
سانسور منجر به نابینایی میشود. شما میتوانید ببینید که چه کسی شما را نابینا کرده است؟
سانسور یکی از مواردی است که از دید من محکوم به فنا است و با آن تا جایی که از دستم برآید مبارزه میکنم. از نظر من سانسور مسخرهترین کاری است که یک دولت، سازمان، فرد و… میتواند انجام بدهد و با نگاهی به هر سیستمی که به صورت گسترده مشغول سانسور کردن بوده است میتوان به این نتیجه رسید که در نهایت آن سیستم از بین رفته است!
علاوه بر آن سانسور از نگاه من مخربتر از جنگ است به طوری که در بلند مدت باعث میشود که خلاقیت، علاقه، اشتیاق و دانش از بین برود. به عنوان مثال با نگاهی به وضعیت سانسور اینترنت در ایران به خوبی میتوان به این نکته پیبرد که در ایران به دلیل مشکلاتی که برای بسیاری از مردمان این کرهی خاکی معنایی ندارد، پروژههایی موفق و یگانه که کپیای از نمونههای غربی نباشد وجود ندارد! مثلا در زمانی که دنیای وب به سمت چندرسانهای شدن میرود، کاربران اینترنت در ایران همچنان با ماجرایی به نام اینترنت کم سرعت و عدم داشتن پهنای باند مناسب دست و پنجه نرم میکنند و برای دیدن یک ویدئو در یوتیوب باید هزارن کلک بزنند تا بتوانند آن را مشاهده کنند.
همین ساختار خندهدار سانسور در ایران باعث شده است که کاربران اینترنت در داخل ایران سعی در دور زدن سانسور اینترنت بکنند و با نگاهی به فعالیت کاربران مختلف در شبکههای اجتماعی میتوان دید که حتی حامیان سانسور اینترنت در ایران نیز از ابزارهای دور زدن فیلترینگ مانند ویپیان (VPN) استفاده میکنند!
از نظر من و در بلند مدت آنچه که از بین خواهد رفت یا سانسور شدید اینترنت در ایران و یا دسترسی به شبکهی جهانی اینترنت است! دو موردی که دو نقطهی مقابل هم هستند و با توجه به سرگذشت فیلترینگ در ایران، رخ دادن مورد اول محتملتر است!
همواره باید به یاد داشت که آگاهی حق مردم است و اگر جلوی آگاهی بسته شود، مردم به دنبال آن میروند. مردم ایران، مردمی هستند که در دو سال گذشته به خوبی سانسور اینترنت را دور زدهاند و به همین دلیل باید گفت که آقا یا خانومی که اینترنت را سانسور میکنی، به فکر کار جدیدی باش که در آیندهای نزدیک یا دور بیکار خواهی شد. این را نباید فراموش کرد که سانسور همواره محکوم به مرگ است.
- نظر »
قبلا در مورد گزارش خانه آزادی (Freedom House) در مورد وضعیت آزادی اینترنت در ایران مطلبی نوشته بودم که که براساس این گزارش ایران بهشت ویپیان است. در ادامهی این گزارش دیدن ویدئوی زیر خالی از لطف نیست که در آن، گزارش خانه آزادی به صورت انیمیشن به تصویر کشیده است.
علاوه بر آن خواندن این مطلب وبلاگ Mashable را هم در این زمینه توصیه میکنم.
لینک مستقیم ویدئو
- نظر »
بارها در این وبلاگ از آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات صحبت کردهام و در توییتهایم نیز به این نکته اشاره کردهام که دنیای ایدهآل من دنیایی است که اطلاعات به راحتی به دست مردم برسد و دولتمردان و سیاستمداران به دلایل مختلف جلوی این گردش آزاد را نگیرند. در ادامهی این تفکرم که همواره بر آن استوار خواهم بود و کوتاه نخواهم آمد و با توجه به انواع برچسبهای مختلفی که در فرندفید به من زده شده است و برخی فکر میکنند که سیاست من در قبال اینگونه اقدامات دوگانه است، تصمیم گرفتم که این مطلب را بنویسم تا شاید تمام منتقدین به این نکته برسند که من با هرگونه سانسور و جلوگیری از آگاهی مردم مشکل دارم. حال میخواهد این اقدام از سوی دولت ایران باشد، یا بریتانیا و یا آمریکا و یا هر فرد دیگری؛ چون اعتقاد من این است که دانستن حق مردم است.
از نظر من، تمامی سیاستمداران دنیا، بزرگترین سانسورچیهای دنیا و اینترنت هستند و هیچ استثنایی هم وجود ندارد!
از نظر من دولت ایران همانقدر سانسورچی است که دولت آمریکا سانسور میکند و دولت بریتانیا نیز براساس منافع خودش اینترنت را سانسور میکند، هر چند که تفاوت ماجرا در یک نکته است و آن این است که رسانههای آزاد بتوانند به بهترین شکل مچ سیاستمداران دروغگو را بگیرند، سیاستمدارانی که زمانی در شغل خودشان موفقتر خواهند بود که بهتر دروغ بگویند!
از نظر من فرقی نمیکند که دولت ایران به بهانهی ضد انقلاب، دشمن و هزار بهانهی دیگر اینترنت را فیلتر میکند و یا دولت بریتانیا به یوتیوب دستور میدهد که ویدئوهای خاصی را حذف کند و یا آمریکا ویکیلیکس را به دلیل افشاگریهایش تحت فشار بگذارد و یا اسرائیل درخواست دست بردن در یک ویدئو در یوتیوب را بدهد. چون از نظر من سیاستمداران در تمام دنیا علاقه دارند که دنیا بسته باشد و اخبار کمتر منتشر شود و تا حد امکان از انتشارشان جلوگیری شود در صورتی که آگاهی حق مردم است.
به همین دلیل، ای خانم و آقایی که هر از چند گاهی به من میگویی اگر سانسور برای ایران بد است، چرا غرب در حال سانسور است، باید بگویم که از نظر من دشمن شماره یک اینترنت، سیاستمدارانی هستند که تنها در زمان انتخابات به رای من و تو نیاز دارند، چه ایرانی و چه آمریکایی و چه بریتانیایی و… .
پینوشت:
- این نکته را نباید فراموش کرد که نبود رسانههای آزاد در هر کشور حاصلش سانسور شدید و دیکتاتوری است و اگر در غرب هم رسانههای آزادی وجود نداشتند، اکثر کشورهای غربی به طور قطع اگر بدتر از شوروی نبودند، بهتر هم نبودند!
- نظر »
مدتی قبل، آرمان نویسندهی وبلاگ «مجمع دیوانگان» ایدهای تحت عنوان «فراخوانی برای جامعه وبلاگنویسان فارسی» را مطرح کرد که براساس آن هر یک از وبلاگنویسان وبلاگستان فارسی فارغ از هرگونه دیدگاه سیاسی بیایند و در مورد وضعیت فیلترینگ اینترنت در ایران صحبت کنند و یک حرکت گروهی در این زمینه انجام بدهند:
امیدواری من این است که وبلاگنویسان فارسی زبان، چه در داخل کشور و چه از خارج، چه آنان که در این دو دامنه شناخته شده فعالیت میکنند و چه کاربران دیگر سرویسهای وبلاگی، چه سیاسی نویسان و چه غیرسیاسیها، چه منتقدان وضعیت موجود کشور و چه حامیان آن، همه و همه بتوانند بر سر این مسئله توافق کنند که این شیوه از فیلترینگ باید مورد بازبینی قرار گیرد. پیشنهاد من یک حرکت گروهی در همین راستاست.
زمانی که من این متن را خواندم، اولین نکتهای که به ذهنم رسید آن بود که وبلاگستان فارسی بر خلاف دوران قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ آنقدرها نزدیک و به هم پیوسته نیست به گونهای که از نظر من وبلاگستان فارسی به جزایر جدایی تبدیل شده است که در هر یک از این جزایر تعدادی از وبلاگنویسان با همفکران خود مشغول بده بستانهای معمول هستند.
به همین دلیل و با توجه به شرایط کنونی وب فارسی، به وجود آمدن هر گونه حرکت دسته جمعی در وبلاگستان فارسی و به طور خصوص در مورد فیلترینگ اینترنت در ایران خوشبین نیستم. علتش نیز همان ماجرای جزیره جزیره شدن وبلاگستان فارسی است. هم اکنون و با توجه به جو سیاسی حاکم بر جامعه که به خودی خود بر روی وب فارسی نیز تاثیر گذاشته است، اتصال دو سوی دعوای سیاسی دو سال گذشته تقریبا غیر ممکن است!
علاوه بر آن سیاست یک بام و دو هوای وبلاگنویسان ارزشی در مورد فیلترینگ نیز دارای اهمیت است به طوری که با گذشت حدود ده سال از ظهور پدیدهی وبلاگنویسی در ایران، دوستان ارزشی تنها و تنها به اعتراض در مورد این پدیده در چند مورد خاص پرداختهاند. به عنوان مثال با فیلتر شدن وبلاگ «آهستان» بسیاری از وبلاگنویسان ارزشی با ایجاد موج وبلاگی اعتراض خود را نسبت به آن اعلام کردهاند اما با فیلتر شدن دهها وبلاگ مخالف دولت ایران و یا خنثی که شاید تنها مشکلشان نوشتن چند خط در مورد ولنتاین و اینگونه موارد بود، سکوت اختیار کردند و هیچ سخنی به زبان نیاوردند؛ در حالی که اعتراض کردن به فیلترینگ اینترنت باید پدیدهای باشد که همه در مورد اعتراض کنند تا کار به جایی نکشد که تمامی وبلاگهای بلاگر و وردپرس به بهانهی جنگ نرم از سوی مسئولین فیلترینگ در ایران مسدود شوند.
به همین دلیل از نظر من و با توجه به شرایط وب فارسی، در این برههی زمانی صحبت کردن در مورد حرکتی گروهی که شامل تمام افکار وبلاگستان فارسی باشد، امکانپذیر نیست مگر آنکه همه به این نکته برسیم که وبلاگستان فارسی تنها سیاست نیست و باید همه در کنار هم بدون خطاب قرار دادن دیگری به «جلبک» و «عرزشی» زندگی کنیم.
- نظر »
قبلا گفته بودم که یکی از دشمنان اصلی اینترنت در جهان، دولتها و سیاستمداران هستند؛ همان کسانی که به سانسور اینترنت در دیگر کشورها ایراد میگیرند و به نوعی کور خود و بینای مردم هستند!
در ادامهی همین ایده، دولت ترکیه قانون فیلترینگ جدیدی را در این کشور به تصویب رسانده است که از تاریخ ۲۲ آگوست (۳۱ مرداد) اجرا میشود. براساس این قانون تمامی شرکتهای ارائه دهندهی خدمات اینترنتی موظف هستند که اینترنت را در چهار سطح فیلترینگ خانوادگی، کودک، محلی و استاندارد ارائه بدهند که براساس پیشبینیها با اجرای این طرح تعداد بسیار زیادی از وبسایتها در ترکیه فیلتر خواهند شد.
حال در اعتراض به این قانون جدید، عدهای از مخالفین به مرکز استانبول رفتند و دست به تظاهراتی زدند و در آن از دولت ترکیه خواستند که اینترنت را به حال خود بگذارد و آنها نیازی به آقا بالاسر (مانند آنچه در ایران میگذرد) ندارند.
در میان مجموعه عکسهایی که از این تظاهرات منتشر شده است، آنچه توجهی من به خود جلب کرد تصویر زیر بود. تصویری که بار دیگر به این نکته تاکید میکند که سیاستمداران به دنیای بسته و سانسور شده علاقه دارند نه دنیای آزاد؛ و به نوعی تمامی آنها در درجات مختلف دیکتاتور هستند.

ما ممنوع میکنیم (Yes We Ban)
- نظر »