شاهکاری از معاون رسانه مجازی صدا و سیما: مشکل اینترنت در ایران، استفاده‌ی زیاد از آن است!

در دو سال اخیر هر از چند گاهی یکی از مسئولین ایران سخنانی در مورد اینترنت و شبکه‌های اجتماعی زده است.  روز یکشنبه، ۲۵ دی ماه سال جاری نیز از روزهایی بود که یکی از مسئولین ایران به نام لطف‌الله سیاهکلی، معاون رسانه‌ی مجازی سازمان صدا و سیما در مورد اینترنت و ماجرای پهنای باند آن در ایران سخن گفت که می‌توان آن را شاهکاری دانست و میزان درک درست از اینترنت را در این سخنان مشاهده کرد!

معاون رسانه مجازی سازمان صدا و سیما گفت: مشکل اینترنت در کشور از نبود فضای مجازی ناشی می‌شود و اینکه ایرانی‌ها تمام امور را بر بستر اینترنت انجام می‌دهند و به این دلیل نیز گلایه‌ها از نوسانات این سرویس، افزایش می‌یابد.

به گزارش ایتنا لطف‌الله سیاهکلی در گفت‌وگو با فارس در پاسخ به این سوال که مهم‌ترین مشکل فعلی اینترنت در ایران را چه می‌بینید و چه راهکاری برای آن دارید، اظهار داشت: به اعتقاد من، در ایران مشکل اینترنت نداریم؛ بلکه به اشتباه از فضای اینترنت استفاده می‌کنیم.

معاون رسانه مجازی سازمان صدا و سیما افزود: به اعتقاد من، مشکل اینترنت در ایران، از نبود فضای مجازی ناشی می‌شود که در نتیجه آن، ایرانی‌ها برای انجام تمام امور، به جای فضای مجازی از اینترنت استفاده می‌کنند.

وی ادامه داد: به این ترتیب زمانی که تمام امور بر بستر اینترنت انجام می‌شود، بالطبع گلایه‌ها از نوسانات این سرویس، نیز بیشتر می‌شود.

سیاهکلی تصریح کرد: باید حل این موضوع باید ابر اطلاعاتی و ابر داده و فضای مجازی را در کشور ایجاد کنیم که اینترنت بخشی از آن باشد و به این وسیله بخش اعظم ارتباطات مورد نیاز کاربران برقرار خواهد شد.

سیاهکلی تاکید کرد: تمام نیاز‌ها بر بستر اینترنت جهانی نیست و اگر بخواهیم عمده نیاز‌هایمان را از اینترنت جهانی جهانی پاسخ دهیم، اگر تمام پهنای باند جهان را نیز برای آن بخریم، مشکلات را کم می‌کند، اما حل نمی‌کند.

معاون سازمان صدا و سیما با ذکر مثالی توضیح داد: ارائه پهنای باند جهانی مانند ارائه تلفن دو صفر است؛ در حالی که امکان اتصال به دو صفر برای تمام مشترکان تلفن فراهم است، اما مشترکان برای ارتباطات داخل کشور خود از تلفن دو صفر استفاده نمی‌کنند و این مثال، تعبیری از فضای مجازی و اینترنت جهانی است. (منبع)

اگر از پاراگراف آخر سخنان آقای سیاهکلی بگذریم که با ۱۰ بار خواندن رابطه‌ی تلفن دو صفر با فضای مجازی و اینترنت جهانی را نفهمیدم، آنچه که برای من جالب است آن است که آقای سیاهکلی زمانی حرف از استفاده‌ی زیاد از فضای اینترنت می‌زند که یکی از اهداف دولت ایران ایجاد دولت الکترونیک برای راحتی بیشتر مردم است! براساس این گفته‌ی آقای سیاهکلی مردم داخل ایران نباید از اینترنت برای کارهایی مانند پرداخت قبض، صحبت کردن و… استفاده می‌کنند چون باعث می‌شود که پهنای باند زیادی مصرف شود. و البته نباید فیلم‌های صدا و سیما را بر روی وب‌سایت این سازمان مشاهده کنند چون پهنای باند زیادی مصرف می‌شود!

علاوه بر آن سوالی که پاسخ آن برای من جالب است تعریف آقای سیاهکلی از پهنای باند است و اینکه پهنای باند را معاون رسانه مجازی سازمان صدا و سیما چه می‌داند که سخن از کافی نبودم تمام پهنای باند جهان برای ایران می‌زند!

خلاصه آنکه آنچه که از این سخنان روشن است عدم درک و یا نداشتن اطلاعات درست معاون رسانه مجازی سازمان صدا و سیما از اینترنت، پهنای باند و تاثیر آن در بهبود زندگی مردم است.

اینترنت ملی؛ از شایعه تا واقعیت

اگر توییتر من را دنبال کرده باشید، در چند روز اخیر دیده‌اید که در مورد بزرگنمایی‌ای که توسط رسانه‌ها در مورد ماجرای اینترنت ملی شده است چندین بار توییت کرده‌ام. در همین راستا امروز مطلبی برای مردمک با عنوان «‎اینترنت ملی؛ از شایعه تا واقعیت» نوشتم که در آن به صورت مفصل به آنچه در چند هفته‌ی اخیر در مورد اینترنت ملی گذشته است، پرداخته‌ام.

در این مطلب سعی کرده‌ام که آنچه که حقیقت دارد را به گوش خوانندگان این مطلب برسانم چون مانند گذشته که همواره تکرار کرده‌ام، اطلاعات غلط از بی‌اطلاعی و نداشتن اطلاعات بسیار خطرناک‌تر است.

در چند روز اخیر بحث راه‌اندازی اینترنت ملی و قطع دسترسی کاربران ایرانی از شبکه‌های جهانی اینترنت بسیار داغ شده است به طوری که اکثر خبرگزاری‌های فارسی زبان نسبت به این خبر واکنش نشان دادند و کار به جایی رسید که تکذیبهٔ خبر قطع شدن ایران از شبکهٔ جهانی اینترنت نیز به سرعت منتشر شد.

اما شاید نکته‌ای که در این میان همچنان و با توجه به تکذیب شدن آن در فضای وب و در میان کاربران اینترنت در ایران به چشم می‌خورد نگرانی بالقوهٔ آن‌ها در مورد آیندهٔ اینترنت در ایران و اتصال به شبکهٔ جهانی اینترنت است که در این مطلب به چند و چون این نگرانی و بررسی آیندهٔ اینترنت در ایران پرداخته خواهد شد.

علل قطعی و اختلال در شبکهٔ اینترنت ایران چیست؟

با نگاهی به اخبار و گزارش‌های منتشر شده و همچنین ایمیلی که شرکت خدمات اینترنت پرسرعت شاتل به کاربران خود ارسال کرده است، می‌توان علت اختلال و قطعی شبکهٔ اینترنت در ایران را شرکت ارتباطات زیرساخت دانست. این شرکت مسئول تهیهٔ پهنای باند اینترنت برای ایران است و تمامی پهنای باند اینترنتی مصرفی توسط کاربران ایرانی توسط این شرکت تامین و به شرکت‌های واسطه مانند شاتل یا پارس آنلاین فروخته می‌شود.

با نگاهی به ایمیل ارسالی از سوی شاتل می‌توان به این نکته رسید که بسته به نوع وب‌سایت و همچین چگونگی تبادل اطلاعات بین کاربران اینترنت در ایران و وب‌سایت هدف، سرعت اینترنت به صورتی هوشمند دستکاری می‌شود. به عنوان مثال مدت زمان اتصال به گوگل در شرایطی که از گواهینامهٔ SSL استفاده شود در برخی مواقع ۵ برابر زمانی است که از گواهینامهٔ SSL استفاده نشود.

به همین دلیل و با توجه به شواهد موجود می‌توان گفت که برخلاف گذشته و گفته‌های مسئولین ایران، اختلال در اینترنت و قطعی‌های پی‌درپی به دلیل افتادن لنگر کشتی و یا حملهٔ کوسه‌ها به فیبرهای نوری نبوده است، بلکه به صورت هوشمند و با توجه به محتوایی که کاربر درخواست می‌کرده است، سرعت اینترنت دستکاری می‌شده است.

اما آیا این اختلال‌ها به اینترنت ملی و قطع شدن کاربران ایران از شبکهٔ جهانی اینترنت مرتبط است؟ ادامه مطلب…

ما، وب فارسی و جامعه ایران

آرش کمانگیر در مطلبی تحت عنوان «چرا ما مهم نیستیم و چرا این اتفاق مهمی است» در مورد بخشی از وب فارسی صحبت می‌کند که به اعتقاد وی هم اکنون جریان وب فارسی در دست آنهاست و می‌گوید:

شاید بشود بازکردن راهی را به «ما» نسبت داد. شاید. خیلی هم مهم نیست که راه چطور باز شد. مهم این است که سیل راه افتاده‌است. این‌که این جربان به‌کجا می‌رسد را من نمی‌دانم. چیزی که من می‌دانم این است که فرمان ِ موج دیگر دست «ما» نیست، و «آنها» که موج را جلو می‌برند هم بیشتر از دغدغه‌ی هدایت ِ این قطار، تشنه‌ی شکستن آن سد هستند. (منبع)

با خواندن این مطلبِ آرش ناگهان به یاد ماجرای اخیر حذف شدن یکی از کاندیداهای آکادمی گوگوش افتادم که با غوغایی در صفحه‌ی فیس‌بوک آکادمی موسیقی گوگوش و همچنین ایجاد صفحه‌های بسیاری در فیس‌بوک در حمایت از آن کاندیدا همراه شد که نمونه‌هایی از آن را می‌توانید در اینجا مشاهده کنید. ماجرایی که نشان داد دغدغه‌ی بخش بزرگی از وب فارسی که شاید من وبلاگ‌نویس آن را اصلا ندیده باشم، چیز دیگری است و با آنچه من فکر می‌کنم فرسنگ‌ها فاصله دارد.

قبلا هم در مورد اینکه وب فارسی نماینده‌ی تمام جامعه‌ی ایران نیست صحبت کرده‌ام. به عنوان مثال  با نگاهی به گوگل ریدر قبل تغییرات اخیرش، می‌توان این تفاوت را تا حدودی مشاهده کرد. گوگل ریدر فضایی بود که در آن اعدام منفور و متلک انداختن به دخترها بی‌فرهنگی بود و ده‌ها مورد دیگر که فرسنگ‌ها با آنچه در بطن جامعه می‌گذشت متفاوت بود.

برای همین با تایید نوشته‌ی آرش باید بگوییم که آنچه در فضای وب فارسی در حال رخ دادن است، با آنچه در بطن جامعه‌ی ایران در حال رخ دادن است از زمین تا آسمان فرق دارد و در خوش‌بینانه‌ترین حالت می‌توان فیس‌بوک را تنها نشان‌دهنده‌ی بخش بسیار بسیار کوچکی از جامعه‌ی ایران دانست، دقت کنید که در خوش‌بینانه‌ترین حالت!

از بصیر تا غدیر؛ دو سرویس اینترنتی یکی مبهم و دیگر کپی شده!

از زمانی که بحث «جنگ نرم» و مسائل حاشیه‌ای آن در ایران داغ شده است ماهی نیست که یک خبر حیرت‌آور شنیده نشود. در همین راستا طی هفته‌ی گذشته دو خبر که یکی از آنها در نوع خود شاهکار است منتشر شد که نگاهی دقیق‌تر به آنها خالی از لطف نخواهد بود.

۱۹ شهریور ۱۳۹۰، خبری با عنوان «‘بصیر’ جایگزین ‘گوگل ارث’ در ایران» توسط بی‌بی‌سی فارسی منتشر شد:

سرتیپ محمد حسن نامی، رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح در ایران اعلام کرد: «سایت گوگل ارث برای جاسوسی و جمع آوری اطلاعات کشورها طراحی شده و قرار است سایت بصیر که توسط ایران طراحی شده، در هفته دفاع مقدس به بهره‌برداری برسد و جایگزین گوگل ارث شود.»

به گزارش خبرگزاری مهر، آقای نامی در مورد سایت بصیر گفت: «این سایت هم به کاربران داخل کشور و هم به کاربران همه دنیا سرویس می‌دهد و می تواند از ورود به برخی سایت‌ها مثل گوگل ارث که به جمع آوری اطلاعات در کشورهای مختلف می‌پردازد، جلوگیری کند.»

رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح ایران ویژگی سایت بصیر را چنین توصیف کرد: «این سایت به هر مسلمانی در هر نقطه کره زمین این امکان را می‌دهد که با یک کلیک جهت قبله را پیدا کند.»

آقای نامی با اشاره به این که برخی کشورها مثل چین و روسیه سایت «گوگل ارث» را به دلیل «جاسوسی» تعطیل کرده‌اند، گفت که با افتتاح «بصیر»، این سایت در ایران نیز «تعطیل» خواهد شد.

اگر از چگونگی تهیه‌ی تصاویر ماهواره‌ای از زمین بگذاریم که نیاز به ماهواره دارد و ایران ماهواره‌ای در این زمینه در فضا ندارد، سوالی که پیش می‌آید پاراگراف آخر این خبر است که در آن به تعطیلی گوگل ارث توسط کشورهای چین و روسیه اشاره شده است، ادعایی که کاملا اشتباه است و با کمی جستجو در اینترنت می‌توان نادرستی آن را متوجه شد.

به عنوان مثال می‌توان به خبر دیلی‌میل که در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۰ (۳۰ مهر ۱۳۸۹) منتشر شده است اشاره کرد که در آن به صورت کاملا شفاف گفته شده است که خدمات گوگل ارث در چین در دسترس همگان است:

Google had not applied for a web mapping licence in China but Google’s mapping service is accessible from computers on the mainland.

گوگل برای گواهی نقشه‌برداری وب در چین اقدامی نکرده است اما سرویس نقشه‌ی گوگل از طریق تمامی رایانه‌های این کشور در دسترس است. (منبع)

هر چند که براساس همین خبر چین وب‌سایتی با نام Map World را با هدف رقابت با گوگل ارث راه‌اندازی کرده است که تنها تصاویر داخل مرزهای چین در آن قابل مشاهده هستند و کشورهای دیگر را تنها به صورت یک نقشه و بدون جزییات می‌توان مشاهده کرد.

اما در مورد روسیه نیز من هر چه جستجو کردم هیچ خبری در مورد راه‌اندازی سرویس بومی برای رقابت با گوگل ارث پیدا نکردم و علاوه بر آن باید بگویم که گوگل ارث در روسیه مسدود یا تعطیل نشده است هر چند که برخی از مناطق در گوگل ارث به درخواست روسیه قابل مشاهده نیستند.

اما خبر دیگری که با خواندن آن در خلاقیت و تولید محققان آن ماندم، خبر راه‌اندازی موتور جستجوی شیعی بود:

به گزارش شیعه آنلاین، گروهی از مهندسان پیرو اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، اخیرا موتور جستجوگری مانند موتور جستجوگر «گوگل» تولد کرده‌اند. این موتور جستجوگر یا به عبارتی «گوگل شیعی»، «غدیر» نام دارد.

گفتنی است‌‌ همان طور که در صفحه نخست این سایت جستجوگر مشاهده می‌شود، خدمات مختلف وجود دارد از جمله قرآن کریم، خدمات، نقشه جهان، برنامه‌ها، تقویم دینی، پست الکترونیک.

از دیگر خدمات این جستجوگر می‌توان به بخش‌هایی همچون «واقعه غدیر چیست؟»، «سایت صلوات»، «سایت‌ها دیگر»، «راهنمای سایت‌های شیعی»، «خدمات موبایل ویژه دستگاه‌های تلفن همراه» و غیره اشاره کرد.

علاقمندان با مراجعه به آدرس اینترنتی www. gedeer. com می‌توانند از این جستجوگر شیعی استفاده کنند. (منبع)

با خواندن این خبر به این موتور جستجوی رفتم و به این همه خلاقیت این گروه از مهندسان حسرت خوردم! اگر از طراحی لوگو و ساختار کلی صفحه‌ی اصلی بگذریم که کپی کاملی از گوگل است و شما می‌توانید از طریق این آدرس لوگوی شبیه به گوگل را در عرض کمتر از یک دقیقه بسازید، الگوریتم جستجوی این وب‌سایت جالب است زیرا این موتور جستجو که از همکاری چندین مهندس متولد شده است به صورت کاملا دقیق از نتایج گوگل استفاده می‌کند به طوری که اگر شما در آن کلمه‌ای را جستجو کنید در قسمت پایین سمت چپ نتایج جستجو لوگوی گوگل را خواهید دید!

این بدان معناست که مهندسین خلاق این وب‌سایت تنها از Google App که به صورت رایگان در دسترس همه است، برای این کار خارق‌العاده‌ی خود استفاده کرده‌اند!

و حالا این سوال پیش می‌آید که این مهندسین خلاق برای این کار خود چه بودجه‌ای را دریافت کرده‌اند که اینگونه هنرمندانه کپی کنند و بعد نام تولید و ابداع را بر آن بگذارند؟

نقش شبکه‌های اجتماعی در شورش‌های لندن چیست؟

سه روز از شورش‌های خیابانی در لندن می‌گذرد و یکی از بحث‌هایی که در رسانه‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است، نقش ابزارهایی مانند فیس‌بوک، توییتر و گوشی‌های بلک‌بری در این شورش‌ها بوده است و در این زمینه وب‌سایت Gigaom مقاله‌ی خوبی نوشته است. خلاصه‌ی این مقاله آن است که ابزارهایی مانند شبکه‌های اجتماعی و یا موبایل‌ها مانند چاقویی دو لبه هستند که هم می‌توان با آنها میوه‌ای را پوست کند یا هم آدمی را کشت!

این  جمله بدان معناست که همانگونه که شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توییتر می‌توانند در مصر و تونس به مخالفان کمک کنند تا تظاهرات خود را برنامه‌ریزی و دولت را به زمین بزنند، این ابزارها می‌توانند به کمک شورشیان و گنگسترهایی بیایند که برنامه‌ای جز دزدی از فروشگاه‌ها و آتش زدن خانه و کاشانه‌ی مردم ندارد. علاوه بر آن بسیاری مانند جارد کوهن از Google Idea با نظریه‌ی انقلاب‌هایی از نوع توییتری و فیس‌بوکی مخالف هستند و به اعتقاد آنها این ابزارها تنها می‌توانند نقش شتاب‌دهنده یا کاتالیزور را بازی کنند نه شروع کننده.

به عنوان مثال کشته شدن فردی با نام «خالد سعید» در مصر باعث آغاز تظاهرات بر علیه حکومت حسنی مبارک شد و در لندن نیز کشته شدن «مارک دوگان» توسط پلیس باعث آغاز شورش‌های خیابانی شد و در هیچ کدام از آنها آغاز کننده، ابزارهایی مانند توییتر، فیس‌بوک و بلک‌بری نبوده‌اند.

به همین دلیل مانند گذشته باز هم به این نکته تاکید می‌کنم که شبکه‌های اجتماعی ابزارهایی برای تغییر نیستند.

در نهایت نیز خواندن کامل مقاله‌ی Gigaom را شدیدا توصیه می‌کنم.