اگر در توییتر من را دنبال کرده باشید، متوجه شدهاید که یکی از زمینههایی که علاقهای ویژه به آن دارم، فیلترینگ و سانسور اینترنت در ایران و جهان است. بحثی که این روزها به عنوان وسیلهای برای مبارزه با جرائم سازمانیافته مانند قاچاق انسان و یا سوء استفادههای جنسی از افراد زیر ۱۸ سال، به اهرمی قدرتمند برای کنترل افکار عمومی یک کشور تبدیل شده است؛ به گونهای که سانسور اینترنت توسط دولتها در حال جهانی شدن است!
روز گذشته به مطلبی در مورد سانسور یک ویدئو در یوتیوب توسط اسرائیل برخورد کردم، سانسوری که از سوی یوتیوب و به سفارش دولت اسرائیل صورت گرفته است. این ویدئو که در مورد حملهی اسرائیل به ناوگان بشردوستانهی غزه و کشته شدن دستکم ۹ فعال حقوق بشر مربوط میشود، به انتقاد شدید از اسرائیل میپردازد.
حال آنکه از روز گذشته، بسیاری از کاربران اسرائیل و به دنبال آن در برخی مناطق اروپا مانند آلمان، ایتالیا و فرانسه برای تماشای این ویدئو با محدودیت مواجه شدهاند و علت آن نقض قوانین یوتیوب در کشور درخواست دهنده اعلام شده است.
از دید من این اقدام یعنی آنکه دولتهای جهان با تمام توان در تلاش برای محدود کردن انتشار اطلاعاتی هستند که در زمان عدم وجود اینترنت، به راحتی میتوانستند آن را مخفی کنند.
برای اطلاعات بیشتر در مورد این محدودیت یوتیوب میتوانید به اینجا مراجعه کنید.
جهان نیوز در روز ۱۷ مرداد ۱۳۸۹، خبری را بر روی خروجی خود قرار داد که براساس آن ویروسی در حمایت از فتنهی سبز (از دید این وبسایت) در رایانههای شخصی و دولتی منتشر شده است:
ویروسى که با ورود به کامپیوترهاى کاربران اینترنتى به صورت تصویر در صفحه مانیتور (دسکتاپ) ظاهر مىشود، تعداد زیادى از کامپیوترهاى شخصى و حتى کامپیوترهاى ادارات دولتى را آلوده کرده است.
به گزارش خبرنگار جهان این ویروس به محض ورود به کامپیوتر، خود را به صورت پشت زمینه نمایان مىسازد که در آن دو شعار «دوستان در بندمان را آزاد کنید» و «خون ما هدیهاى ناچیز براى تداوم جنبش سبز» به همراه سه تصویر: نقشه ایران در حالى که از آن خون مىچکد، دو ماهى که یکى از آنها داخل تنگ شیشهاى قرار دارد و یک دست که نوار سبزى بر مچش بسته شده و با انگشتانش علامت پیروزى را نشان داده است، دیده مىشود.
گفتنی است این ویروس از طریق ایمیل ها ارسال می شود. (منبع)
برای بررسی بیشتر این ادعا در گوگل جستجو کردم، اما تنها چیزی که یافتم، کپی همین خبر در وبسایتها و وبلاگهای مخالف جنبش سبز بود. کپیای که حتی یک کلمه از آن کم نشده بود! در ادامه، در توییتر درخواستی را در مورد این ویروس مطرح کردم که آیا کسی تاکنون با این ویروس برخورد کرده است یا نه؟ در جواب این درخواست یکی از دوستان وجود چنین ویروسی را تایید کرد، اما عملکرد این ویروس را آنچنان که جهان نیوز ادعا کرده است، رد کرد:
اینچنین ویروسی وارد رایانهی من شده بود و عکس پیشزمینهی دسکتاپ را به همراه صفحهی خانه مرورگر (Home Page) عوض کرده بود. اما موضوع عکس به صورت دقیق یادم نیست، ولی به طرفداری از جنبش سبز و پایداری و زنده بودن این جنبش مربوط بود. این نکته را میتوانم بگویم که حرفی از «زندانیان» نزده بود.
در نهایت باید این مورد را هم اضافه کنم که این ویروس خطر خاصی نداشت و به راحتی آن را با آنتیویروس AVG پاک کردم. یک ماه پیش نیز رایانهی من به این ویروس آلوده شده بود.
براساس تجربهی همین دوست (تا لحظهی نوشتن این مطلب، فرد دیگری از آلوده شدن به این ویروس سخنی نگفته است)، میتوان گفت که جهان نیوز در نوشتن خبر کمی بزرگنمایی کرده است و تنها به دلیل آنکه این ویروس به حمایت از جنبش سبز منتشر شده است، هر چه توانسته است این ویروس را خطرناکتر جلوه داده است! و با توجه به اطلاعات کمی که در مورد این ویروس وجود دارد، نمیتوان به طور دقیق در مورد آن صحبت کرد؛ ولی میتوان این نکته را در نظر گرفت که منبع جهاننیوز، منبعی معتبر نبوده است تا مدرکی برای اثبات ادعای خود داشته باشد، زیرا براساس عملکرد این ویروس، باید دستکم یک عکس از پیشزمینهی تغییر یافته توسط این ویروس را منتشر میکرد.
نکتهی دیگر در بزرگنمایی این ویروس به این جملهی جهان نیوز برمیگردد که میگوید: «تعداد زیادى از کامپیوترهاى شخصى و حتى کامپیوترهاى ادارات دولتى را آلوده کرده است.» حال آنکه اگر تعداد زیادی از رایانههای شخصی و دولتی به این ویروس آلوده شدهاند، چرا هیچ کاربری و یا وبسایت دیگری حرفی در این مورد نزده است و یا عکسی برای اثبات آن منتشر نکرده است؟
پینوشت:
- اگر شما تجربهای در مورد این ویروس دارید، خوشحال میشوم آن را از طریق فرم تماس و یا aminsabeti در جیمیل، در اختیار من قرار دهید.
امروز بعد از مدتها، به موزهی «مادام توسو لندن» رفتیم. موزهای که به دلیل ساخت مجسمههای مومی از افراد مشهور مانند سیاستمداران، ورزشکاران، هنرمندان و… در دنیا دارای شهرتی خاص است.
در بخشی از این موزه که در بالاترین طبقه قرار داشت، قسمتهایی از فیلم Marvel Super Heroes به صورت آزمایشی (Demo) پخش میشد که ماجرای مبارزهی مجموعهای از قهرمانان داستانهای مختلف (اسپایدرمن، هالک و…) بر علیهی بدی است. اما مهمترین نکتهی این فیلم، پخش چهار بعدی آن بود و از دید من این سبک نمایش فیلم، آیندهی سینما را متحول خواهد کرد.
تا به حال فیلمهای زیادی به صورت سه بعدی منتشر شدهاند که برای مشاهده این سبک فیلمها باید از عینک مخصوص آن استفاده کرد. این فیلم نیز مانند تمام فیلمهای سه بعدی باید با عینک مخصوصی تماشا میشد، اما بعد چهارم این فیلم را سالن محل پخشش تشکیل میداد. سالنی که صندلیهایش دارای امکاناتی بودند تا بتوان فیلم را به صورت کاملتری لمس کرد.
مقابل هر یک از صندلیها و به عبارتی دیگر پشت هر صندلی، حرفهای تعبیه شده بود که از درون آن در مواقعی مانند سقوط اتومبیل در یک حوض آب، بر روی صورت تماشاگر آب به صورت اسپری پاشیده میشد. در زیر هر صندلی لولههای پلاستیکی تعبیه شده بودند که در صورت راه رفتن حشرات (نمونهای که در این فیلم آن را تجربه کردم) به پای تماشاگر برخورد میکردند، به گونهای که آن را کاملا حس کند. همچنین در دو طرف پشتی هر صندلی دو خروجی هوا وجود داشت که در مواقعی مانند پرتاپ تار عنکبوت توسط اسپایدرمن، هوا از آن خارج میشد و حس پرتاب چیزی را کاملا به تماشاگر القا میکرد. علاوه بر این، اهرمهایی در درون هر یک از پشتیهای صندلیها قرار گرفته بود که در هنگام ضربه، آن را به تماشاگر نیز وارد میکرد!
در نهایت براساس این تجربه، باید اعتراف کنم که سینمای ۴D تماشاگر را کاملا در فیلم غرق میکند، به گونهای که هر لحظه از فیلم را به خوبی حس میکند.
این نکته را هم اضافه کنم که فیلمهای ۴D هنوز به صورت تجاری تولید نمیشوند و شرکت Kraftwerk در این زمینه پیشگام است.
مدتها بود که به فکر نوشتن سری گزارشهایی از وضعیت فیلترینگ در ایران بودم تا در دراز مدت بتوان رفتار ساختار فیلترینگ در ایران را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و در ایدهآلترین حالت بتوان چهارچوب کلی فرآیند فیلترینگ در ایران را مشخص است. در ماه گذشته سرانجام این ایده را اجرا و شروع به نوشتن وضعیت فیلترینگ در ایران در طول فصل بهار ۱۳۸۹ کردم که حاصل آن سریِ اول از مجموعه گزارشهای دنبالهداری شد که دیروز در وبسایت «آزاد سایبر» منتشر شد:
فیلترینگ در ایران در طی سالهای اخیر بحثهای بسیاری برانگیخته و پس از انتخابات جنجالبرانگیز ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد سال گذشته، بحثهای مرتبط با آن با توجه به افزایش چشمگیر دامنهی فیلترینگ، گسترش یافت و شدت بیشتری گرفت. از این پس، در پایان هر فصل، گزارشی از آخرین وضعیت فیلترینگ در ایران را به صورت فصلنامه منتشر خواهیم کرد. در این گزارش که اولین گزارش از سری گزارشهای «بررسی فیلترینگ» است، به وضعیت سانسور آنلاین در بهار ۱۳۸۹ میپردازیم.
فروردین ۸۹
۹ فروردین: صفحهی جدید فیلترینگ با تغییرات زیادی که شامل اضافه کردن «لینکهای مفید» در صفحهی فیلترینگ است، به جای صفحهی قدیمی فیلترینگ قرار گرفت.
۲۱ فروردین: محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم از فیلتر شدن وبسایت اصولگرایان مجلس خبر داد و علت آن را «انتشار مطالب مخالف آداب و اخلاق» ذکر کرد.
۲۴ فروردین: وبسایت باشگاه مهندسان ایران که در زمینهی علمی و با هدف کمک به مهندسان ایرانی فعالیت میکند و دارای تالارهای گفتگوی متعددی است، فیلتر شد. براساس بحثهایی که در تالار گفتگوی این وبسایت شده است، توهین و افترا به عنوان یکی از دلایل احتمالی فیلتر شدن این وبسایت اعلام شده است. ادامه مطلب…
پینوشت:
- گزارش بعدی در مهرماه خواهد بود که به بررسی وضعیت فیلترینگ در تابستان امسال خواهد پرداخت.
هیچ یک از مسوولان برای مردم استان پیام تسلیت نفرستادند و اگر عنایات معظم له به مردم این استان نبود، ما حقیقتا نمیدانستیم جواب مردم را چه بدهیم. وی به پیام تسلیت رئیسجمهور به مردم بورکینافاسو و دیگر کشورها به دلیل اتفاقات مختلف اشاره کرد و افزود: آیا خون مردم مظلوم سیستان و بلوچستان از خون مردم بورکینافاسو کمرنگتر است؟
امروز بعد از سقوط هواپیمای مسافربری پاکستانی در روز چهارشنبه، آقای احمدینژاد سریعا و تنها یک روز بعد از حادثه پیام تسلیتی به رئیسجمهوری پاکستان ارسال کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای آصف علی زرداری
رییس جمهوری اسلامی پاکستان
خبر سقوط یک فروند هواپیمای مسافربری در نزدیکی اسلام آباد و کشته شدن تعدادی از هموطنان جناب عالی موجب تاسف و تاثر گردید .
ضمن ابراز همدردی و تسلیت به جناب عالی و ملت دوست پاکستان، از خداوند متعال، غفران و رحمت الهی کشتهشدگان، صبر و شکیبایی بازماندگان و عزت و بهروزی دولت و ملت پاکستان را مسالت دارم.
حال آنکه با توجه به نقشهی جغرافیایی ایران، استان سیستان و بلوچستان یکی از استانهای ایران است و آقای احمدینژاد رئیس جمهوری این خطه از ایران است، حال چگونه کشته شدن ۲۷ نفر در یک عملیات تروریستی باعث تاسف و تاثر ایشان نشده است، جای سوال دارد؟ چگونه است که کشته چند نفر از مردم پاکستان، مورد تاسف و تاثر آقای احمدینژاد میشود، اما کشته شدن هموطنانشان مورد تاسف و تاثر ایشان نمیشود؟ نکند آقای احمدینژاد با توجه به نتایج انتخابات و رای بالای موسوی، خودشان را رئیس جمهوری این منطقه نمیدانند؟ اگر اینگونه هست بیایند و اعلام کنند تا مردم این خطه بدانند که رئیس جمهوری به نام دکتر احمدینژاد ندارند؟ شاید هم خاطرهی کشته شدن یکی از محافظان ایشان، باعث اینگونه رفتار با مردم این خطه شده است؟
در هر صورت، آقای احمدینژاد، اینگونه رفتار شما جای تاسف دارد که بیشتر برای مردم دیگر کشورها متاسف و متاثر میشوید تا مردم کشور خودتان!
شاه کلید پیشبینی حوادث جهان در آینده (2)
استفاده از واژهی قلهی تولید نفت (Peak Oil) به صورت اسم خاص برای لحظهای از تاریخ که تولید جهانی نفت به حداکثر ممکن خود میرسد، اطلاق میگردد...