آقای وزیر، سرعت بالای اینترنت برابر با پیشرفت است

یکی از مشکلات عمده‌ی کاربران اینترنت در ایران کم بودن سرعت اینترنت است تا جایی که براساس آمار وب‌سایت Speedtest.net، ایران در جایگاه ۱۴۴ در میان ۱۵۲ کشور جهان ایستاده است. سرعتی که معادل ۶۱ کیلوبیت بر ثانیه است!

در توجیه این سرعت کم، رضا تقی‌پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات علت محدودیت سرعت اینترنت برای کاربران خانگی را اینگونه اعلام می‌کند: «تعریفی که نهادهای فرهنگی از اینترنت برداشت کرده‌اند استفاده دانشگاه‌ها، سازمان‌های تجاری و بانک‌ها از پهنای باند پرسرعت است اما زمانی که کاربردهای جدیدی بر روی این شبکه تعریف شوند امکان ارتقاء از نظر زیر ساخت‌های فنی نیز وجود دارد.»

علاوه بر آن آقای تقی‌پور در برنامه‌ی «نگاه یک» نه تنها وضعیت سرعت اینترنت در ایران را ایده‌آل می‌داند، بلکه قیمت اینترنت در لندن را نیز ۲۰ پوند در ساعت اعلام می‌کند!

حال اگر از ادعای آقای وزیر در مورد قیمت اینترنت در لندن بگذریم به طوری که من در این شهر هزینه‌ی اینترنتم به همراه خط تلفن در مجموع ۱۹٫۵ پوند (در حالی که سه ماه مجانی است) می‌شود، باید گفت که اصرار آقای تقی‌پور به این نکته که سرعت اینترنت برای کاربران خانگی مناسب است، کاملا بی‌اساس و از روی عدم اطلاع وی از دنیای اینترنت جدید است. اما علت این ادعای من چیست؟

۱- با تولد وب ۲٫۰ و به وجود آمدن ابزارهایی مانند پادکست، ویدئوبلاگ، iTunes U و…، سرعت بالای اینترنت یکی از مهمترین فاکتورهای پیشرفت یک جامعه شده است. زیرا در سال‌های اخیر فضای اینترنت از فاز «متن» به فاز «چند رسانه‌ای (Multimedia)» وارد شده است. به عنوان مثال می‌توان به iTunes U اشاره کرد که به کمک آن می‌توان هزاران کلاس درس دانشگاه‌های مختلف جهان را رایگان دانلود و تماشا کرد.

۲- یکی از رکن‌های اساسی «دولت الکترونیک» که این روزها گوش خیلی‌ها از این واژه پر شده است، سرعت بالای اینترنت است. سرعتی که باعث می‌شود تا بسیاری از هزینه‌هایی که این روزها بر دوش اقتصاد و جامعه‌ی ایران قرار دارند حذف شود. در این مورد شایان شلیله به صورت کامل توضیح داده است و خواندن این مطلبش را به شما توصیه می‌کنم.

۳- آموزش از راه دور با سرعت بالای اینترنت معنا پیدا می‌کند، زیرا اینترنتی که هر لحظه امکان قطع شدن داشته باشد و یا نتوان از طریق آن ویدئوهای مختلف مربوط به کلاس‌های درس و یا فایل‌های مختلف درسی را دانلود کرد، هیچ معنایی ندارد.

اما اگر تمام نکات بالا را تنها چند خط تایپ شده بدانیم که در حرف زیبا به نظر می‌رسند، دیدن ویدئوی زیر را به شما توصیه می‌کنم. ویدئویی که باعث شد تا ایده‌ی این مطلب به ذهن من برسد. در این ویدئو یکی از مسئولین TED به خوبی توضیح می‌دهد که چگونه اینترنت باعث شده است تا بسیاری از روابط تغییر پیدا کند و برخی از کاربران ره صد ساله را یک شبه طی کنند. از دید من شاه‌بیت این ویدئو از دقیقه ۱۶ به بعد است که می‌توان مشاهده کرد که TED چگونه توانسته در یکی از مناطق آفریقا تاثیرات عمیقی بگذارد و باعث بهتر شدن وضعیت زندگی مردم آن منطقه شود.

لینک مستقیم ویدئو

در نهایت این نکته را دوباره تکرار می‌کنم که آقای وزیر، از خواب بیدار شوید، اینترنت اگر ابزاری برای جنگ نرم است، ابزاری برای ارتقا آموزش، بهداشت، فرهنگ و… هر جامعه‌ای نیز است.

یک صدم ثانیه، زمان برای تصمیم‌گیری من و تو

ماجرای قتل یک انسان در میدان کاج تهران، یکی از خبرهایی بود که در هفته‌های اخیر در مورد آن بسیار صحبت شده است. از اینکه چرا در میان آن جمعیت تماشا کننده یک نفر برای نجات آن جوان قدم برنداشته، یا آنکه چرا پلیس برای کنترل اوضاع و نجات قربانی کاری انجام نداده است.

علاوه بر این، پس از ظهور پدیده‌ای به نام شهروند- روزنامه‌نگار، این سوال پیش آمده است که مردم برای انتشار تصاویر حوادثی مانند قتل میدان کاج تا چه حد می‌توانند مشغول ضبط کردن تصاویر برای انتشار در خبرگزاری‌ها و یا شبکه‌های اجتماعی باشند و تا چه حد باید به فکر نجات جان انسان درگیر در آن حادثه باشند؟

این سوالات که در روزنامه‌نگاری از آن به عنوان «اخلاق روزنامه‌نگاری» یاد می‌شود، باعث شده است که سوال بزرگ‌تری مطرح شود: «در حادثه‌ای که جان یک یا چند انسان در خطر است، به چه میزان خبرنگار یا روزنامه‌نگار باید به گزارش آن حادثه بپردازد و به چه میزان باید تلاشی برای نجات جان آنها بکند؟

پاسخ به این سوال آسان نیست، زیرا نیاز به پارامترهای زیادی است که اساتید این زمینه باید در این مورد نظر بدهند، اما از دیدگاه من ویدئوی زیر تا حدودی می‌تواند پاسخ به این سوال را بدهد، ویدئویی با نام «یک صدم ثانیه»:

لینک مستقیم ویدئو

دو پرده از روش‌های انتقاد از مخالفان و دشمنان!

پرده‌ی اول: یک پایگاه خبری از بازی کردن لیلا اوتادی در نقش ندا آقا سطان خبر می‌دهد؛ تنها چند ساعت بعد از انتشار این خبر فحش‌هایی نیست که به این بازیگر داده نشود. فحش‌هایی که من و توی وبلاگ‌نویس با شنیدن آنها عرق شرم بر پیشانی‌مان نقش می‌بندد! فحش‌هایی که تنها و تنها به دلیل آنکه یک بازیگر مخالف آنچه من و تو فکر می‌کنیم، انجام داده است (هر چند بعدا این خبر تکذیب شد)، نثار او می‌شود.

پرده‌ی دوم: ویدئوی فحاشی دو بیننده‌ی برنامه‌ی نوبت شما در تلویزیون بی‌بی‌سی را می‌بینم؛ می‌بینم که چگونه دو بیننده فحش‌هایی رکیک از دهانشان خارج می‌شود، فحش‌هایی که گفتن آنها در خفا هم شرم‌آور است! فحش‌هایی که تنها دلیلش انتقاد از مخالف من و تو است!

لینک مستقیم ویدئو

نتیجه‌گیری: من و تو همچنان یاد نگرفته‌ایم که از مخالف و دشمن‌مان با متانت و ادب انتقاد کنیم و تنها روش انتقاد از مخالف را در دادن فحش‌های رکیک می‌دانیم، فحش‌هایی که از هر دیدگاه و مسلکی مورد پذیرش نیست.

محدودیت در تماشای یک ویدئو- وقتی یوتیوب با دولت‌ها همکاری می‌کند

اگر در توییتر من را دنبال کرده باشید، متوجه شده‌اید که یکی از زمینه‌هایی که علاقه‌ای ویژه به آن دارم، فیلترینگ و سانسور اینترنت در ایران و جهان است. بحثی که این روزها به عنوان وسیله‌ای برای مبارزه با جرائم سازمان‌یافته مانند قاچاق انسان و یا سوء استفاده‌های جنسی از افراد زیر ۱۸ سال، به اهرمی قدرتمند برای کنترل افکار عمومی یک کشور تبدیل شده است؛ به گونه‌ای که سانسور اینترنت توسط دولت‌ها در حال جهانی شدن است!

روز گذشته به مطلبی در مورد سانسور یک ویدئو در یوتیوب توسط اسرائیل برخورد کردم، سانسوری که از سوی یوتیوب و به سفارش دولت اسرائیل صورت گرفته است. این ویدئو که در مورد حمله‌ی اسرائیل به ناوگان بشردوستانه‌ی غزه و کشته شدن دستکم ۹ فعال حقوق بشر مربوط می‌شود، به انتقاد شدید از اسرائیل می‌پردازد.

لینک مستقیم ویدئو

حال آنکه از روز گذشته، بسیاری از کاربران اسرائیل و به دنبال آن در برخی مناطق اروپا مانند آلمان، ایتالیا و فرانسه برای تماشای این ویدئو با محدودیت مواجه شده‌اند و علت آن نقض قوانین یوتیوب در کشور درخواست دهنده اعلام شده است.

از دید من این اقدام یعنی آنکه دولت‌های جهان با تمام توان در تلاش برای محدود کردن انتشار اطلاعاتی هستند که در زمان عدم وجود اینترنت، به راحتی می‌توانستند آن را مخفی کنند.

برای اطلاعات بیشتر در مورد این محدودیت یوتیوب می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.

چرا ویکی‌لیکس اسناد محرمانه را منتشر می‌کند؟

روز گذشته، انتشار بیش از ۹۰ هزار اسناد محرمانه‌ی جنگ افغانستان بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ توسط وب‌سایت ویکی‌لیکس (Wikileaks) باعث شد تا بار دیگر توجه‌ی جهانیان و به خصوص سازمان‌های اطلاعاتی به این وب‌سایت معطوف کند. این اسناد که روز گذشته به صورت همزمان توسط  روزنامه‌های گاردین، نیویورک تایمز و اشپیگل منتشر شد، بر روی وب‌سایت ویکی‌لیکس هم قرار دارد که شما می‌توانید از اینجا به تمامی آنها دسترسی داشته باشید!

از دیدگاه من، ویکی‌لیکس، ایده‌ای فوق‌العاده است که تا حدودی باعث شفاف‌سازی در جهان می‌شود، چون شفافیت عملکرد دولت‌ها در این سال‌ها بسیار پایین بوده است و سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای مختلف با طبقه‌بندی کردن اسناد، از اطلاع‌رسانی دقیق و نشان دادن واقعیات دنیای امروز خودداری می‌کنند (جادی در این مورد بیشتر توضیح داده است).

دیشب در آرشیو وب‌سایت TED کمی جستجو کردم و مصاحبه‌ای با بنیان‌گذار ویکی‌لیکس، جولیان اسینج (Julian Assange) را پیدا کردم که در آن به خوبی از اهداف این وب‌سایت و چرا آنها اینگونه اسناد را منتشر می‌کنند صحبت کرده و در مثالی از چگونگی اثبات صحت مدارکی که برایشان فرستاده می‌شود صحبت می‌کند؛ براساس اخبار این چند روز، دیدن این مصاحبه بی‌مناسبت نیست:

لینک مستقیم ویدئو

در قسمتی از این مصاحبه وی سخنان جالبی در مورد ویدئوی منتشر شده توسط ویکی‌لیکس از حمله‌ی هلیکوپتر آپاچی آمریکایی به غیرنظامیان می‌گوید:

اما به خاطر داشته باشید که مردم بغداد، مردم عراق، مردم افغانستان، نیازی به دیدن اینگونه ویدئوها ندارند. آنها هر روز این قبیل صحنه‌ها را می‌بینند. به همین دلیل این قبیل ویدئوها هیچ تاثیری در دیدگاه و احساس آنها ندارد. این چیزی هست که آنها هر روز مشاهده می‌کنند. این ویدئوها دیدگاه و احساس افرادی را تغییر می‌دهد که برای این اقدامات پول (مالیات) می‌دهند و ما به این بخش ماجرا امیدوارم هستیم.

پی‌نوشت:

- اگر قادر به مشاهده‌ی آنلاین این مصاحبه نیستید، می‌توانید آن را از اینجا دانلود کنید. (حجم: ۶۷٫۱ مگابایت)

- خیلی خوب می‌شود کسی متن کامل این ویدئو را به فارسی ترجمه کند.