌برند هم بیشتر از دغدغه‌ی هدایت ِ این قطار، تشنه‌ی شکستن آن سد هستند. (منبع)

با خواندن این مطلبِ آرش ناگهان به یاد ماجرای اخیر حذف شدن یکی از کاندیداهای آکادمی گوگوش افتادم که با غوغایی در صفحه‌ی فیس‌بوک آکادمی موسیقی گوگوش و همچنین ایجاد صفحه‌های بسیاری در فیس‌بوک در حمایت از آن کاندیدا همراه شد که نمونه‌هایی از آن را می‌توانید در اینجا مشاهده کنید. ماجرایی که نشان داد دغدغه‌ی بخش بزرگی از وب فارسی که شاید من وبلاگ‌نویس آن را اصلا ندیده باشم، چیز دیگری است و با آنچه من فکر می‌کنم فرسنگ‌ها فاصله دارد.

قبلا هم در مورد اینکه وب فارسی نماینده‌ی تمام جامعه‌ی ایران نیست صحبت کرده‌ام. به عنوان مثال  با نگاهی به گوگل ریدر قبل تغییرات اخیرش، می‌توان این تفاوت را تا حدودی مشاهده کرد. گوگل ریدر فضایی بود که در آن اعدام منفور و متلک انداختن به دخترها بی‌فرهنگی بود و ده‌ها مورد دیگر که فرسنگ‌ها با آنچه در بطن جامعه می‌گذشت متفاوت بود.

برای همین با تایید نوشته‌ی آرش باید بگوییم که آنچه در فضای وب فارسی در حال رخ دادن است، با آنچه در بطن جامعه‌ی ایران در حال رخ دادن است از زمین تا آسمان فرق دارد و در خوش‌بینانه‌ترین حالت می‌توان فیس‌بوک را تنها نشان‌دهنده‌ی بخش بسیار بسیار کوچکی از جامعه‌ی ایران دانست، دقت کنید که در خوش‌بینانه‌ترین حالت!

نقش شبکه‌های اجتماعی در شورش‌های لندن چیست؟

سه روز از شورش‌های خیابانی در لندن می‌گذرد و یکی از بحث‌هایی که در رسانه‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است، نقش ابزارهایی مانند فیس‌بوک، توییتر و گوشی‌های بلک‌بری در این شورش‌ها بوده است و در این زمینه وب‌سایت Gigaom مقاله‌ی خوبی نوشته است. خلاصه‌ی این مقاله آن است که ابزارهایی مانند شبکه‌های اجتماعی و یا موبایل‌ها مانند چاقویی دو لبه هستند که هم می‌توان با آنها میوه‌ای را پوست کند یا هم آدمی را کشت!

این  جمله بدان معناست که همانگونه که شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توییتر می‌توانند در مصر و تونس به مخالفان کمک کنند تا تظاهرات خود را برنامه‌ریزی و دولت را به زمین بزنند، این ابزارها می‌توانند به کمک شورشیان و گنگسترهایی بیایند که برنامه‌ای جز دزدی از فروشگاه‌ها و آتش زدن خانه و کاشانه‌ی مردم ندارد. علاوه بر آن بسیاری مانند جارد کوهن از Google Idea با نظریه‌ی انقلاب‌هایی از نوع توییتری و فیس‌بوکی مخالف هستند و به اعتقاد آنها این ابزارها تنها می‌توانند نقش شتاب‌دهنده یا کاتالیزور را بازی کنند نه شروع کننده.

به عنوان مثال کشته شدن فردی با نام «خالد سعید» در مصر باعث آغاز تظاهرات بر علیه حکومت حسنی مبارک شد و در لندن نیز کشته شدن «مارک دوگان» توسط پلیس باعث آغاز شورش‌های خیابانی شد و در هیچ کدام از آنها آغاز کننده، ابزارهایی مانند توییتر، فیس‌بوک و بلک‌بری نبوده‌اند.

به همین دلیل مانند گذشته باز هم به این نکته تاکید می‌کنم که شبکه‌های اجتماعی ابزارهایی برای تغییر نیستند.

در نهایت نیز خواندن کامل مقاله‌ی Gigaom را شدیدا توصیه می‌کنم.

آقای محترم، هک کردن مصداق بارز دزدی است

من از جمله کسانی هستم که با هرگونه حمله‌ی سایبری به هر بهانه‌ای مخالف هستم و به همین دلیل هرگونه هک کردن و نفوذ به حساب دیگران را نوعی تعرض به حریم خصوصی افراد می‌دانم و افرادی که به عنوان هکر در این زمینه فعالیت می‌کنند را بی‌اخلاق‌ترین افراد فضای وب می‌دانم و به هیچ عنوان نمی‌توانم با این دسته از افراد کنار بیایم.

نوید ف. یکی از این دسته افرادی است که با بی‌اخلاقی هر چه تمام‌تر مدتی قبل یک وب‌سایت به بهانه‌ی تبلیغ رایگان در فیس‌بوک ایجاد کرد و شناسه‌ی کاربری و کلمه‌ی عبور ده‌ها کاربر ایرانی فیس‌بوک را دزدید! این حرکت وی که مصداق بارز جرایم سایبری است و در حالی با آزادی عمل صورت گرفته است که مقامات ایران هرگونه دسترسی غیرمجاز به وب‌سایت‌های مختلف را جرم می‌دانند. براساس قانون جرایم رایانه‌ای، فصل سوم- ماده‌ی ۱۲:

هرکس به طور غیرمجاز داده‌ای متعلق به دیگری را برباید، چنانچه عین داده‌‌ها در اختیار صاحب آن باشد، به جزای نقدی از یک تا بیست میلیون ریال و در غیر این صورت به حبس از نود و یک روز تا یک سال یا جزای نقدی از پنج تا بیست میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد. (منبع)

بر همین اساس این هکر مصادق بارز یک جرم رایانه‌ای را انجام داده است که براساس قانون جرایم رایانه‌ای باید محکوم شود. اما وی که ادعای مستقل بودن می‌کند دلیل نفوذ غیرمجاز به حساب‌های کاربران فیس‌بوک را اینگونه توضیح می‌دهد:

سلام، با تشکر از دوستان که با افاضه ادب به معرفی بنده پرداختن. هدف از ایجاد این سایت به هیچ وجه دسترسی به اطلاعات شخصی کاربران و یا عکسای خانوادگی اونها نبود چون بدون هک هم می‌شد به اونها دسترسی داشت!! هدف اصلی هک افراد خاصی بودن که فعالیت‌های خاصی داشتن. همچنین آیدی کاربرانی که اشتباها هک شده بودن، پس داده شد. در ضمن بنده به هیچ عنوان از ارتش سایبری و… نیستم. به هر حال پیش‌داوری در بین دوستان ممکنه در آینده براشون مشکل‌ساز بشه. موفق باشید (منبع)

و در ادامه می‌گوید:

جناب نیما [اکبرپور]، می‌شه لطف کنید بفرمایید من کی گفتم صفحه فیش کار وردپرس بوده؟ دوستان شما گفتن آنلاین ادز هک شده گفتم اینم از قدرت وردپرسه!!
در ضمن می‌شه بفرمایید تو فیس‌بوک چه اطلاعات شخصی وجود داره که من دزدیدم؟؟ اجازه بدید مواردی را که باعث شرمندگیه خودم مشخص کنم. برای من شرمندگی اینه که ملت و کشورم را به امثال بی‌بی‌سی و… بفروشم. البته هر کس نظر و عقیده‌ای داره!! فرمودید به در و دیوار کوبیدم می‌شه بگید به کدوم دیوار؟؟ (منبع)

اما نکته‌ی خنده‌دار آن است که وی هنوز درک درستی از حریم خصوصی ندارد و به نوبه‌ی خود کار اشتباهی نکرده است! قسمت جالب‌تر ماجرا آن است که وی حرف و ایده‌ی خودش را در دو نظر مختلف که در بالا آمده است نقض می‌کند. وی از یک سو از نبود اطلاعاتی ارزشمند در فیس‌بوک خبر می‌دهد و از سوی دیگر با حربه‌ای به نام فیشینگ به حساب‌های فیس‌بوک کاربران ایرانی نفوذ می‌کند! و سوالی که پیش می‌آید آن است که اگر فیس‌بوک اطلاعات ارزشمندی از نظر وی ندارد، ایجاد صفحه‌ای شبیه به آن برای دزدیدن شناسه و کلمه‌ی عبور کاربران چه معنایی دارد؟ مگر آدم برای کاری که ارزشی ندارد این همه زحمت می‌کشد؟!

نکته‌ی دیگر آن است که وی می‌گوید که با نفوذ به حساب کاربران در فیس‌بوک، به دنبال دسترسی به اطلاعات خصوصی کاربران قربانی یا عکس‌های خانوادگی آنها نبوده است! حرفی که از سر تا پا غلط و خنده‌دار است و احتمالا تعریف اطلاعات خصوصی توسط ایشان با کل دنیا تفاوت دارد، حتی با سرهنگ تورج کاظمی، معاون مبارزه با جرایم پلیس فتا که در مصاحبه‌ی اخیر خود در مورد نفوذ غیر مجاز به حساب کاربران فیس‌بوک می‌گوید:

براساس قانون جرایم رایانه‌ای موضوعی به اسم مجازات افراد به دلیل عضویت در فیس‌بوک وجود ندارد و حتی اگر افراد از طریق فیس‌بوک اطلاعاتشان مورد سو استفاده قرار گیرد و به دادسرای جرایم یارانه‌ای مراجعه کنند، شکایت آنان مورد پیگیری قرار می‌گیرد اما هیچ‌گاه با این افراد به عنوان متهم برخورد نمی‌شود و بر این اساس عضویت در فیس‌بوک جرم نیست مگر آنکه افراد بخواهند از این فضا سو استفاده کنند. (منبع)

و بر همین اساس می‌توان گفت که این هکر با توجه به نفوذ غیرمجاز به حساب کاربران باید به دادسرای جرایم یارانه‌ای معرفی شود و مورد پیگرد قانونی قرار بگیرد.

این نکته را هم اضافه کنم که اگر شما از کاربران فیس‌بوک هستید، حتما ۱۰ پیش‌شماره‌ی سری پادکست‌های «رسانه‌های خُرد» را دستکم یک بار گوش کنید تا به تله‌ی هکرهای بی‌اخلاقی مانند مورد بالا نیافتید که دم از اسلام و مسلمانی می‌زنند اما تنها در شعار و نه در عمل و با اعتماد به نفس تمام از کم اطلاعاتی مردم سو استفاده می‌کنند و وارد حساب‌های شخصی آنها می‌شوند.

در نهایت این را هم بگویم که اخلاق مهمترین فاکتور هر کاری است و فضای وب نیز از این مورد مستثنا نیست به طوری که همگی باید به حداقل‌های اخلاقی پایبند باشیم و به حریم خصوصی دیگران احترام بگذاریم نه آنکه با اعتماد به نفس حریم‌ها را بشکنیم و دیگران را تهدید به ایجاد مشکل کنیم. بهتر است خودمان را در سطح شعبان بی‌مخ‌های فضای وب نرسانیم که تنها کارمان عربده‌کشی و ترساندن و نقض حقوق دیگران است.