یادداشتهای دایی
بحثها ی گوناگونی در رابطه با چگونگی توزیع درآمد حاصل از تعدیل قیمتها خواندهام. ابتدا خوشهبندی طبقات و سپس عقب گرد و نگرانی از قطبی نمودن جامعه و صحبت از توزیع همگانی درآمد به همهی اقشار با اشارهی ملایمی بر کمی بیشتر بودن سهم طبقهی آسیبپذیر.
مطمئن هستم ظرف یک سال پس از ارائهی لایحهی تعدیل قیمتها به مجلس و بررسیهای فراوان در کمیسیونهای مختلف مجلس و همین طور گروههای کاری و تخصصی دولت این نوشتار شاید چندان در برگیرندهی همهی موارد مورد بررسی این عزیزان نشود لیکن به نظرم آمد که آنچه در این مورد به فکر من میرسد را عنوان نمایم.
مشاهده ادامه مطلب »
- نظر »
یادداشتهای دایی
یکی از دوستان عزیز از ایران سوالی در رابطه با نوشتار «قدرت خرید و تورم» به شرح زیر مطرح نموده است که بدلیل اهمیت موضوع تصمیم به قرار دادن آن به عنوان یک نوشتار مجزا نمودم. سوال وی اینگونه است:
مسعود: البته منطق پشت این محاسبات کاملاً درسته ولی بنظرم روی حقوق استادان نباید محاسبه میشد یعنی حداقل گروه های مرجع دیگه ای هم مورد استناد قرار میگرفت… حقوق هیات علمی در اواخر دهه ۷۰ رشد زیادی پیدا کرد… بنظر من اگر میخواهیم قضاوت منصافنه ای داشته باشیم باید از سه گروه کارگر و معلم و کارمند برای ارزیابی استفاده بشه… زمان کرباسچی (سال ۷۴ فکر کنم) یادمه حقوق کارگران شهرداری نزدیک به سی هزارتومن بود معادل حقوق همون موقع یک معلم… الان در خوشبینانه ترین حالت ۴۰۰ هزار تومن به اینها آنهم توسط شرکتهای خصوصی با قراردادهای پیمانی شش ماهه داده میشود… یک ضرب و تقسیم کوچولو نشون میده که میبایست حدود ۶۰۰ هزارتومنی حقوقشون باشه و درنتیجه میبینیم که برای این بنده خداها قدرت خرید ۳۵ درصد کمتر شده.!!!
نمیدونم ولی یجای این محاسبات جور نمیاد… یعنی با این محاسبات هر صد تومنی سال ۷۰ الان معادل ۳۶۰۰ تومن میشه!!! خیلی بعید میدونم در عمل اینجوری باشه… یا نرخ تورم اشتباه هست یا پارامترهای دیگه ای هم باید تو محاسبات دخیل باشه.
ولی مطلب جالبی بود و یکم مغز رو قلقلک داد… ممنون
پاسخ: مسعود جان، مثل همیشه با سوالات مربوط خود به روشنتر شدن بحث کمک میکنی و از این بابت از شما متشکرم. اجازه دهید چند مسئله را روشنتر بحث نماییم.
مشاهده ادامه مطلب »
یک نظر »
یادداشتهای دایی
بخش آخر در نوشتار «نقش نفت در اقتصاد ایران» مربوط به تاریخچهی تورم ایران بین سالهای ۲۰۰۷-۱۹۷۰ میباشد. در این رابطه لازم میدانم مطلب مهمی را اضافه نمایم.
در بررسی وضعیت اقتصادی یک کشور تورم به تنهایی ملاک وضعیت اقتصادی نمیباشد و همزمان میبایست به «قدرت خرید» نیز نگاه نمود. قدرت خرید مقدار کالا یا خدماتی است که توسط یک واحد پول قابل خرید است. برای مثال، اگر شما هزار تومان در سال ۱۳۵۵ برای خرید به مغازهای میبردید، شما مطمئنا قادر به خرید مقدار کالای بیشتری از آنچه امروز میتوانید با همان هزار تومان بخرید بودهاید. این نشاندهندهی این است که قدرت خرید شما در سال ۱۳۵۵ بیشتر بوده است. اما این مقایسه زمانی صحیح است که درآمد شما تغییری نکرده باشد و فقط قیمت کالاها افزایش یافته باشد.
مشاهده ادامه مطلب »
یک نظر »
یادداشتهای دایی

شکل (۱)- تولید نفت و گاز ایران
ایران در خطر اتمام نفت و گاز طبیعی نمیباشد. طی چند سال گذشته تخمین مخازن نفت ایران از ۸۹٫۷ میلیارد بشکه در سال ۲۰۰۲ به ۱۳۶٫۷ میلیارد بشکه در ژانویه ۲۰۰۷ افزایش یافته است. تخمین زده میشود که ایران ۱۰٫۳ درصد مخازن نفت متداول جهان را دارا باشد که ایران را پس از عربستان سعودی در مرتبهی دوم جهان قرار میدهد (توجه نمایید که در برخی منابع کانادا را اخیرا در مرتبهی دوم قرار میدهند که نفت قطران- Tar Sand- آنرا به حساب میآورند که مقدار استحصال آن نامشخص است). با نرخ تولید کنونی، منابع نفت ایران برای ۸۰ سال دیگر که یک دورهی نسبتا طولانی در صنتعت نفت میباشد دوام دارد. ایران در ذخایر گاز طبیعی حتی بهتر است. با ۱۵٫۸ درصد، ذخیرهی مرتبهی دوم جهان را دارا می باشد. دخایر گاز طبیعی با نرخ تولید فعلی برای بیش از یک قرن تکافو خواهد نمود. نفت ایران در ۳۰ سال قبل در دوران محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران به تولید ۶ میلیون بشکه در روز رسید و با وقوع جنگ عراق علیه ایران تولید نفت کاهش یافت ولی به مرور زمان در فاصلهی سالهای ۱۹۸۶ تا ۲۰۰۵ به طور سریعی تولید رشد نمود و به بیش از دو برابر رسید (شکل ۱). از سال ۲۰۰۵ تولید نفت از مخازن در حال بهرهبرداری شروع به کاهش با نرخی بین ۱۰-۸ درصد نموده است و حتی با به تولید رسیدن میدانهای جدید و استفاده از روشهای پیشرفته بازآوری میادین، کاهش تولید کاملا از بین نرفته است. بر طبق پیشبینی EIA، که بخشی از دپارتمان انرژی آمریکا میباشد، سطح تولید نفت ایران راکد خواهد شد. اما ارقام تولید دورنمای بهتری را نشان میدهند. دولت ایران هدف رسیدن به ۵ میلیون بشکه نفت در روز تا سال ۲۰۱۰ را دنبال مینماید.
مشاهده ادامه مطلب »
یک نظر »
یادداشتهای دایی

روز استقلال آمریکا
احترام به ملل و مردم عادی از اصول بنیادی میباشد. در سال ۱۹۹۴ به مدت دو ماه برای تحقیق به دانشگاه Delaware آمریکا رفته بودم. در روز استقلال آمریکا که در ۴ جولای میباشد در حال گشت در خیابانها و محلههای آن شهر بودم و عشق و علاقهی مردم به پرچم آمریکا را وقتی آن را در مقابل خانههایشان برافراشته بودند دیدم. آن روز فهمیدم که اهانت به پرچم آمریکا، سوزاندن و لگدمال کردن آن باعث اعتراض به دولتمردان آمریکا نمیشود، بلکه به غرور و عشق مردم عادی آمریکا خدشه وارد میکند و این دقیقا خواست جناح جنگطلب برای زمینهسازی ساخت دشمنان واهی برای اجرای نقشههای شوم جنگطلبانهیشان میباشد. مردم آمریکا به صورت عموم، مردمی مهربان، خون گرم و انسان دوست میباشند که در پیشرفت علم سهم بسزایی داشتهاند و متاسفانه عموم این مردم خود نیز تحت سیطره سیستم حاکم بر آنها میباشند. انجام اعمالی که منجر به رنج آنان گردد دور از مروت و بر خلاف مصالح ملی ایران است. امید نگارنده این است که از این پس در تظاهرات خیابانی شاهد سوزاندن و لگدمال کردن پرچم آمریکا نباشم و از شعار مرگ بر آمریکا که شمولیت مردم آمریکا نیز میشود استفاده نگردد.
مشاهده ادامه مطلب »
یک نظر »