وقتی امین ثابتی، آسوشیتدپرس می‌شود!

می‌دانم که از خواندن این تیتر کاملا گیچ شده‌اید، اما برای اینکه از این گیجی خارج شوید به شما پیشنهاد می‌کنم که این مطلب را تا پایان بخوانید!

من، امین ثابتی در روز ۲۵ اسفند ماه ۱۳۸۷ برگی از زندگی‌ام را ورق زدم که شاید مهم‌ترین و تاثیرگذارترین برگ زندگی هر انسانی باشد. در این ورق زدن من از حالت A به حالت AP رسیدم! حالا بیایید این جمله‌ی بی سر و ته را بررسی کنیم.

منظور از حالت A این است که Amin به صورت مفرد و تنها بوده است و منظور از حالت AP یعنی اینکه Amin از حالت تنها خارج شده است و بر اثر یک رویداد به حرف P چسبیده است. حرف P مخفف کلمه‌ی Parvaneh یا همان پروانه‌ی خودمان است که اگر کمی فکر کنید متوجه خواهید شد که این کلمه اسم دختر است.

در نتیجه با پیوند دو حرف اول کلمه‌های Amin و Parvaneh کلمه‌ی AP بوجود می‌آید که مخفف آژانس خبری آسوشیتدپرس است. حالا متوجه شده‌اید منظور من چیست؟

من امین ثابتی، در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ با پروانه ازدواج کرده‌ام که مهریه‌ی وی ۱۴ سکه‌ی بهار آزادی، ۱۳۶۵ گل رز به همراه حق طلاق می‌باشد.

فکر کنم با این توصیفات دیگر نیازی نباشد تا در مورد غیبت این مدتم سخنی بگویم. در ضمن سال نو مبارک…

ثانیه‌شمار پایان دوران دانشجویی

ثانیه‌شمار پایان دوران دانشجویی‌ام در دانشگاه سیستان و بلوچستان از امروز به کار افتاد! ثانیه‌شماری که در خوش‌بینانه‌ترین حالت تا اواسط اسفند ماه ادامه خواهد داشت و پس از آن دیگر لقب دانشجو را یدک نخواهم کشید! لقبی که در جامعه‌ی امروز ایران بیشتر به جای آنکه باعث سرفرازی شود، بهانه‌ای است برای آنکه با پتک بر سرت بکوبند.

دوران دانشجویی من بنا به دلایلی پنج و نیم سال طول کشید و در این دوران ۱۴۴ واحد پاس کردم. واحدهایی که اگر هم اکنون از من بخواهند آنها را دوباره پاس کنم، هیچگاه حاضر نخواهم شد. حاضر نیستم یکبار دیگر ریاضی (۱) یا (۲) را پاس کنم، حاضر نخواهم شد معادلات دیفرانسیل را پاس کنم و حاضر نخواهم شد که در سر کلاس‌های دروس عمومی که پایگاه چرت‌های روزانه‌ی من بود، بنشینم.

خلاصه‌ی کلام آنکه امین ثابتی از امروز به جمع مهندسان بیکار این مرز و بوم پیوست؛ باشد که رستگار شود!

پ.ن. از دوران دانشجویی‌ام و چگونگی درس خواندم خاطراتی دارم که هیچگاه فراموش نخواهم کرد، شاید روزی برای مرور خاطرات آنها را در اینجا منتشر کردم.