وبلاگستان فارسی و حرکت‌های دسته‌جمعی: نقدی بر پیشنهاد وبلاگ مجمع دیوانگان

مدتی قبل، آرمان نویسنده‌ی وبلاگ «مجمع دیوانگان» ایده‌ای تحت عنوان «فراخوانی برای جامعه وبلاگ‌نویسان فارسی» را مطرح کرد که براساس آن هر یک از وبلاگ‌نویسان وبلاگستان فارسی فارغ از هرگونه دیدگاه سیاسی بیایند و در مورد وضعیت فیلترینگ اینترنت در ایران صحبت کنند و یک حرکت گروهی در این زمینه انجام بدهند:

امیدواری من این است که وبلاگ‌نویسان فارسی زبان، چه در داخل کشور و چه از خارج، چه آنان که در این دو دامنه شناخته شده فعالیت می‌کنند و چه کاربران دیگر سرویس‌های وبلاگی، چه سیاسی نویسان و چه غیرسیاسی‌ها، چه منتقدان وضعیت موجود کشور و چه حامیان آن، همه و همه بتوانند بر سر این مسئله توافق کنند که این شیوه از فیلترینگ باید مورد بازبینی قرار گیرد. پیشنهاد من یک حرکت گروهی در همین راستاست.

زمانی که من این متن را خواندم، اولین نکته‌ای که به ذهنم رسید آن بود که وبلاگستان فارسی بر خلاف دوران قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ آنقدرها نزدیک و به هم پیوسته نیست به گونه‌ای که از نظر من وبلاگستان فارسی به جزایر جدایی تبدیل شده است که در هر یک از این جزایر تعدادی از وبلاگ‌نویسان با همفکران خود مشغول بده بستان‌های معمول هستند.

به همین دلیل و با توجه به شرایط کنونی وب فارسی، به وجود آمدن هر گونه حرکت دسته جمعی در وبلاگستان فارسی و به طور خصوص در مورد فیلترینگ اینترنت در ایران خوش‌بین نیستم. علتش نیز همان ماجرای جزیره جزیره شدن وبلاگستان فارسی است. هم اکنون و با توجه به جو سیاسی حاکم بر جامعه که به خودی خود بر روی وب فارسی نیز تاثیر گذاشته است، اتصال دو سوی دعوای سیاسی دو سال گذشته تقریبا غیر ممکن است!

علاوه بر آن سیاست یک بام و دو هوای وبلاگ‌نویسان ارزشی در مورد فیلترینگ نیز دارای اهمیت است به طوری که با گذشت حدود ده سال از ظهور پدیده‌ی وبلاگ‌نویسی در ایران، دوستان ارزشی تنها و تنها به اعتراض در مورد این پدیده در چند مورد خاص پرداخته‌اند. به عنوان مثال با فیلتر شدن وبلاگ  «آهستان» بسیاری از وبلاگ‌نویسان ارزشی با ایجاد موج وبلاگی اعتراض خود را نسبت به آن اعلام کرده‌اند اما با فیلتر شدن ده‌ها وبلاگ مخالف دولت ایران و یا خنثی که شاید تنها مشکلشان نوشتن چند خط در مورد ولنتاین و اینگونه موارد بود، سکوت اختیار کردند و هیچ سخنی به زبان نیاوردند؛ در حالی که اعتراض کردن به فیلترینگ اینترنت باید پدیده‌ای باشد که همه در مورد اعتراض کنند تا کار به جایی نکشد که تمامی وبلاگ‌های بلاگر و وردپرس به بهانه‌ی جنگ نرم از سوی مسئولین فیلترینگ در ایران مسدود شوند.

به همین دلیل از نظر من و با توجه به شرایط وب فارسی، در این برهه‌ی زمانی صحبت کردن در مورد حرکتی گروهی که شامل تمام افکار وبلاگستان فارسی باشد، امکان‌پذیر نیست مگر آنکه همه به این نکته برسیم که وبلاگستان فارسی تنها سیاست نیست و باید همه در کنار هم بدون خطاب قرار دادن دیگری به «جلبک» و «عرزشی» زندگی کنیم.

گاف همشهری ماه- وقتی نویسنده‌ی همشهری ماه مقاله‌ای را درست نمی‌خواند!

 

برای دیدن تصویر بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید

همشهری ماه در شماره‌ی فروردین ۹۰ خود در مقاله‌ای با عنوان «تاریخ شفاهی حزب‌الله سایبر» در مقدمه‌اش به مقاله‌ای از من که در وب‌سایت مردمک منتشر شده، اشاره کرده است:

پایگاه مردمک وابسته به وزارت خارجه در گزارشی به قلم امین ثابتی، تحلیلی آماری از وبلاگ‌های ثبت شده در موضوع سیاسی دو سرویس دهنده وبلاگ ایرانی- بلاگفا و پرشین بلاگ- ارائه می‌دهد که طبق آن، متوسط ۶۰ درصد این وبلاگ‌ها متعلق به جریان حامی جمهوری اسلامی است؛ این گزارش هر چند از تحلیل محتوایی جریان مخالف سرباز می‌زند اما در تحلیل وبلاگ‌های حامی به این اشاره می‌کند که متوسط ۷۰ درصد این وبلاگ‌ها بازنشر مطالب مختلف وبلاگ‌ها و پایگاه‌های دیگر هستند و به تولید محتوا نمی‌پردازند.

هر چند ثابتی در این مطلب با اشاره به اینکه ساخت وبلاگ‌ها از دی ۸۸ در این سرویس‌ها اوج گرفته است، سعی در القای این موضوع دارد که این تغییر وضعیت به دلیل جریان جنگ نرم و ارتش سایبری است که خصوصا پس از ۹ دی ماه شکل می‌گیرد اما گزارش قدیمی پایگاه اینترنت و دموکراسی وابسته به مرکز برکمن هاروارد که به مطالعه تخصصی وبلاگستان فارسی می‌پردازد با انتشار نسخه‌ای جدید نقشه وبلاگستان فارسی در فوریه- اوایل- سال ۲۰۰۹ به این اذعان می‌کند که جزیره وبلاگ‌های حزب‌اللهی، مذهبی و اصولگرا دچار انبساط و تولدهای بسیاری شده که آن را از موازنه شکننده و ضعیف نسبت به رقیب خود خارج کرده است.

در این دو پاراگراف نویسنده‌ی این مقاله که «پیام شهرکی» نام دارد، بدون اینکه اخلاق روزنامه‌نگاری و به طور کلی آکادمیک را رعایت کند، براساس دیدگاه و نظر شخصی خودش کلیات مقاله‌ی من را تغییر داده است و براساس نظر خود جهت مقاله را کاملا عوض کرده است:

۱- بررسی من بر روی سه سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگفا، پرشین‌بلاگ و پلاکفا بوده است، که آقای شهرکی معلوم نیست براساس چه منطقی یکی از این سرویس‌ها را به دلخواه خود حذف کرده است!

۲- من در این گزارش که پیام شهرکی به آن ارجاع داده است، به طور دقیق و شفاف هر دو طیف مورد نظر وی (حامیان و مخالفین دولت) را مورد بررسی محتوایی قرار داده‌ام به طوری که در مورد اول بخش نتایج اینگونه گفته‌ام:

هر چند که بررسی صورت گرفته بر روی وبلاگ‌های سه سرویس وبلاگ‌نویسی پلاکفا، پرشین بلاگ و بلاگفا دامنه‌ی وسیعی از وبلاگ‌های این سرویس‌ها را در بر نگرفته است (به جز پلاکفا) اما می‌توان با همین میزان آمار نیز به این نتیجه رسید که اکثر وبلاگ‌های فعال در زمینه‌ی سیاست تولید محتوا نمی‌کنند و تنها به کپی کردن خبرهای دیگر وب‌سایت‌های خبری و یا وبلاگ‌ها می‌پردازند. به عنوان مثال وبلاگ‌های حامی حکومت ایران به کپی کردن اخبار از خبرگزاری فارس، جهان‌نیوز و… می‌پردازند و وبلاگ‌های مخالف حکومت ایران به کپی کردن اخبار از وب‌سایت‌هایی مانند کلمه، جرس و… می‌پردازند. این کپی کردن‌ها به گونه‌ای است که بیش از نیمی از کل وبلاگ‌های مورد بررسی در این دسته از وبلاگ‌ها قرار می‌گیرند.

حال بر چه اساس آقای شهرکی حرف از سرباز زدن من از تحلیل وبلاگ‌های جریان مخالف می‌زند، جای سوال دارد! علاوه بر آن در همین نتیجه‌گیری به صورت کاملا شفاف به این مورد اشاره کرده‌ام که وبلاگ‌های مخالف حکومت ایران نیز به کپی کردن اخبار از دیگر وب‌سایت‌ها می‌پردازند (قسمت پررنگ).

۳- آقای شهرکی در قسمتی دیگر تنها براساس یک نمودار نتیجه‌گیری دلخواه خود را کرده است به گونه‌ای که اعلام کرده است که از دی ماه ۸۸ ساخت وبلاگ در سرویس‌های وبلاگ‌نویسی به اوج خود رسیده است. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که تنها در یک نمودار (شماره ۷) این مورد گفته شده است که این نمودار نیز تنها به سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگفا تعلق دارد نه تمامی سرویس‌های وبلاگ‌نویسی!

۴- آقای شهرکی در قسمتی از مقدمه‌ی مقاله‌ی خود به گزارش مرکز برکمن در مورد وضعیت وبلاگستان فارسی اشاره کرده است و به کمک آن ثابت کرده است که وبلاگ‌های حامی دولت دچار انبساط و نوعی رشد شده‌اند. نسخه‌ی ویدئوی گزارش ۲۰۰۹ را می‌توانید در اینجا تماشا کنید و گزارش مربوط به سال ۲۰۰۸ را هم می‌توانید در اینجا بخوانید. حال آنکه نکته‌ای که آقای شهرکی به آن اشاره کرده است دقیقا همان نظریه و نتیجه‌گیری من است که درست است که وبلاگ‌های ارزشی دچار انبساط و رشد شده‌اند، اما این رشد از نظر کمی بوده است نه کیفی؛ این بدان معناست که درست است که تعداد وبلاگ‌های حامی دولت افزایش یافته است، اما این افزایش نشانه‌ی خوبی برای ارزشیابی آنها نیست زیرا برای ماندگاری یک وبلاگ کیفیت دارای اهمیت است نه کمیت و باز هم به همان جمله‌ی آخر گزارش نوشته شده توسط من و مورد استناد آقای شهرکی می‌رسیم که: «درست است که وبلاگ‌های حامی و مخالف دولت ایران زیاد شده‌اند، اما این ازدیاد هیچ ربطی به ماندگاری آنها ندارد و وبلاگ‌هایی که هر روز مطالب دیگر خبرگزاری‌ها و وب‌سایت‌ها را بازنشر و کپی می‌کنند، به مرور زمان خاموش می‌شوند.»

در نهایت باید بگویم که آقای پیام شهرکی، اگر به مقالاتی از این دست مراجعه می‌کنید تا نظریه‌ای که در سر دارید را اثبات کنید، به شما پیشنهاد می‌کنم که اخلاق روزنامه‌نگاری و آکادمیک را رعایت کنید و در مطالب دیگران به دلخواه خود دست نبرید تا اعتبار خود و نوشته‌های خود را زیر سوال نبرید. شما در همین مقدمه‌ی دو پاراگرافی خود چنان متناقض نوشته‌اید که باور کردن باقی گزارش را برای من خواننده دشوار می‌کند. اخلاق‌مدار باشیم و دست در مطالب دیگران نبریم.

پی‌نوشت:
- این نکته را هم نباید فراموش کرد که بسیاری از وبلاگ‌های مخالف حکومت ایران در سرویس‌های وبلاگ‌نویسی داخل ایران به دلیل قانون جرائم رایانه‌ای حذف شده‌اند. این مورد در گزارشی که به آن اشاره شد، به روشنی مشخص است.

پادکست «رسانه‌های خُرد»: پیش‌شماره ۱- افشاگری در فرندفید

مدتی بود که به فکر ایجاد پادکستی در زمینه‌ی وبلاگستان فارسی و امنیت در وب بودم تا در آن در مورد امنیت در وب، اخبار وبلاگستان فارسی  و هر آنچه در وب فارسی می‌گذرد صحبت کنم. پادکستی که هدف اولیه‌ی آن افزایش دانش عمومی کاربران اینترنت در ایران در زمینه‌ی امنیت است و سپس پوشش هر چند کوچک رخدادهای وب فارسی. این ایده باعث شد که پادکست «رسانه‌های خُرد» به وجود بیاید.

اولین پیش‌شماره‌ی این سری پادکست که می‌توانید آن را از اینجا دانلود کنید و یا به صورت مستقیم از طریق پخش‌کننده‌ی زیر گوش بدهید، در مورد ماجرای اخیر انتشار تعدادی تصاویر از یک روم خصوصی متعلق به کاربران ارزشی و حزب‌اللهی است که سر و صداهایی را در فرندفید به پا کرد. در این پادکست به کلیات این ماجرا و روش‌های افزایش امنیت کاربران در شبکه‌ی اجتماعی فرندفید پرداخته شده است.

پیش‌شماره‌ی بعدی پادکست «رسانه‌های خُرد» در روز جمعه، ۹ اردیبهشت منتشر خواهد شد.

ندای امروز و مسابقه‌ی The Bobs

امروز قرار بود که سالنامه‌ی ندای امروز را منتشر کنم، اما زمانی که اینباکس جیمیل‌ام را باز کردم با ایمیلی از طرف تیم مسابقه‌ی وبلاگی دویچه‌وله (The Bobs) مواجه شدم که از کاندید شدن وبلاگ «ندای امروز» در بخش وبلاگ‌های فارسی خبر می‌داد. ایمیلی که تا قبل از خواندن آن به هیچ وجه به ذهن من نمی‌رسید که زمانی این وبلاگ در رقابتی شرکت کند، هر چند که در مورد خوب و بد بودن اینگونه مسابقات در گذشته صحبت‌ها کرده‌ام و در برخی موارد مخالفتم را با آن اعلام کرده‌ام و حالا خیاط در کوزه افتاده است!

این خیاط ما که خودم هستم، از شما درخواست می‌کند تا در مسابقه‌ی The Bobs شرکت کنید و به وبلاگ مورد نظر خود رای بدهید، این وبلاگ می‌تواند «ندای امروز» باشد و یا سایر نامزدهای بخش وبلاگ‌های فارسی. به همین دلیل؛

اگر از وبلاگ «ندای امروز» چیزی یاد گرفته‌اید و یا مطالب آن را آنچنان دیده‌اید که وقت گران‌بهای خود را برای خواندن آن صرف کرده‌اید، من، امین ثابتی از شما درخواست می‌کنم که به این وبلاگ رای بدهید و اگر این وبلاگ را لایق چنین چیزی نمی‌دانید، دستکم به دیگر نامزدها رای بدهید.

برای رای دادن در مسابقه‌ی The Bobs نیز باید مراحل زیر را طی کنید:

۱- وارد این صفحه شوید.

۲- برای اینکه شما بتوانید به کاندیدای مورد نظر خود رای بدهید و گزینه‌ی Vote فعال شود، باید از طریق یکی از شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک یا توییتر رای خود را اعلام کنید. مانند آنچه در شکل زیر مشخص شده است، بر روی یکی از گزینه‌های Facebook Login یا Connect with Twitter کلیک کنید و سپس امکان اتصال توسط The Bobs را تایید کنید.

۳- حال گزینه‌ی Vote از حالت خاکستری (غیر فعال) به حالت صورتی (فعال) تبدیل شده است. از قسمت In the category بخش Best Blog Persian را انتخاب کنید و از قسمت I vote for نیز وبلاگ مورد نظرتان که می‌تواند «ندای امروز Today’s Voice» باشد را انتخاب کنید.

۴- بر روی گزینه‌ی Vote کلیک کنید تا رای شما ثبت شود.

و به همین سادگی در این مسابقه‌ی وبلاگی شرکت می‌کنید. در نهایت خواندن این مطلب آرش کمانگیر که داور بخش فارسی این مسابقه است را نیز پیشنهاد می‌کنم.

بهاریه‌نویسی: یادی از وبلاگ‌نویسان زندانی…

سال ۱۳۸۹ و به عبارتی دهه‌ی ۸۰ خورشیدی نفس‌های آخر را می‌زند و تا دقایقی دیگر به پایان خواهد رسید. بسیاری این روزها به فکر مسافرت و تفریح هستند، به فکر رفتن به مکانی که هوایی تازه تنفس کنند و این شور چنان است که بازی «بهاریه نویسی» نیز در وبلاگستان فارسی به راه افتاده است.

حال آنکه در این بحبه بد نیست یادی از جمعی از وبلاگ‌نویسانی وبلاگستان فارسی بکنیم که شاید مانند من و شما شانس شاد بودن در این سال نو را نداشته باشند. وبلاگ‌نویسانی مانند حسین درخشان، حسین رونقی ملکی، محمدرضا پورشجری (سیامک مهر)، پیمان روشن ضمیر، اشرف علیخانی و یا امیدرضا میرصیافی که دیگر در کنار من و شما نیست.

در هر صورت یادمان باشد که در شادی‌ها و خوشی‌ها هم به یاد کسانی باشیم که شاید حق‌شان نشستن در اتاقی تنگ و تاریک نباشد، چون آنچه را که فکر می‌کرده‌اند بر روی دیواری مجازی نوشته‌اند.

به امید آن روزی که با نو شدن سال، افکار و دیدگاه بسیاری نو شود و دیگر کسی تنها و تنها به دلیل نوشتن آنچه فکر می‌کند به پشت میله‌هایی آهنی که سرمایش تن هر انسانی را به لرز می‌آورد، نرود.

نوروزتان پیروز؛ به امید سالی که…

پی‌نوشت:
- عکس استفاده شده در این مطلب، تصویر سفره‌ی هفت‌سین امسال ماست که پروانه طراحی‌اش کرده است.