یک ربع قرن گذشت!
یک سال پیش در چنین روزی مطلبی با عنوان «۲۴ تمام شد!» را نوشتم؛ در آن زمان تازه به لندن آمده بودم و درسم را شروع کرده بود. درسی که سه هفته پیش به پایان رسید. علاوه بر این، یک سال پیش در چنین روزی تنها و دور از پروانه بودم، اما امروز در کنار او و در زیر یک سقف در حال به پایان رساندن دومین سال ازدواجمان هستیم.
این یک سال تجربیات زیادی برای من داشت و انسانهای نازنین بسیاری را از نزدیک دیدم و یا در دنیای مجازی با آنها آشنا شدم. انسانهایی که به طور مستقیم و غیر مستقیم در زندگی من تاثیر گذاشتهاند که از دید من تاثیری در جهت مثبت است. تاثیری که باعث شد تا در این یک سال ساختار مطالبی که مینوشتم را به صورت کلی تغییر دهم و از وبلاگی که بیشترین بخش آن را روزانهنویسی تشکیل داده بود، به وبلاگی در زمینهی رسانه و وب فارسی تبدیل شود تا شاید قدمی هر چند کوچک در جهت شناخت بهتر جامعهی آنلاین- مجازی ایران باشد. جامعهای که در طول دو سال گذشته تجربهای گرانبها بدست آورده است و همین تجربه به من آموخت که باید در تمامی مطالبم انصاف، منطق و حقیقت را بیان کنم و قلم یا صفحهی کیبورد را برای سیاستمدارانی که تنها منِ وبلاگنویس را برای منافعشان میخواهند، نفروشم.
اما چرا این دو پاراگراف را نوشتم؟
همهی اینها را گفتم که بگویم یک ربع قرن از عمر من گذشت… عمری که تاکنون از آن کاملا راضی بودهام و امیدوارم در ادامه نیز راضی باشم.
پینوشت:
- از تمامی دوستانی که در شبکههای اجتماعی توییتر، فرندفید و فیسبوک تولدم را تبریک گفتند، ممنون هستم.









