مشاهدات من از مراسم یادبود استیو جابز در یکی از فروشگاه‌های اپل

امروز بعدازظهر (۱۴ مهر) به فروشگاه اپل در خیابان ریجنت (Regent Street) رفتم تا واکنش مردم نسبت به مرگ استیو جابز را مشاهده کنم.

زمانی که به در ورودی فروشگاه اپل رسیدم جمعیت نسبتا زیادی در مقابل این فروشگاه ایستاده بودند و هر از چند گاهی یکی سیبی گاز می‌زد و در کنار یکی از ویترین‌های فروشگاه می‌گذاشت و یکی دیگر پیامی می‌نوشت و آن را بر روی دیوار نصب می‌کند و یکی دیگر دسته گلی را می‌گذاشت و چند دقیقه‌ای می‌ایستاد و با گرفتن چند عکس می‌رفت.

در مدت زمانی حدود ۱۵ دقیقه‌ای که نظاره‌گر مردم بودم و مشغول عکس گرفتم با آیفون ۳GS، زنی میانسال را دیدم که در کنارم ایستاده بود و چیزی زیر لب می‌گفت، چیزی مانند دعا و طلب آمرزش برای استیو جابز.

در همین حین که در حال عکس گرفتن بودم، به یکباره یکی از کارکنان یکی از تلویزیون‌های بریتانیا که اسم تلویزیون را هم نپرسیدم (!) از من درخواست کرد که در مقابل دوربینش بایستم و به چند سوال او جواب بدهم. من هم ایستادم و به چند سوال او مانند اینکه آیا با مرگ استیو جابز دوران اپل و او (از نظر تاثیراتش) به پایان رسیده است یا خیر، پاسخ دادم. در همین حین و در قسمتی از مصاحبه سعی کردم که واکنش ایرانیان داخل کشور را نسبت به این اتفاق به او بگویم. برای همین در حدود دو سه دقیقه‌ای در مورد واکنش ایرانیان و اینکه برخی عکس‌های پروفایل خود را به احترام او عوض کرده‌اند و یا سخنرانی معروف او را که در کمتر از یک روز به صورت کامل با زیرنویس فارسی منتشر کرده‌اند صحبت کردم.

بعد از این مصاحبه دیدم بد نیست که فیلمی نیز از رفتار و حرکات مردم بگیریم که نتیجه‌ی آن ویدئوی زیر شده است:

لینک مستقیم ویدئو

اما بد نیست چند نکته‌ی حاشیه‌ای در مورد مرگ استیو جابز را نیز به این مطلب اضافه کنم که شاید برای شما جالب باشد:

- مدتی است که کتاب Free Radicals: The secret anarchy of science را می‌خوانم که در مورد بخش تاریک و زشت علم در آن صحبت شده است. در فصل اول این کتاب در بخشی در مورد موارد استفاده از قرص LSD و تاثیر آن در اختراعات و کشف‌های بزرگ صحبت شده است. در این بخش سخنی از استیو جابز گفته شده که در آن در مورد استفاده از این قرص صحبت کرده و استفاده از آن (قرص LSD) را یکی از دو یا سه کار مهمی نامیده است که در زندگی‌اش انجام داده است.

- انتشار کتاب رسمی زندگی استیو جابز که قرار بود در ۲۱ نوامبر صورت بگیرید، به ۲۴ اکتبر تغییر پیدا کرده است که در همین مدت کم از فعال شدن امکان پیش خرید آن، این کتاب رتبه اول در لیست کتاب‌های آمازون و آی‌بوک اپل را به خود اختصاص داده است.

در نهایت مجموعه عکس‌هایی که از این مراسم یادبود گرفته‌ام را می‌توانید از این آدرس تماشا کنید.

به احترام پدر و مادری که باید برایشان تمام قد خم شد

بعضی تصاویر را زمانی که مشاهده می‌کنیم نباید در مورد آنها حرف بزنیم و فقط باید تماشا کنیم،‌ تماشا کنیم که چگونه مادر و پدری بخشش را در عمل و نه در شعارهای توخالی که این روزها گوش آدمی را کر می‌کند، نشان می‌دهند.

این مادر و پدر را باید الگوی جامعه کرد، الگوی جامعه‌ای که مردم آن برای تماشای اعدام دست به موبایل و دوان دوان به محل اجرای اعدام می‌روند تا با موبایل‌هایشان تصویر جان دادن یک انسان را ضبط کنند تا شاید در فردا روزی با ذوق به بغل دستی خود بگویند بیا و صحنه‌ی اعدام فلانی را ببین.

این مادر و پدر را باید الگو کرد، همانگونه که باید آمنه بهرامی را الگوی جامعه کرد و از آنها درس زندگی گرفت، درس زندگی که به عینه دیده می‌شود نه درسی که…

خلاصه آنکه به احترام این پدر و مادر من تمام قد در مقابل آنها خم می‌شوم و بدون یک کلام حرف اضافه به بزرگی آنها حسادت می‌کنم. بزرگی‌ای که در جامعه‌ی ایران کمیاب است، بزرگی‌ای که نه با قدرت بدست آمده و نه با ثروت… درود بر شما و روح فرزندتان که اینگونه پدر و مادری دارد.

لینک مستقیم ویدئو

هر آنچه که باید در مورد استاکس‌نت بدانید

«استاکس‌نت» یکی از معدود کرم‌های رایانه‌ای بود که تاکنون سازنده‌ی آن به صورت شفاف روشن نشده است و براساس برخی از اخبار پیچیدگی آن ۲۰ برابر دیگر کرم‌هایی بوده است که تاکنون در فضای اینترنت منتشر شده‌ است. شبکه‌ی ABC1 استرالیا در یکی از برنامه‌های خود به صورت تصویری به کارکرد و روش عملکرد و هر آنچه که باید در مورد این کرم بدانید پرداخته است. به همین دلیل و با توجه به اینکه یکی از اهداف اصلی این کرم ایران بوده است، دیدن این ویدئو خالی از لطف نیست:

لینک مستقیم ویدئو

جنگ نرم ایجاد خبرگزاری نیست، گسترش فرهنگ است

در این وبلاگ بارها در مورد تاثیر سرعت اینترنت بر پیشرفت جامعه و همچنین جنگ نرم صبحت کرده‌ام و برای آن چندین مثال هم آوردم. اما نکته‌ای که باعث شد این مطلب را بنویسم، ویدئوی مربوط به پروژه‌ی هنری گوگل است. پروژه‌ای که در آن ‍۱۷ موزه‌ی مطرح دنیا در زمینه‌ی تابلوهای نقاشی به صورت رایگان و مجازی در اختیار تک تک کاربران اینترنت در سرتاسر جهان قرار گرفته است.

آمیت سود (Amit Sood) که مدیر این پروژه است، در یکی از کنفرانس‌های TED در مورد این این پروژه به خوبی توضیح داده است:

لینک مستقیم ویدئو

اما حالا شاید شما با دیدن این ویدئو از خود بپرسید که این پروژه چه ربطی به سرعت اینترنت و جنگ نرم در ایران دارد؟

در جواب این سوال شما باید بگویم که اگر سرعت اینترنت در ایران مناسب بود و زیر ساخت‌های لازم وجود داشت و به جای آنکه میلیون‌ها تومان برای سانسور اینترنت و یا جنگ نرم و زدن وب‌سایت‌های خبری که دو ریال هم ارزش ندارند، دولت ایران اینگونه پروژها را تعریف می‌کرد و در آن تخت جمشید، میدان نقش جهان اصفهان و ده‌ها موزه‌ی ایران را به فضای مجازی یا همان اینترنت می‌برد چه می‌شد؟ آیا غیر از این بود که ایران فرهنگ خودش را به دیگر نقاط جهان صادر می‌کرد؟ آیا این چیزی جز گسترش فرهنگ ایران در جهان است؟ علاوه بر آن کم بودن سرعت اینترنت در ایران آیا غیر از این است که دسترسی کاربران برای غوطه‌ور شدن در دستیابی به اطلاعات اینترنت را کاهش می‌دهد؟

به همین دلیل باید در جواب سینه چاکان جنگ نرم و این دست مزخرفات بگویم که ای آقا یا خانمی که میلیون میلیون پول می‌دهید تا وب‌سایت‌های خبری کپی- پیست (Copy- Paste) ایجاد شود، اگر این پول‌ها را در کارهایی ماندگار مانند پروژه‌ای شبیه Google Art خرج کنید، هم در جنگ نرم خودتان پیروز می‌شوید و هم فرهنگ ایران را به جهانیان نشان می‌دهید.

خلاصه‌ی کلام آنکه راه رسیدن به پیروزی زیاد است اما اگر شما بخواهید چشمان خود را باز کنید که با شواهد موجود سال‌ها طول خواهد کشید!

حاشیه‌ای بر بحران هسته‌ای ژاپن: آیا جهان به انرژی هسته‌ای نیاز دارد؟

کمتر کسی است که از ماجرای زلزله و سونامی در ژاپن خبر نداشته باشد،‌ دو رویدادی که باعث شد تا مجددا بحث خوب یا بد بودن انرژی هسته‌ای شروع شود. در مناظره‌ای که در فوریه‌ی ۲۰۱۰ توسط TED برگزار شده است، دو متخصص انرژی هسته‌ای و محیط زیست در مورد نیاز دنیای امروز به انرژی هسته‌ای با یکدیگر مناظره کرده‌اند که در این روزها می‌تواند به سوالات بسیاری در این زمینه پاسخ دهد. به همین دلیل و با توجه به بحرانی هسته‌ای ژاپن، دیدن این مناظره خالی از لطف نیست.

لینک مستقیم ویدئو