یادداشتهای دایی

روز استقلال آمریکا
احترام به ملل و مردم عادی از اصول بنیادی میباشد. در سال ۱۹۹۴ به مدت دو ماه برای تحقیق به دانشگاه Delaware آمریکا رفته بودم. در روز استقلال آمریکا که در ۴ جولای میباشد در حال گشت در خیابانها و محلههای آن شهر بودم و عشق و علاقهی مردم به پرچم آمریکا را وقتی آن را در مقابل خانههایشان برافراشته بودند دیدم. آن روز فهمیدم که اهانت به پرچم آمریکا، سوزاندن و لگدمال کردن آن باعث اعتراض به دولتمردان آمریکا نمیشود، بلکه به غرور و عشق مردم عادی آمریکا خدشه وارد میکند و این دقیقا خواست جناح جنگطلب برای زمینهسازی ساخت دشمنان واهی برای اجرای نقشههای شوم جنگطلبانهیشان میباشد. مردم آمریکا به صورت عموم، مردمی مهربان، خون گرم و انسان دوست میباشند که در پیشرفت علم سهم بسزایی داشتهاند و متاسفانه عموم این مردم خود نیز تحت سیطره سیستم حاکم بر آنها میباشند. انجام اعمالی که منجر به رنج آنان گردد دور از مروت و بر خلاف مصالح ملی ایران است. امید نگارنده این است که از این پس در تظاهرات خیابانی شاهد سوزاندن و لگدمال کردن پرچم آمریکا نباشم و از شعار مرگ بر آمریکا که شمولیت مردم آمریکا نیز میشود استفاده نگردد.
مشاهده ادامه مطلب »
یک نظر »
یادداشتهای دایی

جیمی کارتر، رئیس جمهوری اسبق آمریکا
در طول زندگیام با مواردی مواجه شدم که افرادی موثر بر زندگی میلیونها انسان، و در این مورد شاید کل جهان، از به ثمر رساندن برنامهی کلیدی خود به دلایلی که عمدتا آز و طمعورزی دیگران بوده است بازماندهاند. شناخت بعضی از این موارد برایم سالیان دراز طول کشیده است. پرزیدنت جیمی کارتر ۳۹مین رئیس جمهوری ایالات متحدهی آمریکا از سال ۸۱-۱۹۷۷ بود. مواضع جمهوری اسلامی ایران در ابتدای انقلاب در مقابل او و همچنین مواضع گرفته شده در دوران بیل کلینتون و در حال حاضر در برابر پرزیدنت باراک اوباما نیاز به بازنگری اصولی دارد. برخورد با آمریکا به عنوان یک مجموعه هموژن و یکدست و صفآرا کردن کلیهی نیروها و اندیشهها در یک جبههی واحد دور از واقعیت میباشد. تاریخ نشان داده است که تفاوتهای جناحهای مختلف هر کشوری همچنان که بوضوح در ایران نیز قایل لمس میباشد، منجر به سیاستهایی گاها کاملا متضاد میگردد و هنر استفاده از فرصتهای گفتگو و مذاکره نه تنها از بسیاری از حوادث ناگوار جلوگیری مینماید، بلکه امکان تفاهم و همزیستی مسالمتآمیز را نیز فراهم میآورد.
در اینجا به سیاستمداری که فرصت اجرای برنامههایش را از دست داد میپردازم. جیمی کارتر اولین رئیس جمهوری آمریکا بود که مسئلهی بحران انرژی آمریکا را با ملت خود در میان نهاد. او در ۱۸ آوریل ۱۹۷۷ در یک گفتگوی صمیمانه تلویزیونی با ملت آمریکا، برنامهای انسانی و عملی برای مقابله با بحران انرژی را در میان گذاشت. چنانچه برنامهی جیمی کارتر فرصت عمل مییافت، نه مردم آمریکا و نه مردم جهان در وضعیت بحرانی رو به جنگ فعلی قرار نمیگرفتند. پیشبینی ۳۳ سال پیش او در مورد مصیبت عظیم ملی آمریکا قابل تامل است. به جهت اهمیت این موضع تاریخی، در ذیل چکیدهی گفتار او به همراه ۱۰ فرمان جیمی کارتر مرور میگردد.
مشاهده ادامه مطلب »
۲ نظر »
یادداشتهای دایی
… ادامه
استفاده از واژهی قلهی تولید نفت (Peak Oil) به صورت اسم خاص برای لحظهای از تاریخ که تولید جهانی نفت به حداکثر ممکن خود میرسد، اطلاق میگردد. هابرت پیشبینی نمود که قلهی تولید نفت جهانی در حدود ۸۴ میلیون بشکه در روز در حوالی سالهای ۱۹۹۵ اتفاق خواهد افتاد. اما به دلیل بحران انرژی در دههی ۷۰ و افزایش شدید قیمت نفت که منجر به استفاده بهینهتر از منابع نفتی گردید، وقوع قلهی تولید نفت برای مدت کوتاهی به تاخیر افتاد. طبق برآورد آلبرت بارتلت (Albert A. Bartlett)، پرفسور فیزیک در دانشگاه کلرادو آمریکا قلهی تولید نفت در سال ۲۰۰۴ اتفاق افتاده و تولید نفت از این سال ثابت باقی مانده است. نگارنده با توجه به افزایش شدید قیمت نفت از دسامبر ۲۰۰۷ و رسیدن قیمت هر بشکه نفت به ۱۴۷ دلار در جولای ۲۰۰۸ معتقد است قلهی تولید نفت حداکثر در سال ۲۰۰۷ اتفاق افتاده است. لازم به توضیح است که میزان تولید در سال ۲۰۰۶ برابر ۸۵٫۲۴ میلیون بشکه در روز بوده است که بسیار نزدیک به پیشبینی هابرت برای حداکثر تولید نفت میباشد.
مشاهده ادامه مطلب »
۲ نظر »