من و سال ۱۳۹۰

سال ۱۳۹۰ نیز مانند هر سال دیگری به لحظات پایانی خود نزدیک شده است و تا ساعاتی دیگر این سال نیز به صفحات کتاب تاریخ خواهد پیوست، صفحاتی که چه بخواهیم و چه نخواهیم بخشی از زندگی ما هستند و با تمام خوبی و بدی‌هایش باید با آنها بسازیم.

سال ۱۳۹۰ سالی پر از تجربه برای من بوده است، سالی که در آن تجربه‌های گرانبهایی کسب کرده‌ام، تجربه‌هایی که انجام دادن برخی از آنها تنها در حد رویا بود و بس!

سال ۱۳۹۰ سالی پر از کارهای هیجان‌انگیز برای من بوده است، کارهایی که لذت انجام آنها را با هیچ چیزی در این دنیا عوض نمی‌کنم به طوری که اگر امروز به آنچه انجام داده‌ام نگاه کنم، به تمامی آنها افتخار می‌کنم.

و در نهایت سال ۱۳۹۰ برای من سالی بوده است که از نگاه خودم در آن بسیار موفق بوده‌ام. موفقیتی که آنها را به تنهایی کسب نکردهام و برای هر کدام از آنها به دیگرانی مدیون هستم، دیگرانی که همنشینی و داشتن آنها یکی از بزرگترین افتخارات من است. و شاید برای همین است که سال ۱۳۹۰ به سرعت برای من گذشته است.

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز!

هفت سین نوروز ۱۳۹۱ ما

حمله نظامی به ایران- پازلی که هر روز کامل‌تر می‌شود

در گذشته در این وبلاگ از بلند شدن صدای طبل جنگ‌سالاران نوشته بودم و اینکه:

جنگ‌سالاران دو طرف ماجرا (ایرانی و آمریکایی) از هرگونه درگیری نظامی بین این دو کشور با اشتیاق زیادی استقبال می‌کنند. باید مراقب بود… صدای طبل‌های آغاز جنگ، از دور دست‌ها در حال شنیده شدن است.

چند روز پیش هم در فیس‌بوک نوشتم که:

من تحلیلگر سیاسى نیستم و دانشش را هم ندارم اما این پازلى که داره براى ایران پیش میره نتیجه خوبى نداره به نظرم!

و حالا با هم روزنامه فیگارو در خبری از انتشار گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سخن گفته است که در آن از تلاش ایران برای ساخت بمب اتمی خبر می‌دهد.

اگر تمامی اخبار این دو هفته را در کنار هم بگذاریم، پازل حمله‌ی نظامی به ایران هر روز کامل‌تر می‌شود! پازلی که تصویر آن مورد علاقه‌ی دو گروه تندرو در ایران و آمریکا است که حیاتشان در جنگ، درگیری و بحران است.

منبع: South Bay Mobilization

مشاهدات من از مراسم یادبود استیو جابز در یکی از فروشگاه‌های اپل

امروز بعدازظهر (۱۴ مهر) به فروشگاه اپل در خیابان ریجنت (Regent Street) رفتم تا واکنش مردم نسبت به مرگ استیو جابز را مشاهده کنم.

زمانی که به در ورودی فروشگاه اپل رسیدم جمعیت نسبتا زیادی در مقابل این فروشگاه ایستاده بودند و هر از چند گاهی یکی سیبی گاز می‌زد و در کنار یکی از ویترین‌های فروشگاه می‌گذاشت و یکی دیگر پیامی می‌نوشت و آن را بر روی دیوار نصب می‌کند و یکی دیگر دسته گلی را می‌گذاشت و چند دقیقه‌ای می‌ایستاد و با گرفتن چند عکس می‌رفت.

در مدت زمانی حدود ۱۵ دقیقه‌ای که نظاره‌گر مردم بودم و مشغول عکس گرفتم با آیفون ۳GS، زنی میانسال را دیدم که در کنارم ایستاده بود و چیزی زیر لب می‌گفت، چیزی مانند دعا و طلب آمرزش برای استیو جابز.

در همین حین که در حال عکس گرفتن بودم، به یکباره یکی از کارکنان یکی از تلویزیون‌های بریتانیا که اسم تلویزیون را هم نپرسیدم (!) از من درخواست کرد که در مقابل دوربینش بایستم و به چند سوال او جواب بدهم. من هم ایستادم و به چند سوال او مانند اینکه آیا با مرگ استیو جابز دوران اپل و او (از نظر تاثیراتش) به پایان رسیده است یا خیر، پاسخ دادم. در همین حین و در قسمتی از مصاحبه سعی کردم که واکنش ایرانیان داخل کشور را نسبت به این اتفاق به او بگویم. برای همین در حدود دو سه دقیقه‌ای در مورد واکنش ایرانیان و اینکه برخی عکس‌های پروفایل خود را به احترام او عوض کرده‌اند و یا سخنرانی معروف او را که در کمتر از یک روز به صورت کامل با زیرنویس فارسی منتشر کرده‌اند صحبت کردم.

بعد از این مصاحبه دیدم بد نیست که فیلمی نیز از رفتار و حرکات مردم بگیریم که نتیجه‌ی آن ویدئوی زیر شده است:

لینک مستقیم ویدئو

اما بد نیست چند نکته‌ی حاشیه‌ای در مورد مرگ استیو جابز را نیز به این مطلب اضافه کنم که شاید برای شما جالب باشد:

- مدتی است که کتاب Free Radicals: The secret anarchy of science را می‌خوانم که در مورد بخش تاریک و زشت علم در آن صحبت شده است. در فصل اول این کتاب در بخشی در مورد موارد استفاده از قرص LSD و تاثیر آن در اختراعات و کشف‌های بزرگ صحبت شده است. در این بخش سخنی از استیو جابز گفته شده که در آن در مورد استفاده از این قرص صحبت کرده و استفاده از آن (قرص LSD) را یکی از دو یا سه کار مهمی نامیده است که در زندگی‌اش انجام داده است.

- انتشار کتاب رسمی زندگی استیو جابز که قرار بود در ۲۱ نوامبر صورت بگیرید، به ۲۴ اکتبر تغییر پیدا کرده است که در همین مدت کم از فعال شدن امکان پیش خرید آن، این کتاب رتبه اول در لیست کتاب‌های آمازون و آی‌بوک اپل را به خود اختصاص داده است.

در نهایت مجموعه عکس‌هایی که از این مراسم یادبود گرفته‌ام را می‌توانید از این آدرس تماشا کنید.

گاف خیزران در مورد من- اول مطالعه کنیم و بعد برچسب بزنیم

در وب فارسی یکی از ایده‌هایی که همواره بر روی آن تاکید کرده‌ام، گفتگو و دوستی با همه فارغ از هرگونه دیدگاه سیاسی بوده است، ایده‌ای که قبلا در مورد آن صحبت کرده‌ام. علاوه بر آن همیشه گفته‌ام که اگر اشتباهی بکنم به صورت کامل مسئولیت آن را می‌پذیرم و از تمام افرادی که آنها را به اشتباه انداخته‌ام عذرخواهی می‌کنم و در مورد ماجرای اسکایپ نیز دقیقا همین اتفاق افتاد و به صورت رسمی عذرخواهی کردم.

امروز مانند همیشه در فرندفید اسم خودم را جستجو کردم که با فیدی از سوی خیزران مواجه شدم که در آن به پستی از وبلاگ من اشاره کرده بود. پس از اینکه از خیزران در مورد ماجرای پست وبلاگم پرسیدم، این لینک را به من معرفی کرد: «خطری باور نکردنی امنیت اطلاعات میلیون‌ها کاربر ایرانی را تهدید می‌کند» که در وب‌سایت «ندای سبز آزادی» به قلم «نیما راشدان» منتشر شده است! مطلبی که در آن هیچ نقشی نداشته‌ام اما اینگونه از سوی خیزران به من مرتبط شده است:

و باید در یک کلام بگویم که خیزران در این مورد گاف داده است. گافی که با عذرخواهی خیزران از نظر من تمام شده است، اما آنچه که برای من سوال است آن است که دلیل اینگونه رفتار چیست؟ دلیل اینکه به این راحتی به افراد برچسب می‌زنیم چیست؟ دلیل اینکه تنها و تنها و به راحتی هر چه تمام‌تر به یک شخص برچسب می‌زنیم چیست؟ دلیل اینکه روی هوا و بدون داشتن هیچ مدرکی این و آن را به هم وصل می‌کنیم چیست؟ و هزاران سوال دیگر…

به عنوان مثال در ماجرای بالا که در مورد آن صحبت کرده‌ام، کاملا مشخص است که خیزران بدون آنکه یک کلمه از این مطلب را بخواند که در خط اول نام نویسنده در آن نوشته شده است، نظریه‌ای در مورد من داده است! به همین دلیل شاید بد نباشد بگویم که در کارهای دانشگاهی و آکادمیک همواره قبل از ارائه‌ی یک نظریه، فردی که ادعایی دارد ده‌ها مقاله را می‌خواند تا از درستی آن مطمئن شود، بد نیست ما هم برای اینکه به دیگران برچسب بزنیم دستکم یک مطلب را به صورت کامل بخوانیم و سپس برچسب بزنیم، هر چند که برچسب زدن از نظر من کاری کاملا اشتباه است اما کسانی که علاقه به این کار دارند بد نیست کمی زحمت بکشند و مطلبی را کامل بخوانند و سپس برچسب را بچسبانند.

در نهایت باز هم مانند گذشته به این نکته تاکید می‌کنم که  بدون مدرک و روی هوا به این و آن برچسب نزنیم و به صورت سیستماتیک به یکدیگر حمله نکنیم. یاد بگیریم که خود را قربانی سیاستمداران نکنیم و قبل از هر برچسب و اتهامی کمی مطالعه کنیم چون آگاهی نادرست بسیار خطرناک‌تر از عدم آگاهی است.

وقتی امین ثابتی گاف می‌دهد- ماجرای جعل اسکایپ توسط مخابرات

یکی از مواردی که همواره در این وبلاگ و فعالیت‌های آنلاینم در نظر داشته و دارم، درستی اخبار و مطالبی بوده است که در وبلاگ و یا توییتر منتشر می‌کنم. این موضوع تا جایی برای من اهمیت دارد که همواره گاف‌های مختلف وب‌سایت‌ها را در این وبلاگ منعکس کرده‌ام. به همین دلیل درستی خبر و راستگویی به مخاطب را مهمترین وظیفه‌ی خودم می‌دانم.

دیروز مطلبی با عنوان «اخطار: مخابرات ایران نسخه‌ی جعلی اسکایپ را منتشر کرده است!» را منتشر کردم که در مدت ۲۴ ساعت گذشته با واکنش‌های بسیار زیادی مواجه شد و بحث‌ها و جدل‌های زیادی در مورد آن صورت گرفت. بحث‌هایی که در نهایت از نبود مدارک کافی در مورد ادعای دیروز من خبر دادند و به نوعی نادرست بودن مطلب دیروز تا حدودی روشن شد، هر چند که همچنان چندین سوال باقی مانده است مانند علت دانلود شدن فایل EXE اسکایپ برای سیستم‌های عامل اوبونتو و مک.

اما هدف از نوشتن این مطلب گفتن این نکته است که من در انتشار این خبر عجله کردم و آن را بدون تحقیقات تکمیلی منتشر کردم. به همین دلیل و با توجه به مسئولیتی که در قبال خوانندگان و دنبال‌کنندگان حساب توییترم دارم، از تک تک کسانی که با انتشار این خبر آنها را نیز به اشتباه انداختم، عذرخواهی می‌کنم. عذرخواهی می‌کنم که باعث شدم اطلاعات نادرست به شما داده شود، زیرا همواره به این اعتقاد داشته و دارم که دانستن و آگاهی درست حق مردم است.

در نهایت بدون هیچگونه توجیه و سفسطه‌ای، تمام مسئولیت انتشار این خبر نادرست را برعهده می‌گیرم و بار دیگر از تمامی خوانندگان عذرخواهی می‌کنم. علاوه بر این باید به این نکته نیز اشاره کنم که به زودی چند مطلب تکمیلی در مورد این خبر و حاشیه‌های ایجاد شده توسط آن خواهم نوشت تا کلیات این ماجرا روشن‌تر شود.