شاه کلید پیشبینی حوادث جهان در آینده (۳)
یادداشتهای دایی
… ادامه
جهت روشنتر شدن اهمیت موضوع انرژی مایلم چند قول را ذکر نمایم:
هیچ موضوعی به اندازهی انرژی آیندهی ما اساسی نمیباشد.
پرزیدنت باراک اوباما، ۲۶ ژانویه ۲۰۰۹
نفت کالایی بیمانند است بدین معنی که طبیعتی استراتژیک دارد… انرژی به واقع پایهی اقتصاد جهان میباشد. نفت پایه و بنیان اقتصاد جهان است و از هر کالای دیگری متمایز میباشد.
دیک چنی، ۴۶مین معاون اول ریاست جمهوری ایالات متحدهی آمریکا (این سخن در زمانی که وی مدیر عامل شرکت نفتی هالیبرتون بود، ایراد شده است)
زنگهای خطر را در نوامبر سال ۲۰۰۷ به صدا درآوردیم و نوامبر امسال (یعنی ۲۰۰۸) با ارائهی گزارش «آیندهی انرژی جهان» زنگها با صدای بلندتری به صدا درآمدند… این بر عهدهی دولتهاست. ما خطر را به آنها گوشزد کردهایم.
Fatih Birol، رئیس اقتصادی مرکز انرژی جهانی (IEA)، آوریل ۲۰۰۹ چاپ شده در مجلهی شورای روابط خارجی آلمان
سازمان انرژی جهانی (IEA) به تازگی گزارش نموده است که تعداد پروژههای جدید تولید نفت ظرف ۵ تا ۶ سال آینده جهت ایجاد ظرفیتهای جدید تولید کافی نمیباشند تا از افت تولید نفت جهانی جلوگیری نمایند.
ساداد الحسینی، قائم مقام اکتشاف و تولید Saudi Aramco (شرکت ملی نفت عربستان، تولیدکنندهی یک هشتم نفت جهان بوده است)
در دههی ۸۰ برای افراد مطلع مشخص گردیده بود که نرخ رشد جمعیت، فقر، لطمات محیط زیستی و کمبود منابع با چنان سرعتی رو به افزایش است که امکان ادامهی آن میسر نمیباشد. مهمترین تحقیق در این زمینه (Meadow, et al. 1972) تحت عنوان «محدودیت رشد» (Limits to Growth) به چاپ رسید که با مخالفتها یا تمجیدهای فراوانی همراه گشت. گروه مخالفین شامل سنتیها بودند که به مفید بودن رشد اعتقاد داشتند. عجلهی آنها در رد نظریهی «محدودیت رشد» سریع و فوری بود. احتمالا انگیزهی آنها بر این اعتقاد راسخ بود که پیام «محدودیت» خیلی ترسناک است که واقعیت داشته باشد (برای مثال Cole, et al. 1973). شاید به عنوان یک تلاش جهت انحراف یا تقلیل اثر پیام «محدودیت» کلمهی «پایداری» (Sustainable) به عنوان یک صفت جایگزین شروع به استفادهی عام گردید. استفاده از عنوان جدید «پایداری» خاطرآسودگی و اطمینان برای آنهایی به وجود آورد که حتی به طور موقت تمایل داشتند فکر کنند که «محدودیت رشد» ممکن نیست.
بگذارید برگردیم به بحث نفت. شکل (۶) کشف منابع نفت در گذشته و آینده به همراه میزان تولید نفت (خط سیاه) و پیشبینی خوشبینانهی مصرف نفت در آینده (نقاط قرمز) برای رشد اقتصادی در حد رشد اقتصادی سال ۲۰۰۷ با متوسط رشد جهانی ۲ تا ۴ درصد را نشان میدهد بدون آنکه محل تامین این منابع مشخص باشد. در این شکل دو نکته قابل اهمیت است. قلهی اکتشاف نفت آمریکا در سال ۱۹۳۰ واقع شده است و همانطور که گفته شد، قلهی تولید نفت آمریکا در سال ۱۹۷۰ به وقوع پیوست، یعنی ۴۰ سال بعد از رسیدن به قلهی اکتشاف نفت. قلهی اکتشاف نفت دنیا در سال ۱۹۶۴ اتفاق افتاده است. طبق برآورد پرفسور بارتلت، قلهی نفت جهانی در سال ۲۰۰۴، یعنی ۴۰ سال بعد از قلهی اکتشاف جهانی اتفاق افتاده است و طبق روند افزایش قیمت نفت در دسامبر ۲۰۰۷ حداکثر قلهی نفت جهانی در سال ۲۰۰۶ یا ۲۰۰۷ اتفاق افتاده است، یعنی ۴۲ سال پس از قلهی اکتشاف نفت دنیا.
توجه نمایید که سطح زیر منحنی اکتشاف و سطح زیر منحنی تولید نفت میبایست برابر باشد و این ثابت میکند که خط قرمز غیرواقعی است و سقوط تولید اجتنابناپذیر است. در شکل (۶) زمان اکتشافات بزرگترین چاههای نفت دنیا قید شده است. قسمت زرد رنگ پیشبینی اکتشافات آیندهی نفت است که با توجهی به تکنولوژیهای زمینشناسی و اکتشاف از قبیل لرزهنگاری و تصویربرداری سه بعدی عمقی از زمین و حفر میلیونها چاه اکتشافی نفت احتمال خطا بسیار اندک است و مهمتر آنکه غیرممکن است ابرمخزنی در این برآورد در نظر گرفته نشده باشد. با سطح اطلاعات فنی موجود، اگرچه احتمال نیافتن مخازن کوچک ممکن است، لیکن احتمال ندیدن و نیافتن یک ابرمخزن مانند قوار (Ghawar) غیرممکن میباشد.
شکل (۶) مربوط به نفت متداول است. سه نوع نفت دیگر نیز مورد بحث جهت تولید میباشد: ۱- نفت سنگین ۲- نفت قطران (Tar Sand) و ۳- سنگ نفت (Oil Shale). از این سه، نفت سنگین (به ویژه نفت سنگین ونزوئلا) بازدهی صنعتی قابل قبولی دارد اما نفت قطران آلبرتای کانادا و سنگ نفت کالیفرنیا دارای ایرادات اساسی است. تولید نفت از نفت قطران کانادا در حال حاضر حدود ۱٫۲ میلیون بشکه در روز است که باعث فاجعهی زیست محیطی عظیمی گشته است (شکل ۷).
محیط زیست تنها مشکل استحصال نفت از نفت قطران و سنگ نفت نمیباشد. پارامتری در صنعت نفت برای بازدهی چاه نفت تعریف میشود به نام ENoEI. این پارامتر نسبت انرژی به دست آمده از چاه نفت به ازای هر واحد انرژی هزینه شده جهت استخراج را نشان میدهد. در شکل (۸) روند تاریخی تغییرات ENoEI در طول زمان نشان داده شده است. بخش سبز رنگ انرژی بدست آمده و بخش قرمز رنگ انرژی داده شده جهت استخراج میباشد. وقتی این دو برابر یکدیگر گردند (یعنی ENoEI=1) تولید نفت دیگر بیثمر خواهد بود چه در این نقطه برای تولید هر واحد انرژی یک واحد انژری صرف نمودهایم و خالص بازیافت انرژی صفر خواهد بود. همانطور که از شکل (۸) مشاهده میشود، در حوالی سالهای ۱۹۳۰ نسبت ENoEI بسیار بالا (۱۰۰:۱) بوده است و دلیل آن نزدیک بودن منبع نفت به سطح زمین و بزرگ بودن مخازن نفت بوده است. با گسترش و شدت استخراج نفت این پارامتر شروع به کاهش نموده و در دههی ۷۰ به (۲۵:۱)، در دههی ۹۰ به (۱۸:۱-۱۰) و امروزه با عمیق شدن چاههای نفت، افت فشار مخازن و در نتیجه نیاز به تزریق گاز یا آب جهت افزایش فشار به (۳:۱) رسیده است. در قسمتهای بعدی این مقاله اهمیت این مسئله در مورد نیمهی باقیماندهی منحنی هابرت بحث مفصلتری خواهد شد.
همانطور که شکل (۸) نشان میدهد، نفت قطران و سنگ نفت دارای بازدهی بسیار پایین میباشد و به حد کمتر از (۲:۱) رسیدهاند. این مسئلهی تکنیکی به همراه صدمات جبران ناپذیر زیست محیطی؛ مقرون به صرفه بودن استخراج نفت از این دو منبع به ویژه سنگ نفت را با شک مواجه نموده است. به نظر نگارنده در آینده با کاهش باقی ماندهی نفت متداول جهان و افزایش قیمت آن راه دیگری به جز استفاده از این منابع با وجود همهی این بلایا وجود نخواهد داشت و بشر بعد از اسراف منابع عظیم نفت متداول به ریزهخواری چنین منابعی دست خواهد یازید. ما صدمات غیر قابل تصور و جبران ناپذیری به کرهی زمین وارد نمودهایم. انسان در کمتر از ۸۰ سال عظیمترین و باارزشترین منابع انرژی روی زمین را جهت مصارف بوالهواسانه به تاراج داده است و متاسفانه بر ادامهی این راه تا اتمام باقیماندهی آن همچنان مصر میباشد.
وضعیت زندگی امروز ما مانند زندگی شخصی است که با پول محدود در هتلهای لوکس با حداکثر امکانات و تفریحات مشغول خوشگذرانی است و یک روز صبح پس از برخواستن از خواب متوجه خواهد شد که پولش به پایان رسیده است.
لازم به ذکر است که منابع دست نخوردهی باقیماندهی دنیا با ظرفیتهای بالا، بسیار محدود میباشد. جدول (۱) ده عدد از بزرگترین منابع توسعه نیافتهی جهان را نشان میدهد. ۷ عدد از این منابع تصادفا در کشور عراق واقع هستند و توسعهی این منابع دارای اهمیت بسیاری میباشند. حداکثر ظرفیت تولید این مخازن ۷ میلیون بشکه در روز پیشبینی شده است. کل نفت تولید شده در عراق تا سال ۲۰۰۷ برابر با ۳۱ میلیارد بشکه بوده است و ۱۱۷ میلیارد بشکه تخمین نفت باقیمانده در عراق است.
خیلی افراد فکر میکنند که تکنولوژی قادر به حل معضلات بحران انرژی میباشد. به اعتقاد نگارنده حداقل تا سال ۲۰۲۷ تکنولوژی قادر به حل موضوع نیاز انرژی جهانی در خوشبینانهترین حالت نمیباشد. برای مثال در ایالات متحدهی آمریکا وقتی که تولید یک چاه از قلهی خود عبور نمود، تکنولوژی فقط قادر به کند نمودن نرخ کاهش منبع بوده است اما قادر به توقف آن نبوده است.
نفت احتمالا تا ۱۰۰ سال دیگر به اتمام نمیرسد. لیکن اتمام نفت نیست که باعث بروز بحران در تمدن فراصنعتی فعلی میشود، بلکه افت تولید نفت منجر به بحرانهای عظیم غیرقابل پیشبینی اقتصادی، اجتماعی و تلاطمهای سیاسی و از هم گسیختگی ساختارهای سازمانی و دولتی خواهد شد. در چنین شرایطی احتمال کسب قدرت احزاب فاشیستی در حالی که اکثریت جامعه در هراس جان خود و تامین مواد غذایی و امنیت به سر میبرند، بسیار محتمل گشته و چنانچه این سناریو به وقوع بپیوندد، بروز جنگهای منابع (Resources Wars) قریبالاحتمال خواهد بود.
بحث همچنان ادامه دارد…














سلام، ممنون ازتون.
پاسخ: محسن جان از اینکه این مقالات مورد توجهات قرار گرفته است، بسیار خوشحالم و امیدوارم به خواندن این سری از مقالات ادامه دهی.
سلام
متن عالی بود
من از متنتان استفاده کردم
ممنون
لطفا قسمت های دیگر را هم بگذارید. منابعتان را هم نقل نکرده بودید.
پاسخ: به دلیل جلوگیری از تکرار عنوانها، در حقیقت «پیشدرآمد مانیفست» ادامهی همین مطلب است.
تا قبل از خوندن این مقاله اینقدر دقیق بهش فکر نکرده بودم. میشه سریعتر ادامه مطلب را منتشر کنید. با تشکر
پاسخ: به دلیل جلوگیری از تکرار عنوانها، در حقیقت «پیشدرآمد مانیفست» ادامهی همین مطلب است.
آقا بدجوری ما رو نگران کردی… S-:
در تصمیم خودکشی که از مدتها پیش داشتم مصمم شدم واقعا!