۲۰۱۱؛ سال حملات سایبری و شبکه‌های اجتماعی

سال ۲۰۱۱ آخرین روزهای خودش را طی می‌کند و تا چند روز آینده این سال نیز مانند سال‌های گذشته به دفترچه‌ی بزرگ تاریخ خواهد پیوست. با به پایان رسیدن سال ۲۰۱۱ نگاهی کوتاه و گذرا به رخدادهای فضای اینترنت و سایبر خالی از لطف نیست و بر همین اساس در مطلبی که برای مردمک نوشته‌ام، نگاهی کلی به آنچه در سال ۲۰۱۱ در فضای وب گذشته است انداخته‌ام که خواندن آن خالی از لطف نیست؛ مطلبی با عنوان «۲۰۱۱؛ سال حملات سایبری و شبکه‌های اجتماعی»:

سال ۲۰۱۱ را می‌توان سال اوج حملات سایبری و شکوفایی شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک در زندگی روزمرهٔ مردم کرهٔ زمین دانست که همین دو مورد به خوبی میزان رشد و نفوذ روز افزون اینترنت به بخش‌های مختلف جامعه در هر جای این کرهٔ خاکی را نشان می‌دهد.

سال افزایش حملات سایبری
با نگاهی به سال ۲۰۱۱ و مرور اخبار امنیت در فضای سایبر می‌توان به این نکته پی برد که سال ۲۰۱۱ سالی بوده است که حملات سایبری با رشدی خیره کننده همراه بوده است و ظهور گروه‌های هکری مانند «لولز سک»- که قبلا در مورد آن در مردمک مطلبی منتشر شده است- را می‌توان نمونه‌ای از این رشد دانست. ادامه مطلب…

DeSopa؛ نمونه‌ای دیگر از عدم کارآیی سانسور اینترنت

مدتی از که قانونی با نام SOPA که مخفف Stop Online Piracy Act است در آمریکا سر و صدای زیادی به پا کرده است و باعث شده است بسیاری از فعالان حامی آزادی بیان تمام تلاش خود را برای عدم تصویب این قانون انجام دهند. براساس این قانون وب‌سایت‌هایی که ناقض کپی رایت باشند مشمول محدودیت‌هایی از سوی دولت آمریکا می‌شوند که جادی در مطلبی با عنوان «سوپا را متوقف کنید» در موردش بیشتر توضیح داده است.

در پاسخ به این قانون که می‌توان آن را نوعی فیلتر کردن اینترنت به صورت محترمانه دانست، عده‌ای کدنویس افزونه‌ای با نام DeSopa برای فایرفاکس ایجاد کرده‌اند که به کمک آن کاربران اینترنت می‌توانند قانون SOPA و محدودیت‌های اعمال شده از سوی این قانون را دور بزنند. این گروه کدنویس در توضیحات DeSopa یکی از دلایل نوشتن این افزونه را نشان دادن این نکته عنوان کرده‌اند که قانون SOPA نمی‌تواند از دانلود غیرقانونی محصولاتی مانند فیلم و یا موسیقی جلوگیری کند و این قانون هیچ کارآیی ندارد و تنها باعث سانسور اینترنت می‌شود.

اما هدف من از نوشتن دو پاراگراف بالا معرفی افزونه‌ی DeSopa نبودم! هدف من از نوشتن این مطلب گوشزد کردن این نکته بود که سانسور در هر شرایطی و از هر نوعی محکوم به شکست و مرگ است و همواره راهی برای نابود کردن سانسور وجود دارد، حالا می‌خواهد سانسور اینترنت باشد یا روزنامه و یا کتاب.

آقای وزیر، منبع آمار شما کجاست؟

بارها مسئولین ایران برای آنکه جایگاه ممتاز ایران را در جهان نشان دهند، از آمار و ارقام مختلف استفاده کرده‌اند. اما نکته‌ای که همواره برای من سوال بوده، منبع این آمار و ارقام است و اینکه این مقام‌ها و رده‌بندی‌ها چگونه است و بر چه اساسی انجام گرفته است.

به عنوان مثال رضا تقی‌پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در مصاحبه‌ای که با خبرگزاری مهر در تاریخ ۴ تیر سال جاری انجام داده است، از رتبه‌ی پنجم ایران در زمینه‌ی امنیت شبکه‌ی مجازی سخن می‌گوید و یا در سخنانی در مورد اینترنت ملی، از عدم نیاز ۹۵٪ کاربردها به اینترنت خبر می‌دهد.

حال آنکه با خواندن این دو مصاحبه سوالی که برای من به عنوان یک شهروند عادی پیش می‌آید آن است که:

۱- رتبه‌ی اول تا چهارم در زمینه‌ی امنیت شبکه‌ی مجازی را چه کشورهایی تشکیل داده‌اند که ایران مقام پنجم را بدست آورده است؟ و منبع این رتبه‌بندی کجاست؟

۲- براساس کدام تحقیق و بررسی آقای وزیر به این نتیجه رسیده است که ۹۵٪ کاربردها به اینترنت نیاز ندارند؟ و مفهوم کاربرد چیست؟

هر چند که در مورد سوال دوم می‌توان به همان ایده‌ای اشاره کرد که برای کاربران خانگی اینترنت سرعت ۲۵۶ کیلوبیت  ۱۲۸ کیلوبیت در ثانیه کافی است، ایده‌ای که بیشتر به دوران اینترنت در دهه‌ی ۹۰ میلادی نزدیک است تا دوران وب ۲.۰.

به همین دلیل آقای وزیر، لطفا منبع آمار خود را بگویید تا دستکم شهروند منحرفی مانند من به راه راست هدایت شود!

وضعیت سانسور اینترنت در ایران چگونه است؟

قبلا در مورد گزارش خانه آزادی (Freedom House) در مورد وضعیت آزادی اینترنت در ایران مطلبی نوشته بودم که که براساس این گزارش ایران بهشت وی‌پی‌ان است. در ادامه‌ی این گزارش دیدن ویدئوی زیر خالی از لطف نیست که در آن، گزارش خانه آزادی به صورت انیمیشن به تصویر کشیده است.

علاوه بر آن خواندن این مطلب وبلاگ Mashable را هم در این زمینه توصیه می‌کنم.

لینک مستقیم ویدئو

جوابی به منتقدین: چرا من با سانسور از هر نوع مشکل دارم؟

بارها در این وبلاگ از آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات صحبت کرده‌ام و در توییت‌هایم نیز به این نکته اشاره کرده‌ام که دنیای ایده‌آل من دنیایی است که اطلاعات به راحتی به دست مردم برسد و دولتمردان و سیاستمداران به دلایل مختلف جلوی این گردش آزاد را نگیرند. در ادامه‌ی این تفکرم که همواره بر آن استوار خواهم بود و کوتاه نخواهم آمد و با توجه به انواع برچسب‌های مختلفی که در فرندفید به من زده شده است و برخی فکر می‌کنند که سیاست من در قبال اینگونه اقدامات دوگانه است، تصمیم گرفتم که این مطلب را بنویسم تا شاید تمام منتقدین به این نکته برسند که من با هرگونه سانسور و جلوگیری از آگاهی مردم مشکل دارم. حال می‌خواهد این اقدام از سوی دولت ایران باشد، یا بریتانیا و یا آمریکا و یا هر فرد دیگری؛ چون اعتقاد من این است که دانستن حق مردم است.

از نظر من، تمامی سیاستمداران دنیا، بزرگترین سانسورچی‌های دنیا و اینترنت هستند و هیچ استثنایی هم وجود ندارد!

از نظر من دولت ایران همانقدر سانسورچی است که دولت آمریکا سانسور می‌کند و دولت بریتانیا نیز براساس منافع خودش اینترنت را سانسور می‌کند، هر چند که تفاوت ماجرا در یک نکته است و آن این است که رسانه‌های آزاد بتوانند به بهترین شکل مچ سیاستمداران دروغگو را بگیرند، سیاستمدارانی که زمانی در شغل خودشان موفق‌تر خواهند بود که بهتر دروغ بگویند!

از نظر من فرقی نمی‌کند که دولت ایران به بهانه‌ی ضد انقلاب، دشمن و هزار بهانه‌ی دیگر اینترنت را فیلتر می‌کند و یا دولت بریتانیا به یوتیوب دستور می‌دهد که ویدئوهای خاصی را حذف کند و یا آمریکا ویکی‌لیکس را به دلیل افشاگری‌هایش تحت فشار بگذارد و یا اسرائیل درخواست دست بردن در یک ویدئو در یوتیوب را بدهد. چون از نظر من سیاستمداران در تمام دنیا علاقه دارند که دنیا بسته باشد و اخبار کمتر منتشر شود و تا حد امکان از انتشارشان جلوگیری شود در صورتی که آگاهی حق مردم است.

به همین دلیل، ای خانم و آقایی که هر از چند گاهی به من می‌گویی اگر سانسور برای ایران بد است، چرا غرب در حال سانسور است، باید بگویم که از نظر من دشمن شماره یک اینترنت، سیاستمدارانی هستند که تنها در زمان انتخابات به رای من و تو نیاز دارند، چه ایرانی و چه آمریکایی و چه بریتانیایی و… .

پی‌نوشت:
- این نکته را نباید فراموش کرد که نبود رسانه‌های آزاد در هر کشور حاصلش سانسور شدید و دیکتاتوری است و اگر در غرب هم رسانه‌های آزادی وجود نداشتند، اکثر کشورهای غربی به طور قطع اگر بدتر از شوروی نبودند، بهتر هم نبودند!