چند هفتهای است که وبسایتی با نام بلاگبان در بین وبسایتهای فارسیزبان شروع به کار کرده است. بلاگبان که هدفش تنها و تنها جمعآوری مهمترین مطالب وبلاگستان فارسی است، یک پروژهی کاملا مستقل است که به هیچ جا وابسته نیست و از هیچ حزب و مسلکی حمایت نمیکند و تنها کارش ایجاد چکیدهای از مطالب وبلاگستان فارسی است.

اما شاید برای شما سوال پیش آمده باشد که بلاگبان را چه کسانی اداره میکنند؟
مدیران بلاگبان من و نیما اکبرپور هستیم که کلیهی امور مربوط به بلاگبان را انجام میدهیم. از توییت کردن گرفته تا تایید وبلاگها و نوشتن نظر پای تمامی فیدهای شما در فرندفید. به همین دلیل از این نظر باید خیالتان کاملا راحت باشد که بلاگبان را یک مشت ربات اداره نمیکنند و انسانهایی کاملا زنده و سرحال (!) مدیریت آن را بر عهده دارند. علاوه بر این باید گفت که بلاگبان کاملا مستقل است و به هیچ جا وابسته نیست. این بدان معناست که بلاگبان و مدیران آن سعی نمیکنند که دیدگاه و یا وبلاگی را حذف کنند و تنها بر مبنای تمام قوانینی که در بلاگبان به روشنی آمده است، عمل میکنند.
علاوه بر این، باید گفت که بلاگبان متعلق به هیچ کس نیست و این پروژه تنها و تنها با همکاری تک تک شما بلاگرهای وبلاگستان فارسی رهبری میشود و رشد میکند. به همین دلیل به حمایت تک تک شما بلاگرها نیازمندیم و از همینجا از تمامی وبلاگنویسان دعوت میکنم که در رشد و توسعهی این پروژه همکاری کنید.
حالا شاید بگویید، خوب بلاگبان چه میکند؟
بلاگبان یک وبسایت است که تنها و تنها به جمعآوری مطالب وبلاگستان فارسی میپردازد و از بین هزاران مطلبی که هر روز در این جامعهی مجازی منتشر میشود، برگزیدههای آن را که توسط بلاگرهای وبلاگستان فارسی انتخاب شده است را منتشر میکند. این نکته در بلاگبان نکتهای کاملا حیاتی است و بدین معنا است که در بلاگبان تنها وبلاگنویسان حق رای دارند! البته در این مورد در بلاگبان و وبلاگ آن به صورت مفصل توضیح دادهایم.
در نهایت باید گفت که بلاگبان از هیچ حرکت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… حمایت نمیکند و تنها حیطهی کاری آن آیتی و فناوری اطلاعات میباشد.
پ.ن. جملهی آخر مثل اینکه باعث سو تفاهم شده است. منظور من از جملهی آخر این بوده است که ما حرکت سیاسی، اجتماعی و… را رهبری و یا اجرا نمیکنیم. ممنون از سمیهی عزیز که این نکته را گوشزد کرد.
۱۳ نظر »
مدتی است که وبسایت جالب و کاربردیای را معرفی نکردهام، اما سرانجام «سبزنامه» این بهانه را به من داد!
سبزنامه، وبسایتی است که به صورت رایگان سیستم خبرنامهای را در اختیار وبلاگها و وبسایتهای مختلف قرار میدهد. شاید تا اینجا، با خود بگویید که چه؟ خوب این امکان را بسیاری از وبسایتها مانند فیدبرنر هم میدهند.
در جواب این سوال باید بگویم، خبرنامهای که سبزنامه ایجاد میکند، یک تفاوت اساسی با دیگر خبرنامهها دارد و آن عضویت در آن بدون مراجعه به وبسایت مرجع است. برای درک بهتر موضوع یک مثال میزنم:
فرض کنید، شما میخواهید از آخرین اخباری که در نوروز منتشر میشود، با خبر شوید. برای این کار سه روش وجود دارد که عبارتند از مراجعه مستقیم به وبسایت نوروز، استفاده از خوراک و یا همان RSS نوروز و در نهایت عضویت در خبرنامهی نوروز؛ که در هر سه حالت شما باید به وبسایت نوروز مراجعه کنید، در صورتی که این وبسایت فیلتر است! حال آنکه با توجه به اینکه نوروز از سیستم خبرنامهی سبزنامه استفاده میکند، شما میتوانید بدون مراجعه به وبسایت نوروز، با فرستادن ایمیل به آدرس norooz@sabznameh.com، عضو خبرنامهی نوروز شوید و از آخرین اخبار نوروز، باخبر شوید.
فکر کنم با این مثال، تقاوت خبرنامههای سبزنامه را با دیگر سیستمهای خبرنامهای، به خوبی درک کرده باشید.
در نهایت، به نظر من سبزنامه، ایدهی جالبی است که جای پیشرفت بسیار زیادی را دارد.
۳ نظر »
تندرویی مقدمهای برای خشونت و خشونت مقدمهای برای کشتار و کشتار مقدمهای برای شروع سیکل معیوبی به نام ناامنی و انتقام است که سرانجامش باز هم کشتن انسانها است.
جملات بالا را نوشتم تا خطری را که این روزها ایران را تهدید میکند را بازگویی کنم. خطری به نام تندرویی که تنها و تنها نتیجهی احساسات و عواطف است و در آن هیچگونه منطق و تفکری وجود ندارد! و مطمئن هستم که اگر این تندرویها ادامه پیدا کند، روزی را خواهیم دید که در آن خشونت در جامعه بیداد میکند.
به همین دلیل باز هم مانند گذشته تاکید میکنم که برای هر کاری، باید از خشونت و تندروی دوری کرد. برای همین باز هم به تو دوست گرامی میگویم:
آهای رفیق،
تندروی را کنار بگذار و از نابود کردن این و آن خوشحال نشو، چون زمانی هم کسی پیدا میشود که میخواهد تو را نابود کند!
یک نظر »
امروز صبح زمانی که از خواب بیدار شدم، دیدم که در توییتر و فرندفید بسیاری از کاربران از در دسترس بودن توییتر، فیلکر و یوتیوب حرف زدهاند و خوشحالی خودشان را به صورتهای مختلف نشان دادهاند. اما برای من در دسترس بودن سایتهایی که در حوادث بعد از انتخابات نقش بسیار مهمی داشتهاند و چند روزی هم تا روز ۱۳ آبان نمانده است، آنچنان خوشایند نیست و فکر میکنم که باز شدن برخی وبسایتها، آرامش قبل از طوفان است. اما چرا؟
به نظر من، با توجه به نظریههایی که در مورد توییتر از سوی برخی در ایران منتشر شده است و با توجه به اینکه آخرین ویدئوهای رخدادهای ایران در یوتیوب آپلود میشود، باز کردن این سایتها کمی مشکوک است و به احتمال زیاد در دسترس بودن این وبسایتها برای مدت کوتاهی است که میتواند یکی از دلایل آن به روزرسانی سیستم فیلترینگ باشد. البته امیدوارم سیستم جدیدی را که میخواهند اجرا کنند، به گونهای نباشد که اینترنت به اینترانت تبدیل شود!
خلاصه آنکه باید کمی صبر کرد و برای خوشحالی کردن کمی زود است!
۳ نظر »
زمانی که خبر دریافت جایزهی «محمد امین» توسط دلبر توکلی را خواندم، به ناگهان از خنده در حال انفجار بودم، اما خوشبختانه خطر انفجار از کنار گوشم گذشت و توانستم زنده از این مهلکه بیرون بیایم! اما چرا این حادثهی خطرناک برای من رخ داد؟
این حادثه به این دلیل برای من رخ داده است که دیدم سازمانهای بیسواد در کشورهای غربی هم پیدا میشوند که هنوز فرق بین وبلاگنویس و روزنامهنگار را نمیدانند! هنوز نمیدانند که وبلاگنویس کسی است که به صورت متداوم در وبلاگش مینویسد و با دیگران در حال بحث و گفتگو است. البته وبلاگ تاثیرگذار از دید شرکت تامسون رویترز، وبلاگی است که به طور متوسط روزی صفر بازدیدکننده دارد و در روزی که خبر برنده شدن وی اعلام میشود، این میزان بازدیدکننده به ۹۲ نفر میرسد!
اما یک تعریف جدید نیز شرکت تامسون رویترز از وبلاگنویس ارائه داد که براساس گفتهی خانم دلبر توکلی عبارتست از:
من بلاگر مطرحی نبودم و خودم هم از نامزد شدن برای این جایزه خبر نداشتم. علت دریافت این جایزه این بوده که من رابط یکی از افرادی بودم که در جریانات اخیر کشته شده و خبر رو به رسانههای بینالمللی دادم و این طور که اهداکنندگان گفتن، من به همین خاطر این جایزه رو گرفتم. (منبع)
به همین دلیل از این به بعد وبلاگنویسی را باید اینگونه تعریف کنیم:
وبلاگنویس کسی است که خبری را از کسی گرفته و به یک خبرگزاری منتقل میکند. وی نباید هیچگونه وبسایتی تحت عنوان وبلاگ داشته باشد و اگر هم داشته باشد باید میزان بازدیدکنندگان وی صفر نفر در روز باشد.
این نکته را هم بگویم که به نظر من یکی از افرادی که شایستهی این جایزه بود، وحید آنلاین است که تمام زندگیاش را به خاطر وبلاگنویسی و اطلاعرسانی بر روی دوشش انداخته است و هم اکنون در یکی از کشورهای دنیا آواره است.
۶ نظر »