یادداشتهای دایی

پرزیدنت باراک اوباما
هنوز چندی نیست که از سیاستهای جورج بوش گذر کردهایم، سیاست «یا با ما یا بر ما» و دکترین «جنگ پیشگیرانه». از یکسال پیش ریاست جمهور جدیدی با شعار تغییر در آمریکا بر روی کار آمد. دست دوستی دراز کرد. فرمودید که دستی چدنی است که روی آن مخمل کشیده است. دست خود را به دوستی دراز کرد، گفتید که دست چپ خود را دراز نموده است، اما پرزیدنت اوباما به عنوان یک فرد در چهارچوب سیستم پیچیدهای که شخص قدرت مانور آنچنانی که شما تصور میفرمایید ندارد، قدمهای مهمی طی یکسال گذشته برداشته است. راهبرد جهانی سیاست اوباما به جای تکروی جورج بوش، براساس همکاری با قدرتهای بزرگ به ویژه با اروپا استوار گشته است. او به پیمانهای بینالمللی ارج مینهد و اخیرا در کنفرانس محیط زیست کپنهاگ شرکت نمود، هر چند به دلیل محدودیت سیستم، موفقیتی نسبی جهت کنترل تغییرات آب و هوایی به دست آورد. او دفاع ضد موشکی را از لهستان و چک برچید و در جهت تقویت سازمان ملل حرکت نموده است. بله انجام این کارها منجر به دریافت جایزهی صلح نوبل او گردید.
جهت دید بهتری از پرزیدنت اوباما در ذیل متن سخنرانی او در دانشگاه قاهره در روز پنجشنبه ۴ ژوئن ۲۰۰۹ را مرور میکنیم:
مشاهده ادامه مطلب »
۲ نظر »
یادداشتهای دایی

جیمی کارتر، رئیس جمهوری اسبق آمریکا
در طول زندگیام با مواردی مواجه شدم که افرادی موثر بر زندگی میلیونها انسان، و در این مورد شاید کل جهان، از به ثمر رساندن برنامهی کلیدی خود به دلایلی که عمدتا آز و طمعورزی دیگران بوده است بازماندهاند. شناخت بعضی از این موارد برایم سالیان دراز طول کشیده است. پرزیدنت جیمی کارتر ۳۹مین رئیس جمهوری ایالات متحدهی آمریکا از سال ۸۱-۱۹۷۷ بود. مواضع جمهوری اسلامی ایران در ابتدای انقلاب در مقابل او و همچنین مواضع گرفته شده در دوران بیل کلینتون و در حال حاضر در برابر پرزیدنت باراک اوباما نیاز به بازنگری اصولی دارد. برخورد با آمریکا به عنوان یک مجموعه هموژن و یکدست و صفآرا کردن کلیهی نیروها و اندیشهها در یک جبههی واحد دور از واقعیت میباشد. تاریخ نشان داده است که تفاوتهای جناحهای مختلف هر کشوری همچنان که بوضوح در ایران نیز قایل لمس میباشد، منجر به سیاستهایی گاها کاملا متضاد میگردد و هنر استفاده از فرصتهای گفتگو و مذاکره نه تنها از بسیاری از حوادث ناگوار جلوگیری مینماید، بلکه امکان تفاهم و همزیستی مسالمتآمیز را نیز فراهم میآورد.
در اینجا به سیاستمداری که فرصت اجرای برنامههایش را از دست داد میپردازم. جیمی کارتر اولین رئیس جمهوری آمریکا بود که مسئلهی بحران انرژی آمریکا را با ملت خود در میان نهاد. او در ۱۸ آوریل ۱۹۷۷ در یک گفتگوی صمیمانه تلویزیونی با ملت آمریکا، برنامهای انسانی و عملی برای مقابله با بحران انرژی را در میان گذاشت. چنانچه برنامهی جیمی کارتر فرصت عمل مییافت، نه مردم آمریکا و نه مردم جهان در وضعیت بحرانی رو به جنگ فعلی قرار نمیگرفتند. پیشبینی ۳۳ سال پیش او در مورد مصیبت عظیم ملی آمریکا قابل تامل است. به جهت اهمیت این موضع تاریخی، در ذیل چکیدهی گفتار او به همراه ۱۰ فرمان جیمی کارتر مرور میگردد.
مشاهده ادامه مطلب »
۲ نظر »
یادداشتهای دایی
… ادامه
جهت روشنتر شدن اهمیت موضوع انرژی مایلم چند قول را ذکر نمایم:
هیچ موضوعی به اندازهی انرژی آیندهی ما اساسی نمیباشد.
پرزیدنت باراک اوباما، ۲۶ ژانویه ۲۰۰۹
نفت کالایی بیمانند است بدین معنی که طبیعتی استراتژیک دارد… انرژی به واقع پایهی اقتصاد جهان میباشد. نفت پایه و بنیان اقتصاد جهان است و از هر کالای دیگری متمایز میباشد.
دیک چنی، ۴۶مین معاون اول ریاست جمهوری ایالات متحدهی آمریکا (این سخن در زمانی که وی مدیر عامل شرکت نفتی هالیبرتون بود، ایراد شده است)
زنگهای خطر را در نوامبر سال ۲۰۰۷ به صدا درآوردیم و نوامبر امسال (یعنی ۲۰۰۸) با ارائهی گزارش «آیندهی انرژی جهان» زنگها با صدای بلندتری به صدا درآمدند… این بر عهدهی دولتهاست. ما خطر را به آنها گوشزد کردهایم.
Fatih Birol، رئیس اقتصادی مرکز انرژی جهانی (IEA)، آوریل ۲۰۰۹ چاپ شده در مجلهی شورای روابط خارجی آلمان
سازمان انرژی جهانی (IEA) به تازگی گزارش نموده است که تعداد پروژههای جدید تولید نفت ظرف ۵ تا ۶ سال آینده جهت ایجاد ظرفیتهای جدید تولید کافی نمیباشند تا از افت تولید نفت جهانی جلوگیری نمایند.
ساداد الحسینی، قائم مقام اکتشاف و تولید Saudi Aramco (شرکت ملی نفت عربستان، تولیدکنندهی یک هشتم نفت جهان بوده است)
در دههی ۸۰ برای افراد مطلع مشخص گردیده بود که نرخ رشد جمعیت، فقر، لطمات محیط زیستی و کمبود منابع با چنان سرعتی رو به افزایش است که امکان ادامهی آن میسر نمیباشد. مهمترین تحقیق در این زمینه (Meadow, et al. 1972) تحت عنوان «محدودیت رشد» (Limits to Growth) به چاپ رسید که با مخالفتها یا تمجیدهای فراوانی همراه گشت. گروه مخالفین شامل سنتیها بودند که به مفید بودن رشد اعتقاد داشتند. عجلهی آنها در رد نظریهی «محدودیت رشد» سریع و فوری بود. احتمالا انگیزهی آنها بر این اعتقاد راسخ بود که پیام «محدودیت» خیلی ترسناک است که واقعیت داشته باشد (برای مثال Cole, et al. 1973). شاید به عنوان یک تلاش جهت انحراف یا تقلیل اثر پیام «محدودیت» کلمهی «پایداری» (Sustainable) به عنوان یک صفت جایگزین شروع به استفادهی عام گردید. استفاده از عنوان جدید «پایداری» خاطرآسودگی و اطمینان برای آنهایی به وجود آورد که حتی به طور موقت تمایل داشتند فکر کنند که «محدودیت رشد» ممکن نیست.
مشاهده ادامه مطلب »
۵ نظر »
یادداشتهای دایی
… ادامه
استفاده از واژهی قلهی تولید نفت (Peak Oil) به صورت اسم خاص برای لحظهای از تاریخ که تولید جهانی نفت به حداکثر ممکن خود میرسد، اطلاق میگردد. هابرت پیشبینی نمود که قلهی تولید نفت جهانی در حدود ۸۴ میلیون بشکه در روز در حوالی سالهای ۱۹۹۵ اتفاق خواهد افتاد. اما به دلیل بحران انرژی در دههی ۷۰ و افزایش شدید قیمت نفت که منجر به استفاده بهینهتر از منابع نفتی گردید، وقوع قلهی تولید نفت برای مدت کوتاهی به تاخیر افتاد. طبق برآورد آلبرت بارتلت (Albert A. Bartlett)، پرفسور فیزیک در دانشگاه کلرادو آمریکا قلهی تولید نفت در سال ۲۰۰۴ اتفاق افتاده و تولید نفت از این سال ثابت باقی مانده است. نگارنده با توجه به افزایش شدید قیمت نفت از دسامبر ۲۰۰۷ و رسیدن قیمت هر بشکه نفت به ۱۴۷ دلار در جولای ۲۰۰۸ معتقد است قلهی تولید نفت حداکثر در سال ۲۰۰۷ اتفاق افتاده است. لازم به توضیح است که میزان تولید در سال ۲۰۰۶ برابر ۸۵٫۲۴ میلیون بشکه در روز بوده است که بسیار نزدیک به پیشبینی هابرت برای حداکثر تولید نفت میباشد.
مشاهده ادامه مطلب »
۲ نظر »
از این پس نویسندهی جدیدی در این وبلاگ خواهد نوشت و آن هم دایی من است. در این سری نوشتهها که توسط من و وی منتشر خواهد شد، وی به بررسی وضعیت انرژی و نتایج آن میپردازد.
بخش اول: تولید نفت

شکل (۱)- ماریون کینگ هابرت (۱۹۸۹-۱۹۰۳)
زمینشناس آمریکایی، ماریون کینگ هابرت (۱۹۸۹-۱۹۰۳) کارمند بخش تحقیقات کمپانی شل (Shell) در هوستون تگزاس بود. تحقیقات او در زمینهی علوم زمینشناسی، ژئوفیزیک، زمینشناسی نفتی و از همه مهمتر منحنی Hubbert و تئوری قلهی Hubbert بود که تاثیرات قابل توجهی در عرصهی سیاسی باقی گذاشت.
قلهی تولید نفت زمانیست که حداکثر نرخ استخراج نفت در جهان اتفاق میافتد و بعد از آن نرخ تولید نفت شروع به کاهش نموده و به سمت اتمام حرکت میکند. این پدیده در هر یک از چاههای نفت و همچنین مجموع چاههای نفت یک منطقه مشاهده گردیده است. نرخ رشد مجموع چاههای نفت یک منطقه معمولا به صورت نمایی (Exponentially) رشد میکند تا آنکه به قلهی تولید برسد و سپس شروع به کاهش مینماید- گاهی با سرعت شدید- تا اینکه منبع نفت تمام میگردد. این پدیده از منحنی Hubbert پیروی مینماید و این الگو نه تنها برای یک چاه نفت و یک منطقه نفتی صادق است، بلکه تولید جهانی نفت نیز از این پدیده پیروی میکند. قله تولید نفت گاهی با افت تولید نفت به اشتباه گرفته میشود. قلهی تولید نفت نقطهی حداکثر تولید نفت است در حالی که افت تولید نفت مربوط به بازهی زمانی کاهش منابع نفتی و تولید آن میباشد.
ماریون کینگ هابرت، مدل ریاضی خود برای قلهی تولید نفت منابع آمریکا را در سال ۱۹۵۶ ارائه نمود. او به صورت درستی پپشبینی نمود که تولید نفت ایالات متحدهی آمریکا در سالهای بین ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ اتفاق خواهد افتاد (در واقع قلهی تولید نفت آمریکا در سال ۱۹۷۰ اتفاق افتاد). مدل منطقی او که به تئوری قلهی تولید Hubbert معروف گشت، با دقت نسبتا دقیقی زمان وقوع قلهی تولید نفت و کاهش تولید از چاههای نفت، مناطق نفتی و کشورها را تخمین میزند.
این تئوری در زمینههای دیگر تولید با منابع محدود نیز کاربرد دارد.

شکل (۲)- منحنی زنگولهای شکل تولید نفت کل جهان به طوری که توسط هابرت در سال ۱۹۵۶ ارائه شد.
بر طبق مدل Hubbert، نرخ تولید منابع محدود تقریبا یک منحنی زنگولهای متقارن میباشد (شکل بالا) که براساس محدودیتهای استحصال منبع و فشار بازار طی میشود. گونههای اصلاح شدهی دیگری از این مدل براساس توابع پیچیدهتری که عوامل واقعی جهان در آن دخیل میباشند، ابداع گردیده است. اگرچه هر یک از این مدلها برای یک محصول خاصی کاربرد دارند، اما منطق اصلی منحنی Hubbert که رشد تولید در نقطهای متوقف و سپس شروع به کاهش نموده، در همهی مدلها یکسان میباشد.
ادامه دارد…
یک نظر »