وبلاگ نویس ایرانی: از زاهدان تا لندن

(لینک مستقیم ویدئو در یوتیوب)

امین ثابتی، نویسنده وبلاگ ندای امروز، خود را یکی از نخستین وبلاگ نویسان استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران می داند. او این کار را شش سال پیش، زمانی که دانشجوی مهندسی شیمی در دانشگاه زاهدان بود، آغاز کرد.

پی‌نوشت:

اگر به هر دلیلی نمی‌توانید ویدئو فوق را ببینید، می‌توانید از اینجا آن را دانلود کنید.

۲۴ تمام شد!

امروز، روزی است که ۲۴ سال تمام از زندگی من می‌گذرد. از زندگی که در بعضی روزهایش آرزوی پایان آن را می‌کردم و در برخی روزهایش دوست داشتم که هزاران سال عمر کنم!

در این ۲۴ سال زندگی من به دانشگاه رفتم، وبلاگ‌نویسی را آغاز کردم، دوستانی را پیدا کردم که همواره در کنارم بودند، زمانی انسانی سیاسی شدم و زمان یک خوره‌ی تکنولوژی، زمانی تصمیم به رفتن از ایران گرفتم و نشستم به مدت ۸ ماه برای امتحان IELTS خواندم و سپس سرفصل جدیدی در زندگی‌ام را با نام «پروانه» باز کردم و سرانجام با تمام تعلقات خاطری که به ایران داشتم و جانم را برایش می‌دهم، به لندن آمدم تا شاید بتوانم با کمی درس خواندن، شرایط جدید و بهتری را در زندگی‌ام ایجاد کنم.

خلاصه‌ی کلام آنکه زندگی من هم مانند بسیاری از انسان‌ها در حال گذر است و امروز ۲۴ سال کامل از آن گذشته باشد. به همین سادگی…

پ.ن. از تمامی دوستانی که در فیس‌بوک به من تبریک گفته‌ام، بسیار ممنون هستم.

بخش جدید: پیشنهادات من

چند روزی است که بخش جدیدی با عنوان «پیشنهادات من» را به صفحات وبلاگ اضافه کرده‌ام که می‌توانید کتاب‌ها، سی‌دی‌ها و هر چیز دیگری را که خریده‌ام را در آن مشاهده کنید. برای شروع هم، فعلا دو کتاب پیشنهاد کرده‌ام که یکی از آنها کتاب «The Human Story» است که در حال خواندن و نوشتن خلاصه‌ای از فصل‌های آن در وبلاگ هستم.

خلاصه‌ی کلام آنکه هر از چند گاهی به این بخش سر بزنید تا شاید چیز بدرد بخوری که به کارتان بیاید در آن یافتید. در ضمن این نکته را هم یادآوری کنم که اگر از اینترنت کم‌سرعت استفاده می‌کنید، برای باز شدن صفحه کمی صبر کنید، در غیر این صورت صفحه‌ای خالی مشاهده خواهید کرد!

مجله‌ی کارگاهی زیگ‌زاگ

مجله کارگاهی زیگ‌زاگاگر از وبلاگ‌خوان‌های قدیمی وبلاگستان فارسی باشید، احتمالا با مجله‌ی کارگاهی زیگ‌زاگ آشنایی دارید. این مجله که در زمستان ۱۳۸۷ به خواب زمستانی رفته بود، مدتی است که در آدرس جدیدش با کارآموزانی جدید شروع به کار کرده است و مانند گذشته گزارش‌هایی در زمینه‌های مختلف منتشر می‌کند. اما این همه مقدمه برای چه چیدم؟!

این همه مقدمه را چیدم تا بگویم که گزارشی از من با عنوان «پان، ارزان‌ترین مخدر ایران!» در این مجله منتشر شده است. پس تا داغ است، بروید و آن را بخوانید:

رنگش سبز لجنی است، دندان‌ها را تیره می‌کند و ترش مزه است. بدون دود است و روی دیواره‌ی داخلی دهان و لثه قرار می‌گیرد؛ آب دهان را نیز لزج و زیاد می‌کند. نامش «پان» و قیمتش یک سوم قیمت یک بسته سیگار «بهمن» است، ۲۰۰ تومان! ادامه مطلب…

وقتی امین ثابتی، آسوشیتدپرس می‌شود!

می‌دانم که از خواندن این تیتر کاملا گیچ شده‌اید، اما برای اینکه از این گیجی خارج شوید به شما پیشنهاد می‌کنم که این مطلب را تا پایان بخوانید!

من، امین ثابتی در روز ۲۵ اسفند ماه ۱۳۸۷ برگی از زندگی‌ام را ورق زدم که شاید مهم‌ترین و تاثیرگذارترین برگ زندگی هر انسانی باشد. در این ورق زدن من از حالت A به حالت AP رسیدم! حالا بیایید این جمله‌ی بی سر و ته را بررسی کنیم.

منظور از حالت A این است که Amin به صورت مفرد و تنها بوده است و منظور از حالت AP یعنی اینکه Amin از حالت تنها خارج شده است و بر اثر یک رویداد به حرف P چسبیده است. حرف P مخفف کلمه‌ی Parvaneh یا همان پروانه‌ی خودمان است که اگر کمی فکر کنید متوجه خواهید شد که این کلمه اسم دختر است.

در نتیجه با پیوند دو حرف اول کلمه‌های Amin و Parvaneh کلمه‌ی AP بوجود می‌آید که مخفف آژانس خبری آسوشیتدپرس است. حالا متوجه شده‌اید منظور من چیست؟

من امین ثابتی، در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ با پروانه ازدواج کرده‌ام که مهریه‌ی وی ۱۴ سکه‌ی بهار آزادی، ۱۳۶۵ گل رز به همراه حق طلاق می‌باشد.

فکر کنم با این توصیفات دیگر نیازی نباشد تا در مورد غیبت این مدتم سخنی بگویم. در ضمن سال نو مبارک…