یکی از عادتهای بد ما ایرانیها آن است که مردمانی شدیدا احساساتی هستیم. مردمانی که در مقابل هر حادثه خوب و یا بدی دچار احساسات میشویم و احساسمان بر منطق و عقلمان غلبه میکند. نمونهی بارز آن در ماجرای اخیری است که برای بالاترین اتفاق افتاد.
بعد از آنکه وبسایت لینکپراکنی بالاترین توسط افراد ناشناسی مورد حمله قرار گرفت و دومین آن به سرقت رفت، خبرگزاری فارس با چاپ خبری تحت عنوان «بالاترین، در جنگ هکرها از کار افتاد» و ربط دادن این وبسایت به اسرائیل باعث شد تا بسیاری از کاربران این وبسایت و بلاگرهای فارسی سخن از تحریم خبرگزاری فارس و عصر ایران را بزنند:
سینا ۴۴۰۳: هر چی بازدیدکننده داره مدیون سایت بالاترینه… حقشه یه ماه بالاترین سایتش رو مسدود کنه و اجازه فرستادن لینک از فارسنیوز رو بگیره تا بفهمه لینکدانی یعنی چی!
Youlio: با تحریم فارس نیوز موافقم. اگه مدیران تحریم نمیکنن ما کاربرا میکنیم. مثلا در نسخه بعدی بالاترین به همه لینکهای فارس منفی میدیم.
اما من یک سوال دارم و آن این است که چرا همواره ما به جای پاسخ مناسب و منطقی به منتقدین و رقیبانمان سعی در حذف آنها از راههای غیر دموکراتیک داریم؟
دوستان بهتر است که احساسات را کنار بگذاریم و به جای اینکه به دنبال جوابی دندانشکن و خردکننده باشیم، با منطق و به دور از احساسات و به مرور زمان پاسخ بدهیم. در ضمن هم اکنون بدترین زمان برای پاسخ دادن به اینگونه سخنان است، چون هدف تمام این عربدهکشیهای مجازی تنها و تنها ایجاد موج است. پس بیِزحمت احساسات خود را کنترل کنید و آرام باشید، منطق همواره پیروز است.
راستی اگر زمانی سگ شما را گاز بگیرد، شما هم سگ را گاز میگیرید؟
۲ نظر »
همین چند روز پیش از برخی از دوستان عزیز خواسته بودم که به جای عربدهکشی روش منطق را در پیش بگیرند، اما مثل اینکه نه تنها این کار را نکردهاند بلکه سبک جدیدی را به نام عربدهکشی مجازی را بوجود آوردهاند. سبکی که در آن به جای گفتمان و تحمل مخالف، سعی در حذف آن دارند و میتوان آخرین نمونهی اینگونه عربدهکشیهای مجازی را مشکلات به وجود آمده برای وبسایت بالاترین نام برد.
من به شخصه مدتی است که به بالاترین سر نمیزنم و تنها آن را از طریق خوراک دنبال میکنم، چون انتقادات زیادی به این وبسایت دارم اما در عین حال نمیتوانم حقایق را مانند بعضیها زیر پا بگذارم و آن را کتمان کنم. بالاترین نقش مهمی در فرآیند وب دویی جامعهی فارسیِزبانان داشته است و همچنین منبع خبری بسیاری از خبرگزاریها میباشد؛ روزی نیست که نتوان خبری را که در بالاترین داغ شده است را در یکی از خبرگزاریهای کپی- پیستی عزیز نیافت! ولی نباید این را هم فراموش کرد که زندگی بالاترین مانند زندگی بنجامین باتن است، روزهای اول با وجود کاربران کم بسیار پویا و دلپذیر بود اما زمانی که بر تعداد کاربرانش افزوده شد این پویایی و دلپذیری را از دست داد.
با همهی اینها باید این نکته را به تمام عربدهکشان مجازی یادآوری کنم که عربدهکشی و کارهایی شعبان بیمخی نتیجهای جز پشیمانی ندارد، به جای عربدهکشی کمی منطق را در خود زنده کنید.
۲ نظر »
زندگی سینوسی زندگی است که در آن افراد در یک پریود یا بازهی زمانی خاص دارای روحیهای شاد هستند و ناگهان در پریود و بازهی زمانی دیگر دچار افسردگی و استرس شدیدی میشوند. هم اکنون زندگی من اینگونه است (!) طوری که یک روز چنان شاد و خندان هستم که خودم آن را باور نمیکنم و در روز بعد چنان افسرده و ناامید میشوم که گویی همه دنیا بر ضد من است!
این زندگی مانند تمام زندگیهای دیگر دارای زیباییها و زشتیهای خاص خودش است اما برای من جالب است که این سبک زندگی چگونه امکان دارد؟ چگونه امکان دارد به صورت روز درمیان، یک روز شاد و روز دیگر افسرده باشم؛ ولی با تمام اینها باید بگویم که اگر یک نکته را وبلاگستان فارسی به من یاد داده باشد، آن نکته این است که هیچگاه ناامید نشوم و برای زندگی بهتر مبارزه کنم.
راستی میدانید زندگی سینوسی چه شکلی دارد؟ این سبک زندگی در دنیای ریاضیات اینگونه است:

۶ نظر »
بد روزگاری شده است، بد مردمی شدهایم، بد جهانی شده است! همه چیز دارد بد میشود. همه دارند بد میشوند و صداقت، منطق و دوستی دارد کمکم ساک مسافرتیاش را میبندد و به یک کرهی دیگر در کهکشان دیگری میرود. میدانید چرا؟
چون عربدهکشی در جهان و مخصوصا ایران در حال نهادینه شدن است. هر کسی زورش به جایی نمیرسد (مانند خودم!) زود عربده میکشد و فریاد وامصیبتا سر میدهد. هر کسی که نمیداند از شرایط بدی زندگیاش چگونه فرار کند دست به عربدهکشی میزند و به زمین و زمان فحش میدهد. نمونه میخواهید؟ کافی است که از صبح تا ظهر در سر یکی از چهارراههای شهرتان بیاستید!
خلاصه آنکه رفتارهای هیئتی، لُمپنی و احساساتی این روزها بدجوری من را اذیت میکند؛ رفتارهایی که اگر جلوی آن را نگیریم نه تنها خودمان را نابود میکنیم، بلکه فرهنگ و هر آنچه که در این سالها به دست آوردهایم را نیز نابود خواهیم کرد.
پس بیزحمت به جای آنکه برای مردم غزه عربده بکشید، به جای آنکه از نابرابریها و کمبودها عربده بکشید، به جای آنکه از فیلتر شدن وبلاگتان عربده بکشید، به دنبال یک راه حل اساسی و منطقی باشید چون همواره عربده در مقابل منطق شکست میخورد.
- نظر »
زندگیام مانند بازی پوکر شده است به گونهای که بر روی کل آن شرط بستهام! به قول پوکربازهای حرفهای Rest بانکم را خواندهام! Restای که اگر آن را ببازم شاید به سایهچالهای بیافتم که درآمدن از آن کار هیچ کس نباشد! نمیدانم، شاید دارم بدبینانه به زندگی نگاه میکنم و شاید هم نه! دستی که با آن Rest بانکم را خواندهام بد نیست و احتمال برد آن وجود دارد، ولی این روزگار لامصب آنچنان زرنگ است که آدمی را با Straight Flush خاج (گشنیز) هم میبرد!
خلاصه آنکه نمیدانم چه باید بکنم چون زمان در دستانم نیست تا زمان را به جلو ببرم و ببینم آیا این Rest، سرمایهی زندگیام را از این رو به آن رو میکند یا نه. پس باز هم باید صبر کرد…
پ.ن. این نوشته شاید زمانی باعث خنده و شادی من شود و شاید… شاید آن را Private کنم و شاید… نمیدانم ولی مانند همین پینوشت من هم در پی زمان میدوم تا ببینم چه میشود.
- نظر »