DeSopa؛ نمونه‌ای دیگر از عدم کارآیی سانسور اینترنت

مدتی از که قانونی با نام SOPA که مخفف Stop Online Piracy Act است در آمریکا سر و صدای زیادی به پا کرده است و باعث شده است بسیاری از فعالان حامی آزادی بیان تمام تلاش خود را برای عدم تصویب این قانون انجام دهند. براساس این قانون وب‌سایت‌هایی که ناقض کپی رایت باشند مشمول محدودیت‌هایی از سوی دولت آمریکا می‌شوند که جادی در مطلبی با عنوان «سوپا را متوقف کنید» در موردش بیشتر توضیح داده است.

در پاسخ به این قانون که می‌توان آن را نوعی فیلتر کردن اینترنت به صورت محترمانه دانست، عده‌ای کدنویس افزونه‌ای با نام DeSopa برای فایرفاکس ایجاد کرده‌اند که به کمک آن کاربران اینترنت می‌توانند قانون SOPA و محدودیت‌های اعمال شده از سوی این قانون را دور بزنند. این گروه کدنویس در توضیحات DeSopa یکی از دلایل نوشتن این افزونه را نشان دادن این نکته عنوان کرده‌اند که قانون SOPA نمی‌تواند از دانلود غیرقانونی محصولاتی مانند فیلم و یا موسیقی جلوگیری کند و این قانون هیچ کارآیی ندارد و تنها باعث سانسور اینترنت می‌شود.

اما هدف من از نوشتن دو پاراگراف بالا معرفی افزونه‌ی DeSopa نبودم! هدف من از نوشتن این مطلب گوشزد کردن این نکته بود که سانسور در هر شرایطی و از هر نوعی محکوم به شکست و مرگ است و همواره راهی برای نابود کردن سانسور وجود دارد، حالا می‌خواهد سانسور اینترنت باشد یا روزنامه و یا کتاب.

حمله نظامی به ایران- پازلی که هر روز کامل‌تر می‌شود

در گذشته در این وبلاگ از بلند شدن صدای طبل جنگ‌سالاران نوشته بودم و اینکه:

جنگ‌سالاران دو طرف ماجرا (ایرانی و آمریکایی) از هرگونه درگیری نظامی بین این دو کشور با اشتیاق زیادی استقبال می‌کنند. باید مراقب بود… صدای طبل‌های آغاز جنگ، از دور دست‌ها در حال شنیده شدن است.

چند روز پیش هم در فیس‌بوک نوشتم که:

من تحلیلگر سیاسى نیستم و دانشش را هم ندارم اما این پازلى که داره براى ایران پیش میره نتیجه خوبى نداره به نظرم!

و حالا با هم روزنامه فیگارو در خبری از انتشار گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سخن گفته است که در آن از تلاش ایران برای ساخت بمب اتمی خبر می‌دهد.

اگر تمامی اخبار این دو هفته را در کنار هم بگذاریم، پازل حمله‌ی نظامی به ایران هر روز کامل‌تر می‌شود! پازلی که تصویر آن مورد علاقه‌ی دو گروه تندرو در ایران و آمریکا است که حیاتشان در جنگ، درگیری و بحران است.

منبع: South Bay Mobilization

جوابی به منتقدین: چرا من با سانسور از هر نوع مشکل دارم؟

بارها در این وبلاگ از آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات صحبت کرده‌ام و در توییت‌هایم نیز به این نکته اشاره کرده‌ام که دنیای ایده‌آل من دنیایی است که اطلاعات به راحتی به دست مردم برسد و دولتمردان و سیاستمداران به دلایل مختلف جلوی این گردش آزاد را نگیرند. در ادامه‌ی این تفکرم که همواره بر آن استوار خواهم بود و کوتاه نخواهم آمد و با توجه به انواع برچسب‌های مختلفی که در فرندفید به من زده شده است و برخی فکر می‌کنند که سیاست من در قبال اینگونه اقدامات دوگانه است، تصمیم گرفتم که این مطلب را بنویسم تا شاید تمام منتقدین به این نکته برسند که من با هرگونه سانسور و جلوگیری از آگاهی مردم مشکل دارم. حال می‌خواهد این اقدام از سوی دولت ایران باشد، یا بریتانیا و یا آمریکا و یا هر فرد دیگری؛ چون اعتقاد من این است که دانستن حق مردم است.

از نظر من، تمامی سیاستمداران دنیا، بزرگترین سانسورچی‌های دنیا و اینترنت هستند و هیچ استثنایی هم وجود ندارد!

از نظر من دولت ایران همانقدر سانسورچی است که دولت آمریکا سانسور می‌کند و دولت بریتانیا نیز براساس منافع خودش اینترنت را سانسور می‌کند، هر چند که تفاوت ماجرا در یک نکته است و آن این است که رسانه‌های آزاد بتوانند به بهترین شکل مچ سیاستمداران دروغگو را بگیرند، سیاستمدارانی که زمانی در شغل خودشان موفق‌تر خواهند بود که بهتر دروغ بگویند!

از نظر من فرقی نمی‌کند که دولت ایران به بهانه‌ی ضد انقلاب، دشمن و هزار بهانه‌ی دیگر اینترنت را فیلتر می‌کند و یا دولت بریتانیا به یوتیوب دستور می‌دهد که ویدئوهای خاصی را حذف کند و یا آمریکا ویکی‌لیکس را به دلیل افشاگری‌هایش تحت فشار بگذارد و یا اسرائیل درخواست دست بردن در یک ویدئو در یوتیوب را بدهد. چون از نظر من سیاستمداران در تمام دنیا علاقه دارند که دنیا بسته باشد و اخبار کمتر منتشر شود و تا حد امکان از انتشارشان جلوگیری شود در صورتی که آگاهی حق مردم است.

به همین دلیل، ای خانم و آقایی که هر از چند گاهی به من می‌گویی اگر سانسور برای ایران بد است، چرا غرب در حال سانسور است، باید بگویم که از نظر من دشمن شماره یک اینترنت، سیاستمدارانی هستند که تنها در زمان انتخابات به رای من و تو نیاز دارند، چه ایرانی و چه آمریکایی و چه بریتانیایی و… .

پی‌نوشت:
- این نکته را نباید فراموش کرد که نبود رسانه‌های آزاد در هر کشور حاصلش سانسور شدید و دیکتاتوری است و اگر در غرب هم رسانه‌های آزادی وجود نداشتند، اکثر کشورهای غربی به طور قطع اگر بدتر از شوروی نبودند، بهتر هم نبودند!

دولت‌ها، دشمن شماره یک اینترنت!

دیروز در مطلبی از اعلام نام ایران به عنوان «دشمن اینترنت» سخن گفتم و خلاصه‌ای از گزارش امسال روز جهانی مبارزه با سانسور اینترنت (بخش ایران) را هم نوشتم. با نوشتن مطلب دیروز با خودم به این فکر فرو رفتم که آیا ایران تنها کشوری در دنیاست که اینترنت را فیلتر می‌کند؟ آیا کشورهایی که حرف از دموکراسی و آزادی بیان می‌زنند، اینترنت آزاد را برای کاربران خود فراهم کرده‌اند؟

در پاسخ به این سوالات باید گفت که ایران تنها کشوری نیست که اینترنت را سانسور می‌کند. کشورهایی مانند آمریکا، بریتانیا، اسرائیل، فرانسه و… هم دستی در سانسور کردن اینترنت دارند. به عنوان مثال می‌توانید به این مطلب از وب‌سایت فارسی دویچه‌وله فارسی یا این مطلب در آزاد سایبر مراجعه کنید. دو مطلب خواندنی که نشان می‌دهد که دولت‌های جهان دشمنان شماره یک اینترنت هستند!

علاوه بر آن می‌توانید گزارش کاربران جهان در وب‌سایت هردیکت را براساس کشورهای مختلف در اینجا مشاهده کنید. براساس همین گزارش‌های ارائه شده در این وب‌سایت، من نمودار آماری‌ای تهیه کردم که آن را در زیر مشاهده می‌کنید:

همانگونه که مشاهده می‌کنید در آمریکا ۲۵ درصد، بریتانیا ۲۲ درصد، اسرائیل ۳۰ درصد و فرانسه ۱۸ درصد از وب‌سایت‌های مورد بررسی توسط کاربران هردیکت مسدود هستند. کشورهایی که به نوعی خود را پرچم‌دار گردش آزاد اطلاعات و آزادی بیان می‌دانند اما براساس آمار، کارنامه‌ی درخشانی ندارند و تنها در حرف این ادعا درست به نظر می‌رسد! (برای دیدن نمودارهای در اندازه‌ی واقعی بر روی هر یک از عکس‌های کلیک کنید)

براساس همین آمار می‌توان گفت سانسور اینترنت در جهان در حال تبدیل شدن به پدیده‌ای کاملا طبیعی است به گونه‌ای که در برخی موارد دولت‌های جهان برای جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات شرکت‌های ارائه دهنده‌ی خدمات اینترنتی یا مالی را تحت فشار قرار می‌دهند.

به همین دلیل می‌توان گفت که اکثر دولت‌های جهان دشمن اینترنت هستند، هر چند که میزان دشمنی هر یک از این دولت‌ها متفاوت است به گونه‌ای که یکی کل وبلاگ‌های سرویس وبلاگ‌نویسی وردپرس و بلاگر را به دلیل مقابله با دشمن فیلتر می‌کند و دیگری وب‌سایت ویکی‌لیکس را به دلیل انتشار اسناد محرمانه تحت فشار قرار می‌دهد و سعی می‌کند تا این وب‌سایت را تعطیل کند.

پی‌نوشت:
- سیلور کاور: وضعیت فعلی آزادی در اینترنت (تصویری)

ویکی‌لیکس؛ سندی برای سیاست دوگانه‌ی فیلترینگ

بدون شک ویکی‌لیکس یکی از موضوعاتی بوده است که در ماه‌های اخیر در مورد آن بسیار صحبت و نوشته شده است و براساس همین دیدگاه‌ها عده‌ای اعتقاد دارند که ویکی‌لیکس یک دروغ است و عده‌ای آن را فرشته‌ی آزادی و رسواکننده‌ی دولت آمریکا و سایر دولت‌های جهان می‌دانند. اما از دید من مهمترین تاثیری که ویکی‌لیکس داشته است چیزی فراتر از تمام اسنادی است که منتشر کرده و آن نشان دادن رفتار سیاستمداران تمام دنیا در حفظ منافع خودشان است.

فارغ از راست و یا دروغ بودن اسنادی که تاکنون توسط ویکی‌لیکس منتشر شده است، واکنش آمریکا و سایر کشورهای دنیا مانند استرالیا به وب‌سایت ویکی‌لیکس و سعی در نابود کردن آن از طرق مختلف (مانند گرفتن دامنه‌ی آن، مسدود کردن حساب‌های بانکی و Paypal، قطع سرویس توسط آمازون به این وب‌سایت، قطع همکاری ویزا و مسترکارت و…) این نکته را پررنگ کرد که اگر زمینه‌ی لازم فراهم شود، تمامی کشورهای دنیا و سیاستمداران آنها فیلترچی و سانسورچی‌های خوبی هستند؛ به عبارتی دیگر شناگرهای خوبی هستند اگر آب ببینند!

ویکی‌لیکس این نکته را ثابت کرد که تمامی سیاستمداران دنیا برای منافع خودشان حاضر هستند هر اقدامی مانند سانسور و فیلترینگ را انجام بدهند. بر همین اساس از دید من تقبیح کردن اقداماتی مانند فیلترینگ اینترنت  توسط کشورهایی مانند ایران و چین از سوی کشورهایی مانند آمریکا و استرالیا نادرست است؛ زیرا آنها نیز براساس دیدگاه خود برای منافع ملی خود اقدام به فیلتر کردن اینترنت می‌کنند و نباید به این دلیل به این کشورها ایراد بگیرند!