از این جماعت دوری کنید!
دیروز در وبلاگ Ubunto Blog نظری را در مورد ماجرای توهین ویولت به چند تن از وبلاگنویسان وبلاگستان فارسی نوشتم، اما دقایقی پیش حدیثه حسینیپور در توییتی عصبانیت خودش را نسبت به این نظر اعلام کرد! به همین دلیل دیدم بد نیست که در مورد نظراتی که در مورد این ماجرا در وبلاگهای مختلف (+ + +) نوشتهام، توضیحاتی بدهم.
نظری که من در وبلاگ پدرام منتشر کردم اینگونه بود:
ای بابا! میشود شما بگی این جماعت جو گیر کجای کارشان درست است؟ میشود یک مثال برای من بیاوری؟ اون از زهرایشان که کولاک است و هر روز یک چیزی میگوید و ورژن مونث حسین درخشان است که خودش را اسطورهای دارد و این هم از ویولت. خوب چه میشود کرد، شاید اینها غصه دارند که جایزه را نبرند؟ بابا دوستان یک پولی جمع کنید و همین جایزهها را برایشان بخرید.
در ضمن این را فراموش نکنیم که ما ایرانیها شدیداً خود بزرگبین هستیم. به ویولت و حامیانش پیشنهاد میدهم که اگر میشود یک دقیقه سر کوچهیشان بیاستند و از هر کسی رد میشود بپرسند من و اماس را میشناسی یا نه؟ یا اگر میخواهند بپرسند اصلاً وبلاگ چیست؟
حالم از این دیدگاههای بچهگانه به هم میخورد. الحق که کمانگیر راست گفته بود وبلاگستان پایین و بالا. دقیقاً این جماعت وبلاگنشینهای بالای شهر هستند که فقط خودشان را آدم میدانند و بس! ما هم بچههای جنوب که از دار دنیا یک دومین و هاست ۲۰۰ مگی داریم!
که این نظر من باعث شد حدیثه، نویسندهی وبلاگ چشم غمگین اینگونه واکنش دهد:
امین!!!! خیلی از دستت کفریام
در ادامه، من علت عصبانیت حدیثهی عزیز را جویا شدم که وی در ادامه علت را اینگونه بازگو کرد:
شما منظورتون از (این جماعت) تو کامنتدونی فواد و پدرام چی بوده؟
که توضیح در مورد همین کلمه باعث شد این مطلب را بنویسم.
منظور من از کلمهی این جماعت، افرادی است که شدیداً حس خود بزرگبینی آنها را احاطه کرده است. منظور من از این جماعت افرادی هستند که فکر میکنند چون در وبلاگستان فارسی چند هزار بازدیدکننده دارند، دیگر باید همه به آنها توجه کنند و به قول معروف آنها را حلوا حلوا کنند! از این دسته افراد میتوانم حسین درخشان، زهرا اچبی و ویولت را نام ببرم که به راستی هنر آنها در تعریف از خود بر همه روشن شده است. اما چرا این حرف را میزنم؟
علت این حرفم این است که شما این سه تن را با افرادی مانند کمانگیر و صنم دولتشاهی مقایسه کنید، به نظر شما اگر این سه تن جای این دو بودند الان من و شما را جز آدم حساب میکردند؟ اگر پروژهی دیدیش و یا خوراکشمار را هر یک از این افراد انجام میدادند، آیا هم اکنون من و شما در لیست آنها جایی داشتیم؟
خلاصهی کلام آنکه افراد خودشان را در شرایط ویژه نشان میدهند، وگرنه همه در شرایط معمولی آدمهای خوب و باحالی هستند.







بسیار لایک و تقدیر
دو بار خوانده و تایید شده 
اسمایلی همذات پنداری
مرسی که شفافسازی کردی!!!
آقایی امین جان. چاکریم. شرمنده میکنی.