اینترنت یکی از عرصههایی است که مسئولین ایران همواره در پی محدود کردن آن بودهاند که بهترین مثال آن فیلترینگ وبسایتها و وبلاگهای مختلف بوده است. بعد از انتخابات جنجالبرانگیز دهمین دورهی ریاست جمهوری در سال گذشته، یکی از متهمان اصلی در عرصهی جنگ نرم شبکههای اجتماعیای مانند توییتر و فرندفید بودهاند که از همان روزهای بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ فیلتر شدند. در مطلبی که اخیرا برای مردمک نوشتهام، به بررسی حساب توییتر وبسایت آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران پرداختهام.
با نگاهی کلی به وضعیت اینترنت در ایران و بررسی آن، براساس دو شاخصه مهم سرعت اینترنت و فیلترینگ، میتوان به این نکته پی برد که مسئولین و مقامات ایرانی رابطه خوبی با اینترنت ندارند و آن را ابزاری در دست دشمنان خود میدانند که از طریق آن قصد براندازی جمهوری اسلامی را دارند. براساس همین دیدگاه واژه «جنگ نرم» بعد از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ به یکباره وارد ادبیات سیاسی ایران شد و هفتهای نیست یکی از مسئولین ایران در مورد آن صحبت نکند.
یکی از بخشهایی که همواره مورد حملهی مسئولین ایران بوده است و از آن به عنوان ابزار خطرناک سازمانهای جاسوسی غرب یاد شده است، شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر بودهاند؛ شبکههایی که یکی از اهرمهای خبررسانی معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در درگیریهای سال گذشته بودند.
اما نکته جالب توجه در این بین، استفاده برخی از وبسایتهای رسمی مسئولین ایران از این شبکههای اجتماعی در جهت اطلاعرسانی آخرین اخبار است که به عنوان نمونه میتوان به حساب توییتر آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد.
آیتالله خامنهای در توییتر
حساب توییتر آیتالله خامنهای در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۳۸۸ ایجاد شده است و تا زمان نوشتن این مطلب ۸۴۵ نفر این حساب را دنبال میکنند و براساس آمار ارائه شده از سوی وبسایت Twitter Counter، در سه ماه گذشته در هر روز یک نفر به دنبالکنندگان این حساب اضافه شده است. ادامه مطلب…
«شادگویی شبانه» بازی وبلاگی است که صادق جم آن را شروع کرده است و برای شرکت در آن تنها یک قانون وجود دارد و آن این است که مطلبی شاد بنویسید. این متن نباید حتما در وبلاگ باشد و میتواند در توییتر، فرندفید و هر جای دیگری در این فضای مجازی که جایی برای تایپ چند کلمه باشد، کافی است.
از دید من صحبت کردن از شادی خیلی سختتر از صحبت کردن در مورد غم است! زیرا برای شادی باید بهانهای بزرگ داشته باشیم اما برای غمگین شدن تنها یک بهانهی کوچک کافی است. به همین دلیل نوشتن متنی که شادی در آن باشد، سخت است زیرا در این روزها ایجاد یک لبخند بر لبان یک انسان کار آسانی نیست.
اما اگر بخواهم از شادی بگویم، باید از لحظهای بگویم که فرودگاه امام خمینی تهران را به مقصد لندن ترک کردم و لبخند را بر لبان پدر و مادرم دیدم. لبخندی که تا آخر عمر به یاد خواهم داشت؛ لبخندی که باعث شده است تمام سعی خودم را در زندگیام بکنم تا در راه درست از دید خودم قدم بردارم. راهی که در طول دوران زندگیام بارها توسط عدهای به سخره گرفته شد، هر چند که سخرهکنندگان در نهایت از کردهی خود پشیمان شدند!
اما بهترین لحظه در طول بیش از ۱٫۵ سالی که در لندن بودهام، لحظهای بوده است که پروانه بعد از ۶ ماه دوری از ایران به بریتانیا آمد و من و او به صورت رسمی زندگی مشترک خود را شروع کردیم.
در نهایت بد نیست به این نکته اشاره کنم که تا زمانی که خبرگزاریهای ایران در حال کار هستند، میتوان با خواندن بسیاری از اخبار و گرفتن گاف از آنها، شادیهایی چند دقیقهای را برای خودمان ایجاد کنیم!
یکی از مشکلات عمدهی کاربران اینترنت در ایران کم بودن سرعت اینترنت است تا جایی که براساس آمار وبسایت Speedtest.net، ایران در جایگاه ۱۴۴ در میان ۱۵۲ کشور جهان ایستاده است. سرعتی که معادل ۶۱ کیلوبیت بر ثانیه است!
در توجیه این سرعت کم، رضا تقیپور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات علت محدودیت سرعت اینترنت برای کاربران خانگی را اینگونه اعلام میکند: «تعریفی که نهادهای فرهنگی از اینترنت برداشت کردهاند استفاده دانشگاهها، سازمانهای تجاری و بانکها از پهنای باند پرسرعت است اما زمانی که کاربردهای جدیدی بر روی این شبکه تعریف شوند امکان ارتقاء از نظر زیر ساختهای فنی نیز وجود دارد.»
علاوه بر آن آقای تقیپور در برنامهی «نگاه یک» نه تنها وضعیت سرعت اینترنت در ایران را ایدهآل میداند، بلکه قیمت اینترنت در لندن را نیز ۲۰ پوند در ساعت اعلام میکند!
حال اگر از ادعای آقای وزیر در مورد قیمت اینترنت در لندن بگذریم به طوری که من در این شهر هزینهی اینترنتم به همراه خط تلفن در مجموع ۱۹٫۵ پوند (در حالی که سه ماه مجانی است) میشود، باید گفت که اصرار آقای تقیپور به این نکته که سرعت اینترنت برای کاربران خانگی مناسب است، کاملا بیاساس و از روی عدم اطلاع وی از دنیای اینترنت جدید است. اما علت این ادعای من چیست؟
۱- با تولد وب ۲٫۰ و به وجود آمدن ابزارهایی مانند پادکست، ویدئوبلاگ، iTunes U و…، سرعت بالای اینترنت یکی از مهمترین فاکتورهای پیشرفت یک جامعه شده است. زیرا در سالهای اخیر فضای اینترنت از فاز «متن» به فاز «چند رسانهای (Multimedia)» وارد شده است. به عنوان مثال میتوان به iTunes U اشاره کرد که به کمک آن میتوان هزاران کلاس درس دانشگاههای مختلف جهان را رایگان دانلود و تماشا کرد.
۲- یکی از رکنهای اساسی «دولت الکترونیک» که این روزها گوش خیلیها از این واژه پر شده است، سرعت بالای اینترنت است. سرعتی که باعث میشود تا بسیاری از هزینههایی که این روزها بر دوش اقتصاد و جامعهی ایران قرار دارند حذف شود. در این مورد شایان شلیله به صورت کامل توضیح داده است و خواندن این مطلبش را به شما توصیه میکنم.
۳- آموزش از راه دور با سرعت بالای اینترنت معنا پیدا میکند، زیرا اینترنتی که هر لحظه امکان قطع شدن داشته باشد و یا نتوان از طریق آن ویدئوهای مختلف مربوط به کلاسهای درس و یا فایلهای مختلف درسی را دانلود کرد، هیچ معنایی ندارد.
اما اگر تمام نکات بالا را تنها چند خط تایپ شده بدانیم که در حرف زیبا به نظر میرسند، دیدن ویدئوی زیر را به شما توصیه میکنم. ویدئویی که باعث شد تا ایدهی این مطلب به ذهن من برسد. در این ویدئو یکی از مسئولین TED به خوبی توضیح میدهد که چگونه اینترنت باعث شده است تا بسیاری از روابط تغییر پیدا کند و برخی از کاربران ره صد ساله را یک شبه طی کنند. از دید من شاهبیت این ویدئو از دقیقه ۱۶ به بعد است که میتوان مشاهده کرد که TED چگونه توانسته در یکی از مناطق آفریقا تاثیرات عمیقی بگذارد و باعث بهتر شدن وضعیت زندگی مردم آن منطقه شود.
در نهایت این نکته را دوباره تکرار میکنم که آقای وزیر، از خواب بیدار شوید، اینترنت اگر ابزاری برای جنگ نرم است، ابزاری برای ارتقا آموزش، بهداشت، فرهنگ و… هر جامعهای نیز است.
در سالهای اخیر در مورد «شبکهی اینترنت ملی» بسیار صحبت شده است، اما در هیچ یک از این اخبار در مورد این شبکه و ویژگیهای آن به صورت جامع صحبت نشده است. در مطلبی که هفتهی گذشته با عنوان «شبکه ملی اینترنت» برای مردمک نوشتهام، به تک تک این سوالات پاسخ دادهام به گونهای که با خواندن این مطلب، بسیاری از ابهامات پیرامون این شبکه برای شما از بین خواهد رفت.
در سال ۱۳۸۴ بحثی با عنوان «شبکه ملی اینترنت» از سوی مسئولین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مطرح شد که با واکنشهای مختلف از سوی فعالان وب مواجه شد به صورتی که عدهای این طرح را قدمی در راه محدودیت بیشتر کاربران اینترنت در ایران دانستند و عدهای هم آن را راهی برای پیشرفت و گسترش دولت الکترونیک دانستند که در نهایت به نفع کاربران اینترنت در ایران خواهد بود.
در ادامه خبرهای منتشر شده در مورد این طرح که تاکنون به مرحله اجرا و بهرهبرداری نرسیده است، رضا تقیپور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در مصاحبه با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در ۱۲ آذر ماه از بهرهبرداری از فاز اول شبکه ملی اینترنت در سال ۱۳۸۹ خبر داد. اما منظور از شبکه ملی اینترنت چیست، این شبکه چه اهدافی دارد و آیندهی آن چگونه خواهد بود.
شبکه ملی اینترنت چیست؟
تاکنون تعریفهای مختلفی از شبکهی ملی اینترنت بیان شده است. عبدالمجید ریاضی، معاون سابق وزیر ارتباطات و دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات، شبکه ملی اینترنت را اینگونه تعریف میکند: «از نظر من نوعی که کارم را به صورت تخصصی دنبال میکنم، اینترنت تعریف دیگری دارد. اگر بشود شبکهای درست کرد که ویژگیهای اینترنت را داشته باشد، در سطح محدود توزیع شده و در نهایت قابلیت اتصال به شبکه جهانی را هم داشته باشد، برای من اهمیت دارد. حالا شما هر اسمی که میخواهید روی آن بگذار. ما اسم آن را میگذاریم اینترنت ملی».
این در حالی است که دکتر تقیپور به کار بردن واژه «اینترنت ملی» را نادرست میداند و به اعتقاد او بسیاری از فعالیتهای این طرح بدون نیاز به بستر اینترنت قابل انجام هستند که یکی از این موارد آموزشهای الکترونیکی است، به همین دلیل واژه «شبکهی ملی اطلاعات» را مناسب این طرح میداند. ادامه مطلب…
بیشتر مطالبی که در این وبلاگ منتشر میشوند در مورد بیدقتیهای رسانههای فارسیزبان است و گافهایی که این رسانهها میدهند. امروز یکی از خوانندگان این وبلاگ مطلبی را در مورد گاف سرویس وبلاگنویسی پلاکفا برای من ارسال کرده است که آن را در ادامه میخوانید.
اگر شما هم نوشته، عکس و یا فیلمی دارید که نمیتوانید آن را در وبلاگ خودتان منتشر کنید و یا مایلید به صورت ناشناس منتشر شود، میتوانید آن را برای من بفرستید. واضح است، مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش میشوند و لزوما بازتاب دهندهی دیدگاههای من نیز نمیباشند.
نوشتن از جنگ نرم در فضای مجازی این روزها کار دشواری نیست. حجم بالای فعالیت رزمندگان جنگ نرم در فضای مجازی از یک سو و سوژههای متنوعی که هر روز به دست میآید، دست هر انسان نکته سنجی را برای نوشتن از جنگ نرم در فضای مجازی باز میگذارد. در واقع گافهایی که مجاهدین مجازی در فضای جنگ نرم میدهند، سوژه نوشتن را برای مدت زیادی تامین میکند. اما بعضی اوقات انگار آسمان دهان باز میکند و سوژهای را پایین میاندازد تا درست در دامن نویسندهی این سطرها بیفتد. پیام کوتاهی که یکی از دوستان فرستاده بود، از این قرار بود: «دامنههای پلاکفا دات آی آر، دات نت و دات او ار جی به حراج گذاشته شده است!»
قبل از اینکه ماجرای به حراج گذاشتن این دامنهها را بررسی کنیم، باید مختصری دربارهی پلاکفا بگوییم. پلاکفا یکی از سایتهایی است که در اوج درگیریهای داخلی رزمندگان جنگ نرم با هدف رقابت و حذف سرویسدهندهی محبوب فارسی زبان، بلاگفا به راه افتاد. موسسان پلاکفا معتقد بودند که علیرضا شیرازی، مدیر سرویسدهندهی بلاگفا، در حق حسین قدیانی که از سوی ایشان با عنوان «داداش حسین بچه بسیجیها» خوانده میشود، جفای بزرگی انجام داده است و حالا به جبران این اقدام باید بلاگفا حذف و به کلی نابود شود!
البته حقیقت جز این بود و جفای بزرگی که ابتدا مسدود کردن سر خود وبلاگ حسین قدیانی در بلاگفا عنوان شد، چیزی جز فیلتر شدن موقت وبلاگ حسین قدیانی به دستور کارگروه تعیین مصادیق فیلترینگ نبود؛ اما به هر حال این ادعا باعث شد تا گروهی باشگاه تحریم بلاگفا را تاسیس کنند و همین گروه آن چنان که از ظواهر امر بر میآید، پلاکفا را به عنوان سرویسدهندهی رقیب بلاگفا راهاندازی کند.
پلاکفا با توجه به نام خود، باید به نوعی سرویس وبلاگنویسی بسیجیان نامیده شود چرا که در بدو تاسیس، تبلیغ آن در سایتهایی مانند شبکه خبر دانشجو قرار گرفت و از سوی ایشان حمایت شد؛ هر چند از میزان اقبال بسیج و بسیجیان به این سرویس اطلاعی در دست نیست.
به هر صورت، پلاکفا و سایتهای اقماری به راه افتادند اما از آنجا که راهاندازی این سرویسدهنده با عجله و سرعت زیادی همراه بود، گافهای زیادی نیز رخ داد. مدت کوتاهی از راهاندازی پلاکفا نگذشته بود که این سرویسدهنده با مشکلات امنیتی شدیدی مواجه شد. بعضی از گافها مثل گافهای امنیتی قابل اصلاح هستند اما برخی دیگر مثل در اختیار نگرفتن دامنههای مشابه، گاهی اوقات قابل جبران نیستند و پلاکفا دقیقا چنین گاف غیر قابل جبرانی را مرتکب شده است! اشتباهی که روزهای اول خودش را نشان نداد، چرا که کسی جز دامنهی اصلی پلاکفا دات کام، دامنهی دیگری را چک نمیکرد و دست اندرکاران پلاکفا نیز مست از موفقیت و شروع انفجاری، اصلا به فکر ثبت دیگر دامنهها نبودند!
اما از آنجا که دست بالای دست بسیار است و فضای مجازی صحنه رقابت و درگیری متقابل است، دامنههای دیگر پلاکفا توسط شخصی با هویت نامشخص به ثبت رسیدند!
حالا دیگر وقتی اشتباها یا آگاهانه به جای pelakfa.com نشانی pelakfa.org یا pelakfa.ir را وارد کنید، با صفحهای مواجه میشوید که خبر از فروشی بودن این دامنهها آن هم به قیمت هر کدام ۵۰۰۰ دلار یا ۴۵۰۰ یورو میدهد. فروشنده البته زحمت تبدیل درست دلار به یورو را به خود نداده است و در زیر آگهی فروش، نشانی ایمیلی را در هر سه دامنه داده است که البته میتوانست تنها یک ایمیل از دامنهی اصلی را ذکر کند. دامنهی pelakfa.net اما معلوم نیست به چه دلیلی قبل از عملیاتی شدن، در ایران فیلتر است! شاید مسوولین فیلترینگ در ایران خاطرهی خوشی از تشکیل شبکههای اجتماعی ندارند و به صورت خودکار همهی دامنههای دات نت را که پسوند شبکه بر خود دارند را فیلتر میکنند!
نمی دانیم چه کسی برای خرید این دامنهها آن هم به این قیمت گزاف اقدام خواهد کرد، اما به گمان من ثبتکنندهی این دامنهها قصد شوخی با دستاندرکاران پلاکفا را دارد و به زبان عمل خواسته به ایشان بگوید که شما که از ثبت دامنههای متناظر با دامنه اصلیتان غافل هستید، لطفا کاری به کار سرویسدهندهی مشهوری چون بلاگفا نداشته باشید. سخنی که احتمالا به سختی شنیده میشود!