خبر مربوط به فیلترینگ یکپارچه از طریق گیتوی از اخباری که بودن تمام خبرگزاریها بدون یک کلمه تغییر از یک منبع کپی کرده بودند. خبری که از دید منِ خواننده بسیار گنگ بود. برای همین تصمیم گرفتم تا در مورد این خبر تحقیقاتی بکنم که نتیجهی آن مقالهای تحت عنوان «فیلترینگ یکپارچه، با پروکسی، نه گیتوی» شد:
در روز ۱۸ مرداد، محمود خسروی، مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت در نشستی خبری از اعمال فیلترینگ یکپارچه برای سایتهای اینترنتی خبر داد. روشی که در آن فرآیند فیلترینگ به صورت یکسان اعمال میشود و تمامی خدماتدهندگان اینترنت (ISP) را در بر میگیرد. این یعنی از این پس امکان اینکه یک وبسایت یا وبلاگ در یک ISP فیلتر باشد، اما در ISP دیگری فیلتر نباشد، صفر خواهد بود.
حاکمیت یکدست، سانسور یکپارچه
«فیلترینگ یکپارچه در کل کشور و از مسیر «گیتوی» انجام میشود و تعیین سایتهایی که مشمول این طرح قرار میگیرند از سوی کمیته تعیین مصادیق خواهد بود و شرکت ارتباطات زیرساخت آن را اعمال میکند. برابر قانون نیز هر سرویسدهنده اینترنت موظف است که این موارد را اجرا کند.»
این بخشی از سخنان مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت در نشست خبری هجدهم مرداد است. با خواندن این سخنان، شاید درک فرآیند جدید فیلترینگ در ایران کمی پیچیده به نظر برسد، اما بر اساس اطلاعات منتشر شده فرآیند فیلترینگ مورد بحث اینگونه خواهد بود: کمیتهی تعیین مصادیق، سایتهایی که باید فیلتر شوند را مشخص و به شرکت ارتباطات زیرساخت اعلام میکند. این شرکت نیز لیست اعلام شده را از طریق گیتوی اعمال میکند و تمامی سایتهای اعلام شده به صورت یکپارچه در تمامی نقاط کشور فیلتر میشوند.
مهمترین نکتهی این خبر در کلمهی «گیتوی» نهفته است که هیچ یک از خبرگزاریها در مورد آن اطلاعات بیشتر و دقیقتری منتشر نکردهاند. در وبسایتهای تخصصی و تحلیلی فناوری اطلاعات نیز کاوشی در این زمینه صورت نگرفته است. ادامه مطلب…
دیشب مشغول ترجمهی بخش دوم سخنرانی پرزیدنت اوباما بودم و در میان کار در اثر خستگی به سراغ اخبار ایران رفتم. وقتی به روزنامهی کیهان مورخ پنجشنبه، اول بهمن ۱۳۸۸- شماره ۱۹۵۶۵ رسیدم، تیتر روزنامه «پاسخ نهایی به پیشنهاد وین، ایران: کوتاه نمیآییم» تلنگری به من زد. وارد صفحات و سرمقاله شدم. سرمقالهی روزنامه را مرور میکردم و از استدلالات آن در شگفت بودم تا اینکه رسیدم به جمعبندی سرمقاله که نویسنده افاضه نموده بود: «…رژیم صهیونیستی که تا همین یک دهه قبل به عنوان «دالان اصلی ورود به خاورمیانه» و «شرق» دیده میشد امروز به سرباز استراتژیک و مزاحم تبدیل شده که غرب راهی برای خلاصی از آن بیابد.». عجب! این دنیای فانتزی و تخیلی فقط در تحلیلهای شما وجود دارد و بس. این نویسنده نشان داده است که کمترین آگاهی از واقعیات دنیا ندارد و بنا به سنت این عالم، هر آنچه خلاف واقعیت بیرونی باشد فانیست. دنبالهروی از این تخیلات نیز ره به ناکجا آباد خواهد برد. البته اختیار هر شخص است که به ناکجا آباد برود هر چند در سطح یک فرد هم اگر توان باشد میبایست سعی به راهنمایی نمود. لیکن القا نمودن این عقاید بیپایه توسط یک روزنامهی کثیرالانتشار بار مسئولیت سردبیر آن را صد چندان میکند.
چند روز پیش برای بار دوم ویدئویی را بر روی یوتیوب دیدم که در آن فردی گاز هلیوم را با دهان خود میمکید و وقتی که حرف میزد، صدایش بسیار نازک میشد. بعد از دیدن این ویدئو، برایم این سوال پیش آمد که علت این اتفاق چیست؟
علت این تغییر صدا، سبک بودن گاز هلیوم نسبت به هوا است که باعث میشود، حرکت مولکولهایی که از تارهای صوتی ایجاد و از دهان خارج شدهاند، به یکباره کاهش پیدا کند و در نتیجه صدا به صورت نازکی شنیده شود.
برای درک بهتر، اینگونه میتوان توضیح داد که اگر در یک بزرگراه ماشینها با سرعت حرکت کنند و ناگهان با یک ترافیک سنگین روبرو شوند، همهی ماشینها سرعت حرکتشان را کاهش میدهند. این اتفاق دقیقا برای مولکولهای هلیوم میافتد که باعث میشود به صورت ناگهانی مولکولهای هلیوم سرعتشان کاهش پیدا کند و در نتیجه صدا به صورت نازک شنیده شود.
در عین حال اگر گازی سنگینتر از هوا توسط فردی مکیده شود و سپس حرف بزند، صدایش کلفت شنیده خواهد شد. البته در مورد گازهای سنگینتر از هوا خطر خفگی وجود دارد و آزمایش آن به هیچ عنوان پیشنهاد نمیشود!
اگر دوست دارید در این مورد بیشتر بدانید، به اینجا مراجعه کنید.
مدتی قبل آرش کمانگیر کتابی با نام «The Human Story» را در وبلاگش معرفی کرد و تعریف و تمجیدهایی که آرش عزیز از این کتاب کرد، باعث شد که من هم این کتاب را بخرم. در این چند روز فصل اول این کتاب به نام «We fill the earth (ما زمین را پُر کردیم)» را خواندم که خلاصهای از آن را در این مطلب مینویسم.
در این فصل به طور کلی روش مهاجرت انسانها در سالهای اولیهی حیاتش بر روی زمین مورد بررسی قرار میگیرد.
بشر برای اولین بار در آفریقا پا بر روی زمین گذاشته و سپس به اروپا و آسیا مهاجرت کرده است. اما در مورد مهاجرت انسان به استرالیا به دلیل وجود آبهای آزاد، سوالاتی وجود دارد که پاسخ دقیقی برای آنها تا کنونن پیدا نشده است و مهمترین سوال این است که انسان چگونه توانسته بدون هیچ امکاناتی و در مقابل آبهای بیکران خودش را به جزیرهای مانند استرالیا برساند؟! اما حدسها بر این اساس است که طوفانهای دریایی به صورت اتفاقی انسان را به استرالیا رسانده است؛ ولی با این فرض باز هم هنوز معلوم نیست که چرا انسان چنین خطری را پذیرفته است که خودش را وارد آبهایی ناشناخته کند که نمیدانسته وی را به کجا میبرد و در ضمن از کجا میدانسته که مقصدی در میان خواهد بود؟!
در مورد مهاجرت انسان به آمریکا هم دو نظریه وجود دارد که نظریهی اول میگوید انسان از طریق سیبری وارد آمریکای شمالی شده است و سپس به آمریکا جنوبی رفته است که نظریهای قدیمی است. اما در نظریهای دیگر حرفهای گوناگونی وجود دارد که میگوید انسان از طریق آسیای جنوب شرقی، ژاپن و آلاسکا خودش را به آمریکا رسانده است.
این خلاصهای از فصل اول «داستان انسان» بود و در مطالب بعدی خلاصهی فصلهای دیگر این کتاب را خواهم نوشت.
براساس تحقیقی که توسط دکتر تریسی آلووی (Tracy Alloway) انجام شده است، توییتر یکی از عواملی است که کارآیی ذهن را کاهش میدهد و به همین دلیل باعث تنبلی ذهن میشود!
این تحقیق که توسط تیمی از دانشگاه استرلینگ در اسکاتلند و به سرپرستی دکتر آلووی انجام شده است، نشان داده است که پیام کوتاه، میکروبلاگینگ و توییتر ذهن را به فکر کردن ترغیب نمیکنند، اما در نقطهی مقابل، فیسبوک با وجود برنامههایی مانند سودوکو که باعث فعالیت ذهن میشوند، باعث افزایش کارآیی ذهن میشود.
خلاصهی کلام آنکه فیسبوک بر روی هوش شما تاثیر مثبت میگذارد، اما توییتر تاثیر منفی!
شاه کلید پیشبینی حوادث جهان در آینده (2)
استفاده از واژهی قلهی تولید نفت (Peak Oil) به صورت اسم خاص برای لحظهای از تاریخ که تولید جهانی نفت به حداکثر ممکن خود میرسد، اطلاق میگردد...