دوران گاف گرفتن به اتمام رسیده است

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۱۸ شهریور ۱۳۹۱

عنوان این مطلب را مدتی قبل در گوگل پلاس گفتم:

به نظرم دوران گاف گرفتن به اتمام رسیده است، باید کارهای بزرگتری انجام داد و برای وقتی که صرف می‌کنیم احترام بیشتر قائل بشیم :)

کاری که در سه سال اخیر به صورت جسته و گریخته انجام دادم و هدف از آن آگاه کردن قشری از وب فارسی بود تا اطلاعات غلطی که روزانه توسط خبرگزاری‌های مختلف منتشر می‌شوند را باور نکنند. اما با گذشت سه سال از این روش، تصمیم گرفتم که دفترچه‌ی گاف گیری را به بایگانی بسپارم و به کارهای دیگری بپردازم، کارهای هیجان‌انگیزی مانند هنگ اوت و یا آموزش‌های ویدیویی و صوتی که می‌تواند به صورت پادکست، ویدیوکست باشند.

در ادامه این تغییرات که از حدود یک هفته‌ی پیش به صورت جدی آن را آغاز کرده‌ام، پوسته‌ی این وبلاگ هم تغییر کرد و اگر از طریق خوراک این وبلاگ را می‌خوانید، با مراجعه به صفحه اصلی وبلاگ با چهره‌ی جدیدی مواجه خواهید شد که هدف از آن تمرکز بر سه موضوع است: تکنولوژی، وب و آموزش. و به همین دلیل است که توضیحات این وبلاگ هم از «یادداشت‌های امین ثابتی در مورد همه چیز» به «یادداشت‌های امین ثابتی در مورد تکنولوژی، وب و آموزش» تغییر پیدا کرده است. یادداشت‌هایی که هدف اصلی‌اش آموزش، آموزش و آموزش است زیرا از نگاه من آموزش کلید تغییر و بهبود شرایط یک جامعه است.

علت این تغییر را هم می‌توان این دانست که هم اکنون از نگاه من گاف گیری کاری عبث است و باید کارهای بزرگتری انجام داد، کارهایی که تاثیر بلند مدت داشته باشند…

بدون دیدگاه دسته‌بندی: روزمره

من و سال ۱۳۹۰

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۲۹ اسفند ۱۳۹۰

سال ۱۳۹۰ نیز مانند هر سال دیگری به لحظات پایانی خود نزدیک شده است و تا ساعاتی دیگر این سال نیز به صفحات کتاب تاریخ خواهد پیوست، صفحاتی که چه بخواهیم و چه نخواهیم بخشی از زندگی ما هستند و با تمام خوبی و بدی‌هایش باید با آنها بسازیم.

سال ۱۳۹۰ سالی پر از تجربه برای من بوده است، سالی که در آن تجربه‌های گرانبهایی کسب کرده‌ام، تجربه‌هایی که انجام دادن برخی از آنها تنها در حد رویا بود و بس!

سال ۱۳۹۰ سالی پر از کارهای هیجان‌انگیز برای من بوده است، کارهایی که لذت انجام آنها را با هیچ چیزی در این دنیا عوض نمی‌کنم به طوری که اگر امروز به آنچه انجام داده‌ام نگاه کنم، به تمامی آنها افتخار می‌کنم.

و در نهایت سال ۱۳۹۰ برای من سالی بوده است که از نگاه خودم در آن بسیار موفق بوده‌ام. موفقیتی که آنها را به تنهایی کسب نکردهام و برای هر کدام از آنها به دیگرانی مدیون هستم، دیگرانی که همنشینی و داشتن آنها یکی از بزرگترین افتخارات من است. و شاید برای همین است که سال ۱۳۹۰ به سرعت برای من گذشته است.

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز!

هفت سین نوروز ۱۳۹۱ ما

۲ دیدگاه دسته‌بندی: روزمره

گاف خیزران در مورد من- اول مطالعه کنیم و بعد برچسب بزنیم

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۱۲ شهریور ۱۳۹۰

در وب فارسی یکی از ایده‌هایی که همواره بر روی آن تاکید کرده‌ام، گفتگو و دوستی با همه فارغ از هرگونه دیدگاه سیاسی بوده است، ایده‌ای که قبلا در مورد آن صحبت کرده‌ام. علاوه بر آن همیشه گفته‌ام که اگر اشتباهی بکنم به صورت کامل مسئولیت آن را می‌پذیرم و از تمام افرادی که آنها را به اشتباه انداخته‌ام عذرخواهی می‌کنم و در مورد ماجرای اسکایپ نیز دقیقا همین اتفاق افتاد و به صورت رسمی عذرخواهی کردم.

امروز مانند همیشه در فرندفید اسم خودم را جستجو کردم که با فیدی از سوی خیزران مواجه شدم که در آن به پستی از وبلاگ من اشاره کرده بود. پس از اینکه از خیزران در مورد ماجرای پست وبلاگم پرسیدم، این لینک را به من معرفی کرد: «خطری باور نکردنی امنیت اطلاعات میلیون‌ها کاربر ایرانی را تهدید می‌کند» که در وب‌سایت «ندای سبز آزادی» به قلم «نیما راشدان» منتشر شده است! مطلبی که در آن هیچ نقشی نداشته‌ام اما اینگونه از سوی خیزران به من مرتبط شده است:

و باید در یک کلام بگویم که خیزران در این مورد گاف داده است. گافی که با عذرخواهی خیزران از نظر من تمام شده است، اما آنچه که برای من سوال است آن است که دلیل اینگونه رفتار چیست؟ دلیل اینکه به این راحتی به افراد برچسب می‌زنیم چیست؟ دلیل اینکه تنها و تنها و به راحتی هر چه تمام‌تر به یک شخص برچسب می‌زنیم چیست؟ دلیل اینکه روی هوا و بدون داشتن هیچ مدرکی این و آن را به هم وصل می‌کنیم چیست؟ و هزاران سوال دیگر…

به عنوان مثال در ماجرای بالا که در مورد آن صحبت کرده‌ام، کاملا مشخص است که خیزران بدون آنکه یک کلمه از این مطلب را بخواند که در خط اول نام نویسنده در آن نوشته شده است، نظریه‌ای در مورد من داده است! به همین دلیل شاید بد نباشد بگویم که در کارهای دانشگاهی و آکادمیک همواره قبل از ارائه‌ی یک نظریه، فردی که ادعایی دارد ده‌ها مقاله را می‌خواند تا از درستی آن مطمئن شود، بد نیست ما هم برای اینکه به دیگران برچسب بزنیم دستکم یک مطلب را به صورت کامل بخوانیم و سپس برچسب بزنیم، هر چند که برچسب زدن از نظر من کاری کاملا اشتباه است اما کسانی که علاقه به این کار دارند بد نیست کمی زحمت بکشند و مطلبی را کامل بخوانند و سپس برچسب را بچسبانند.

در نهایت باز هم مانند گذشته به این نکته تاکید می‌کنم که  بدون مدرک و روی هوا به این و آن برچسب نزنیم و به صورت سیستماتیک به یکدیگر حمله نکنیم. یاد بگیریم که خود را قربانی سیاستمداران نکنیم و قبل از هر برچسب و اتهامی کمی مطالعه کنیم چون آگاهی نادرست بسیار خطرناک‌تر از عدم آگاهی است.

۳ دیدگاه دسته‌بندی: روزمره

وقتی امین ثابتی گاف می‌دهد- ماجرای جعل اسکایپ توسط مخابرات

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۲۵ تیر ۱۳۹۰

یکی از مواردی که همواره در این وبلاگ و فعالیت‌های آنلاینم در نظر داشته و دارم، درستی اخبار و مطالبی بوده است که در وبلاگ و یا توییتر منتشر می‌کنم. این موضوع تا جایی برای من اهمیت دارد که همواره گاف‌های مختلف وب‌سایت‌ها را در این وبلاگ منعکس کرده‌ام. به همین دلیل درستی خبر و راستگویی به مخاطب را مهمترین وظیفه‌ی خودم می‌دانم.

دیروز مطلبی با عنوان «اخطار: مخابرات ایران نسخه‌ی جعلی اسکایپ را منتشر کرده است!» را منتشر کردم که در مدت ۲۴ ساعت گذشته با واکنش‌های بسیار زیادی مواجه شد و بحث‌ها و جدل‌های زیادی در مورد آن صورت گرفت. بحث‌هایی که در نهایت از نبود مدارک کافی در مورد ادعای دیروز من خبر دادند و به نوعی نادرست بودن مطلب دیروز تا حدودی روشن شد، هر چند که همچنان چندین سوال باقی مانده است مانند علت دانلود شدن فایل EXE اسکایپ برای سیستم‌های عامل اوبونتو و مک.

اما هدف از نوشتن این مطلب گفتن این نکته است که من در انتشار این خبر عجله کردم و آن را بدون تحقیقات تکمیلی منتشر کردم. به همین دلیل و با توجه به مسئولیتی که در قبال خوانندگان و دنبال‌کنندگان حساب توییترم دارم، از تک تک کسانی که با انتشار این خبر آنها را نیز به اشتباه انداختم، عذرخواهی می‌کنم. عذرخواهی می‌کنم که باعث شدم اطلاعات نادرست به شما داده شود، زیرا همواره به این اعتقاد داشته و دارم که دانستن و آگاهی درست حق مردم است.

در نهایت بدون هیچگونه توجیه و سفسطه‌ای، تمام مسئولیت انتشار این خبر نادرست را برعهده می‌گیرم و بار دیگر از تمامی خوانندگان عذرخواهی می‌کنم. علاوه بر این باید به این نکته نیز اشاره کنم که به زودی چند مطلب تکمیلی در مورد این خبر و حاشیه‌های ایجاد شده توسط آن خواهم نوشت تا کلیات این ماجرا روشن‌تر شود.

۱۰ دیدگاه دسته‌بندی: رسانه, روزمره

صدای من را از ایران می‌شنوید!

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۱۲ فروردین ۱۳۹۰

به روز شده: امروز اول آوریل است و این مطلب دروغ اول آوریل بود! هر چند که جدای از بخش حضور من در تهران، به تک تک کلمات این مطلب اعتقاد کامل دارم.

در روز ۲۵ تیر ماه ۱۳۸۸ در ساعت ۸ بامداد به وقت ایران، تهران را به مقصد لندن با هدف ادامه‌ی تحصیل ترک کردم. در این مدت تجربه‌های زیادی کسب کردم که به جرات می‌توانم بگویم که اگر در ایران بودم، هرگز آنها را بدست نمی‌آوردم. تجربه‌هایی مانند غم غربت، دوری از خانواده، زندگی در بین انسان‌هایی که فرهنگ و زبان آنها برایم بسیار غریب بود و هزاران مورد دیگر…

حال آنکه امروز بعد از گذشت بیش از ۱٫۵ سال از زندگی در غربت به ایران برگشته‌ام. به کشوری که در آن این وبلاگ فیلتر است، فیلترینگ اینترنت بی‌داد می‌کند، نهایت سرعت اینترنت در آن برای منِ کاربر خانگی ۱۲۸ کیلوبیت در ثانیه است و هزاران مورد دیگر که در مورد آنها حرف خواهم زد. اما با تمام این‌ها، هم اکنون که این مطلب را برای شما می‌نویسم، در وطن هستم، وطنی به نام ایران و شهری به نام تهران! شهری که چند روزی در آن خواهم بود و سپس به مکانی که در آن ۲۳ سال زندگی کرده‌ام یعنی زاهدان خواهم رفت.

به همین دلیل باید بگویم: «صدای من را از ایران می‌شنوید، کشوری که وطن هر ایرانی است و خواهد بود.»

یک دیدگاه دسته‌بندی: روزمره

ندای امروز و مسابقه‌ی The Bobs

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۲ فروردین ۱۳۹۰

امروز قرار بود که سالنامه‌ی ندای امروز را منتشر کنم، اما زمانی که اینباکس جیمیل‌ام را باز کردم با ایمیلی از طرف تیم مسابقه‌ی وبلاگی دویچه‌وله (The Bobs) مواجه شدم که از کاندید شدن وبلاگ «ندای امروز» در بخش وبلاگ‌های فارسی خبر می‌داد. ایمیلی که تا قبل از خواندن آن به هیچ وجه به ذهن من نمی‌رسید که زمانی این وبلاگ در رقابتی شرکت کند، هر چند که در مورد خوب و بد بودن اینگونه مسابقات در گذشته صحبت‌ها کرده‌ام و در برخی موارد مخالفتم را با آن اعلام کرده‌ام و حالا خیاط در کوزه افتاده است!

این خیاط ما که خودم هستم، از شما درخواست می‌کند تا در مسابقه‌ی The Bobs شرکت کنید و به وبلاگ مورد نظر خود رای بدهید، این وبلاگ می‌تواند «ندای امروز» باشد و یا سایر نامزدهای بخش وبلاگ‌های فارسی. به همین دلیل؛

اگر از وبلاگ «ندای امروز» چیزی یاد گرفته‌اید و یا مطالب آن را آنچنان دیده‌اید که وقت گران‌بهای خود را برای خواندن آن صرف کرده‌اید، من، امین ثابتی از شما درخواست می‌کنم که به این وبلاگ رای بدهید و اگر این وبلاگ را لایق چنین چیزی نمی‌دانید، دستکم به دیگر نامزدها رای بدهید.

برای رای دادن در مسابقه‌ی The Bobs نیز باید مراحل زیر را طی کنید:

۱- وارد این صفحه شوید.

۲- برای اینکه شما بتوانید به کاندیدای مورد نظر خود رای بدهید و گزینه‌ی Vote فعال شود، باید از طریق یکی از شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک یا توییتر رای خود را اعلام کنید. مانند آنچه در شکل زیر مشخص شده است، بر روی یکی از گزینه‌های Facebook Login یا Connect with Twitter کلیک کنید و سپس امکان اتصال توسط The Bobs را تایید کنید.

۳- حال گزینه‌ی Vote از حالت خاکستری (غیر فعال) به حالت صورتی (فعال) تبدیل شده است. از قسمت In the category بخش Best Blog Persian را انتخاب کنید و از قسمت I vote for نیز وبلاگ مورد نظرتان که می‌تواند «ندای امروز Today’s Voice» باشد را انتخاب کنید.

۴- بر روی گزینه‌ی Vote کلیک کنید تا رای شما ثبت شود.

و به همین سادگی در این مسابقه‌ی وبلاگی شرکت می‌کنید. در نهایت خواندن این مطلب آرش کمانگیر که داور بخش فارسی این مسابقه است را نیز پیشنهاد می‌کنم.

یک ربع قرن گذشت!

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۴ آبان ۱۳۸۹

یک سال پیش در چنین روزی مطلبی با عنوان «۲۴ تمام شد!» را نوشتم؛ در آن زمان تازه به لندن آمده بودم و درسم را شروع کرده بود. درسی که سه هفته پیش به پایان رسید. علاوه بر این، یک سال پیش در چنین روزی تنها و دور از پروانه بودم، اما امروز در کنار او و در زیر یک سقف در حال به پایان رساندن دومین سال ازدواج‌مان هستیم.

این یک سال تجربیات زیادی برای من داشت و انسان‌های نازنین بسیاری را از نزدیک دیدم و یا در دنیای مجازی با آنها آشنا شدم. انسان‌هایی که به طور مستقیم و غیر مستقیم در زندگی من تاثیر گذاشته‌اند که از دید من تاثیری در جهت مثبت است. تاثیری که باعث شد تا در این یک سال ساختار مطالبی که می‌نوشتم را به صورت کلی تغییر دهم و از وبلاگی که بیشترین بخش آن را روزانه‌نویسی تشکیل داده بود، به وبلاگی در زمینه‌ی رسانه و وب فارسی تبدیل شود تا شاید قدمی هر چند کوچک در جهت شناخت بهتر جامعه‌ی آنلاین- مجازی ایران باشد. جامعه‌ای که در طول دو سال گذشته تجربه‌ای گرانبها بدست آورده است و همین تجربه به من آموخت که باید در تمامی مطالبم انصاف، منطق و حقیقت را بیان کنم و قلم یا صفحه‌ی کیبورد را برای سیاستمدارانی که تنها منِ وبلاگ‌نویس را برای منافعشان می‌خواهند، نفروشم.

اما چرا این دو پاراگراف را نوشتم؟

همه‌ی این‌ها را گفتم که بگویم یک ربع قرن از عمر من گذشت… عمری که تاکنون از آن کاملا راضی بوده‌ام و امیدوارم در ادامه نیز راضی باشم.

پی‌نوشت:

- از تمامی دوستانی که در شبکه‌های اجتماعی توییتر، فرندفید و فیس‌بوک تولدم را تبریک گفتند، ممنون هستم.

۴ دیدگاه دسته‌بندی: روزمره