لایک کردن در فیس‌بوک به کودکان کمک نمی‌کند

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲

اسلکتیویزم (Slacktivism) یا مبارزه از زیر لحاف یکی از روش‌های محبوب مبارزه در بین کاربران شبکه‌های اجتماعی است که صدها نمونه آن را می‌توان در فیس‌بوک مشاهده کرد. در این روش کاربران با لایک زدن یک تصویر، صفحه و یا تغییر عکس پروفایل خودشان فکر می‌کنند که کار بزرگی انجام داده‌اند. به عنوان مثال فکر می‌کنند که با لایک کردن یک عکس، جان کودک داخل آن عکس را نجات داده‌اند! صفحه فیس‌بوک «ستاد مبارزه با چرندیات» مدتی قبل در مورد این روش مبارزه خنده‌دار مطلبی منتشر کرده است که به خوبی ابعاد فاجعه‌بار آن در بین کاربران فارسی‌زبان فیس‌بوک را نشان می‌دهد.

اما علاوه بر اسلکتیویزمی که در بین کاربران ایرانی بسیار محبوب است، این روش مبارزه در بین کاربران سایر کشورها نیز بسیار محبوب است به گونه‌ای که سازمان یونیسف سوئد کمپینی برای مبارزه با آن به راه انداخته است که در آن حقیقت ماجرا را به خوبی بیان می‌کند:‌ «ما را بر روی فیس‌بوک لایک کنید، و ما صفر بچه را بر علیه فلج اطفال واکسن خواهیم کرد.»

UNICEF Sweden campaign against Slacktivism

و علاوه بر آن یک ویدیو بسیار خوب در مورد این نکته مهم که لایک زدن زندگی هیچ انسانی را بر روی کره زمین نجات نمی‌دهد منتشر کرده است که دیدن آن را شدیدا توصیه می‌کنم:

برای همین فراموش نکنید که لایک‌ها، نظرات، به اشتراک‌گذاری‌ها و… شما هیچ تاثیری بر روی زندگی کودکانی که در آن تصویر مشاهده می‌کنید نداشته و نخواهد داشت. آنچه که به انسان‌ها در این کره خاکی کمک می‌کند همدلی و کمک‌های مالی‌ای است که باید با پول‌تان پرداخت کنید نه با کلیک‌ها ماوس رایانه‌یتان!

چگونه زندگی را هیجان‌انگیز کنیم (۱): پایتون

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲

اگر به داستان زندگی انسان‌ها از بیرون نگاه کنید، خواهید دید که زندگی کردن یکی از کارهای خسته‌کننده است. مثلا اکثر انسان‌ها صبح از خواب بلند می‌شوند، صبحانه‌ای می‌خورند و به سر کار می‌روند و شب به خانه برمی‌گردند و فیلمی تماشا می‌کنند و می‌خوابند! برای همین یکی از کارهایی که هر انسان باید در طول دوران زندگی‌اش انجام دهد، ایجاد هیجان در زندگی‌اش است، هیجانی که پایدار، لذت‌بخش، مفید و… باشد به طوری که پس از مدتی از ایجاد یا انجام آن پشیمان نشود.

من هم جز آن دسته از افراد هستم که به طور کلی ایجاد هیجان در زندگی را دوست دارم و اگر توییتر من را دنبال کنید، خواهید دید که هر از چند گاهی از انجام دادن یک کار برای ایجاد هیجان بیشتر در زندگی‌ام خبر می‌دهم! و خب لیست این کارهای هیجان‌انگیز آنقدر بلند و بالا شده است که تصمیم گرفتم هر از چند گاهی مطلبی در مورد این موضوع بنویسم تا شاید شما هم علاقه داشته باشید هیجان زندگی خود را از طریق کارهایی که من انجام می‌دهم بیشتر کنید :)

این مطلب اولین بخش از سری مطالب «چگونه زندگی را هیجان‌انگیز کنیم» است که در آن در مورد یادگرفتن زبان کدنویسی پایتون صحبت خواهم کرد.

پایتون یکی از زبان‌های کدنویسی است که برای کارهای مختلفی از جمله تجزیه و تحلیل اطلاعات یا Data Analysis مورد استفاده قرار می‌گیرد و برای همین به یکی از زبان‌های محبوب من تبدیل شده است اما از آنجایی که هیچ ایده‌ای در مورد این زبان نداشتم، به مرور زمان شروع به خواندن مطالب مختلف بر روی اینترنت کردم تا اینکه به صورت کاملا اتفاقی با دوره‌ای بر روی وب‌سایت عالی Coursera آشنا شدم که در آن برنامه‌نویسی تعاملی با پایتون را آموزش می‌داد: An Introduction to Interactive Programming in Python

An Introduction to Interactive Programming in Pythonهم اکنون حدود دو هفته از این دوره می‌گذرد و من مانند یک دانشجو تمام ویدیوها را نگاه می‌کنم، در آزمون‌ها شرکت می‌کنم و تکالیف خواسته شده را انجام می‌دهم. مثلا تکلیف هفته اول که در طول هفته وقت انجام آن را نداشتم، در ساعت ۴ صبح روز یکشنبه انجام و تحویل دادم که همچنان به این کار و همت خودم افتخار می‌کنم :)


حالا شاید شما بپرسید که این کار چه هیجانی دارد؟ چرا کسی باید تا ۴ صبح بیدار باشد و تکلیفی را انجام دهد که در نهایت آنقدرها مهم نیست؟ در پاسخ به این دست سوالات باید بگویم که این قبیل کارها هیجان زندگی را بالا می‌برند و برای من یادگرفتن پایتون که از آن هیچ ایده‌ای نداشته‌ام هم اکنون یکی از هیجان‌انگیزترین کارهایی است که می‌توانم انجام بدهم.

از نگاه من لذت یادگرفتن و یاد دادن به دیگران یکی از هیجان‌انگیزترین کارهایی است که هر آدمی می‌تواند در طول زندگی خودش انجام دهد و برای همین هم اکنون یادگرفتن پایتون و به طور کلی‌تر مباحث مختلف به کمک وب‌سایت Coursera یکی از بهترین کارهایی است که می‌توان انجام داد و به کمک آنها هیجان زندگی را بالا برد.

پس اگر تاکنون از وب‌سایت Coursera استفاده نکرده‌اید، هم اکنون به آن سری بزنید و در یکی از دوره‌های آن ثبت‌نام کنید تا لذت یادگرفتن را بهتر از گذشته درک کنید.

منتظر مطالب بعدی من در مورد افزایش هیجان زندگی باشید :)

نامه‌وارده: عدم درک مشتری‌مداری در بین طراحان وب، گرافیک و… ایرانی

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۱۵ فروردین ۱۳۹۲

مطلب زیر دومین مطلبی است که یکی از کاربران شبکه‌ی اجتماعی توییتر برای من ارسال کرده است تا آن را بدون نام منتشر کنم و در آن از عدم درک مفهوم مشتری‌مداری در بین طراحان وب و گرافیست‌های ایرانی صحبت کرده است. مطلب اول این کاربر توییتر را که در مورد ترفندهای کاربران فارسی‌زبان برای افزایش تعداد دنبال‌کنندگان در توییتر بوده است را می‌توانید در اینجا بخوانید.

اگر شما هم نوشته، عکس و یا فیلمی دارید که نمی‌توانید آن را در وبلاگتان منتشر کنید و یا مایلید به صورت ناشناس منتشر شود، می‌توانید آن را برای من بفرستید. واضح است که مطالب دریافتی از نظر ساختار نوشتاری ویرایش می‌شوند و لزوما بازتاب دهنده‌ی دیدگاه‌های من نیستند.


جوانتر که بودم، کاسب کار که نشده بودم هنوز، به نظرم می‌رسید مغازه‌داری و فروشندگی یعنی یک جنس را در مغازه داشته باشم و هرکسی آمد پرسید: «آقا این قیمتش چنده؟» من هم با قیافه‌ی جدی بگویم: «دویست تومن»، کافیه و دیگر هیچ مهارتی برای جلب، جذب، نگهداری و رضایتِ مشتری وجود ندارد! بعدتر متوجه شدم که نه اینطور هم نیست؛ کتاب‌هایی خواندم برای اینکه بدانم با مشتری چطور برخورد کنم، چطور نظرش را جلب کنم، چطور باید رضایت‌مندی مشتری برایم مهم باشد و خیلی چیزهای دیگر…

همان زمان هم بین همکاران به تمسخر گرفته می‌شدم که چرا کتاب‌هایی با عنوان «جلب مشتری» و… می‌خوانم. می‌گفتند: «این چیزها تجربی هستند، باید تجربه کنی؛ باید زمان بگذرد دستت می‌آید چطور رفتار کنی» ولی خودشان کلا در زمینه‌ی مشتری‌مداری موفق نبودند! و می‌بینم وقتی مشتری از در مغازه‌یشان داخل می‌شود خیلی از اوقات با تندخویی و بی‌حوصلگی جواب مشتری را می‌دهند و برایشان ننگ است اگر مشتری بیشتر سوال بپرسد، جواب بدهند. یا اگر مشتری وارد می‌شود و فقط قیمت می‌پرسد و نمی‌خرد، پشت سر مشتری بد و بیراه بگویند.

مشتری‌مداری

تازگی‌ها کارم به یکی از بچه‌های طراح گرافیک افتاد؛ برخلاف اینکه دانش فنی خوبی و حرفی برای گفتن داشت، متاسفانه مشتری‌مداری را در خصوصیات این دوست‌مان ندیدم! حتی وقتی اعتراض کردم که طرز برخورد با مشتری اینطور نیست، به جای اینکه بخواهد نظر من را جلب کند، اعتراضم را با تندخویی پاسخ داد… کمی که گذشت دیدم خیلی از بچه‌های فعال در زمینه‌ی طراحی وب، گرافیک و… علی رغم اینکه دارای دانش فنی خوبی هستند و کارهای خوبی از آنها می‌بینیم، همان نظری را دارند که من در اوایل کارم فکر می‌کردم کافیست! یعنی فکر می‌کنند یکی بیاید بپرسد: «آقا اگر بخواهی فلان طرح را برای من بزنی چند می‌گیری و چه کاری باید انجام دهم» این آقای طراح باید هروقتی که دلش می‌خواهد بدون درنظر گرفتن اصول مشتری‌مداری یک جوابی بدهد و تمام! حتی اگر قرارداد می‌بندد، باید طرحی که طراح برای مشتری طراحی می‌کند، بدون هیچ سوالی و نظری پذیرفته شود و اگر این بین چیزی گفته شد، طراح ممکن است به مشتری بگوید: «نظر فنی من مهم است، شما چون اطلاعات نداری نمی‌شود اینکار را انجام بدهیم» که در اصل به خاطر نظر فنی نیست، بلکه به خاطر عدم انعطاف‌پذیری (یا تنبلی) افراد است. رفتاری تقریبا مشابه همان کاسب کاری که نه سعی می‌کند بیاموزد نه سعی می‌کند رفتارش را اصلاح کند و توقع دارد راحت و بی‌دردسر فقط یکی بیاید بپرسد این چند و آقا با اخم و ترش‌رویی بگوید چندین میلیون تومان و معامله انجام بشود و تمام.

توصیه‌ی من به آن دسته‌ای از دوستانی که غیر از مسائل فنی طراحی، چیز دیگری مثل مشتری مداری را نیاموخته‌اند این است کمی به این موضوع هم توجه کنند. درست است که این علم در کشور ما جوان است ولی آن طور که من از بیرون گود به این موضوع نگاه می‌کنم، می‌بینم خیلی از افراد فعال (نه همه‌ی آن‌ها) فقط و فقط دنبال کدزنی و طراحی هستند و بس! اگر قرار است این علم جوان درست پایه‌گذاری شود، حتما حتما حتما باید به همه‌ی جنبه‌های آن دقت کرد و نه فقط کدزنی، طراحی و… .

بدون دیدگاه دسته‌بندی: جامعه, وب

چرا نباید وبلاگ‌نویسی را فدای شبکه‌های اجتماعی کرد؟

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۱۴ فروردین ۱۳۹۲

این روزها کمتر کسی است که در اینترنت گشت و گذار کند و نام شبکه‌های اجتماعی‌ای مانند فیس‌بوک یا توییتر را نشنیده باشد، نام‌هایی که در آینده مانند فعلی استفاده خواهند شد! مثلا برای پیدا کردن فردی خواهیم گفت «او را فیس‌بوک کن.»

در همین راستا نیز بسیاری از وبلاگ‌نویسان ایرانی با رها کردن وبلاگ‌نویسی، فعالیت خود را به صورت کامل به سمت فیس‌بوک، گوگل پلاس و تا حدودی توییتر برده‌اند تا از دید خودشان مخاطب بیشتری را برای مطالب‌شان داشته باشند. اما آیا این دلیل واقعا درست است؟ یعنی آیا بستن و خاموش کردن چراغ یک وبلاگ و مهاجرت به شبکه‌های اجتماعی مفید خواهد بود؟

اگر دو سوال بالا را تا چند روز پیش از من می‌کردید، ممکن بود که با شک به آن پاسخ بله بدهم، اما الان و پس از خواندن مقاله‌ای در گاردین با عنوان «Why everyone should register a domain name» پاسخ من به طور قطع نه خواهد بود! علت این تغییر دیدگاهم نیز به نکات مهمی باز می‌گردد که در این مقاله به آنها اشاره شده است به گونه‌ای که خواندن آن را شدیدا به شما پیشنهاد می‌کنم.

شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌نویسی

در این مقاله که چهارچوب کلی آن در مورد اهمیت داشتن یک آدرس اینترنتی یا  Domain در دنیای امروز است، دن گیلمور (Dan Gillmor) از تجربه خودش با دانشجویانش برای ثبت یک آدرس اینترنتی صحبت می‌کند و در جایی به نکته‌ای بسیار مهم اشاره می‌کند که تا کنون در مورد آن بسیار کم خوانده‌ام و این نکته آن است که فعالیت در وب‌سایت‌های بزرگی مانند فیس‌بوک، گوگل پلاس و توییتر در حقیقت بازی کردن در زمین این شرکت‌هاست و این بدان معناست که هر لحظه ممکن است این شرکت‌های براساس سیاست خود، امکانی را کم و یا زیاد کنند که شاید بهترین نمونه در این زمینه داستان بسته شدن گوگل ریدر باشد.

بر همین اساس، تعطیل کردن وبلاگ و مهاجرت به شبکه‌های اجتماعی یکی از اشتباهات فاحشی است که یک وبلاگ‌نویس می‌تواند انجام دهد زیرا با این کار آزادی عمل خود را از دست می‌دهد و به عبارتی تمام تخم مرغ‌های خودش را در یک سبد می‌گذارد!

پس فراموش نکنید که به هیچ عنوان به بهانه‌ی فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ خود را تعطیل نکنید که در آینده از این کار خود پشیمان خواهید شد! البته در این میان نقش شبکه‌های اجتماعی در رشد بازدیدکنندگان یک وب‌سایت/وبلاگ قابل انکار نیست :)

مراقبت گروه Private Iran و فیلترشکن‌های آن باشید

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۶ فروردین ۱۳۹۲

مسدود شدن وی‌پی‌ان در ایران و افزایش تقاضای کاربران اینترنت برای استفاده از آن باعث شده است که بسیاری از کاربران با جستجو و عضویت در گروه‌های مختلف سعی در پیدا کردن راهی برای دور زدن سیستم خنده‌دار فیلترینگ در ایران بکنند و به دلیل همین محدودیت‌ها، هم اکنون بازار سیاهی در این مورد ایجاد شده است که مانند هر بازار سیاهی که به دلیل سیاست‌های غلط یک دولت ایجاد می‌شود، هم اکنون عده‌ای در حال سو استفاده از وضعیت موجود هستند و تحت نام‌های مختلف فیلترشکن‌های آلوده به بدافزارهایی مانند تروجان را بین کاربران توزیع می‌کنند!

آخرین نمونه‌ای که امروز صبح یکی از دوستان آن را به من اطلاع داد، داستان گروهی در گوگل با نام «private iran entekhab92» است که چنین پیامی را به صورت فله‌ای برای ده‌ها کاربر ارسال کرده است:

دعوتنامه ارسالی از سوی گروه Iran Entekhab92

شاید با خواندن پیام بالا این نکته به ذهن‌تان برسد که این پیام هیچ مشکلی ندارد و عده‌ای می‌خواهند در راه مبارزه با سیستم اسفناک فیلترینگ در ایران مبارزه کنند، اما متاسفانه حقیقت چیز دیگری است و این گروه هم اکنون در حال سو استفاده از جو پیش آمده است به گونه‌ای که تحت نام فیلترشکن در حال انتشار فایل‌های حاوی بدافزار است که کاربران سیستم عامل ویندوز را مورد هدف قرار گرفته است.

یکی از فایل‌هایی که این گروه ادعا می‌کند ابزاری برای دور زدن فیلترینگ است، فایلی با نام fun.exe است که با یک اسکن ساده به راحتی می‌توان دید که این فایل حاوی تروجانی با نام Heur Invader است که از نظر خطرناک بودن، در درجه فوق‌العاده بالایی قرار دارد.

پیام ایمیلی که حاوی فیلترشکن آلوده به تروجان است

به همین دلیل مراقب گروه‌های مختلف که ادعای انتشار فیلترشکن‌های مختلف می‌کنند باشید و هر فیلترشکنی را نصب نکنید زیرا بسیاری از این فیلترشکن‌های ابزاری برای جاسوسی شما هستند.

پی‌نوشت ۱: بهترین روش مقابله با تروجان این است که یک فایروال بر روی سیستم عامل خود نصب کنید. اگر از ویندوز استفاده می‌کنید، بهترین گزینه ZoneAlarm است.

۸ دیدگاه دسته‌بندی: امنیت, سانسور

روش جدید سانسور توسط کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه چیست؟

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۲۷ اسفند ۱۳۹۱

از نظر من اینترنت و سانسور آن در ایران یکی از شاهکارهای قرن ۲۱ است و یقین دارم که در آینده از آن به عنوان نمونه‌ای شکست خورده و روشی برای هدر دادن پول یک کشور یاد خواهد شد. در همین راستا نیز هر روز روش‌ها و حرکات خیره‌کننده‌ای را می‌توان از مسئولین ایران مشاهده کرده که نمی‌توان هیچ توضیح منطقی وعقلانی برای آنها پیدا کرد. آخرین نمونه‌ی این حرکات محیرالعقول را می‌توان مسدود شدن کلیه‌ی پورت‌های وی‌پی‌ان دانست که بدون هیچ توضیح و واکنشی و تنها با تکذیب‌های خنده‌دار و مضحک، در حال انجام آن هستند.

این مقدمه را گفتم که به شاهکار اخیر کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه اشاره کنم که در آن با میزبان هاست یک وب‌سایت تماس می‌گیرند و از وی درخواست حذف یک مطلب را می‌کنند!

وبلاگ رسمی وب‌سایت وبلاگ‌نیوز، در ۱۸ بهمن ماه مطلبی با عنوان «یک اتفاق عجیب!» را منتشر کرده است که در آن پرده از شیوه‌ای جدید برای سانسور وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های داخل ایران برداشته است. براساس آنچه که وبلاگ‌نیوز منتشر کرده است، در این شیوه جدید، کمیته مصادیق محتوای مجرمانه با ارسال ایمیل به میزبان وب‌سایت وبلاگ‌نیوز، درخواست حذف یک مطلب را به صورت فوری کرده است که این میزبان هم به دلیل آنکه دستش به جایی بند نبوده است تا از تخلف کمیته مصادیق محتوای مجرمانه شکایت کند، آن مطلب را از روی وبلاگ‌نیوز و بدون اطلاع مسئولین این وب‌سایت، حذف کرده است.

برای همین اگر فردا روزی دیدید که کمیته مصادیق محتوای مجرمانه یک مامور را به درب خانه‌ی شما فرستاده است که بالای سر شما بایستند تا یک مطلب را از وبلاگ خود پاک کنید، اصلا تعجب نکنید چون دوستان در حال ابداع روش‌هایی جدیدی هستند تا به کار سانسور و سرکوب آنلاین خود کمی هیجان بدهند :)

متن مطلب «یک اتفاق عجیب» در وبلاگ وبلاگ‌نیوز

تعطیل شدن گوگل ریدر، زنگ خطری برای کاربران ایرانی

نوشته شده توسط امین ثابتی در ۲۴ اسفند ۱۳۹۱

از دیشب که خبر تعطیل شدن گوگل ریدر در اول جولای ۲۰۱۳ (۱۰ تیر ۱۳۹۲) منتشر شده است، بحث‌های زیادی در مورد چرایی این تصمیم گوگل صورت گرفته است به گونه‌ای که هم اکنون نام این سرویس گوگل در توییتر ترند شده است و به طبع آن بسیاری از وبلاگ‌های سرشناس مانند نارنجی و یک پزشک جایگزین‌های مناسب برای گوگل ریدر را معرفی کرده‌اند.

ترند شدن گوگل ریدر در توییتر

اما آنچه که در این میان مورد توجه‌ی کاربران ایرانی قرار نگرفته است، علت و اهمیت تعطیل شدن این سرویس برای آنهاست، حتی برای کسانی که تاکنون از این سرویس استفاده نکرده‌اند! خطری که به جرات می‌توان آن را فاصله گرفتن کاربران ایرانی از دنیای تکنولوژی و فناوری اطلاعات دانست. چرا؟

برای این ادعا دلایل مختلفی وجود دارد که بهترین شاهد آن را می‌توان نظر رابرت اسکوبل در مورد تعطیل شدن گوگل ریدر دانست:

نظر رابرت اسکوبل در مورد تعطیل شدن گوگل ریدر

از نگاه رابرت اسکوبل، تعطیل شدن گوگل ریدر به این دلیل است که روش خبرخوانی و دنبال کردن اخبار با ظهور شبکه‌های اجتماعی تغییر چشم‌گیری پیدا کرده است و این روزها کاربران اینترنت با مراجعه به فیس‌بوک، توییتر، گوگل پلاس و یا اپلیکیشن‌هایی مانند فلیپ‌برد، کمتر به سراغ فید یا همان RSS می‌روند. به همین دلیل نیز گوگل تصمیم گرفته است که گوگل ریدر را تعطیل کند و تمرکز خود را بر روی گوگل پلاس بگذارد.

خب، اگر بخواهیم منصفانه به داستان نگاه کنیم، حرف رابرت اسکوبل تا حدود زیادی درست است و با نگاهی به طرز خبرخوانی در کشورهای مختلف به راحتی می‌توان به این نکته رسید که حضور کاربران اینترنت در شبکه‌های اجتماعی بسیار محسوس‌تر است و شاید بهترین مثال دست به دست شدن فیلم زورگیری در تهران در فیس‌بوک بود که باعث شد تا قوه قضائیه به آن واکنش نشان دهد، اتفاقی که به ندرت برای خبری در گوگل ریدر رخ داده است.

اما در این داستان افرادی مانند رابرت اسکوبل در مورد وضعیت عادی‌ای صحبت می‌کنند که کاربران اینترنت یک کشور تنها با یک کلیک به فیس‌بوک می‌روند و به راحتی و با تاچ کردن تلفن هوشمند خود، اپلیکیشن فلیپ‌برد و… را نصب و استفاده می‌کنند. شرایطی که برای کاربران ایرانی رویایی بیش نیست به گونه‌ای که با داشتن سرعت بسیار کم اینترنت، با مشکلاتی مانند بسته شدن پورت‌های وی‌پی‌ان و فیلترینگ شدید شبکه‌های اجتماعی مواجه‌اند.

برای همین با نگاهی به وضعیت حرکت دنیای اینترنت و تمرکز شرکت‌های بزرگ بر روی شبکه‌های اجتماعی و فیلتر بودن تمامی شبکه‌های اجتماعی محبوب در ایران و توهمات مسئولین فیلترینگ ایران در مورد آنها، باید گفت که کاربران ایرانی هر روز فاصله‌یشان از دنیای واقعی اینترنت بیشتر و بیشتر می‌شود. فاصله‌ای که مقصر اصلی آن دولت ایران و ساختار خنده‌دار فیلترینگ اینترنت در ایران است.

به همین خاطر از نظر من تعطیل شدن سرویس‌های مانند گوگل ریدر زنگ خطری برای کاربران ایرانی است، زیرا فاصله آنها با حقیقت دنیای اینترنت بیشتر و بیشتر می‌شود، فاصله‌ای که جز ضرر و عقب‌ماندگی هیچ نتیجه‌ای نخواهد داشت.

۳ دیدگاه دسته‌بندی: تکنولوژی, وب