از بهترین وضعیت امنیت در مرزها تا گروگانگیری در سرباز

بعد از ماجرای بمب‌گذاری در مسجد جامع زاهدان، مطلبی تحت عنوان «ادعایی بزرگ اما نادرست- از آرامش کامل شرق ایران تا عملیات انتحاری در زاهدان» نوشتم و در آن از ادعاهای توخالی و نادرست مقامات امنیتی ایران در مورد امنیت در مرزهای شرق کشور انتقاد کردم.

حال آنکه امروز وب‌سایت ندای سبز آزادی از گروگانگیری ۶ نفر در حوالی شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان خبر داد و ساعاتی قبل نیز گروه تروریستی جندالله به صورت رسمی مسئولیت این گروگانگیری را بر عهده گرفت و از پخش تصاویر این عملیات گروگانگیری از طریق شبکه‌های بین‌المللی در روز آینده خبر داد.

این گروگانگیری در حالی از سوی گروه تروریستی جندالله انجام شده که در روز ۲۲ شهریور ۱۳۸۹، جانشین مرزبانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران از امنیت کامل مرزهای ایران خبر داده بود:

امنیت مرزهای ایران در بهترین وضعیت

جانشین مرزبانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران گفت: با وجود حضور نیروهای بیگانه و ناامنی برخی کشورهای همسایه؛ ضریب امنیتی مرزهای کشور در بهترین وضعیت قرار دارد.

سردار گراوند با بیان اینکه حضور موثر و مقتدرانه مرزبانان موجب برقراری امنیت کامل در مرزهای کشور شده است تصریح کرد، برقراری امنیت پایدار و باثبات در گستره وسیع مرزهای کشور در شرایطی که در دو کشور همسایه مشکلات امنیتی وجود دارد؛ موجب اقتدار و توانمندی بیش از پیش کشور شده است .

جانشین مرزبانی ناجا گفت: مرزبانان نیروی انتظامی با تلاش شبانه‌روزی وبهره‌گیری از توان نظامی بالا بشدت با هرگونه تهدید و ناامنی در مرزهای کشور برخورد می‌کنند. (منبع)

اما نکته‌ی قابل تامل آن است که این گروگانگیری مانند حادثه‌ی بمب‌گذاری در مسجد جامع زاهدان، در حدود ۷۲ ساعت بعد از سخنان یک مقام امنیتی (جانشین مرزبانی نیروی انتظامی) توسط گروه تروریستی جندالله انجام شده است (۲۵ شهریور ۱۳۸۹) و گویی این گروه تروریستی منتظر سخنان مقامات امنیتی ایران نشسته است تا بعد از ۷۲ ساعت به آن پاسخ بدهد!

پی‌نوشت:

- با تلاش ماموران سپاه پاسداران، ۵ نفر از گروگان‌ها آزاد و یکی از آنها در درگیری بین دو طرف کشته شده است. (بی‌بی‌سی)

خشونت در هر حالتی محکوم است

از دیدگاه من خشونت از سوی هر دولت، رژیم، سازمان و فردی محکوم است و همواره به این جمله اعتقاد دارم که خشونت، خشونت می‌آورد. به همین دلیل است، هنگامی که از حملات تروریستی در استان سیستان و بلوچستان با خبر شدم، در اولین واکنش خودم آن را عملی احمقانه عنوان کردم.

از دیدگاه من، مهمترین و والاترین چیزی که در سراسر جهان وجود دارد، جان انسان است، حال می‌خواهد جان هر کسی باشد؛ جان دشمن من باشد یا جان پدر و مادر من. مهم این است که برای جان انسان‌ها ارزش قائل هستم و برای من کشته شدن یک انسان به اندازه‌ی کشته شدن ۱۰۰ انسان، ناراحت‌کننده است. همانگونه که بارها گفته‌ام، جنگ خوب و بد نمی‌شناسد، در جنگ هیچ کس برنده نیست، و آقای تروریست هم در راهی اشتباه قدم بر می‌دارد.

اما نکته‌ای را آرش کمانگیر عزیز در مورد حادثه‌ی تروریستی چند روز پیش گفته است که به نظر من بسیار مهم است:

اگر سپاه و جندالله را از نظر میزان تاثیرِ من و تو، بعنوان شهروندان ایران، در آنها مقایسه کنیم، جندالله اساسا به رایِ من و تو کاری ندارد، اما سپاه با چند پیچ و خم و سربالایی و سرپایینی، سرش به ساختارهایی وصل می‌شود که رایِ من و تو درشان تاثیر دارد. هرچقدر که این تاثیر کم باشد، از صفر بیشتر است.

و باز هم تاکید می‌کنم که باید من و شما، خشونت را نفی کنیم، تا بتوانیم آن را در جامعه نهادینه کنیم.

آقای تروریست، گناه این مردم چه بود؟

آقای تروریست،

می‌دانم زبان گفتمان تو، تنها و تنها کشتن انسان‌ها و کودکان مظلوم است، اما خوشبختانه روش گفتمان من مانند تو نیست و من تنها و تنها با قلمم با تو صحبت می‌کنم. آقای تروریست برای من سوال پیش آمده است که گناه این دختر معصوم که باید هم اکنون در آغوش مادرش می‌بود، چیست؟ گناه وی چیست که باید قربانی افکار مرتجع تو باشد؟

آقای تروریست،

برای من سوال است که گناه این سه کودکی که در هنرنمایی تو کشته شده‌اند، چه بوده است؟ آیا تا به حال فکر کرده‌ای که این کودکان هنوز فرق خوب و بد را نمی‌دانند؟ آیا تا به حال فکر کرده‌ای که کشتن انسان‌های بی‌گناه تو را به بهشت نمی‌برد؟ در ضمن این بهشت تو، چگونه بهشتی است که کلید راهیابی به آن کشتن انسان‌هاست؟

اسامی 15 نفر از قربانیان بمب‌گذاری مسجد امیرالمومنین

آقای تروریست،

خیلی دوست دارم که تو را اعدام نکنند و حکم حبس ابد برایت ببرند، می‌دانی چرا؟ به این دلیل دوست دارم این کار را بکنند تا برای رفتن به بهشتی که در مغزت داری سال‌های سال لَه‌لَه بزنی تا در این راه پوچ موهایت سفید شود.