نقش شبکه‌های اجتماعی در شورش‌های لندن چیست؟

سه روز از شورش‌های خیابانی در لندن می‌گذرد و یکی از بحث‌هایی که در رسانه‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است، نقش ابزارهایی مانند فیس‌بوک، توییتر و گوشی‌های بلک‌بری در این شورش‌ها بوده است و در این زمینه وب‌سایت Gigaom مقاله‌ی خوبی نوشته است. خلاصه‌ی این مقاله آن است که ابزارهایی مانند شبکه‌های اجتماعی و یا موبایل‌ها مانند چاقویی دو لبه هستند که هم می‌توان با آنها میوه‌ای را پوست کند یا هم آدمی را کشت!

این  جمله بدان معناست که همانگونه که شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توییتر می‌توانند در مصر و تونس به مخالفان کمک کنند تا تظاهرات خود را برنامه‌ریزی و دولت را به زمین بزنند، این ابزارها می‌توانند به کمک شورشیان و گنگسترهایی بیایند که برنامه‌ای جز دزدی از فروشگاه‌ها و آتش زدن خانه و کاشانه‌ی مردم ندارد. علاوه بر آن بسیاری مانند جارد کوهن از Google Idea با نظریه‌ی انقلاب‌هایی از نوع توییتری و فیس‌بوکی مخالف هستند و به اعتقاد آنها این ابزارها تنها می‌توانند نقش شتاب‌دهنده یا کاتالیزور را بازی کنند نه شروع کننده.

به عنوان مثال کشته شدن فردی با نام «خالد سعید» در مصر باعث آغاز تظاهرات بر علیه حکومت حسنی مبارک شد و در لندن نیز کشته شدن «مارک دوگان» توسط پلیس باعث آغاز شورش‌های خیابانی شد و در هیچ کدام از آنها آغاز کننده، ابزارهایی مانند توییتر، فیس‌بوک و بلک‌بری نبوده‌اند.

به همین دلیل مانند گذشته باز هم به این نکته تاکید می‌کنم که شبکه‌های اجتماعی ابزارهایی برای تغییر نیستند.

در نهایت نیز خواندن کامل مقاله‌ی Gigaom را شدیدا توصیه می‌کنم.

پادکست «رسانه‌های خُرد»: پیش‌شماره ۴- چند بحث امنیتی در مورد شبکه‌های اجتماعی

طبق روال گذشته که هر جمعه پادکستی با موضوع امنیت در وب را منتشر می‌کردم، چهارمین پیش‌شماره‌ی پادکست «رسانه‌های خُرد» را با یک روز تاخیر می‌توانید از اینجا دانلود کنید و یا از طریق پلیر زیر به صورت مستقیم گوش کنید.

در چهارمین پیش‌شماره‌ی این سری پادکست‌ها به موضوعات زیر پرداخته شده است:

- حل مشکل رهگیری کاربران آیفون

- دعوتنامه‌ی جعلی سرویس جدید گوگل

- انتشار یک اسکم جدید در توییتر

- انتشار گزارش سیمانتیک در مورد امنیت اپلیکیشن‌های فیس‌بوک

- تغییر سیاست سرویس اشتراک‌گذاری عکس توییت‌پیک و حواشی آن

آیا قطع شدن ابزارهای ارتباطی توسط دولت‌ها همواره بد است؟

قبلا در این وبلاگ در مورد اینکه شبکه‌های اجتماعی‌ مانند فیس‌بوک و توییتر ابزار تغییر نیستند صحبت کرده‌ام و برایش مثال هم زده‌ام. به این نکته نیز اشاره کرده‌ام که لایک زدن و شر کردن (Share) مطالب مختلف توسط من و تویی که پشت صفحه‌ی نمایشی‌ای نشسته‌ایم کار خاصی انجام نمی‌دهد!

در ادامه‌ی این ایده‌ام امروز با بخشی از سخنان یکی از فعالان مصری به نام «ولید راشد» برخوردم که به خوبی این نظریه‌ی را که «شبکه‌های اجتماعی ابزار تغییر نیستند» را بار دیگر ثابت می‌کند.

ولید راشد در نشستی در دانشگاه MIT در بخشی از سخنانش در مورد تاثیر قطع شدن ابزارهای ارتباطی مانند اینترنت و موبایل می‌گوید:

I would like to thank Mubarak so much…. he disconnected mobile phones on Jan. 27. More people came down to the streets on the 28th of January because he disconnected.

من دوست دارم که از آقای مبارک بسیار تشکر کنم… او شبکه‌ی تلفن‌های همراه را در روز ۲۷ ژانویه [۷ بهمن] قطع کرد. به دلیل این کار مردم بیشتری در روز ۲۸ ژانویه [۸ بهمن] به خیابان‌ها آمدند. (منبع)

این اقدام حسنی مبارک شاید از نظر خیلی‌ها به عنوان اقدامی برای مبارزه با گردش اطلاعات در مصر تلقی شود، اما باعث شد تا در روز اول فوریه (۱۲ بهمن) بیش از یک میلیون نفر دست به تظاهرات بر ضد حسنی مبارک بزنند و چهار روز بعد نیز آقای دیکتاتور سقوط کند!

به همین دلیل باز هم مانند گذشته به این نکته تاکید می‌کنم که آقایان و خانم‌ها، لایک زدن، شر کردن، رای دادن و وبگردی ابزاری برای تغییر در دنیای واقعی نیست زیرا دنیای واقعی را انسان‌های واقعی (و نه مجازی) تغییر می‌دهند و آن را می‌سازند.

شبکه‌های اجتماعی ابزار تغییر نیستند!

مدتی قبل مطلبی با عنوان «وقتی کاربران ایرانی از فیس‌بوک می‌خواهند سبز شود!» را منتشر کردم که با بازتاب‌هایی در گوگل ریدر مواجه شد و عده‌ای این مطلب را نوعی شنا کردن در خلاف جهت جریان آب نامیدند و اقداماتی مانند درخواست سبز شدن از فیس‌بوک را حرکتی در جهت سرشماری حامیان جنبش سبز دانستند.

امروز در بین لینک‌هایی که برای خواندن ذخیره کرده بودم، به ترجمه‌ی مصاحبه‌ای از NPR برخوردم  که در خبرگزاری فارس منتشر شده بود. در این مصاحبه جیمز لویس، مدیر بخش تکنولوژی و سیاست‌گذاری عمومی در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل آمریکا، شبکه‌های اجتماعی را ابزاری ضروری برای سیاست خارجی آمریکا خوانده است. اما آنچه که باعث شد تا من به این مصاحبه علاقه‌مند شوم، چند نکته‌ی مهم در سخنان آقای لویس بود که به نوعی سخنان من در مطلب گذشته‌ام را تایید می‌کند:

…من معتقدم که وزارت امور خارجه [آمریکا] بیشتر شبیه به یک مشوق است. آنها بر این باورند که فیس‌بوک یا توییتر بسیار عالی هستند و گاهی اوقات آن‌ها را به انجام اقداماتی تشویق می‌کنند. اما این ابزار‌ها [شبکه‌های اجتماعی] به خودی خود به نوعی خنثی هستند و کارایی آن‌ها به خواسته‌ی مردمی که قرار است از آن استفاده کنند، بستگی دارد. این ابزار‌ها راهی هستند برای تقویت صدای مخالفین و حمایت از حرکت ایشان، اما به هیچ وجه قادر نیستند یک جنبش مخالفت‌آمیز خلق کنند و ابزاری نیستند که با استفاده از آن بتوان در امور سیاسی یک بازیگر دخالت کرد.

…تا به اینجا که خوش‎ شانس بوده [آمریکا] و بیشتر شرکت‌هایی که در این عرصه فعالیت می‌کنند، شرکت‌های آمریکایی هستند و از ارزش‌هایی مشابه پیروی می‌کنند. چندی است که شاهد مخالفت‌هایی از سوی رژیم‌هایی چون چین و ایران هستیم. آن‌ها این فرایند را نمی‌پسندند. آن‌ها گمان می‌کنند که فیس‌بوک یا توییتر ابزاری آمریکایی برای ایجاد اختلال در حکومت‌های ایشان هستند. چرا که تأثیر این ابزار، به نحوی بی‌ثباتی به همراه دارد. آنچه صحت ندارد، این است که آمریکا به عمد درصدد ایجاد چنین تأثیراتی است.

…من گمان نمی‌کنم که توییتر یا فیس‌بوک یا گوگل یا هیچ یک از عواملی از این دست دستور کار سیاسی داشته باشند. البته آن‌ها ممکن است کم و بیش تلاش کنند که با ارزش‌های دموکراتیکی که در آمریکا می‌بینیم، خود را هماهنگ کنند، اما به هیچ وجه از یک دستور کار سیاسی پیروی نمی‌کنند. (منبع)

این سه پاراگراف بخش‌های مهم مصاحبه‌ی آقای لویس است که قسمت‌های مهم‌تر آن را پرنگ کرده‌ام و از نظر من این سه پاراگراف چنان روشن است که نیاز به هیچ توضیح دیگری نیست. با این حال باید گفت تنها چیزی که در کل این مصاحبه از نظر من بسیار مهم است آن است که:

«شبکه‌های اجتماعی هیچ قدرتی برای ایجاد یک جنبش و تغییرات سیاسی بزرگ مانند تغییر یک حکومت را ندارد.»

این یعنی آنکه من و توی کاربر اینترنت نباید فکر کنیم که لایک‌ها و کامنت‌ها و اینگونه کارها، یک فعالیت بزرگ سیاسی است که به تغییری بزرگ منجر خواهد شد!

آیا توییتر به دولت آمریکا خوش‌خدمتی کرده است؟

در روز شنبه، ۲۱ اسفند ماه، خبرگزاری فارس در خبری با عنوان «خوش‌خدمتی توییتر به دولت آمریکا با ارائه اطلاعات کامل کاربران» از تابعیت توییتر نسبت به دولت آمریکا پرده‌برداری کرد:

سایت توییتر در اقدامی که نشانگر تابعیت آن از دولت آمریکاست، اطلاعات تعدادی از کاربران خود را به‎ طور کامل در اختیار کاخ سفید قرار داد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، براساس دستور یک قاضی آمریکایی به توییتر این شرکت اطلاعات سه کاربر خود را با همه‌ی جزئیات در اختیار مقامات مسئول قرار می‌دهد. ادعا شده که این سه نفر با سایت جنجالی ویکی‌لیکس در ارتباط بوده‌اند.

با این حال کارشناسان مستقل و مدافعان آزادی‌های مدنی این اقدام را به شدت محکوم کرده و می‌‎گویند دولت آمریکا با چنین کاری نشان می‌دهد که برای آزادی بیان و عقیده هیچ ارزشی قائل نیست و هر زمان که اراده کند، می‌تواند به اطلاعات شخصی و حساس کاربران سایت‌های مشهوری مانند توییتر و فیس بوک دسترسی پیدا کند.

باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا از دستگاه قضایی این کشور درخواست کرده بود تا اطلاعات برخی حساب‌های سایت توییتر را که با سایت ویکی‌لیکس در ارتباط هستند، دریافت کرده و در اختیار دولت بگذارند. این درخواست با سیل اعتراضات مواجه شد، اما مخالفت‌های مذکور تاثیری در عملکرد و تصمیم مقامات آمریکایی نداشت.

یکی از حساب‌های توییتر که اطلاعاتش برای کاخ سفید افشا شده، مربوط به حقوق‎دان ایسلندی Birgitta Jonsdottir است. این اقدام بلافاصله با واکنش تند وزارت خارجه ایسلند مواجه شده بود که ضمن فراخوانی سفیر آمریکا در این کشور به شدت به وی اعتراض کرده بود. (منبع)

اولین واکنش ذهنی من بعد از خواندن این خبر به یاد آوردن ضرب‌المثل معروف «کور خود و بینای مردم» بود که به درستی حکایت خبرگزاری فارس و به صورت کلی‌تر مسئولین ایران است! علت مرتبط بودن این ضرب‌المثل با این خبر در آن است که این اقدام توییتر در حالی انجام می‌شود که دادگاهی از این وب‌سایت این درخواست را کرده است و با توجه به اینکه شرکت توییتر در کشور آمریکا به ثبت رسیده است و باید قوانین این کشور را رعایت کند، به همین دلیل به درخواست یک دادگاه و به صورت کاملا شفاف موظف است که اطلاعات کاربران درخواستی را به دولت آمریکا تحویل دهد. هر چند که همانگونه که در مطلب گذشته‌ام گفتم، دولت‌های جهان دشمن شماره یک اینترنت هستند.

اما آیا این وضعیت تنها در آمریکا وجود دارد؟ آیا در دیگر کشورها شرایط متفاوت است؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که در تمامی کشورهای جهان، وب‌سایت‌های مختلف موظف هستند که براساس حکم دادگاه اطلاعات خواسته شده را به مرجعی که دادگاه در آن حکم اعلام کرده است، تحویل بدهند. به عنوان مثال می‌توان به قوانین جاری ایران مراجعه کرد که براساس درخواست مسئولین ایران، وب‌سایت‌های مختلف موظف به ارائه‌ی کلیه‌ی اطلاعات کاربران به مرجع اعلام شده هستند. یکی از این نمونه‌ها را می‌توان در مورد شبکه‌ی اجتماعی کلوب دانست که مدیر مسئول این وب‌سایت در مطلبی در وبلاگ کلوب از ارائه‌ی کلیه‌ی اطلاعات کاربران به مقامات و ضابطین قضایی خبر داده است:

نظر به امکان عدم اطلاع و توجه برخی از اعضا، بویژه جوان ترها از اهمیت دستورات مقامات قضایی و متن قانون جرایم رایانه‌ای، که ظرف چند روز گذشته به تصویب نهایی رسیده است به اطلاع می‌رساند وفق مواد ۳۲ و ۳۳ قانون مزبور کلیه ارائه دهندگان خدمات دسترسی (ISP- ICP) و خدمات میزبانی (سایت‌ها- سرویس‌های وبلاگ نویسی و…) مکلفند طبق دستور صادره مراجع قضایی، اطلاعات کاربران از جمله IP آن‌ها را به مقامات و ضابطین قضایی تسلیم نمایند.

از اینرو با عنایت به متن قانون مزبور که اینجا قابل مطالعه است و بویژه توجه به جرائم و مجازات‌های مندرج در آن قانون و وظایف قانونی ارائه دهنگان خدمات دسترسی و خدمات میزبانی لازم است کاربران و افراد فعال در دنیای مجازی از بارگزاری، تولید و نشر محتویات غیر قانونی خودداری نمایند. بدیهی است مسئولیت کیفری و عواقب اخلاقی و قانونی این امور بعهده مرتکب بوده و سایت کلوب دات کام مسئولیت قانونی و اخلاقی نخواهند داشت.

یادآوری می‌نماید، این موضوع شامل تمام وب‌سایت‌های ایرانی می‌شود و سایت کلوب هم یکی از صدها سایت ایرانی بوده و پلیس کلوب برای صیانت از فضای مطلوب در حد توان کماکان کنترل‌های لازم را معمول داشته و از اعضای محترم تقاضا می‌شود همچون گذشته ما را در حذف مطالب خارج از چارچوب یا حذف کاربرانی که قصد آلوده کردن فضای مجازی را دارند، یاری رسانند. (منبع)

حال آیا می‌شود بر این اساس گفت که کلیه‌ی سرویس‌های داخل ایران مشغول به خوش‌خدمتی به دولت ایران هستند؟

آقا یا خانمی که در خبرگزاری فارس این خبر را منتشر کرده‌ای، اول کمی مطالعه کنید، بعد کمی فکر کنید، و بعد اینگونه اخبار را منتشر کنید؛ کور خود و بینای مردم هم نباشید!