پرسش و پاسخ در ارتباط با «قدرت خرید و تورم»
یادداشتهای دایی
یکی از دوستان عزیز از ایران سوالی در رابطه با نوشتار «قدرت خرید و تورم» به شرح زیر مطرح نموده است که بدلیل اهمیت موضوع تصمیم به قرار دادن آن به عنوان یک نوشتار مجزا نمودم. سوال وی اینگونه است:
مسعود: البته منطق پشت این محاسبات کاملاً درسته ولی بنظرم روی حقوق استادان نباید محاسبه میشد یعنی حداقل گروه های مرجع دیگه ای هم مورد استناد قرار میگرفت… حقوق هیات علمی در اواخر دهه ۷۰ رشد زیادی پیدا کرد… بنظر من اگر میخواهیم قضاوت منصافنه ای داشته باشیم باید از سه گروه کارگر و معلم و کارمند برای ارزیابی استفاده بشه… زمان کرباسچی (سال ۷۴ فکر کنم) یادمه حقوق کارگران شهرداری نزدیک به سی هزارتومن بود معادل حقوق همون موقع یک معلم… الان در خوشبینانه ترین حالت ۴۰۰ هزار تومن به اینها آنهم توسط شرکتهای خصوصی با قراردادهای پیمانی شش ماهه داده میشود… یک ضرب و تقسیم کوچولو نشون میده که میبایست حدود ۶۰۰ هزارتومنی حقوقشون باشه و درنتیجه میبینیم که برای این بنده خداها قدرت خرید ۳۵ درصد کمتر شده.!!!
نمیدونم ولی یجای این محاسبات جور نمیاد… یعنی با این محاسبات هر صد تومنی سال ۷۰ الان معادل ۳۶۰۰ تومن میشه!!! خیلی بعید میدونم در عمل اینجوری باشه… یا نرخ تورم اشتباه هست یا پارامترهای دیگه ای هم باید تو محاسبات دخیل باشه.
ولی مطلب جالبی بود و یکم مغز رو قلقلک داد… ممنون
پاسخ: مسعود جان، مثل همیشه با سوالات مربوط خود به روشنتر شدن بحث کمک میکنی و از این بابت از شما متشکرم. اجازه دهید چند مسئله را روشنتر بحث نماییم.
۱- فرض کنید که ۱۰۰۰ تومان پول داریم و قیمت کالایی در زمان معین ۵۰۰ تومان باشد. در این زمان معین میتوانیم ۲ عدد از این کالا را خریداری نماییم. مدتی بعد در اثر تورم ۱۰۰ درصد قیمت افزایش نموده و قیمت این کالا به ۱۰۰۰ تومان میرسد. قدرت خرید ما کاهش یافته و حالا در زمان جدید فقط قادریم یک عدد از این کالا را خریداری کنیم. در واقع تورم ۱۰۰ درصدی قدرت خرید ما را نصف نموده است.
حال اگر در مدت افزایش قیمت کالا، دریافتی ما افزایش یابد و به ۲۰۰۰ تومان برسد، با اینکه ما تورمی ۱۰۰ درصد داشتهایم و قیمت کالا از ۵۰۰ تومان به ۱۰۰۰ تومان افزایش یافته است، لیکن ما قادریم در زمان جدید ۲ عدد از کالای مورد بحث را همانند قبل خریداری نماییم و قدرت خرید ما تغییری نکرده است. اگر در این زمان جدید دریافتی ما به ۳۰۰۰ تومان افزوده شده باشد، ما قادر به خرید ۳ عدد از کالای مورد بحث با وجود تورم ۱۰۰ درصد میباشیم و قدرت خرید ما در حقیقت افزایش یافته است.
این مثال نشان میدهد که تورم و قدرت خرید دو روی یک سکهاند و صحبت از تورم بدون نظر به قدرت خرید بیمعنا و گمراهکننده است. چنانچه بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، دولت وقت جمهوری اسلامی ایران با وجود تورم بالا، با افزایش حقوق، جبران قدرت خرید مردم را نموده است و در بسیاری موارد بر قدرت خرید مردم افزوده شده است و این به معنی تورم مطلق منفی است. تاکید موکد برخی در اپوزیسیون بر تورم بدون نگاه به قدرت خرید بازیای سیاسی است که جهت تخریب دولت و سیاهنمایی وضعیت و مایوس نمودن مردم به کار گرفته میشود. اگرچه من با روش هزینه نمودن منابع مالی در دولت فعلی کاملا موافق نمیباشم، اما نسبت به دولتهای پیشین عملکرد اقتصادی دولت دکتر احمدینژاد در توزیع ثروت بسیار عادلانهتر بوده است. مهمترین ویژگی اقتصادی دولت دکتر احمدینژاد برخلاف دولتهای قبلی سیاستهای اقتصادی در جهت عدالت اجتماعی به همراه توسعهی اقتصادی میباشد، به خصوص طرح سهام عدالت او. چنانچه هر یک از جناحهای دولتهای پیشین بر روی کار بودند با توجه به پایگاه اجتماعی آنها طرح سهام عدالت مطمئنا اجرا نمیگردید و صنایع بزرگ و بانکها به قیمت خبث همچنان که در روسیه اتفاق افتاد یکجا به اشخاص معدودی واگذار میگردید. صنایع و بانکها در واقع در طول تاریخ از درآمدهای نفتی به وجود آمدهاند و متعلق به همهی مردم میباشند. آنهایی که ندانسته سینهچاک جناح خصوصیسازی و واگذاری صنایع و بانکها به افراد و گروههای خاص میباشند، در واقع به دنبال بخشیدن ثروت ملی به گروهی معدود از جیب ملت میباشند. تعجب من از دانشجویان و اساتید ایران میباشد. این دو قشر در طول تاریخ (حداقل در طی زندگانی من چه زمان دانشجویی و چه زمان استادی) همواره پرچمدار عدالت اجتماعی بودهاند و بخشی از این گروه به نظر من ندانسته خود را در صف کسانی قرار دادهاند که به دنبال تاراج ثروت ملی میباشند. نصیحت من به این سادهلوحان این است که حداقل سرباز مجانی نباشند و اگر طرفدار این قافله شدهاند سهم خود را طلب نمایند. گور پدر ملت!
۲- مختصری نیز در مورد معادلهی استفاده شده در بحث قدرت خرید بگویم. اصل این معادله مربوط به بهرهی مضارب (Compound Interest) میباشد. فرض کنید بهره ۲۲ درصد باشد و ما ۱۰۰۰ تومان پول داریم. در انتهای سال اول ۱۲۲۰=(۰٫۲۲+۱)۱۰۰۰ تومان میباید پول داشته باشیم تا همان قدرت خرید قبل را داشته باشیم. در سال دوم با فرض همان بهرهی ۲۲ درصدی میبایست:
![]()
تومان پول داشته باشیم تا همان قدرت خرید دو سال پیش را داشته باشیم. و به طور کلی بعد از t سال میبایست:
![]()
تومان پول داشته باشم تا قدرت خرید ۱۰۰۰ تومان در t سال قبل را حفظ نماییم.
۳- در مهندسی ما حد بالا (Upper Bound) و حد پایین (Lower Bound) را محاسبه میکنیم. در واقع فرض متوسط تورم ۲۲ درصد طی سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۸ حد مفروض دست بالا میباشد. چنانچه به شکل (۶) مقالهی «نقش نفت در اقتصاد ایران» مراجعه نمایید، براساس دادههای IMF متوسط نرخ تورم ایران در سالهای ۲۰۰۷-۲۰۰۰ برابر ۱۴٫۷ درصد بوده است و متوسط تورم در سالهای ۲۰۰۹-۲۰۰۸ بیشتر از ۲۲ درصد نمیباشد. برای اینکه جای هیچ مجادلهای نماند حد بالای ۲۲ درصد را در محاسبه فرض نمودهام. در مورد حقوق اساتید محترم نیز فرض ۱٫۵ میلیون تومان در ماه حد پایین را فرض نمودهام و آگاه هستم که متوسط دریافتی آنها بالاتر از این مبلغ میباشد. بنابراین محاسبهی دو برابر شدن قدرت خرید برای این قشر محتاطانه و «حد پایین» میباشد.





بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۴ ب.ظ
خیلی ممنون که به این سرعت جواب دادید… حقیقتاً قابل تقدیر است
بنظر من باید دو اصل ایده الیست نگاه کردن و واقع گرا بودن رو هم دخیل کرد تو توضیحات شما… بنظر من جمهوری اسلامی براساس یه منطق کششی پس از افزایش قیمت ها خب حقوق رو هم افزایش داده که علیرغم محاسبات شما بنظر من تاثیری در افزایش قدرت خرید مردم نگذاشته. تورم مطلق اگر منفی بود اقای دکتر احمدی نژاد زمین و زمان رو بهم میدوخت… من از دیدگاه اقتصادی تخصصی ندارم و بجز یکی دو واحد اقتصاد خرد و بازاریابی چیز دیگه ای پاس نکردم که بتونه بنیان علمی قوی بمن بده، ولی این برام ملموسه که متوسط جامعه کمتر از قبل پروتئین دریافت میکنند و یا مایحتاج عمومی خودشون رو اگرهم تهیه میکنند با کیفیتی کمتر از گذشته صورت میگیره… باید یه مقایسه با جاهای دیگه دنیا صورت بگیره که آیا در کشورهایی با شرایط مشابه ما قدرت خرید چقدر افزایش یا کاهش داشته است. الان دیگه صحبت سن بالاهای فامیل تقریباً حالت افسانه پیدا کرده وقتی پیرامون قیمت ها در ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته بحث میکنند. در مصرف زدگی جامعه ما شکی نیست ولی آیا نباید در قرن ۲۱ سیستم درآمدی کشور غنی مثل ما بنحوی باشه که مثلاً لوازم منزل یا صدها مورد دیگه در زندگی روزمره ما از استانداردهای مصرفی بالای جهانی برخوردار باشند نه بعنوان مثال جنس درجه سوم چینی!
ضمناً کافیه این محاسبه رو با توجه به قیمت مسکن (بعنوان یکی از کلیدی ترین بخش سبد کالاها) انجام بدیم ، مطمئن باشید همون اساتید هم بشدت قدرت خریدشون کاهش پیدا کرده.
نکته جالب دیگه که همین ۴تا ضرب و جمع نشون میده اینه که اختلاف طبقاتی چقدر میتونه فاحش باشه.. یعنی بعنوان مثال یک گروه مرجع کارگر ساده (همون کارگران شهرداری) نسبت به بخش بظاهر اندیشمند با یه کاهش بیش از ۲۳۰ درصدی در قدرت خریدش مواجه شده است. خیلی میشه تحلیل کرد این اعداد رو در قالب تقسیم بندیهای اجتماعی و یا دسته بندیهای سیاسی… در واقع اگر کسی خارج از این کشور و با کمی شکاکیت این رو ببینه خیال میکنه حاکمیت داره بخش روشنفکرشو میخره و یا باج میده بهش!!
این اختلاف طبقاتی در جوامع سرمایه داری هم وجود داره ولی تو اونجا بالشتکهایی مثل بیمه های بیکاری و یا خیریه های بسیار قدرتمندی وجود داره که اثر ضربات اینچنینی رو بر روی اقشار مختلف کاهش میده که این مسئله تو ایران بندرت دیده میشه.
در مورد سهام عدالت دولت ادعا کرده که بیش از ۳۰ میلیون نفر از این سهام بهره مند شدند!!. هرچند که من هم قبول دارم برخی موضع گیریها کاملاً بخاطر منافع صورت میگیره ولی اینم یادمون باشه که وقتی تو یه سیستم های اقتصادی شبه سوسیالیستی مثل ایران این حرکت صورت میگیره عملاً نتیجه همونی میشه که در روسیه شد. فردی در شهرستان سهام عدالتی (یک میلیونی یا هفتصد هزارتومنی) که در سال کلاً ۱۵ هزارتومن هم برایش سود ندارد رو خب طبیعیه که بره بفروشه (حالا به چه قیمتی بماند) و یواش یواش باید منتظر شکل گیری شرکتهایی باشیم که کار تخصصیشون خرید این سهام هست و در عمل بعد از دو سه سال تمامی این سهام در اختیار تعداد معدودی شرکت قرار میگیره… در ضمن روند خصوصی سازی که نمونه دم دستش همین مخابرات هست هم با توجه به رانت-محور بودن تمامی مناسبات اقتصادی کلان تو ایران عملاً نتیجش خیلی بدتر از روسیه خواهد شد. یعنی حداقل تو اونجا آبراموویچ های شهروند یک شبه میلیاردر میشوند ولی اینجا هویت و جایگاه میلیاردرها همیشه مخفی میمونه
من نمیخوام از جامعه دانشگاهی دفاع کنم چون مواضع منفعلانه و جیب نگرانه اونها در دوران اصلاحات و البته سازندگی به اندازه کافی مشعشع هست، ولی اکثر انتقادهای آنها خیلی بیشتر از اونکه جنبه جوگیری!!! داشته باشه بخاطر اینه که از نزدیک این سیستم رو لمس کردند و معایب و آسیبهاش رو میتونن پیش بینی کنند چون بهرشکل خودشون معماران این سازه متاسفانه بیمار اقتصادی هستند.
خیلی خوب میشه که وقتی عزیزی مثل آقای دایی این محبت و سعه صدر رو داره که نظرات رو میخونه و برای تمام مطالبش (به گواه ده ها پست پرقوتی که نوشته شده) زحمت زیاد و کار علمی انجام میده، دوستان دیگه هم بیان و نظراتوشن رو بگن تا یکم بار علمی دو طرف متعادل بشه… الان اینجوری کامنت من خیلی پوپولیستی شده و نیاز داره علمی تر بشه.
خیلی خیلی مطلب خوبی هست و کمک میکنه به شناخت درست
راستی من تو ایران زندگی میکنم… این کامنت ما هم خودش شد یک پست واسه خودش… ببخشید که زیاد شد و غلطهاش رو هم بزاری به حساب کم سوادی و بیتجربگی
شاد و سربلند باشید