ثانیهشمار پایان دوران دانشجویی
ثانیهشمار پایان دوران دانشجوییام در دانشگاه سیستان و بلوچستان از امروز به کار افتاد! ثانیهشماری که در خوشبینانهترین حالت تا اواسط اسفند ماه ادامه خواهد داشت و پس از آن دیگر لقب دانشجو را یدک نخواهم کشید! لقبی که در جامعهی امروز ایران بیشتر به جای آنکه باعث سرفرازی شود، بهانهای است برای آنکه با پتک بر سرت بکوبند.
دوران دانشجویی من بنا به دلایلی پنج و نیم سال طول کشید و در این دوران ۱۴۴ واحد پاس کردم. واحدهایی که اگر هم اکنون از من بخواهند آنها را دوباره پاس کنم، هیچگاه حاضر نخواهم شد. حاضر نیستم یکبار دیگر ریاضی (۱) یا (۲) را پاس کنم، حاضر نخواهم شد معادلات دیفرانسیل را پاس کنم و حاضر نخواهم شد که در سر کلاسهای دروس عمومی که پایگاه چرتهای روزانهی من بود، بنشینم.
خلاصهی کلام آنکه امین ثابتی از امروز به جمع مهندسان بیکار این مرز و بوم پیوست؛ باشد که رستگار شود!
پ.ن. از دوران دانشجوییام و چگونگی درس خواندم خاطراتی دارم که هیچگاه فراموش نخواهم کرد، شاید روزی برای مرور خاطرات آنها را در اینجا منتشر کردم.





بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۵:۰۵ ب.ظ
پس سربازی نمیری
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۱ ب.ظ
معلوم نیست!
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۵:۲۸ ب.ظ
مبارکه، امیدوارم حلقه های زنجیرت هم کامل و محکم بشن
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۴:۰۲ ب.ظ
@ آزاده:
ممنون، به زودی کل ماجرا را تعریف خواهم کرد…
بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۱۰ ق.ظ
تبریک میگم
بالاخره کار رو تمام کردی
از اون پسره انگشت کج شده چه خبر؟
بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۷:۳۵ ب.ظ
@ هادی:
والا خبری از آن پسر کج انگشت که همان ایرج است ندارم. آره تمام شد.
ممنون رفیق…