در دنیای امروز ممکن است با افکار و عقاید خیلیها مشکل داشته باشیم، اما این دلیلی نمیشود که عدهای تنها و تنها به دلیل نوشتن در یک صفحهی مجازی به نام وبلاگ کشته شوند و یا ماهها در زندان باشند:
در ۱۸ مارس ۲۰۰۹، امیدرضا میرصیاف وبلاگنویس و روزنامهنگار ایرانی در زندان اوین کشته شد. یکی از جرمهای وی نوشتن در وبلاگ و انتقاد کردن بوده است!
مادر حسین درخشان: ۸ ماه است در تمام رسانهها اعلام میکنید کسانی را که قصد براندازی نظام را داشتهاند دستگیر کردهاید. شب عید که میشود، همه آنهایی را که عاملان اصلی فتنه میخوانید آزاد میکنید، اما حسین درخشان هنوز از نظر شما مستحق آزادی نیست! چرا؟ چون از کسانی که میفرمایید براندازند جرمش سنگینتر بوده؟! چون به دامن وطن با پای خودش بازگشته؟! چون از نظر دشمنان، حامی نظام و دولت اسلامی بوده؟! چرا؟
امین ثابتی، نویسنده وبلاگ ندای امروز، خود را یکی از نخستین وبلاگ نویسان استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران می داند. او این کار را شش سال پیش، زمانی که دانشجوی مهندسی شیمی در دانشگاه زاهدان بود، آغاز کرد.
پینوشت:
اگر به هر دلیلی نمیتوانید ویدئو فوق را ببینید، میتوانید از اینجا آن را دانلود کنید.
از آخرین مطلبی که در ندای امروز نوشتهام، حدود دو ماه میگذرد! دو ماهی که ماجراهای بسیاری داشته است؛ ماجراهایی از مشغلههای درسی گرفته تا مشغلههای کاری و زندگی خصوصی. خلاصه، با اینکه در اینجا چیزی نمینوشتم، اما همواره به اینجا سر میزدم، به این دلیل که ندای امروز بخشی از زندگی من است و بدون این وبلاگ من چیزی را کم دارم! اما بعد از این غیبت بلند، میخواستم مطلبی در مورد سانسور در اینترنت بنویسم، ولی بنا به دلایلی تصیم گرفتم که از تجربهی آکادمیک در بریتانیا بنویسم.
زمانی که به بریتانیا آمدم، از سیستم آموزشی این کشور هیچ ایدهای نداشتم و ورود به کلاسهای درس برایم یکی از وحشتناکترین اتفاقاتی بود که میتوانست در بدو ورود من به بریتانیا و لندن بیافتد. هم اکنون که این مطلب را مینویسم حدود ۹ ماه است که در لندن هستم و دو امتحان نیز تا کنون دادهام. دو امتحانی که تقاوت آنها با اکثر امتحاناتی که در ایران دادهام از زمین تا آسمان است! برای درک این تفاوت، دو سیستم آموزشی که تا کنون من تجربه کردهام را کنار هم مینویسم و در نهایت تصمیمگیری و نتیجهگیری را بر عهدهی شما میگذارم.
هفتهی آینده امتحان فیزیک دارم. از هفتهی قبل تا به حال نیمی از مطلب را دوره نمودهام. مطمئنا تا هفتهی آینده نیمهی دوم را به موقع دوره خواهم نمود.
کیسهی برنجی برای مصرف یک ماه خریدهام. در نیمهی ماه نصف کیسه مصرف شده است و با خیال راحت میدانم که تا انتهای ماه برنج به اندازهی کافی موجود است.
باک ماشین را پر از بنزین میکنیم و از تهران به سمت اصفهان حرکت میکنیم. در نیمهی راه درجهی بنزین به نصف رسیده است و اطمینان داریم با نیمهی باقیماندهی بنزین مابقی مسافت را بدون دردسر طی خواهیم نمود.
اینها چند مثال از بسیاری از نمونههایی است که ما به صورت روزمره با آن برخورد میکنیم. در همهی این مثالها رابطهای خطی بین دو متغیر، مثلا بین مصرف بنزین و مسافت طی شده وجود دارد. ذهن ما به وجود رابطهی خطی بین متغیرها عادت نموده است و در اولین برخورد با هر پدیدهای رابطهای خطی بین متغیرها در نظر میگیریم.
در این مقاله مواردی که رابطهی خطی بین متغیرها صادق نمیباشد و نگاه خطی منجر به استنتاجهای بسیار نادرست میگردد، بررسی میشود. اهمیت این موضوع در برآورد مصرف انرژی و پیامدهای اجتماعی بحران انرژی پیشرو میباشد.
بحثها ی گوناگونی در رابطه با چگونگی توزیع درآمد حاصل از تعدیل قیمتها خواندهام. ابتدا خوشهبندی طبقات و سپس عقب گرد و نگرانی از قطبی نمودن جامعه و صحبت از توزیع همگانی درآمد به همهی اقشار با اشارهی ملایمی بر کمی بیشتر بودن سهم طبقهی آسیبپذیر.
مطمئن هستم ظرف یک سال پس از ارائهی لایحهی تعدیل قیمتها به مجلس و بررسیهای فراوان در کمیسیونهای مختلف مجلس و همین طور گروههای کاری و تخصصی دولت این نوشتار شاید چندان در برگیرندهی همهی موارد مورد بررسی این عزیزان نشود لیکن به نظرم آمد که آنچه در این مورد به فکر من میرسد را عنوان نمایم.
شاه کلید پیشبینی حوادث جهان در آینده (2)
استفاده از واژهی قلهی تولید نفت (Peak Oil) به صورت اسم خاص برای لحظهای از تاریخ که تولید جهانی نفت به حداکثر ممکن خود میرسد، اطلاق میگردد...