ماجرای انتشار عکس نیمه برهنهی گلشیفته فراهانی در نشریه لفیگارو و دستگیری چند روزنامهنگار و فعال اجتماعی در ایران یکی از ماجراهایی است که از نظر من بار دیگر میتوان حقیقت وب فارسی و البته جامعهی ایران را دید.
قبلا در مطلبی با عنوان «ما، وب فارسی و جامعه ایران» در مورد بخشی از وب فارسی صحبت کرده بودم:
… آنچه در فضای وب فارسی در حال رخ دادن است، با آنچه در بطن جامعهی ایران در حال رخ دادن است از زمین تا آسمان فرق دارد و در خوشبینانهترین حالت میتوان فیسبوک را تنها نشاندهندهی بخش بسیار بسیار کوچکی از جامعهی ایران دانست، دقت کنید که در خوشبینانهترین حالت!
و حالا ماجرای میزان واکنش به عکس نیمه برهنهی گلشیفته فراهانی و دستگیری چند روزنامهنگار و فعال اجتماعی نیز نمونهای دیگر از گفتهی بالاست. نمونهای که چه بخواهیم و چه نخواهیم، بار دیگر نشان میدهد وب فارسی با آنچه که من و شما میبینیم بسیار متفاوت است. وب فارسی را اکثریتی تشکیل میدهند که دغدغهی آنها دستگیری چند روزنامهنگار و یا اعدام یک انسان نیست؛ دغدغهی این بخش وب فارسی تفریح و لذت بردن از زندگی است، تفریحهایی مثل دنبال کردن برنامهی آکادمی گوگوش و… و شاید همین دغدغه باعث شده است که شبکهی تلویزیونیای مانند من و تو با عمری حدود یک سال و نیم اینگونه پرطرفدار باشد.
البته این را هم نباید فراموش کرد که به طور کلی علاقه به خبرهایی مانند عکس نیمه برهنهی یک هنرمند و… در هر جای دنیا بسیار پرطرفدار است، مثلا در بریتانیا پرفروشترین روزنامهی این کشور روزنامهی The Sun است که در مورد شایعههای موجود در مورد افراد معروف و… است. برای همین گفتن اینکه مردم ایران به دلیل آنکه به یک عکس نیمه برهنه، بیشتر از دستگیری چند روزنامهنگار و فعال اجتماعی توجه میکنند پس عقب ماندهاند حرفی اشتباه است زیرا در این مورد همهی مردم دنیا مانند یکدیگر هستند.
یک نظر »
آموزش و افزایش آگاهی یکی از مواردی است که از صمیم قلب به آن اعتقاد دارم و همواره سعی کردهام که در این مسیر قدم بردارم. به همین دلیل یکی از دلایل اصلی من برای گرفتن گافهای خبری افزایش آگاهی بوده است به گونهای که هر چیزی را به راحتی باور نکنیم و دستکم در مورد آن کمی تحقیق کنیم.
در همین راستا و اینکه آموزش و به طور کلی یادگیری یکی از لذتبخشترین کارهای این دنیا از نگاه من است، وبسایت «کسب و کار اینترنتی» کتابی الکترونیکی و جامع در زمینهی آموزش وردپرس منتشر کرده است که خواندن آن را به تمامی کسانی که علاقمند به وبلاگنویسی و کار با وردپرس هستند توصیه میکنم.
یکی از مزیتهای فوقالعادهی این کتاب که در کمتر مرجع فارسی آن را دیدهام، آموزش از صفر تا ۱۰۰ است به گونهای که با داشتن این کتاب تا حد بسیار زیادی مشکلات و نکات کلیدی در مورد وردپرس را خواهید آموخت.
به همین دلیل به شما پیشنهاد میکنم که این کتاب رایگان را از طریق صفحهی مخصوص آن در وبسایت «کسب و کار اینترنتی» دریافت کنید تا لذت وبلاگنویسی و کار با وردپرس را به خوبی درک کنید.
- نظر »
در یک ماه گذشته یکی از بحثهای ثابت و داغ در بین کاربران ایرانی که از سرویس گوگل ریدر استفاده میکردهاند، تغییرات این سرویس بوده است. برای همین و به دلیل حساسیت زیاد کاربران ایرانی به این موضوع، من دو مطلب برای وبسایت مردمک نوشتم که عنوان اولین مطلب «مرثیهای برای یک خوراکخوان؛ تغییرات گوگلریدر» و عنوان دومین مطلب «گوگل پلاس آنقدرها هم بد نیست» است.
در این دو مطلب در مورد خوبیها و بدیهای این تغییرات صحبت کردهام و اینکه من به شخصه با این تغییرات موافق هستم و این کار را قدمی مثبت از سوی گوگل میدانم، هر چند که بسیاری مخالف من هستند و اعتقاد دارند که این اقدام گوگل نوعی نابودی گوگل ریدر بوده است. به همین دلیل خوشحال میشوم که شما نیز نظرات خود را بعد از خواندن این دو مطلب با من در میان بگذارید و بگویید که نظر شما در این مورد چیست.
مرثیهای برای یک خوراکخوان؛ تغییرات گوگلریدر
چند روز قبل وبلاگ رسمی گوگل ریدر از ادغام گوگل ریدر با شبکهٔ اجتماعی گوگل پلاس خبر داد. این خبر با واکنش شدید کاربران این سرویس مواجه شد، امین ثابتی نگاهی دارد به دلایل این واکنشها به خصوص از سوی کاربران ایرانی.
گوگل ریدر (Google Reader) یک خوراکخوان (RSS Reader) تحت وب است که کاربران میتوانند بدون مراجعه به یک وبسایت یا وبلاگ، مطالب آن را دنبال کنند و بخوانند. این بدان معناست که کاربران این سرویس با دنبال کردن خوراک (RSS) یک وبسایت یا وبلاگ میتوانند جدیدترین مطالب منتشر شده در آن وبسایت یا وبلاگ را بخوانند بدون آنکه یک مورد از مطالب منتشر شده را از دست بدهند.
اما اهمیت گوگل ریدر برای کاربران ایرانی به چندین نکته باز میگردد که در ادامهٔ این مطلب به آن پرداخته خواهد شد هر چند که میتوان اولین و مهمترین عامل که باعث محبوبیت روزافزون گوگل ریدر در بین کاربران ایرانی شد را امکان دسترسی به سایتهای فیلتر شده از سوی دولت ایران دانست. ادامه مطلب…
گوگل پلاس آنقدرها هم بد نیست
سرانجام پس از کش و قوسهای فراوان و با وجود اعتراضهای زیادی که نسبت به حذف امکانات اجتماعی گوگل ریدر از سوی کاربران این ابزار و به خصوص ایرانیها صورت گرفت، گوگل از تاریخ ۱ نوامبر (۱۰ آبان)
این تغییرات را در گوگل ریدر عملی و اجرا کرد.
قبلا در مطلبی با عنوان «مرثیهای برای یک خوراکخوان؛ تغییرات گوگلریدر» در مورد این تغییرات صبحت شده است و به این نکته اشاره شده که گوگل براساس ایدهٔ اولیهٔ گوگل ریدر که ابزاری برای خواندن خوراک بوده است، این تغییرات را اعمال کرده است.
با عملی شدن این تغییرات، هر چند روشهایی مانند آنچه وبلاگ «عصیان» مطرح کرده است را میتوان اجرا کرد تا مانند گذشته گوگل ریدری از جنس لایک زدن و به اشتراکگذاری مطالب داشته باشیم، اما آنچه باید به خاطر داشت آن است که این روشها شاید در کوتاه مدت پاسخگو باشند ولی در بلند مدت نمیتوان به آنها آنچنان که باید و شاید تکیه کرد. ادامه مطلب…
- نظر »
آرش کمانگیر در مطلبی تحت عنوان «چرا ما مهم نیستیم و چرا این اتفاق مهمی است» در مورد بخشی از وب فارسی صحبت میکند که به اعتقاد وی هم اکنون جریان وب فارسی در دست آنهاست و میگوید:
شاید بشود بازکردن راهی را به «ما» نسبت داد. شاید. خیلی هم مهم نیست که راه چطور باز شد. مهم این است که سیل راه افتادهاست. اینکه این جربان بهکجا میرسد را من نمیدانم. چیزی که من میدانم این است که فرمان ِ موج دیگر دست «ما» نیست، و «آنها» که موج را جلو میبرند هم بیشتر از دغدغهی هدایت ِ این قطار، تشنهی شکستن آن سد هستند. (منبع)
با خواندن این مطلبِ آرش ناگهان به یاد ماجرای اخیر حذف شدن یکی از کاندیداهای آکادمی گوگوش افتادم که با غوغایی در صفحهی فیسبوک آکادمی موسیقی گوگوش و همچنین ایجاد صفحههای بسیاری در فیسبوک در حمایت از آن کاندیدا همراه شد که نمونههایی از آن را میتوانید در اینجا مشاهده کنید. ماجرایی که نشان داد دغدغهی بخش بزرگی از وب فارسی که شاید من وبلاگنویس آن را اصلا ندیده باشم، چیز دیگری است و با آنچه من فکر میکنم فرسنگها فاصله دارد.
قبلا هم در مورد اینکه وب فارسی نمایندهی تمام جامعهی ایران نیست صحبت کردهام. به عنوان مثال با نگاهی به گوگل ریدر قبل تغییرات اخیرش، میتوان این تفاوت را تا حدودی مشاهده کرد. گوگل ریدر فضایی بود که در آن اعدام منفور و متلک انداختن به دخترها بیفرهنگی بود و دهها مورد دیگر که فرسنگها با آنچه در بطن جامعه میگذشت متفاوت بود.
برای همین با تایید نوشتهی آرش باید بگوییم که آنچه در فضای وب فارسی در حال رخ دادن است، با آنچه در بطن جامعهی ایران در حال رخ دادن است از زمین تا آسمان فرق دارد و در خوشبینانهترین حالت میتوان فیسبوک را تنها نشاندهندهی بخش بسیار بسیار کوچکی از جامعهی ایران دانست، دقت کنید که در خوشبینانهترین حالت!
یک نظر »
شاید:
مهم نباشد که ماجرا نمادین بوده است یا واقعی!
مهم نباشد که شلاق را محکم زدهاند یا آرام!
مهم نباشد که زنجیر به دست و پا زدهاند یا نه!
اما:
مهم این است که یک انسان تحقیر شده است!
مهم این است که من و تو به هر دلیل سکوت نکنیم!
مهم این است که اگر با وی همدردی نمیکنیم، بر سر وی فریاد نزنیم!
اما مهمتر از همه میدانی چیست؟
مهمتر از همه آن است که کار آنقدر بیخ پیدا کرده است که حامیان نیز فریاد وامصیبتا سر میدهند! معنای آن این است که…
و فراموش نکنیم که زمانی بر سر یک مرد چادر سر میکنند و زمانی بر تن یک زن، مردی شلاق میزند!
پینوشت:
- اگر از اصل ماجرا خبر ندارید خواندن این مطلب را پیشنهاد میکنم.
یک نظر »